نامه ای سرگشاده

 

منصور اسانلو مراقب باش زیر پایت پوست موز انداخته اند!

 

در حاشیه اعلام برنامه فعالیتهای منصور اسانلو در خارج کشور

از: سعید صالحی نیا

 

salehinia@aol.com

4 مارس 2013

منصور اسانلوی گرامی!

من یک فعال کمونیست کارگری هستم و نزدیک به 16 سال است که در خارج از ایران زندگی می کنم.سرنوشت منهم شبیه توست و بسیاری از مبارزان راه آزادی . منهم مثل شما دورانی سخت را در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی که نماینده اسلام سیاسی و نظام سرمایه داریست طی کردم و نقطه ای رسید که مثل شما دیگر امکان ماندن برایم میسر نبود. سرنوشت ما و چند نسل از مبارزان راه آزادی بسیار شبیه هم است هر چند از جایگاههای مختلفی شروع می کنیم یا مشترکا سر از زندانها و شکنجه گاهها و میادین اعدام در می آوریم یا بالاخره "قانونی یا غیر قانونی" از مرزها می گذریم و در خارج کشور زندگی سخت و دشوار در تبعید را شروع می کنیم.

منصور گرامی

من اولین مصاحبه شما را در خارج کشور دیدم(1). هم بسیار خوشحال شدم و هم نکاتی به ذهنم رسید که با شما در میان بگذارم.امیدوارم این نامه سرگشاده که در چند سایت اینترنتی منتشر می کنم بدست شما هم برسد و هر موقع هم خواستی با من تماس بگیر تا بیشتر با هم تبادل نظر و تجربه کنیم. هدف دیگر من اینست که این نامه خوانندگان دیگر را هم درگیر کند و امید دارم همه این ارتباطها کمکی بشود برای پیروزی هدف مشترک ما یعنی ازادی و برابری در ایران و همه دنیا!

 

(1)داستان کشیده شدن مبارزه شما به خارج کشور و افق پیش رویتان

منصور گرامی

من سالهاست که فعالیتهای شما را دنبال می کنم از همان زمان که در سندیکای شرکت واحد بقول خودتان نخواستید سیاسی باشید و فقط خواستید بطور صنفی خواستهای اولیه کارگران شرکت واحد را به گوش جامعه برسانید و زندگی کارگران این واحد خدماتی را بهتر ببینید. همانطور که شما در تجربه متوجه شدید رژیم اسلامی نگذاشت شما غیر سیاسی بمانید.بارها به زندانتان انداختند و شکنجه و تهدید کردند.تا دم مرگ رفته اید و برگشته اید و طبعا بیشتر متوجه شدید که در ایران صحبت کردن از کار "سندیکائی غیر سیاسی" ممکن نیست. نظام دیکتاتوری در ایران به کارگر اجازه نمی دهد فعالیت صنفی داشته باشد چون سهم کارگر فروختن کار ارزانست و جائی برای ازادی فعالیت کارگر نمی ماند. زمان طولانی گذشت تا شما بالاخره به این نتیجه رسیدی که حتی سندیکای شرکت واحد هم به تنهائی کاری از پیش نمی برد و همانطور که در مصاحبه ات هم گفتی تلاش کردی که سایر تشکلهای کارگری را هم سازمان دهی تا رسیدی به نقطه ای که همین هم نشد و جانت به خطر افتاد و سرانجام خودت را به خارج کشور رساندی.

حالا می گویند شما را این جناب امیر حسین جهانشاهی ، "به خدمت گرفته" و مدعی شده شما "مسئول سازماندهی کارگری برای جنبش سبزش" شده ای! اینجاست نکته ای که من دارم و می خواهم ازت بخواهم حواست جمع باشد پوست موز این خلایق زیر پایت نگذارند!

(2) در باره تو چه گفتند و حقیقت چیست؟

اطلاعیه ای بنام همکارانت در سندیکای شرکت واحد منتشر شد مبنی بر اخراجت از سندیکا و توصیه به سازمانهای کارگری جهانی که تحویلت نگیرند! من همانموقع نوشتم که بوی گندی از این اطلاعیه به مشامم می رسد.(2)نوشتم که نمی پذیرم تو را که سمبل مبارزات معاصر کارگری ایران هستی اینطوری به گند بکشند و تازه به دنیا اعلام کنند که اسانلو چون از ایران رفت که جانش را حفظ کند، دیگر نماینده کارگر شرکت واحد نیست! نپذیرفتم اون مهملی که اینها گفتند و من اصلا شک دارم که این اطلاعیه از زیر قران همانها که می خواستند در تهران "دوباره خدمتت برسند و بخارانندت" نباشد! اینرا به صراحت نوشتم که کارگر جماعت با همکارش اینجوری تا نمی کند.

اما ماجرا اونجا تمام نشد و از یکطرف توی ایران اطلاعاتیها تو را به "انحرافات اخلاقی" متهم کردند و از اینطرف این روزها عده ای تو را متهم می کنند که می خواهی لخ والسای ایران شوی! اون یکی رضا رخشان(2) که تو را بازنده نامیده در حالیکه دردش از اینست که به جمع سرنگونی طلبان رژیمش پیوسته ای! اون دیگرها که نقاب چپ زده اند این خبر پیوستن تو را به جنبش سبز علامت نهائی انحراف تو و خیانت تو دانسته اند!

من اما به اینها کاری ندارم! خوب به حرفهای خودت گوش کرده ام و می دانم توی دنیای دیگری هستی! فهمیده ای کارگر کیست و فهمیده ای که چیزی هست بنام دنیای بهتر و زندگی انسانی . اینها را هم فهمیده ای و هم به همکارانت و جامعه اموخته ای. من از تو درس مقاومت گرفته ام. فکر نمی کنم اهل اینها باشی که زور می زنند تا خودشانرا با تو تداعی کنند. نمی توانم بپذیرم که منصور اسانلو اینهمه از زندگیش گذشته تا بشود ملعبه دست سرمایه دارانی که خودشانرا زیر زرورق سبز پیچیده اند و قرار دارند به کمک نظام سرمایه جهانی خودشانرا به انقلاب مردم ایران زورچپون کنند!

نمی توانم بپذیرم که منصور اسانلو سرانجامش بشود لخ والسائی که او هم یک کارگر شریفی بود که موز زیر پایش گذاشتند و بدجوری خودش و طبقه کارگر لهستانرا به نظام بربریت سرمایه فروخت!

(3)رهبر کارگری صنفی و سیاست

منصور عزیزم:

این معضل کار صنفی و ارتباطش با سیاست بواقع دعوای مهمتری را نمایندگی می کند. وقتی تو گفتی که می خواهی فقط کار صنفی کنی معنیش این بود که نمی پذیری کارگر با همان تعریف درستی که در مصاحبه ات کردی حق دارد باالخره حکومت هم بکند! چرا نمی پذیری که نوبتی هم باشد نوبت کارگر است که حکومت کند؟ چرا باید دیگران، آخوندها و بازاریها و مفتخورهای سرمایه دار حاکمیت کنند و وقتی نوبت من و تو برسد ، ما باید "صنفی" بمانیم؟ شاید خودت را سانسور می کردی وقتی توی ایران مرتب این "صنفی بودن" را تکرار می کردی اما حالا؟ توی دنیائی که می شود ادم حرف اخرش را بزند چی؟ به من و همکارانت چگونه می خواهی بقبولانی که ما عرضه حکومت کردن نداریم و حداکثرش اینست که برویم سندیکا بزنیم و دنبال یک قران بیشتر همیشه بجنگیم؟

این نکته مرکزی است که حالا که در خارج وقت بیشتر داری باید خوب تکلیفت را باهاش روشن کنی! وقتی قبول کردی که کارگر محق است حکومت کند و از قضا اگر حکومت کند جامعه ازادیش و برابریش تامین و تضمین است ، اون موقع منصور اسانلوئی شدی که جلو آمده . نه فقط از خودش بلکه از چند نسل همقطارش از همانموقع ها که سندیکای صنعت چاپ را ساختند تا شورای متحده مرکزی و شرکت نفتیها که پدرت درش فعال بود تا همین الان که چشم همه اونها که مرده اند و زنده ، به توست و ما همه قبول نکرده ایم که تو را به "خدمت حامیان سرمایه" ببرند و اجیر "سبزها شوی"!

تکلیفت را سعی کن درست معلوم کنی و نگذاری که این پوست موزی که زیر پایت گذاشته اند تو را و ما را سرنگون کند که خسته شده ایم از امید بستنها و ناامید شدنها و دیگر راضی نمی شویم که رهبرانمان را به دادگاه بکشانند و خوردشان کنند!

 

(4)تعیین تکلیف با طبقه کارگر، دو راهی مهم سرنوشت تو

منصور عزیزم:

وقتی که اون دیگران تلاش کردند بگویند که رهبر کارگری وقتی از ایران رفت دیگر رهبر نیست، من همانموفع نوشتم که این مهمل است! کارگر جماعت رهبرش را با بیرون رفتن از مرزها رها نمی کند.تو همچنان باید خودت را رهبر کارگران ایران بدانی که شایسته اش هستی. من نوشتم که هیچکس حق ندارد به گذشته پرافتخار تو خط قرمز بکشد. اما خودت می توانی! این خودت هستی که اینجا تصمیم می گیری که در اینده از تو به چه یاد کنند!

نگذار این فریب سبزها که توی جامعه مدنی خیالیشان کارگر جماعت هنوز "جیره خوار صاحبکار است" و حداکثرش باید ناله و فغانش را به طریق قانونی به گوش ارباب برساند، بشود رویای تو!

رویایت را وسیعتر کن و برای آقائی و سروری طبقه کارگر مبارزه کن. طبقه کارگر یعنی اکثریت مطلق جامعه و مدنیتی که حاکمیتش ببار خواهد آورد تضمین کننده سعادت همه جامعه است.

دو راهی جلوی تو همینست که ایا می پذیری که نماینده جنبش رهائی جامعه از سرمایه داری بشوی یا آنکه به نوکری سرمایه داران در لباس سبز دل خوش کنی؟

منصور جان!

ما را از خودت نا امید نکن! این داستان پرشکوه مقاومت را در دلمان نشکن! بگذار ما سربلند بمانیم و بگوئیم که رهبر کارگری تا آخرش رفت و و وسط راه زمین نخورد و فریبش ندادند! ما با ایستادن تو آرزوهایمان را متحقق می بینیم!

جای تو در کنار ما کمونیستهای کارگریست. در کنار جنبشی است که پایان دوران ستم سرمایه، آزادی و برابری را امری فوری می دانند. خوشحالم زنده ماندی و صورت پر امید و چشمهای پرفروغت نگذاشت که غبار این مهملها و این هرزه های سیاسی و خود فروخته ها و نوکران و اراذل رژیم ، یک لحظه هم که شده امید ما را نا امید کند.

با ما و طبقه کارگر بمان. کمکمان کن که حکومت کارگری بسازیم. توانش را داریم باور کن!

اما کارهای زیادیست که باید کرد و قله های زیادیست که باید فتح کرد!

از راه دور می بوسمت!

سعید صاحی نیا

 

منابع دیگر:

(1) لینک اولین مصاحبه خارج کشوری اسانلو

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=nTsJvXUxbT0&noredirect=1

(2)برخی اظهار نظرها در مورد اسانلو:

سعید صالحی نیا: چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم؟ خانه اش ویران باد!در حاشیه حکم مشکوک اخراج منصور اسانلو از سندیکای شرکت واحد

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=38954

محمد آسنگران: آقاى رضا رخشان! دفاع از احمدى نژاد و دفاع از موج سبز هر دو ضد کارگرى است

http://www.azadi-b.com/J/2013/03/post_455.html

نادر بکتاش: سندیکای شرکت واحد و اسانلو , ملغمه سیاست و سندیکا ودلدادگی و اخلاق

http://www.azadi-b.com/G/2013/03/post_511.html

رضا رخشان: آقای اسانلو تو باختی

http://www.azadi-b.com/J/2013/03/post_441.html

محمود قزوینی: اسانلو "فعال کارگری" خاندان جهانشاهی از آب درآمد!

http://www.azadi-b.com/G/2013/03/post_506.html

اسانلو به صف دشمنان پیوست!(محمد اشرفی)

http://www.azadi-b.com/G/2013/03/post_510.html

(3)موج سبز: امیر حسین جهانشاهی

http://organization.greenwavenews.com/journal/tag/امیرحسین-جهانشاهی/page/6

(4)سعید صالحی نیا:پاسخی محترمانه به رضا رخشان

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=26723

Raha TV | Shabnameh (28 Feb 13)

www.youtube.com

شبنامه ویژه- گفتگو با منصور اسانلو بنیانگذار سندیکای شرکت واحد‏