خامنه ای کمترازتوبه وذوب درولایت قبول ندارد آقای عبدالله نوری .

بهروز ستوده

نمیدانم خانمها وآقایان اصلاح طلب ، و هم آن دسته از گروههای سیاسی و روشنفکران و شخصیت های اپوزیسیون جمهوری اسلامی که سالهاست برای باز شدن فضای سیاسی ایران ، چشم امیدشان به معجزه "انتخابات آزاد" در جمهوری اسلامی که لاجرم میبایستی زیر نظر شورای نگهبان خامنه ای برگزار شود دوخته اند و سالیان درازی است که شعار"انتخابات آزاد"را محور مطالبات خود قرار داده اند بدون اینکه برای مردم ایران توضیح دهند که این "انتخابات آزاد" را چه کسانی و با چه مکانیسمی قرار است در کشوری که حکومت عهد عتیقی اش ، 34 سال است که نه  تنها حق انتخاب شدن و انتخاب کردن آزاد را که حتی حق خوردن و پوشیدن و راه رفتن آزاد را از مردم ایران سلب کرده است بمرحله اجرا درآید ؟  نمیدانم تاکنون نهیب رهبر و پیامهای سران ریز و درشت جمهوری اسلامی در مورد "انتخابات آزاد" و اعلام آمادگی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران برای"مهندسی" کردن انتخابات آزاد ، به  خانمها وآقایان اصلاح طلب و دنباله روهای خیالاتی آنان  رسیده است یا اینکه لازم است کسی با ساز و دهل در گوش آنان بنوازد و آنها را از خواب گران و رویاهای شیرین شان بیدار نماید و بگوید که رهبر و تمام حواشی بیت رهبری ،  توپ "انتخابات آزاد" را به سمت شما پرتاب کرده اند ، اینک توپ در میدان شماست آقایان و خانمهای اصلاح طلب  !

درست زمانی که رهبر و باند مافیائی پیرامون او ، خود را برای وارد کردن ضربه نهائی بر شعار "انتخابات آزاد" آماده میکردند اصلاح طلبان حکومتی و غیر حکومتی نیز مشغول رایزی و جستجوی منفذی بودند که بتوانند اجازه عبوراز جداره نفوذ ناپذیر  بیت رهبری و شورای نگهبان خامنه ای بگیرند و با شرکت در "انتخابات آزاد" برای تعیین ریاست جمهوری اسلامی ، یکبار دیگر شانس خود را دراین عرصه آزمایش کنند ! عقب نشینی پشت عقب نشینی  تا رسیدن به مرز اصولگرائی ، شاید دل سنگ رهبر نرم شود و جواز عبور برای حضور در "انتخابات آزاد" صادر شود ، غافل از اینکه بیت رهبری و آقای جنتی ، همانطوریکه بارها اعلام داشته اند برای کسانی که میخواهند از منفذ باریک شورای نگهبان رهبر عبور کنند تنها یک راه وجود دارد وآن : توبه و ندامت از گذشته خویش و اعلام برائت خود از "سران فتنه" است ! معلوم نیست که مافیای قدرت و ثروت و جنایت ، با چه زبانی میبایستی با اصلاح طلبانی که شیفته ی مشارکت در "انتخابات آزاد"و سهیم شدن در قدرت اند سخن بگوید که متوجه شوند !

 درست زمانی که خامنه ای خود را آماده میکرد که تعریف جدیدی از "انتخابات آزاد" ارائه دهد تا معاندان و بدخواهان انقلاب اسلامی اینقدر هی نگویند "انتخابات آزاد ، انتخابات آزاد" آقای عبدالله نوری ، یکی از رهبران اصلاح طلب  نیز در جمع دانشجویان عضو انجمن اسلامی دانشگاه تهران مشغول بدست دادن تعریف جدیدی از جریان اصلاح طلبی و جنبش سبز بود تا با این تعرف جدید شاید روزنه ای برای حضور در "انتخابات  آزاد" ریاست جمهوری  گشوده گردد ! ببینید که آقای عبدالله نوری برای نرم کردن دل سنگ رهبر و شورای نگهبانش تا کجا پیش میرود :

متاسفانه تعریفی روشن از اصلاحات و جنبش سبز ارائه نشده است و معیار و مرزبندی مشخص و مدونی برای اصلاح طلبی و جنبش سبز موجود نیست. از جنبش سبز می توان تعریف اعم یا تعریف اخص کرد. درخصوص جریان اصلاحات هم همین طور است. با این وجود، هم اصلاح طلبان و هم جنبش سبز همراه با رهبران و نخبگان این جریانات مدعی پایبندی به قانون اساسی هستند و شاید بشود همه جریانات منتقد و غیربرانداز را حول محور قانون اساسی شکل داد و منسجم کرد. من فکر می کنم اصلاحات و جنبش سبز هم پوشانی زیادی دارند و محور آنها قانون اساسی است.

بگذریم که حتی آقایان موسوی و کروبی در اوج خیزش های سبز و خودجوش مردم ایران ، هرگز بخود اجازه  ندادند که خود را رهبر و سخنگوی جنبش سبز معرفی کنند و حالا در رکود آن جنبش ، آقای عبدالله نوری بخود اجازه میدهد که جنبش سبز را به سود جریان اصلاح طلبی مصادره نماید ، از جانب این جنبش سخن بگوید و تعرفی از آن ارئه دهد که به مذاق سران جنایتکار جمهوری اسلامی و برپا کنندگان کهریزک ها خوش آید و راه را برای شرکت در "انتخابات آزاد" هموار نماید ! بهر حال پس از گذشت دو دهه ازعمرجریانی موسوم به اصلاح طلبی و گذشت سه سال و نیم ازجنبش به خون نشسته سبز ، و انتشار هزاران مقاله و رساله و کتاب در مورد این دو مقوله ، آقای عبدالله نوری گویا به این نتیجه رسیده است که  هنوزتعریف درستی از اصلاحات و جنبش سبز در دست نیست ! بهمین خاطرایشان به کشف جدیدی نائل آمده و از آن دو مقوله که گویا "همپوشانی" و مشابهت زیادی با یکدیگردارند تعریف جدیدی بدست میدهد ! و تعریف جدید هم این است که : اصلاحات و جنبش سبز، هردو غیر براندارو پای بند به قانون اساسی جمهوری اسلامی هستند و محور خواسته و فعالیت شان قانون اساسی جمهوری اسلامی است ! بعبارت دیگرآقای عبدالله نوری ، در تعریف جدیدی که از جریان اصلاح طلبی و جنبش سبز ارائه میدهد، قبول و یا عدم قبول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را معیار و ملاک براندازی و غیر براندازی نظام جمهوری اسلامی  تعیین میکند ، و این همان معیاری است سران جلاد جمهوری اسلامی برای تشخیص براندار از غیر برانداز تعیین نموده اند ، و با چنین معیاری ، زنان ایران که نیمی از جامعه ایران را تشکیل میدهند ، اقلیت های قومی و مذهبی ایران ، دگراندیشان و روشنفکران ایران ، احزاب و گروههای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی ، و تمامی نهادهای حقوق بشری که همه وهمه مخالف قانون اساسی تبعیض آمیز جمهوری اسلامی هستند در زمره ی براندازان قرار میگیرند! و این همان اتهامی است که  جانیان حاکم بر میهن ما با توسل به آن ، از بدو تولد نامیمون جمهوری اسلامی تا کنون ، هزاران هزار زن ومرد و پیر و جوان ایرانی را به زندان و شکنجه و اعدام محکوم کرده اند .  

آقای عبدالله نوری با تردستی آخوندی میخواهد آبروی جنبش سبز را پشتوانه ی بی آبروئی اصلاح طلبان ورشکسته ای سازد  که  پس از هشت سال تسلط بر سه قوه مقننه و مجریه و قضائیه و اجرای احکام ولایت مطلقه فقیه ، رئیس جمهور دولت اصلاحات اعلام داشت که : درمدت زمامداری اش فقط یک "تدارک چی" بوده است  و بدین خاطر موفق نشده است برنامه های اصلاحی وعده داده شده را بمرحله اجرا درآورد ! و کسی نیست از آقای عبدالله نوری ، این چهره شاخص اصلاحات سئوال کند که چگونه میتوان یک جریان ورشکسته و بی اعتبار دولتی را به جنبش جوان ومردمی سبز که در پی کسب حقوق شهروندی و رفع تبعیض های  جمهوری اسلامی است به همدیگر پیوند زد ؟ من تصور نمیکنم که آقای عبدالله نوری آنقدر ساده اندیش باشد که نداند نسل جوان ایران ، پس از کودتای انتخاباتی خامنه ای احمدی نژاد درخردادماه  88  ، با شعارهائی از قبیل "رأی من کو" و "جمهوری ایرانی" و"نه غزه نه لنبان ..."  برای بازگرداندن اصلاح طلبان به قدرت ، به خیابان نیامدند ، و شاید آقای عبدالله  نوری فراموش کرده است که اصلاح قانون اساسی جمهوری اسلامی و رفع تبعیض های موجود ، یکی از مطالب مهمی بود که آقایان موسوی و کروبی در مناظرات انتخاباتی خود مطرح بودند ،  و مردم ایران در انتخابات 88 به این امید به این دوکاندید رأی دادند تا شاید بتوانند از آن طریق ، قانون اساسی تبعیض آمیز جمهوری اسلامی را  تغییر دهند ، بنابراین روی آوردن مجدد مردم به صندوق رأی در خردادماه 88 ، بمنظور تکراربازی ملال آور اصلاح طلبانی که مردم ایران آنان به مدت 8 سال آزموده بودند ، نبوده است ، پس بهتر است که آقای عبدالله نوری وسایر اصلاح طلبان ، حساب خود را از حساب جنبش سبز جدا کنند و از جانب خود و جناحهای اصلاح طلب سخن گویند نه از جانب جنبش جوان سبز .

درسخنان خود آقای عبدالله نوری پس از اینکه جنبس سبز را بنفع جریان اصلاح طلبی مصادره مینماید و آنرا پای بند به قانون اساسی جمهوری اسلامی وانمود میسازد و پس از اینکه به شرح اختلاف نظرها در میان اصلاح طلبان بر سر حضور یا عدم حصور در انتخابات آینده می پردازد و برلزوم اجماع درمیان جبهه اصلاحات بر سر مسئله انتخابات ریاست جمهوری تأکید میکند ، آقای نوری بر روی یک نظریه که در حقیقت نظریه ی خود ایشان و دوستانش میباشد ، تأمل بیشتری مینماید و به شرح وبسط آن میپردازد ، در مورد حضور یا عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ، آقای عبدالله نوری چنین میگوید:

برخی دوستان استدلال میکنند درشرایطی که عزیزان بزرگوار، آقایان کروبی و موسوی و سرکار خانم رهنورد درحصر و یا عزیزان دیگری در حبس هستند در انتخابات شرکت نمی‌کنیم ، در پاسخ ، گروهی از دوستان می گویند که در همه دنیا در انتخابات شرکت می‌کنند تا چنانچه برنده انتخابات شدند مشکلات سیاسی و اقتصادی را بر اساس برنامه های خود حل کنند و ایده‌ها و برنامه های خود را عملی کنند نه اینکه احزاب منتقد از جریان حاکم بخواهند اگر ایدههای ما را عملی کنید و دغدغه های ما را برطرف کنید در انتخابات شرکت می‌کنیم . به هر حال بحث‌ها زیاد است و باید به یک جمع‌بندی رسید. البته فعلا بحث‌ها در مراحل مقدماتی است. ولی به نظر می رسد در صورت ایجاد اجماع میان بزرگان اصلاحات و جنبش سبز و گروه های مختلف اصلاح‌طلب و جمع بندی در خصوص حضور و شرکت در انتخابات و معرفی یک چهره مقبول دارای شاخصه های یک اصلاح طلب مردمی ، قدرتمند و سیاستمدار به عنوان كاندیدای جریان اصلاحات و جنبش سبز، چنانچه برای مردم توضیح داده شود که برای اصلاح امور و تغییر فضا و بهبود وضع مردم و دفاع از حقوق ملت باید در انتخابات حضور پیدا کرد و از این حق مسلم و قانونی نباید به سادگی چشم پوشی کرد، مردم نیز همراهی خواهند كرد و این حضور و همراهی می تواند به اثر گذاری و نهایتا پیروزی بیانجامد.

گفته های آقای عبدالله نوری  بقدر کافی روشن است ونیازی به تشریح ندارد ، فقط  بد نیست این نکته را اضافه کنم که آقای نوری در این قسمت ازسخنان خود ، تلاش دارد تضاد شرکت در انتخابات و همچنان در زندان وحصر خانگی باقی ماندن شخصیت ها و رهبران اصلاحات را که قبلاً ازجانب سران اصلاح طلب و حتی آقای رفسنجانی ، به عنوان پیش شرط برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات تعیین شده بود را  بگونه ای حل نماید تا اگر کسی از آنان سئوال کرد  که مگر شما  تا  همین چند هفته  قبل ، شرکت خود را در انتخابات ریاست جمهوری ، مشروط به آزادی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد و سایرشخصیت های اصلاح طلب زندانی و نیز باز شدن فضای سیاسی جامعه نکرده بودید ، حالا چطور بدون اینکه شروط و خواسته های شما تحقق یافته باشد میخواهید در"انتخابات" شرکت کنید ! درجواب بگویند که : با این هدف در انتخابات شرکت میکنیم که پیروز شویم و وقتی رئیس جمهوراصلاح طلب از صندوق بیرون آمد و قدرت را بدست گرفتیم ! آنوقت  به حصر خانگی سه شخصیت اصلاح طلب پایان دهیم ! فضای سیاسی جامعه را باز کنیم ! مسئله اتمی را حل کنیم ! به اقتصاد درهم ریخته و گرانی و بیکاری سرو سامان دهیم  و دهها وعده توخالی دیگر که بیشتر به قصه های شب که برای خواب کردن کودکان گفته میشود شباهت دارد تا ارائه یک راهکار سیاسی صادقانه .

و بالاخره شاه بیت سخنان آقای عبدالله نوری در جمع دانشجویان عضو انجمن اسلامی دانشگاه تهران و توجیه اینکه با وجود زندانی بودن رهبران اصلاحات و حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی ، اصلاح طلبان همچنان میتوانند در انتخابات شرکت کنند !  ببنید آقای عبدالله نوری ، از رهبران و شیفتگان شرکت در انتخاباتی که مهندسان سپاه پاسداران از هم اکنون خود را برای "مهندسی"کردن آن آماده میسازند چه میگوید ، و این گفته آقای عبدالله نوری بقول معروف چیزی نیست مگرعذر بدتر از گناه !

آقای عبدالله نوری میگوید :

در زمان دولت اصلاحات مرحوم آیت الله العظمی منتظری سال ها در حصر بودند، آیا اصلاح طلبان فعالیت اصلاحی و تلاش سیاسی و انتخاباتی خود را تعطیل و مشروط به رفع حصر و یا آزادی زندانیان سیاسی کردند ؟ آیا اصلاح طلبان ازحضور در اداره کشور و جامعه و فعالیت های سیاسی، اجتماعی کنار رفتند؟ در حال حاضر بسیار مهم است که هر چه در توان داریم تلاش کنیم تا عزیزان بزرگوار آقایان کروبی، میرحسین موسوی و خانم رهنورد و زندانیان سیاسی آزاد شوند. با وجود این تاکید بر این موضوع به گونه ای نباشد که فرصت های موجود برای فعالیت سیاسی را از بین ببرد و به تعطیل اصلاحات بیانجامد و آن را در بن بست قرار دهد که بن بست در گفتمان اصلاحات راه را برای جریانات تند و افراطی حاکمیت و یا در طیف برانداز هموار می کند.

در پاسخ به این قسمت از سخنان آقای عبدالله نوری ، قلم رها شد تا هرآنچه  دل تنگ اش میخواهد  تراوش کند ولی در نیمه های راه  به حرمت مصطفی تاج زاده و هم زنجیرانش ازحرکت باز ماند و خود را سانسور کرد . آخر هرچه باشد او و هم زنجیرانش ،  هنوزعنوان اصلاح طلب را با خود حمل میکنند

23 دی ماه 1391

12 ژانویه 2013