بهروز ستوده

            "حق " مردم ایران ! ازانتخاب بین بد و بدتر تا انتخاب بهترین نوکربرای رهبر!

خیانت بزرگ  خمینی به اعتماد مردم ایران و پایمال نمودن دستاوردهای انقلاب مشروطه زمانی آغاز شد که مجلس مؤسسان وعده داده شده در پاریس برای تدوین قانون اساسی جدید ایران ، به مجلسی مرکب اسلام گریان معمم و مکلا برای نگارش قانون اساسی تبعض آمیز جمهوری اسلامی تبدیل شد و پس از آن نیزبتدریج آنقدر مواد مسموم و ضدمردمی به قانون اساسی جمهوری اسلامی تزریق گردید تا همه چیز خلاصه شد در اراده ولایت مطلقه فقیه ، یعنی دیکتاتور افسار گسیخته ای که قدرت اش با هیچیکدام ازانواع حکومت های زمینی قابل مقایسه نیست و اختیارات وقدرت او را فقط میتوان با قدرت آسمانی خدا برابر دانست ، قدرتی که نیازی به پاسخگوئی به بندگان خویش در روی زمین ندارد ! درخلق هیولای مخوفی که قدرت مطلقه اش به قدرت خدا پهلو میزند تمامی دارودسته ها و جناح های رانده شده از بیت رهبری که این روزها از استبداد ولایت مطلقه خامنه ای به ستوه آمده اند و هم آندسته از گروههای سیاسی و روشنفکران کج اندیشی که در زیر بیرق خط انقلابی و ضد امپریالیستی امام خیمه زدند و با ایجاد توهم در میان مردم و بویژه نسل جوان کشور، پایه های حکومت ولایت فقیه را مستحکم کردند ، در مقابل ملت ایران و نسل های آینده این کشور و تاریخ درد آور و خون آلود حاکمیت ولایت فقیه در این سرزمین مسئول اند .

آنچه که از ابتدای پیدایش جمهوری اسلامی تا به امروز با نام انتخابات در ایران بمرحله اجرا درآمده است چیزی نبوده و نیست مگر رقابت افراد و دارودسته های وفادار به حکومت اسلامی و قانون اساسی تبعیض آمیزش برای نشستن بر سر سفره ی قدرتی که ولایت مطلقه فقیه در صدر آن قرار دارد . حق شهروندی انتخاب شدن از همان ابتدای تأسیس حکومت اسلامی ، از شهروندان ایرانی سلب و به اقلیت ناچیزی از شیعیان مذکر دوازده امامی و پیرو نظریه ولایت فقیه که در عین حال از صافی تأیید بیت رهبری و شورای نگهبان او گذشته باشند منحصر گردیده است و حق شهروندی انتخاب کردن نیز که تا کودتای انتخاباتی احمدی نژاد خامنه ای در خردادماه 88 به انتخاب یکی از کاندیدهای عبور کرده از صافی بیت رهبری و شورای نگهبان محدود و مشروط میگردید چنین بنظر میرسد که بخاطر سرپیچی های جسته و گریخته احمدی نژاد از فرامین رهبر، بیت خامنه ای را برآن داشته است که این حق محدود و مشروط انتخاب بین بد وبدتر راهم از شهروندان ایرانی بگیرند و از این پس فقط این حق را برای مردم ایران قائل باشند که از میان دو سه نوکر گوش بفرمان ، بهترین نوکر را برای رهبر انتخاب نمایند ! اما در این میان و تنها مانعی که بر سر پیاده کردن پروژه انتخاب بهترین نوکر برای رهبر وجود دارد وجود احمدی نژاد است که در اواخر دوران ریاست جمهوری خود برای حفظ موقعیت دارودسته خود در قدرت به مانور دهی و شاخ وشانه کشیدن در مقابل خامنه ای روی آورده است ، شگفتا که وقتی پای قدرت و سهم خواهی بیشتربرای غارتگری و تضییع حقوق و آزادی مردم ایران بمیان آید نوکر دست نشانده ای چون احمدی نژاد که خود توسط خامنه ای و با اجرای کودتای انتخاباتی سال 88 و کشتار جوانان ایرانی در خیابانهای تهران و شهرستانها ، به مقام ریاست جمهوری صعود کرده است اینک خود به مشکلی برای رهبر تبدیل میگردد و مدعی میشود که تصمیم دارد از مهندسی انتخابات (بخوانید تقلب در انتخابات بنفع خامنه ای) جلوگیری خواهد کرد و حافظ صیانت آرای مردم در انتخابات آینده خواهد بود !

تمام شواهد و قرائن حکایت از این دارد که میل خامنه ای و باند امنیتی نظامی پیرامون او هدایت آرام زورق شکسته ولایت فقیه تا موعد انتخاب بهترین نوکر برای رهبر و خلاصی بی دغدغه از شر احمدی نژاد میباشد ، اما دارودسته تبهکار احمدی نژاد نیزخوب میدانند که اگر قدرت را از دست بدهند در فردای انتخاباتی که در پیش است جناح مقابل ، تمامی ناهنجاری های 8 سال گذشته را بگردن باند احمدی نژاد خواهند انداخت و چه بسا که برخی از آنان را برای محاکمه به پای میزلاریجانی های دزد و زخم خورده بکشانند ، بهمین خاطر باند احمدی نژاد در تلاش اند که طرح خامنه ای را مبنی بر انتخاب گوش بفرمان ترین نوکر ازمیان دارودسته های اصولگرا را برهم بزنند و بازگردند به بازی سابق انتخابات رقابتییعنی به بازی که اصلاح طلبان حکومتی و غیر حکومتی بازیگران سنتی آن میدان بوده اند ، چون فقط دراینصورت است که دارودسته احمدی نژاد برای حفظ قدرت ، قادر خواهند بود به مصاف دارودسته های وابسته به خامنه ای بروند ودر قدرت با آنان سهیم گردند . احمدی نژاد بدرستی دریافته است که او فقط دریک بازی انتخاب بین بد و بدتر یا بعبارتی همان بازی انتخابات رقابتی که سالیان درازی اصلاح طلبان جمهوری اسلامی بازیگر اصلی آن بوده اند شانس غلبه بر حریف را دارد . او میخواهد از تنفر مردم ایران نسبت به ولایت فقیه بهره جسته و با عوامفریبی و وعده های توخالی آرای اقشار تهیدست و مردم جان به لب رسیده از ستم های ولی فقیه را به سمت خود بکشاند .

خامنه ای برای خلاصی از شّر احمدی نژاد دو راه در مقابل خود دارد :

1- اجرای یک کودتای انتخاباتی دیگر بوسیله ی نیروهای امنیتی و سپاه و بسیج ، یعنی تکرار آنچه که در خرداد ماه 1388 علیه آقایان موسوی و کروبی انجام دادند و بیرون آوردن نام نوکر بی اراده ای از قماش علی اکبر ولایتی از صندوق که احتمال هیچگونه مخالفتی با فرامین رهبری از جانب او وجود نداشته باشد . اظهارات نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران در مورد آمادگی سپاه بمنظور مهندسی انتخابات و شرعی بودن دخالت نیروهای سپاه در سیاست برای دفاع از ولایت و انقلاب در انتخابات آینده ، و همچنین اظهارات فرماندهان نیروهای انتظامی و نظامی و امنیتی و بسیج مبنی بر آمادگی کامل آن نیروها برای حفظ و حراست از کیان ولایت و انقلاب اسلامی و پیش بینی شرکت 65 درصدی مردم ایران در انتخابات آینده ، همگی نشان دهنده این است که خامنه ای برای انتخاب شخص مورد نظر خود به مقام ریاست جمهوری ، میخواهد تمامی نیروهای خود را وارد میدان سازد و به هر شکلی که ممکن است از انتخاب کاندیدای مورد نظر احمدی نژاد جلوگیری بعمل آورد .

2- گزینه دیگری که برای بیرون راندن باند احمدی نژاد از صحنه قدرت وجود دارد این است که خامنه ای با ورود رفسنجانی و برخی از اصلاح طلبان بی خطر به صحنه ی انتخابات رقابتی موافقت نماید . اظهارات برخی از چهره شاخص حکومت اسلامی در مورد فتنه گر نبودن سران اصلاح طلب و ملاقات سه تن از شخصیت های اصلاح طلب با خامنه ای ، حکایت ازاین دارد که در پشت پرده و بدور از چشم مردم ایران ، تحرکات و آمد و رفت هائی برای جلب رضایت خامنه ای نسبت به ورود مجدد اصلاح طلبان به صحنه انتخاباتی که در پیش است در جریان میباشد ! در صورتی که زد بندها ی پشت پرده در مورد ورود مجدد برخی از چهرهای اصلاح طلب به انتخابات به نتیجه برسد ، هدف خامنه ای از چنین توافقی این خواهد بود که از اصلاح طلبان به عنوان پادزهر در مقابل دارودسته احمدی نژاد استفاده کرده ولی در نهایت با کمک نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی ، بگونه ای که مایل است انتخابات را مهندسی نموده و نوکر دلخواه خود را از صندوق بیرون بیاورد . اینکه آیا برخی از اصلاح طلبان رانده از قدرت در شرایطی که پرونده خونین کودتای انتخاباتی سال 88 هنوز باز است و دهها نفر و از جمله آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد در ارتباط با آن کودتا هنوز در زندان بسر میبرند و در شرایطی که بفرمان رهبر حتی استفاده از واژه انتخابات آزاد ممنوع میشود و تعداد زیادی از روزنامه نگاران جوان را به اتهام اطلاع رسانی درمورد انتخابات آینده ، دستگیر و زندانی میسازند و دستگاههای امنیتی نظامی خامنه ای نیزبا صدور بخشنامه های جدیدی حتی شایعه پراکنی در مورد خیمه شب بازی انتخابات آینده را جرم و مجرمین را برهم زننده نظم و امنیت عمومی محسوب و به دادگاههای انقلاب فرامیخواند ! آری در چنین فضای خفقان آلود نظامی امنیتی ، آیا بخشی از اصلاح طلبان رانده شده از قدرت وارد چنین بازی خطرناکی با خامنه ای خواهند شد یا خیر؟ بستگی به داد و ستدهای پشت پرده ای دارد که ما از آن بی خبریم ولی آنچه که مسلم است این است که غده چرکین ولایت مطلقه فقیه این روزها با بزرگترین بحران درونی خود در طول 34 سال گذشته مواجه شده است که اگر در شرایط کنونی ، اپوزیسیونی متحد و ملی و مورد اعتماد مردم وجود میداشت از این فرصت تاریخی میتوانست بنحو شایسته ای استفاد نموده و شور و نشاطی به جامعه باز گرداند و مردم جان به لب رسیده و محروم ایران را برای بدست آوردن حقوق پایمال شده خود بحرکت درآورده و به دارودسته های جنایتکار جمهوری اسلامی نشان دهد که بجز قدرت بیت رهبری و نیروهای نظامی وامنیتی پیرامون او ، قدرت دیگری نیزدر صحنه سیاسی و اجتماعی ایران وجود دارد و آن قدرت ، قدرت عظیم مردم ایران است . قدرتی که خامنه ای و باندهای دزد و تبهکار جمهوری اسلامی شمه ای از آن را پس کودتای انتخاباتی سال 88 ، در قالب خیزش های سبز مشاهده کردند و لرزه بر اندامشان افتاد . و امروزه هراس و وحشت اصلی خامنه ای و تمام جناح های ولایت مدارجمهوری اسلامی این است که مبادا آتشی که در زیر خاکستر پنهان شده است فرصتی برای شعله ور شدن پیدا کند . آری با نزدیک شدن موعد خیمه شب بازی انتخاب بهترین نوکر برای رهبر ، نگرانی اصلی خامنه ای وجانیان پیرامون او ظهورقدرت مردم ایران و رو در روئی آنان است با اصل ولایت فقیه ، نه حضور دارودسته احمدی نژاد در این خیمه شب بازی تکراری جمهوری اسلامی .

1 اسفند ماه 1391

19 فوریه 2013