تدارک انتخابات نظامی ــــ امنیتی

پس از تقلب گسترده در انتخابات سال هشتاد و هشت و افشای هرچه بیشتر قانون شکنی و یکه تازی ولی فقیه که حتی برنامه‌ ای که خود بر آن صحه گذاشته بود را نادیده گرفت، دیگر هیچ سازمان و انسان باورمند به دمکراسی و حقوق شهروندی را نمیتوان سراغ گرفت که به این حاکمیت و انتخاباتی که به راه می‌اندازد اعتنایی داشته باشد. کنار گذاشتن موسوی و کروبی از دایره خودی ها با وجودی که به اجرای بی تنازل قانون اساسی، ولایت و همه ی شروط تبعیت از نظام گردن گذاشته بودند، آخرین ضربه‌ای بود که خامنه ای به بقایای مشرعیت خود وارد کرد، مشروعیتی که خامنه ای و نیروهای درون کاست حکومتی او میتوانستند به کمک آن همچنان به توهم پراکنی مشغول باشند و به مانوورهای کسالت بار سیاسی ــ مذهبی خود ادامه دهند .

در چنین شرایطی است که انتخابات سال آینده برای رژیم از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چرا که هم می خواهد هرچه پر سر و صدا تر بر طبل تو خالی ی انتخابات در داخل بکوبد و آنرا مهم جلوه دهد و هم در صحنه ی بین‌المللی از این طریق برای خود وجهه دست و پا کند. هنوز رقابت‌های انتخاباتی بجایی نرسیده خامنه ای سخنرانی کرد و، علی سعیدی، نماینده اش در سپاه نیز با تأکید بر اینکه نیروی نظامی چارچوب ها و معیارها ی انتخابات را تبیین می‌کند و مدافعان ایده وحدت ملی ( منظور رفسنجانی است ) میتوانند کمک کنند نه اینکه شریک باشند ( ۱ ) تکلیف همه ی خودی هایی که آزرده اند ولی بناگاه طرفدار انتخابات آزاد شده‌اند را روشن کردند: انتخابات آزادی در کار نیست. همه چیز در دست سپاه و نیروی نظامی!

پنج ماه پیش از انتخابات هنوز نمی‌توان از آنچه پیش خواهد آمد و برنامه‌ای که خامنه ای و نیروی نظامی در سر دارند نظر مشخصی داشت چرا که همه چیز پشت درهای بسته سرای خلافت و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی سپاه تعیین می‌شود و بقیه جامعه ناخودی و نا محرمند. در عین حال، در سایه ی دیوارهای بلند خلافت که محدوده ی مجاز نظام محسوب می‌شود، نیروهای رقیب تلاش‌های خود را آغاز کرده اند. سه جریان رقیب انتخاباتی فرایند اصلی پیش رو را تشکیل می‌دهد. در زیر مختصرا به موضعگیری های آنها می پردازیم.

۱ ـــ جریان اصولگرای ذوب در ولایت. نمایندگان اصلی ی آن عسکراولادی، بادامچی و حداد عادلند. دفاع بی چون و چرا از ولی فقیه و توجیه بی قانونی ها و تقلبات انتخابات سال ۸۸ متن تبلیغاتی این محالظه کاران را تشکیل میدهد. عسکر اولادی که از پایه ی حمایتی بیشتری در بین بازاریان برخوردار است سعی دارد اصلاح طلبان را پند و اندرز دهد و جلوی زیاده روی دیگران را بگیرد، به شریعتمداری نامه می‌نویسد و به او می گوید که با حسن ظن به دیدگاههای هاشمی نگاه کنیم و برای توجیه عمل‌ کرد نظام به هر دروغ و ریاکاری چنگ می زند. نظام را آنگونه توضیح می‌دهد که گفتی بزرگترین دمکراسی جهان است. می گوید: ۲۴۰ حزب در کشور داریم حتی اسمش هم به گوشتان نخورده ! اصلاح طلبان یا دوم خردادی ها را کسانی میداند که از مردم در فتنه ۸۸ جدا شدند و امیدوار است که آن‌ها .. توفیق سلام صادقانه مجدد پیدا کنند و مورد تأیید صلاحیت قرار گیرند. ...

در‌ واقع هر چه سرسپردگی به رهبر بیشتر باشد، دامنه ی ریا کاری و دروغپردازی نیز گسترش پیدا می کند. حداد عادل در سخنرانی خود به مناسبت روز دوازدهم دی ماه سالروز سفر رهبر به یزد مقام معظم رهبری را قهرمان انتخابات سال ۸۸ معرفی می‌کند و در مورد موسوی و کروبی می گوید: آقایان حاضر نشدند دلیل محکمه پسند ارائه کنند و یکی از حرف‌ هایشان شمارش صندوق ها بود که امکان‌ پذیر نبود! ( ۲ ) او که خود در جمع ۶ نفره بررسی انتخابات سال ۸۸ بوده در پاسخ این پرسش که : شما با ابطال بخشی از صندوق ها به مجلس ششم راه یافتید می گوید: بنده در آن انتخابات نفر ۳۳ اعلام شدم. اعتراص هم نکردم فقط نامه‌ای نوشتم و اعلام کردم رأی من در حوزه ای که بنده و خانواده‌ام در آنجا دادیم، صفر اعلام شده، پس از چند روز شورای نگهبان آرا را شمرده و بنده را نفر ۲۹ عنوان کرده ! و در مورد رأی ۷۵ در صدی دانشگاهیان به موسوی اظهار بی اطلاعی می کند! ( ۳ ) همینطور هم آقای بادامچی میرحسین موسوی را طرح استکبار میداند که بیست سال طول کشیده تا چهره واقعی او معلوم شود! ( ۴ )

۲ ــــ جریان دوم نیروهای طرفدار احمدی نژادند که با فرصت طلبی و مغشوش کردن صفوف اصلاح طلبان و طرفداران احمدی نژاد تلاش می‌کنند هر چه بیشتر نیرو بسیج کنند و ابزارشان هم همان دروغبافی و عوامفریبی است. برای نمونه، رحیم مشایی در تبلیغات انتخاباتی در جمع بسیجی ها و هیئتی ها در پرسش اینکه اتخاذ مواضع انحرافی از سوی ایشان علتش چیست می گوید: من خودم از جنس شما بسیجی ها و هیئتی ها هستم، اما از آنجایی که رأی دوم خردادی ها برای نگهداشتن دولت در سالهای آتی لازم بوده بنا داشتیم تا با بیان این نظرات و مواضع به هواداران اصلاح طلبان و مخالفان این پیام را انتقال دهیم که کارهایی را که خاتمی شعارش را داد ولی عملی نکرد توسط احمدی نژاد صورت خواهد گرفت.... بهر حال بیان کردن برخی صحبت‌ها و موج سازی ها از سوی بنده تنها به دلیل جذب هواداران اصلاحات بوده.... ( ۵ )

۳ ـــ جریان سوم خوشبینانی هستند که تصور می‌کنند راه حل مشکلات را پیدا کرده‌ اند و خود را موج سوم می نامند. اینان هر دو مانیفست اصولگرایی و اصلاح طلبی را اشتباه می دانند. یکی از این افراد محمد شریعتمداری، عضو سابق جمعیت دفاع از ارزش‌ های انقلاب اسلامی است، که در انتخابات ۷۶ از ری شهری حمایت کرده بود و بتازگی کاندیداتوری خود برای انتخابات را اعلان کرده است. او اصلاح طلبانی که در زندانند را اصلاح طلبان تند میداند و امیدوار است که اگر جرم مشهود و غیر قابل عفوی مرتکب نشده اند، مشمول حال رأفت اسلامی قرار گیرند.

خارج از این سه جریان تبلیغاتی، تلاش‌هایی هم در جریان است تا جلوی تلاشی بیشتر اوضاع اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اخلاقی جامعه گرفته شود. برای نمونه علی مطهری در عین اشاره به حالت اضطراری مملکت به رفسنجانی رجوع می‌کند و از او می‌خواهد برای ایجاد تعادل در جامعه با نفوذی که روی گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی دارد، برای ریاست جمهوری کاندید شود که رفسنجانی نمی‌پذیرد ( ۶ ). دلسوزانی به حال نظام هم هستند، کسانی چون کرباسچی که معتقد است . سیستمی که در این چند سال اخیر با برنامه‌ریزی و حساب و کتاب داشتن و قانون و مصوبات مجلس ناسازگاری بوده، مشکل هر دو گروه است ( منظور او اصولگرایان و گروه احمدی نژاد است ) . عده‌ای آمده‌اند که با برنامه مخالفند، با بودجه مخالفند، با قانون مخالفند و در بهترین حالت دلشان می‌خواهد امکانات دولت زیر همان تشک سنتی باشد و به صورت قبل از میلاد مسیح کشور را اداره کنند. ( ۷ )

شاید خوشبینانی چون علی مطهری و محمد شریعتمداری مایل نباشند بر عمق فاجعه تأمل کنند و اینکه ولی مطلقه نیز باید به ساز نیروهای امنیتی ــ نظامی برقصد. آیا نیرویی که فرمانده اش ( سعید قاسمی ) از این آزادی برخوردار است که در سخنرانی خود رکیک ترین الفاظ را به زبان آورد، رفسنجانی را آقای جا اّسبی ، دخترش را ساندویچ خور ، ندا آقا سلطان را ف ه بنامد و در مورد خاتمی بگوید: دو هفته پیش اعلام کرده که در انتخابات ۸۸ تقلبی نشده، خب احمق می مردی اینو سه سال و نیم پیش می گفتی، احمق حالا دیگه چه فایده داره. برای قانون و حساب کتاب ارزشی قائل است ؟ ( ۸ )

اگر فرض هم بر این گذاشته شود که انتخابات آزاد به شیوه ای که موسوی و کروبی یا طرفداران قانون اساسی در داخل می خواهند، برگزار شود، چه مشکلی را از مشکلات اکثریت ستمدیدگان، بیکاران، گرسنگان و بی آیندگانی حل می‌کند که در اثر تبعیضات جنسیتی، مذهبی، ملی و دگر اندیشی و دگر باشی سی چهار سال است رنج می‌برند ؟ آنهم در جامعه‌ای که همه ی ارکان اقتصادی، سیاسی و اجرایی و نظامی در انحصار مشتی جنایتکار فاشیست است که ادعای مدیریت جهانی دارند، رهبرشان کاری به کار ۷۳ میلیون جمعیت ندارد و با توسل به خدا و در انتظار امام زمان از زیر بار هر نوع مسئولیتی شانه خالی می کند؟ اجرای قانون اساسی که خود منشاء همه ی تبعیضات است و برای پست های اصلی ای چون رهبری و ریاست جمهوری فقط رجال را قبول دارد و نیمی از جامعه ( زنان ) را کنار گذاشته است و از نیم دیگر هم فقط معتقدین به شیعه اثناعشری را قبول دارد، چه راه حلی است که حتی طرفداران اصلاح طلبی در خارج به آن دخیل بسته اند و برای مترقی نشان دادن خود دمکراسی را هم به آن می چسبانند؟

تبلیغ اصلاحات و دمکراسی در چارچوب نظام کنونی جز خاک پاشیدن به چشمان مردم ستمدیده معنای دیگری ندارد. این بخش از طرفداران دمکراسی، جنبش سبز و اصلاح طلبان هنوز هم نمی‌خواهند بپذیرند که تحت نظام تئوکراتیک، چه قانونمند باشد چه مانند وضعیت کنونی کشور غیر قانونمند، دستیابی به دمکراسی غیر ممکن است

مردم جامعه ی ما نه با کتاب‌های دینی بلکه با شرکت مستقیم در مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه و در دست گرفتن سرنوشت خود بدست خویش میتوانند به جامعه لائیک و دمکراتیک برسند و این هم فقط از طریق سرنگونی این رژیم ممکن است و برای نیل به آن بیداری و اتحاد اکثریت جامعه ضروری است، اکثریتی که نیروهای متوهم و مرتجع در آن جایی نخواهند داشت.

 

 

تحریریه سایت

۱۰ ژانویه ۲۰۱۳

 

زیر نویس ها

 

۱ ـــ سخنرانی علی سعیدی، ۸ ژانویه

۲ ـــ ایلنا اول ژانویه ۲۰۱۳

۳ـــ همانجا

۴ ـــ ایسنا، پنج‌ شنبه ۲۷ دسامبر ۲۰۱۲

۵ ـــ گزارش سایت اصولگرای صراط نیوز چهار شنبه، سوم ژانویه

۶ ــــ ایلنا ۵ ژانویه ۲۰۱۳

۷ ــــ کلمه، چهار شنبه ۲ ژانویه ۲۰۱۳

۸ ـــ سخنرانی سعید قاسمی از فرماندهان سپاه بمناسبت بزرگداشت شهدای فتنه ۸۸ ویدئوی

journalisten. Com