ایالات متحده چگونه از تروریسم در صحرا حمایت میکند

 

 

 

پرفسور جرمی کینان

ترجمه: نسرین ابراهیمی

 

مالی آخرین کانون جهانی با درخواست مداخله برای نبرد با اسلامیستهائیست که نیمه شمالی کشور را در دست گرفته اند. اما در پس این مساله روایت تکان دهنده کثیفی وجود دارد که مداخله واشنگتن وسرویس جاسوسی الجزیره را در بوجود آوردن تهدید تروریستی برای در خدمت گرفتن منافع استراتژیکی خود آشکار میکند.

 

در 12 اکتبر 2012 ، شورای امنیت سازمان ملل متفقأ به نفع پیشنویس قطعنامه فرانسه رای داد که در آن از دولت مالی می خواست تا طرح هائی برای ماموریت نظامی به منظور برقراری کنترل دوباره بر بخش شمال مالی ، یعنی منطقه ای از صحرا که بزرگتر از فرانسه است ، تدوین کند. شمال مالی که مردم محلی توارگ آنرا بنام آزاواد میشناسند، پس از شورش توارگ در اوایل سال، تحت کنترل تند روهای اسلامیست بوده است. رسانه های بین المللی چندین ماه بی وقفه برای مداخله بین المللی نظامی فراخوان داده اند،و شمال مالی را همچون افغانستان آفریقا ذکر کرده اند.

در حالیکه درماه ژانویه، پس از گسترش وقایعی که ظاهرأ فقط یک شورش دیگر توارگ نامیده میشود، رسانه ها پوششی خبری فراوانی از جریان وقایع و قساوات و سبعیتهای صورت گرفته در آزاواد تهیه کرده ا ند؛ به بعضی از سئوالات اولیه هنوز پرداخته نشده است . هیچ روزنامه نگاری سئوال نکرده، یا لااقل جواب نداده است که چگونه این آخرین شورش توارگ، تقریبأ به محض شروع ، توسط چند صد تند روی اسلامیست، ربوده شد.

 

خلاصه اینکه ، رسانه های بین المللی در توضیح وضعیت در آزاواد شکست خورده اند. و دلیلش این استکه که داستان اینکه در آنجا چه اتفاقی می افتد، ما را بنحو باورنکردنی،عمیقأ به حیطه های تیره جاسوسی غرب و رابطه اش با سرویهای مخفی الجزیره می برد.

 

کابوس اخیر آزاواد، بطور کلی بعنوان نتیجه غیرعمدی سقوط معمر قذافی لیبی توضیح داده شده است. این تا آنجائی درست است که سقوط قذافی، بازگشت هزاران جنگنده خشمگین سرخورده و خوب مسلح توارگ، به ساحل ( نیجر و مالی ) را که برای ثروت واقبال ... به خدمت رژیم قذافی درآمده بودند، تسریع کرد. هرچند یک دهه استثمار، سرکوب و به حاشیه راندن، سیکل مداوم اعتراض، نا آرامی و شورش توارگ، را بوجود آورده است، که این تنها آخرین واقعه آن محسوب میشود. از این بابت لیبی برای شورش آزاواد کاتالیزور بود. بعلاوه فاجعه ای که اکنون در مالی رخ میدهد، نتیجه اجتناب ناپذیر راهی است که دولت آمریکا از سال 2002 در جنگ سراسری علیه ترور درهم آهنگی با گردانندگان سازمان جاسوسی الجزیره در ساحل صحرا به پیش برده است.

 

تروریسم دولتی الجزیره

در ژانویه 1992 انتخابات قوه مقننه در الجزیره در مرحله پیروزی جبهه نجات اسلامی بود که به اولین دولت دمکراتیک انتخابی اسلامی منجر می شد. اما با چراغ سبز از سوی آمریکا و فرانسه، جنرالهای الجزیره انتخابات را به طریقی که در واقع یک کودتا بود لغو کردند. واین تقریبأ بلافاصله به ً جنگ داخلی ً (بعنوان جنگ کثیف ً شناخته میشود ) که در طول سالهای 1990، بین اسلامیستها و ارتش ادامه داشت، منتهی شد، ارزیابی می شود که دویست هزار نفر در این جنگ کشته شده اند.

 

قبل از 1994، سرویس مخفی جاسوسی رژیم ، موسوم به وزارت اطلاعات و امنیت ( دی آر اس ) موفق به نفوذ در گروه های اصلی مسلح اسلامی، گروه ارتش اسلامی (جی آی آ ) شد ، تا حدی که حتی رهبر (جی آی آ)، دجامل زیتونی، جاسوس وزارت اطلاعات و امنیت ( دی آر اس ) بود. البته بسیاری از کشتارها و قتل عامها یا بوسیله مامورین وزارت اطلاعات و امنیت ( دی آر اس) که بعنوان اسلامیست تغییر شکل داده بودند، یا بوسیله عواملی از گروه ارتش اسلامی (جی آی آ) که آنرا ترک کرده و توسط وزارت اطلاعات و امنیت ( دی آر اس )، محافظت می شدند، صورت می گرفت.

 

جان شیندلر، مامور بلند رتبه اطلاعاتی سابق و عضو شورای ملی امنیت و اکنون پروفسور امور امنیت ملی در کالج نیروی دریائی جنگ، اخیرأ در بوجود آوردن تروریسم و استفاده از ً تروریسم دولتی ً توسط الجزیره ً زنگها را به صدا در آورد ً، وی در رابطه با سالهای 1990 می نویسد:

 

سیا خالق وزارت اطلاعات و امنیت ( دی آر اس ) بود. با استفاده از متد متداول شوروی یعنی نفوذ و تحریک، هدف آن بدنام کردن تندروها بود. بیشتر رهبری گروه ارتش اسلامی (جی آی آ) را ماموران وزارت اطلاعات و امنیت ( دی آر اس ) تشکیل میدادند، که گروه را به بن بست کشتار دسته جمعی انداخت، تاکتیکی ظالمانه که تقریبأ بطور کامل اسلامیستهای (جی آی آ ) را در میان تمامی مردم الجزیره بی آبرو و بی اعتبارساخت. بسیاری از عملیات بزرگ آنها از جمله موج بمب گذاریهای 1995 در فرانسه کار وزارت اطلاعات و امنیت ( دی آر اس ) بود. برخی از بدنام ترین و رسواترین کشتارهای شهروندان را بخشهای ویژه ارتش، که بعنوان مجاهدین تغییر ظاهر داده بودند ، و یا جوخه های ارتش اسلامی ( جی آی آ) ، تحت کنترل وزارت اطلاعات و امنیت ( دی آر اس) مرتکب شدند. ً

 

تا قبل از 1998 کشتارها بحدی بد شده بود که بسیاری از اسلامیستها، گروه ارتش اسلامی (جی آی آ) را ترک کردند وگروه سلفیستها (جی اس پی سی ) را تشکیل دادند، اما بزودی آشکار شد که در آن نیز بوسیله وزارت اطلاعات و امنیت ( دی آر اس ) نفوذ شده است.

 

هر چند که پس از 1998 ً جنگ کثیف ً کاهش یافت اما هرگز بطور واقعی پایان نیافت. سلفیستها (جی اس پی سی ) که در سال 2006 اسمشان را به القاعده در مغرب اسلامی تغییر دادند، هنوز هم در شمال الجزیره و هم ساحل صحرا عملکرد دارند.

 

پس از سالهای 1990 در این منطقه، از بسیاری جهات تغییر کمی صورت گرفته است.، هنوز وزارت اطلاعات و امنیت ( دی آر اس )، تروریست خلق میکند و از آفریدن حوادث با ً عناوین دروغین ً و ًتروریسم دولتی ً بعنوان وسیله اصلی کنترل، استفاده میکند. وزارت اطلاعات و امنیت ( دی آر اس ) قطعأ تغییر نکرده است: رئیس آن ژنرال محمد مدینه که بوسیله ک گ ب آموزش داده شده و زمانی به خودش ًخدای الجزیره ً خطاب میکرد، در سال 1990 منصوب شد وهنوز در این پست باقی است. او قدرتمندترین مرد الجزیره است .

 

همینطور القاعده در مغرب اسلامی، رهبرانش در صحرا و منطقه ساحل، به نام عبدالحمید ابوزید، مختار بن مختار و یاهیا دجوادی ( همه نامهای مستعار بسیاری دارند )، هنوز یاعوامل وزارت اطلاعات و امنیت ( دی آر اس ) هستند یا خیلی نزدیک به آنها.

 

 

چرا الجزیره و ایالات متحده نیاز به تروریسم دارد

 

وقتی که عبدالعزیز بورته فلیکا در سال 1999 بعنوان رئیس جمهور الجزیره قدرت را بدست گرفت، کشور با دو مشکل بزرگ مواجهه بود. یک مشکل جایگاهش در جهان بود، نقش ارتش و دی-آر- اس ( سرویس جاسوسی الجزیره) در ً جنگ کثیفً ، الجزیره را در سطح جهانی کشوری منفور ساخته بود. مشکل دیگر این بود که ارتش یعنی سازمان اصلی دولت، درنتیجه تحریمهای بین المللی، و ممنوعیت های تسلیحاتی فاقد تسلیحات تکنولوژیکی مدرن بود.

 

کلید حل هردو مسئله بدست واشیگنتن بود. در دوره کلینگتون روابط بین آمریکا و الجزیره تا پائین ترین سطح خود تنزل یافته بود. هر چند با پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات نوامبر 2000 ، رئیس جمهور الجزیره بورته فلیکا، وزیر خارجه با تجربه پیشین، بسرعت تمایل خود را به آمریکا نشان داد ودر ژوئیه 2001 به نشستی با پرزیدنت بوش به آمریکا دعوت شد. بوش با همدلی به دلایل بورته فلیکا که چگونه کشورش در جنگ علیه تروریسم شرکت کرده ! وبه درخواستش برای تجهیزات ویژه نظامی که ارتشش را در حفظ صلح، امنیت و ثبات ! قادر میسازد، گوش داد.

 

در آن زمان الجزیره، احتیاج بیشتری به ایالات متحده داشت تا عکس آن. اما بزودی تغییر بوجود آمد. حمله تروریستی 11/9 دوران کاملأ جدیدی را در روابط ایالات متحده - الجزیره بوجود آورد. در طول چهار سال بعدی، بوش و بورته فلیکا شش بار دیگر ملاقات داشتند. و اتحادی را که تا حد زیادی پوشیده و بسیار دوگانه بود را گسترش دادند.

 

اولین کتابم در رابطه با جنگ سراسری علیه ترور در صحرا، به نام صحرای تیره (پلوتو 2009 )، رشد غیر عادی این رابطه را توصیف کرده و توضیح میدهد. و فاش می کند که چرا حکومت بوش و رژیم الجزیره، هر دو به ً یک کمی تروریسم بیشتر ً درمنطقه نیاز داشتند . الجزیره ایها برای مشروع کردن نیاز شان به تسلیحات با تکنولوژی بالا و روز آمد، تروریسم بیشتری میخواستند. در عین حال ضمنأ حکومت بوش، رشد چنین تروریسمی را همچون ارائه توجیه برای شروع یک جبهه جدید در صحرا در جنگ سراسری علیه ترور مینگریست. چنین ً جبهه دومی ً افزایش میلیتارزه کردن آفریقا را مشروع میکرد، لذا منابع طبیعی قاره، بخصوص نفت را بهتر حفظ میکردند. این مساله، بزودی در سال 2008 ، به نوبه خود، به ایجاد سرکردگی جدید مبارزه برای آفریفا- آفریکوم منتهی شد.

 

اولین عملیات تروریستی ایالات متحده- الجزیره با ً عناوین دروغین ً در ساحل - صحرا در سال 2003 به پیش برده شد، که در آن یک گروه هدایت شده بوسیله عامل ًنفوذی ً وزارت اطلاعات و امنیت الجزیره ( دی آر اس )، اماری سیفی ( آکا عبدالرزاک لاماری و ً ال پارا ً )، 32 توریست اروپائی را در صحرای الجزایر به غنیمت گرفتند. حکومت بوش بلافاصله ً ال پارا ً را ً عامل اسامه بن لادن در صحرا معرفی کرد. ً

 

طرح رمزفیلد برای کوبا

 

دولت آمریکا در توجیه مداخله نظامی سابقه طولانی ای در ایجاد و کاربرد حوادث با ً عناوین دروغین ً دارد. نحوه تفکر در پس پرده عملیات ال پارا در سال 2003 رامی توان مستقیمأ در عملیات مشابهی که بوسیله ستاد مشترک ارتش آمریکا، چهل سال پیش، طراحی شده بود، دنبال کرد.

 

در پی فاجعه 1961 خلیج خوکها، هنگامیکه نیروهای آموزش دیده کوبائی توسط سیا در تبعید، با حمایت نیروهای مسلح آمریکا، تلاش ناموفقانه ای برای حمله /تجاوز به کوبا و بر انداختن دولت فیدل کاستروکردند، وزارت دفاع آمریکا و ستاد مشترک ارتش طرحی با اسم رمز عملیات نورتوودز، برای توجیه حمله نظامی به کوبا کشیدند. طرح، موسوم به ًتوجیه دخالت نظامی آمریکا در کوبا ً1 در 13 مارس 1962 به روبرت مک نارامارا وزیر دفاع پرزیدنت جان اف کندی، ارائه شد. عملیات نورتوودز، اقدام به یک جنگ خونین مخفیانه و تروریستی، علیه کشور خود را به منظور گول زدن افکار عمومی آمریکا برای حمایت از جنگی که ستاد مشترک ارتش قصد شروع آن علیه کوبا را داشت، پیشنهاد میکرد. طرح به سیا و دیگر کارگزاران فراخوان میداد که یکسری عملیات سبعانه را برعهده بگیرند. همانگونه که روزنامه نگار محقق آمریکائی جیمز بمفرد توضیح میدهد: در خیابانهای آمریکا به شهروندان بیگناه تیراندازی میشود؛ قایقهائی حامل پناهندگان فراری در وسط دریا غرق می شوند؛ موجی از تروریسم خشن در واشنتگتن دی سی ، میامی ونقاط دیگر شروع می شود. و در این میان کسانی متهم به بمب گذاریهائی میشوند، که آنرا انجام نداده اند؛ هواپیماها ربوده میشوند، مدارک ساختگی استفاده میشود، و تقصیر تمام آن به گردن کاسترو خواهد افتاد. بنابراین برای لمنیتزر ( رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا) و دارو و دسته توطئه گرش، بعلاوه حامیان بین المللی و افکار عمومی توجیهی پیدا می شود که نیاز به اقدام جنگی علیه کوبای فیدل کاسترو دارد.2

 

طرح در نهایت بوسیله پرزیدنت کندی رد شد. عملیات نورتوودز برای افکار عمومی آمریکائی ً سری ً وناشناخته باقی ماند تا اینکه در آپریل 2001 آرشیو امنیت ملی بوسیله بمفورد از محرمانه بودن بیرون آمد و آشکارشد. در 2002، طرح تقریبأ مشابهی از طرف هیئت مدیره دفاع علمی به وزیر دفاع آمریکا، دونالد رمزفیلد داده شد. در 16 آگوست 2003 ،3 از سوی ً مطالعات تابستانی در مورد عملیات ویژه و نیروهای مشترک در حمایت از ضد تروریسم ً ، که در میان آنها پاملا هس،4 ویلیام آرکین،5 و دیوید آیزنبرگ،6 دیده میشوند، گزیده ای از این طرح آشکار شد و با جزئیات بیشتر وتجزیه و تحلیل به چاپ رسید. این طرح ً عملیات فعال گروهی، پیشگیرانه ً ( آنگونه که بعدها به نام پی 20 جی شناخته شد) را توصیه میکرد، تشکیلاتی نهانی، عملیات مخفی را ً برای برانگیختن عکس العملها ً در میان گروههای تروریستی از طریق تحریک آنان برای به بکار گرفتن اعمال خشونت آمیز، که آنها را در معرض ً ضد حمله ً نیروهای آمریکا قرار میدهد، به پیش میبرد.7

القاعده در مغرب اسلامی

 

کتاب جدید من در مورد جنگ سراسری علیه ترور در صحرا ( صحرای درحال مرگ، پلوتو 2013 ) شواهد محکمی ارائه خواهد کرد که عملیات ً ال پارا ً ابتدأ ً آزمونی اجرائی ً برای عملیاتی کردن طرح رمزفیلد در سال 2002 (پی 20 جی) بود. نظیف احمد در تحقیقات جدیدش در مورد عملیات با ً عناوین دروغین ً ، میگوید که مشاور پنتاگون به روزنامه نگار محقق آمریکائی سیمون هرش 8 گفته بود که عملیات [ال پارای] الجزیره، یک آزمایش برای برنامه جدید مخفی پنتاگون (پی 20 جی) بود.9

جبهه ساحل صحرا فقط یک مورد از چنین حوادث جعلی و ساخته گی در جنگ سراسری علیه ترور نیست. در ماه مه 2008 ، پرزیدنت جرج دبلیو بوش درخواست 400 میلیون دلار بودجه پنهانی برای گروههای تروریست در بیشتر سراسر منطقه خاورمیانه- افغانستان کرد. کنگره هزینه اولیه 300 میلیون دلار را پذیرفت.

 

پس از عملیات ال پارا، وزارت اطلاعات و امنیت الجزیره ( دی آر اس ) ، با همدستی آمریکا و آگاهی دیگر سرویسهای جاسوسی غربی، از القاعده در مغرب اسلامی ، به شیوه نفوذ تقریبأ کامل در رهبری آن، تا آفریدن سناریوهائی تروریستی، استفاده کرده است. بخش اعظم چشم انداز تروریسمی که الجزیره و متحدین غربی اش در منطقه ساحل صحرا به تصویر کشیده اند، کاملأ نادرست است.

 

کتاب ً صحرای در حال مرگ ً هر رویداد مفروض ً تروریسم ً در منطقه را در این دهه مخوف تجزیه و تحلیل کرده است. چند تائی واقعی هستند، اما اکثریت قریب به اتفاق آنها جعلی و ساختگی ویا هماهگ شده با سرویس جاسوسی الجزیره ( دی آر اس) بودند. بعضی از رویدادها مانند گزارشی که در رابطه با حمله القاعده در مغرب اسلامی به فرودگاه دجانت الجزیره در سال 2007، وسیعأ پخش شده؛ خیلی ساده اصلأ اتفاق نیافتاد. آنچه بطور واقعی رخ داد و بعدأ فاش شد این بود که جوانان توارک در محل بدلیل بیکاری، علیه حکومت الجزیره، تظاهرات کردند که با شلیک گلوله به جوانان خاتمه یافت. واین هیچ ربطی به القاعده در مغرب اسلامی نداشت.

 

به منظور توجیه و افزایش آنچه من آنرا ً اجاره تروریسم ً از طرف واشنگتن نامیده ام، دولت مالی، نیجر الجزیره حداقل از 2004 در پنج مورد در تحریک توارگ برای در دست گرفتن اسلحه مسئول بوده اند، برای مثال در سال 2004 ( نیجر)، 2005 ( تامانراست الجزیره )، 2006 ( مالی)، 9-2007 (نیجرو مالی). مثلأ در ژوئیه 2005 ، جوانان توارگ در جنوب الجزیره در شهر تامانراست شورش کردند، حدود 40 ساختمان دولتی و تجاری را به آتش کشیدند. بالاخره در دادگاه ثابت شد که شورش و آتش زدن بطورعمدی بوسیله پلیس الجزیره همچون عامل تحریک کننده هدایت شده. موضوع مخفی نگه داشته شد ولی بالاخره حدود 80 جوان بازداشت شده آزاد شدند و به آنها غرامت پرداخته شد. اما به هدف مورد نظر رسیده شد: متحدین سرویس جاسوسی الجزیره ( دی آر اس) در واشنگتن قادر شدند که صحبت از ً تروریسم ً در میان تواریکهای تامانراست کنند، بنابراین توجیه بیشتری به جورج بوش برای ابتکارات ضد تروریستی در صحرا و تقریبأ هم زمان ً عملیات تمرین نظامی فلینت لوکز ً پنتاگون درسراسر صحرا را وام داد.

 

در حوالی زمان عملیات ال پارا، پنتاگون، یکسری نقشه های جدیدی برای آفریقا ترسیم کرد، بخش اعظم ناحیه ساحل صحرا را بعنوان ً منطقه ترور ً ، یا ً دالان ترور ً ترسیم نمود. اکنون این رسالتی است که خود آن را برآورده میکند. بعلاوه، منطقه همچنین یکی از مجاری اصلی مواد مخدر جهان شده است. در چند سال گذشته، قاچاق کوکائین از آمریکای جنوبی از درون آزاواد به اروپا، تحت حفاظت الیت و نخبگان نظامی و سیاسی منطقه، بویژه رئیس جمهور پیشین مالی و نیروهای امنیتی مالی و سرویس جاسوسی الجزیره ( دی آر اس)، شروع به رشد کرده است. اداره کنترل مواد مخدر سازمان ملل اخیرأ تخمین زده استکه 60 در صد کوکائین اروپا از منطقه عبور میکند. ارزش آنرا در خیابانهای پاریس در حدود 11 بیلیون دلار تخمین می زنند، با ارزیابی اینکه دو بیلیون در منطقه باقی میماند.

 

تاثیر دسیسه های واشنگتن نه فقط برای اقتصاد منطقه، بلکه مردم ساحل- صحر نیز ویرانگر است. دزدیدن بیش از 60 غربی، به سقوط صنعت توریسم که از طریق آن مردم تواریگ در مالی، نیجر و الجزیره در آمد نقدی خود را بدست میآوردند، منجر شده است. برای مثال کشتن چهار توریست فرانسوی در موریتانیا، بعلاوه آدم دزدی بعدی، باعث شد که در سال 2011 فقط 173 توریست از موریتانی دیدن کنند.، در مقایسه با سال 2007 که رقم 72000 توریسم را نشان میداد 10. فقدان توریست، منطقه را از ده ها میلیون دلارمحروم کرده است وتوارگ ( و دیگران ) بخصوص مردان جوان را بیشتر و بیشتر به جنایتکاری، راه زنی و قاچاق مواد مخدر سوق داده است.

 

شورشهای توارگ مالی

 

توارگ مردم بومی می باشند که بیشتر در صحرای مرکزی و ساحل ساکن هستند، با جمعیت حدود 2 تا 3 میلیون. بیشترین تعداد آنها، که 800.000 نفر تخمین زده میشود در مالی زندگی میکنند، بعد نیجر، و تعداد کمتری در الجزیره، بورکینا فاسو و لیبی ساکن می باشند.

 

از زمان استقلال، پنج شورش توارگ در مالی وجود داشته، بعلاوه سه شورش در نیجر و نا آرامیهای پراکنده در الجزیره . آخرین شورش در مالی توسط (ام ان ال آ) جنبش ملی آزادی آزاواد در ژانویه 2012 شروع شد. (ام ان ال آ) جنبش ملی آزادی آزاواد، توارگهائی را شامل میشود که حوالی اکتبر 2011 از لیبی برگشته اند، بعلاوه شورشیانی که پس از قیام 09-2007 اسلحه هایشان را زمین نگذاشته بودند و نیز دیگرانی که ارتش مالی را ترک کرده بودند. تعدادشان حدود 3.000 تخمین زده می شود. تا پیش از اواسط ماه مارس 2012 ، آنها نیروهای بطور بد تجهیز و هدایت شده مالی را از بیشترین بخشهای شمال مالی ( آزاواد)، با کمی مقاومت بیرون رانده بودند.

 

پس از این تحقیر ارتش مالی، در 22 مارس، سربازان در سربازخانه کاتی، نزدیک باماکو، طغیان کردند، حادثه ای که به قدرت رسیدن دسته ای از افسران در کشور منجر شد. در طی یک هفته سه مرکز استانهای شمالی کیبال، گائو و تیمبوکتا به دست نیروهای شورشی افتاد، در 5 آپریل (ام ان ال آ) جنبش ملی آزادی آزاواد، آزاواد را دولتی مستقل اعلام کرد.

 

اعلام استقلال آزاواد، هیچگونه حمایت بین المللی را در بر نداشت. یک دلیل، اتحاد ومعاهده بین (ام ان ال آ) جنبش ملی آزادی آزاواد و انصار- الدین، جنبش جهادی تازه بوجود آمده و هدایت شده بوسیله یک توارگ با نفوذ، ایاد اگ گالی، و گروه دیگر جهادی بنام جماعت توحید و جهاد درغرب آفریقا ( ام یو جی آ او) بود. هردو؛ هم انصار- الدین و هم جماعت توحید و جهاد ( ام یو جی آ او) به القاعده در مغرب اسلامی ( آ کیو آی ام ) مربوط بودند و از طرف آنها حمایت میشدند. قبل از ماه مه، این گروههای اسلامی بودند که فراخوان ضربه نظامی و سیاسی در آزاواد را میدادند ، (ام ان ال آ) جنبش ملی آزادی آزاواد در این مورد نقشی نداشت.

 

قبل از اواخر ژوئن، تنش میان (ام ان ال آ) جنبش ملی آزادی آزاواد با اسلامیستها به جنگ آشکار مبدل شد، که نتیجه اش رانده شدن (ام ان ال آ) جنبش ملی آزادی آزاواد از گائو و بطور روز افزونی حاشیه ای شدن آن از نظر سیاسی بود. از آن به بعد اسلامیستها قانون سخت شریعت را در آزاواد، بویژه در گائو، تیمبیوکتا و کیدال تحمیل کردند. اخیرأ دادگاه جنائی بین المللی در حال بررسی اعدامهای سریع، قطع عضو، سنگسار و جنایات مشابه دیگری ، بعلاوه تخریب معبد مقدس در تیمبیوکتا مکانهای میراث جهانی یونیسکو- است. تا قبل از آگوست، نزدیک به نیم میلیون از مردم یا گریختند یا تغییر مکان دادند.

 

آشفتگی اخیر مالی

 

در حالیکه که از همه این شواهد روشن می شود که شورش اخیر تواریگ کشور مالی دارای سابقه پیچیده ای است، شورشی که در ژانویه 2012 شروع شد، از همه شورشهای پیشین توارگ که در آن احتمال واقعی خیلی کمی برای موفقیت وجود داشت؛ متفاوت بود، حداقل در گرفتن کنترل تمام شمال کشور مالی. بوجود آمدن

جنبش ملی آزادی آزاواد ( ام ان ال آ) در اکتبر 2011 نه تنها بطور بالقوه یک تهدید جدی برای الجزایر بود، بلکه به نظر میرسد که رژیم الجزیره را به تعجب واداشته است. الجزیره معمولأ چندان نگران تواریگ ، چه داخلی و چه در کشورهای ساحل صحرا، نبوده است. به احتمال روشن موفقیت نظامی جنبش ملی تواریگ در شمال مالی، که الجزیره همواره آنرا بعنون حیات خلوت خود در نظر گرفته است، نمیتوانست قابل قبول باشد.

 

استراتژی سازمان جاسوسی الجزیره برای رفع این تهدید و به منظور تضعیف و سپس از بین بردن اعتبار و اثرات سیاسی جنبش ملی آزادی آزاواد ( ام ان ال آ)، استفاده از کنترلی است که بر القاعده در مغرب اسلامی دارد. این آنچیزی است که دقیقأ در نه ماه گذشته در شمال مالی درحال اتفاق افتادن است.

 

با وجود اینکه دولت الجزیره این استراتژی را رد کرده است، در تاریخ 20 دسامبر 2011 ، حدود 200 نفراز نیروهای ویژه اش را به آزاواد فرستاد. به نظر میرسد که اهداف زیر را دنبال میکند:

 

- محافظت از القاعده مغرب اسلامی که پایگاه های آموزشی شان در سال 2008 از جنوب الجزیره به شمال مالی نقل مکان کرده است.

 

- ارزیابی از قدرت و اهداف جنبش ملی آزادی آزاواد ( ام ان ال آ و).

 

- کمک به تاسیس دو گروه جدید تروریست سلفی- جهادی در منطقه یعنی انصار الدین و جماعت توحید و جهاد در غرب آفریقا ( ام یو جی آ او).

 

رهبران این گروههای جدید - ایاد اگ گالی، از انصار- الدین، و سلطان اولد بادی رهبر جماعت توحید و جهاد در غرب آفریقا ( ام یو جی آ او) هر دو ارتباط نزدیکی با سازمان جاسوسی الجزیره ( دی آر اس )، دارند. با وجود اینکه انصار الدین و جماعت توحید و جهاد در غرب آفریقا ( ام یو جی آ او)، با تعداد کمی شروع کردند، اما بلافاصله با نیروی انسانی در هیبت آدم کشهای خوب دوره دیده فصلی، از سوی القاعده متعلق به سازمان جاسوسی الجزیره ( دی آر اس ) در مغرب اسلامی حمایت شدند. این مساله توضیح میدهد که چگونه اسلامیستها بسرعت قادر به گسترش و تفوق هستند و چرا در جنبش ملی آزادی آزاواد (ام ان ال آ )چه از لحاظ سیاسی و چه نظامی دست بالا را دارند.

 

هر چند استراتژی الجزیره در رسیدن به هدف تضعیف و بی اعتبار کردن جنبش ملی آزادی آزاواد ( ام ان ال آ )، حد اقل تا کنون موثر بوده است. اما منطقه را از پیش به یک فاجعه انسانی تبدیل کرده است. دخالت نظامی خارجی اکنون بطور افزاینده ای محتمل بنظر میرسد. این آنچیزی است که الجزیره همواره قویأ مخالف آن بوده است. چرا که خود را بعنوان نیروی هژمویک در ساحل می نگارد، نه فرانسه. قطعنامه 12 اکتبر شورای امنیت، آخرین فرصت را به الجزیره برای اینکه ً که سگهایش را افسار کرده ً و راه حل صلح آمیزی را مهندسی کند، داد. اما همانطور که خشم و عصبانیت علیه اسلامیستها افزایش می یابد و تمایل به انتقام از طرف جامعه مدنی مالی قویتر از همیشه رشد میکند، راه حل صلح آمیز بطور فزاینده ای بنظر غیر محتمل میرسد.

در دهه گذشته من به دفعات متعدد هشدار داده ام که به شکلی که تروریسم درساحل صحرا، توسط سازمان جاسوسی الجزیره (دی آر اس) و با علم و آگاهی آمریکا و دیگر قدرتهای غربی دست سازی ، جعل و هماهنگ شده است؛ بطور اجتناب ناپذیری پی آمد فاجعه باری بدنبال خواهد داشت ، که احتمالأ تمام منطقه را شعله ور خواهد کرد. بنظر میرسد که شمال مالی، محل شروع چنین حریق بزرگی باشد، مگر تا قبل از پایان امسال به چیزی نسبتأ معجزه آسا بتوان رسید.

 

با این حال، چشم انداز سناریوئی وحشتناک که برخی افراد محلی، اغلب توارگ، فرماندهان میلیشا مطرح میکنند، وجود دارد. آنها ادعا میکنند که سازمان جاسوسی الجزیره (دی آر اس ) و متحدین غربیش از موقعیت آزاواد برای تقویت و ترغیب تجمع ً سلفیست جهادیست ها ً در منطقه؛ قبل از نابودی آنها (در شکل گفتگوی طولانی در مورد امارات صحرا - استفاده میکنند). دراین رابطه سازمان جاسوسی الجزیره (دی آر اس) ً مامورین و جاسوسان ً خود را بیرون میکشد و سربازان پیاده یعنی اسلامیستهای فناتیک - را برای مواجهه شدن با بمبارانها رها میکند.

 

اما هر چقدر سناریو در مالی وخیم و شوم گسترش یابد، وقتیکه اخبار در رابطه با آنرا می شنوید بهیچ عنوان فکر نکنید که ً آه فقط یک جنگ دیگر در آفریقا ً این سابقه تیره کثیف را بیاد داشته باشید که چگونه جنگ سراسری واشنگتن علیه ترور به خانه مردم صحر راه پیدا کرده و در خانه آنها بیتوته کرده است.

 

1-رئیس ستاد مشترک ایالات متحده آمریکا، توجیه مداخاه نظامی آمریکا در کوبا ( فوق محرمانه)؛ وزارت دفاع آمریکا، 13 مارس 1962 . در تاریخ 30 آپریل 2001 در شکل کامل تری بوسیله آرشیو امنیت ملی بطورآنلاین بچاپ رسید.

2- جیمز بمفورد. تشکل مخفی، 2001.

3- هیئت مدیره دفاع علمی.، دی اس بی، ً مطالعات تابستانی در مورد عملیات ویژه و نیروهای مشترک در حمایت از ضد تروریسم ً در سایت زیر قابل دسترسی است:

Fas.org/irp/agency/dod/dsbbrief.ppt

4- پاملا هس، ً هیئت خواهان 7 بیلیون دلار برای واحد نخبه ضد تروریستی شد ً 26 سپتامبر 2002 ؛

United Press International

5- ویلام ام آرکین، ً جنگ مخفی ً ، لس آنجلس تامز، 27 اکتبر 2002.

6- دیوید آیزنبرگ، ً پی 20 جی ً به پنتاگون اجازه جنگ کثیف را داد ً، آسیا تایمز آنلاین، 5 نوامبر 2002 .

7- کریس فلوید، بدرون تارکی: برنامه پنتاگون برای ترویج حملات تروریستی، ضربت متقابل، اول نوامبر 2002 ؛ نفیز مصدق احمد، ً تروریستهای ما، اکتبر 2009 ، نیو انترنشنالیست..

8- سیمون هرش، ً جنگ های آینده : اکنون پنتاگون در خفا چه چکارهای میتواند انجام دهد. ً نیویورکر، 24 ژانویه 2005 .

9- نفیز مصدق احمد،

10- ای تی ان اخبار جهانی صنعت گردشگری، 19 نوامبر 2008،

Eturbonews.com/6312/terrorism-kills-tourism-mauritania

جرمی کینان دانشیار پژوهشی استادی در بخش جامعه شناسی و انسان شناسی اجتماعی مدرسه مطالعات شرقی و آفریقائی دانشگاه لندن است. آخرین کتابش بنام صحرای در حال مرگ در اوایل 2013 بوسیله انتشارات پلوتو چاپ خواهد شد.