در معرفی اتحادیه جنبش اجتماعی

حشمت محسنی

جنبش کارگری در طول تاریخ حیات خود انواع گوناگونی از تشکلها -شورا، کمیتههای کارخانه، تعاونیهای کارگری، صندوقهای همیاری...- را ساخته و در میدان نبرد علیه سرمایه از آن سود جُسته است. یکی از این تشکلها اتحادیه است. که نگاهی به تاریخچه آن نشان میدهد که خود از تنوع چشمگیر و حتی متضادی برخوردار بوده است. به طور کلی -اگر از ویژگیهای حاشیه ای اجتناب کنیم-اتحادیهها را میتوان به چند نوع تقسیم کرد:

الف- اتحادیه هایی که جزیی از پیکر واحد اقتصادی به شمار میروند و بر حُسن اجرای کار نظارت دارند. این اتحادیه ها (بیزنس یونیون) تمایز کار با سرمایه را نمایندگی نمیکنند، بلکه عامل اجرایی سرمایه در محیط کار محسوب میشوند.

ب- اتحادیه هایی که زیر مجموعه احزاب سیاسی به شمار میروند آنها نه سیاست کارگران در محل کار بلکه حزب سیاسی معینی را به پیش میبرند. این نوع اتحادیه ها میتوانند هم محل سازش کار با سرمایه باشند و هم ضدیت آنان را نمایندگی کنند.

ج- اتحادیه هایی که نماینده کارگران در محل کار به شمار میروند و هم از احزاب مستقل اند و هم از سرمایه، معهذا در محدودهی واحد اقتصادی خود محصور میمانند و از آن فراتر نمیرند.

د- اتحادیه هایی که نماینده کارگران در محل کار به شمار میروند، اما از محدوده ی واحد اقتصاد خود فراتر میروند و محل اتصال همه کسانی هستند که درمحیط زندگی کارگران با آنها هم سرنوشت اند. جماعتهایی از زنان خانه دار، بیکاران، مهاجران که در محله ساکن اند.

در عالم واقعیت میتوان انواع دیگری از اتحادیه یا ترکیبی از همین مدلها را سراغ گرفت و صورتبندی کرد، اما برای بحث حاضر که معرفی کلی مدل چهارم را تعقیب میکند تا همین حد کافی است.

مدل چهارم از اتحادیه ها به اتحادیه های جنبش اجتماعی معروف اند. این مدل خود از تنوع و تکثر زیادی برخوردار است، و نمیتوان آن را به یک شکل معین محدود کرد. یکی از مدافعان اتحادیه جنبش اجتماعی که سهم به سزایی در صورتبندی آن دارد کیم مودی است که از فعالان چپ در جنبش کارگری امریکا به شمار میرود.

او در معرفی مدل مورد دفاع خود از اتحادیه چند شاخص را بر میشمارد که عبارتند از:

1-این اتحادیهها- بر خلاف اتحادیه های مرسوم- بر دموکراسی عمیق استوار است و اراده خود را از توده اعضا و پایه خود اخذ میکند. تودههای تشکیل دهندهی آن فعالانه در تصمیمگیریها مشارکت دارند و بر اجرای آن نظارت دارند و پدیده ی جدایی رهبران بورکرات از بدنه منفعل در آن دیده نمیشود.

2- دغدغه اصلی این نوع اتحادیه، سازماندهی سازمان نیافته هاست. یعنی کسانی که هنوز متشکل نشدهاند و باید متشکل شوند.

3- این اتحادیه به سازماندهی کارگران به محل کار محدود نمیماند و تلاش میکند بخش قابل توجهی از هم سرنوشتان خود را که در محلههای کارگری و در جوار واحدهای تولیدی زندگی میکنند به فعالیت در اتحادیه جذب کند.

4-این اتحادیه ها بر اصل اساسی همبستگی استوارند که صرفا به یک ناحیه، ملت محدود نمیماند، بلکه به سایر کشورها انکشاف مییابد. به سخن دیگر به ذات کلمه انترناسیونالیست اند.

5- این اتحادیه صرفا به مبارزه اقتصادی اکتفا نمیکند و وارد قلمروی نبرد سیاسی نیز میشوند و اساسا مستقل از این یا آن حزب سیاسی چه چپ و چه راست فعالیت خود را تنظیم میکند.

اینها عمومیترین مختصات اتحادیه جنیبش اجتماعی از منظر کیم مودی محسوب میشود. چنان که در بالا بدان اشاره شد اتحادیه جنبش اجتماعی مدلهای دیگری دارد که باید در جای خود آنها را نیز معرفی کرد.

تحلیل مشخص و توجه ویژه به ساختار جنبش کارگری ایران به خوبی نشان میدهد که این مدل از سازمانیابی در ایران میتواند به سهم خود در خدمت سازمانیابی کارگران قرار گیرد. متاسفانه در جنبش کارگری ایران -جز چند نوشته معدود(1)- ادبیات در خوری چه به صورت معرفی مدلها و چه به صورت نمونههای تجربی از سوی فعالان چپ و کارگری در این خصوص ارائه نشده است..

اتحادیه جنبش اجتماعی دربرابر سایر اشکال تشکل کارگری قرار ندارد و نباید داشته باشد. جنبش کارگری وسیعتر و پهناورتر از آن است که این مدل بتواند جای سایر اشکال سازمانیابی را تنگ نماید و ترکیب آن با سایر تجربه های جنبش کارگری حتی میتواند آن را نیرومندتر و غنیتر سازد.

یادداشت:

1- خواننده علاقه مند میتواند به کتاب "بحران اتحادیهها وراههای برون رفت از آن" از انتشارات بیدار، به علاوه به مقاله من تحت عنوان "اتحادیه جنبش اجتماعی پاسخی مناسب به ضرورت سازمانیابی کارگران" مراجعه کند.