تدارک برای نوشیدن جام زهر از طریق " محلل " روحانی !

راز مهندسی نشدن " انتخابات " 24 خرداد 92 ؟!

آرش کمانگر

زمانی که سوت آغاز رقابتهای یازدهمین دوره انتخابات ضد دمکراتیک ریاست جمهوری اسلامی زده شد و مشخص گردید که جناح اصلاح طلب رژیم با ادامه حصر خانگی موسوی و کروبی و عدم اقناع و رضایت خاتمی برای شرکت در رقابت ، عنصر معروفی برای اعلام نامزدی ندارند ، رقابت اصلی از میان بیش از 600 نفری که با حضور در وزارت کشور ، نامنویسی کرده بودند اساسا میان سه چهره شاخص جناحبندیهای درونی رژیم یعنی رفسنجانی ( نامزد جناح معتدل اصولگرایان ) مشایی ( کاندید جناح احمدی نژاد ) و یکی از چهره های شاخص طیف اصولگرایان ( جلیلی و یکی از افراد ائتلاف دو + یک ، بیشتر از همه قالیباف ) خواهد بود . اما شورای نگهبان با رد صلاحیت رفسنجانی و مشایی ، تنها صلاحیت هشت نفر را تائید کرد که عبارت بودند از : چهار نامزد شاخص اصولگرایان سنتی ( ولایتی ، حداد عادل ، قالیباف و جلیلی ) دو اصولگرا با اندکی زاویه از دایره اصلی ( رضایی و غرضی ) یکنفر از جناح رفسنجانی ( روحانی ) و یک نفر از گرایش ولرم طیف اصلاح طلبان حکومتی( عارف ) .

با کناره گیری حداد عادل که در نظرسنجی ها ، شانسی برای خود نمی دید و نیز کناره گیری عارف تحت فشار خاتمی که شانسی برای پیروزی جناح خود با این کاندید " دست دوم " نمی دید ، شیپور آغاز رقابت با شش کاندید نهایی دمیده شد. با نزدیکی جناح اعتدال به جناح اصلاح طلب و توافق چهره های شاخص آنها رفسنجانی و خاتمی برای اتحاد عمل و نیز کمپیین سنگین رسانه های پرمخاطبی چون BBC فارسی که در روزهای پیش از " انتخابات " با هزینه ای سنگین و دعوت از دهها کارشناس سیاسی مدافع شرکت در " انتخابات " از کانادا و امریکا و کشورهای مختلف اروپایی به استودیوی خود در لندن ( که البته برای خالی نبودن عریضه دو سه نفر مدافع تحریم نظیر شادی امین را نیز برای حفظ ظاهر گنجانده بودند ) مشخص گردید که هر چه به 24 خرداد نزدیکتر می شدیم شانس حسن روحانی برای اینکه یکی از دو طرف کفه ترازو باشد بیشتر میشود . این هم به دلیل اتحاد عمل جناح رفسنجانی با جناح خاتمی بود و هم به دلیل عدم اجماع اصولگرایان بر سر یک کاندید که داد بسیاری از رسانه ها ، نهادها و ائمه جمعه رژیم از طیف اصولگرایان سنتی را درآورد .

امثال من از هفته ها قبل از " انتخابات " علیرغم دفاع از سیاست تحریم و پافشاری بر این سیاست درست در جنبش چپ انقلابی ، تردیدی در این نداشتیم که اکثریت مردم به دلایل مختلف ( مهر شناسنامه مسایل شغلی ، شایعه عدم دریافت یارانه در صورت عدم رای دادن ،روانشناسی استیصال ، هراس از تشدید تحریمهای اقتصادی ، آغاز جنگ خارجی و نیز جنگ داخلی با توجه پیامدهای هولناک " انقلابات عربی " و ... ) خود را ناگزیر از شرکت در بالماسکه انتخاباتی رژیم می بینند . اما یک عنصر کلیدی نیز نقش مهمی در شرکت نسبتا وسیع مردم به نفع حسن روحانی و در راستای شکست اصولگرایان مورد وثوق ولی فقیه ( ولایتی قالیباف جلیلی ) داشته است و آن مناظره تلویزیونی سوم کاندیداها و بالا رفتن نقش سیاست خارجی بویژه سیاست هسته ای رژیم در تشدید فلاکت عمومی مردم ایران بود . در واقع اکثریت مردم در تحلیل علل عمده سه گانه فلاکت اقتصادی و اجتماعی موجود ، یعنی : بحران اقتصادی ساختاری نظام جهانی سرمایه ، سیاستهای اقتصادی ویرانگر رژیم بویژه در دوره هشت سال ریاست جمهوری احمدی نژاد و تحریمهای اقتصادی بین المللی ، الویت را به پارامتر سوم دادند بویژه که همین عامل سوم تنها در یکساله گذشته با به یکسوم رساندن ارزش پول ملی ، قدرت خرید مردم را به نحو هولناکی کاهش داده است . مردم احساس می کنند که اگر معضل مذاکرات هسته ای به سرانجام برسد و تحریمها کاهش یابند و یا برداشته شوند تا حدود زیادی وضعیت اقتصادی به دوران هشت سال قبل خواهد برگشت و هم خطر منازعه نظامی و از هم پاشیدن شیرازه جامعه مدنی جلویش گرفته خواهد شد . از اینرو بخش وسیعی از مردم که به روحانی رای دادند نه به خاطر علاقه به جناح رفسنجانی و یا خاتمی ، بلکه با هدف اعتراض به ماجراجویی هسته ای رژیم و نه قاطعی به سیاست خارجی آن بوده است . در واقع مردم بجای شعار آپارات اصلی رژیم ( انرژی هسته ای حق مسلم ماست ) از حق زندگی و معاش خود دفاع کرده و کالری و پروتئین کافی را حق مسلم خود دانستند !!

بدین ترتیب بنا بر آمار ارائه شده از سوی وزارت کشور ، از میان 50 میلیون واجد شرایط رای دادن ، 36 میلیون و 600 هزار نفر شرکت کردند که البته بیش از یک و نیم رای باطله و سفید بوده است . حسن روحانی با کسب بیش از 18 میلیون رای حدود 51 درصد آرا را بخود اختصاص داد قالیباف با حدود 14 درصد آرا نزدیکترین تعقیب کننده روحانی بوده است . حتی اگر مجموع آرای پنج کاندید رقیب روحانی را جمع کنیم کمی بیش از 16 میلیون خواهد بود بنابراین علت اصلی شکست اصولگرایان این نبوده که چرا با یک کاندید وارد کورس رقابت نشدند بلکه برانگیختگی بخشهای وسیعی از مردم در سه روز پیش از " انتخابات " بوده است . این در حالی بود که اکثر صاحب نظران معتقد بودند که " انتخابات " به دور دوم کشیده خواهد شد .

اکنون پرسش اساسی این است که چرا جناح ولی فقیه و آپارات قدرتمند آن ( بیت رهبری سپاه بسیج شورای نگهبان ) همچون " انتخابات " خرداد 88 دست به مهندسی آرا نزدند و ظاهرا اجازه دادند که اینبار نیز همچون خرداد 76 " رای مردم " خوانده شود و " حق الناس " ادا گردد !!

برای تحلیل این چرایی ، به چند پارامتر میتوان اشاره کرد : نخست وزارت کشور دولت احمدی نژاد که از سر لج رد شدن نامزدشان مشایی به اصولگرایان منتقد خود اجازه دست اندازی به آرا را ندادند ( همان کاری که وزارت کشور دولت رفسنجانی در خرداد 76 کرد ) . دوم اینکه آپارات اصلی رژیم از نتایج آرا سورپرایز شد اما از ترس پس لرزه های یک تقلب گسترده و کودتای انتخاباتی دیگر ( که حوادثی نظیر خیزش یکساله پس از خرداد 88 را میتوانست بدنبال آورد ) ترجیح داد که اینبار دست به تقلب گسترده نزند . البته بسیاری از ناظران انتخاباتی و از جمله نمایندگان ستادهای حسن روحانی در مراکز شمارش آرا ، رای او را به مراتب از رقم اعلام شده بیشتر میدانند . اینها ادعا می کنند که رژیم عمدا برای پائین نگه داشتن فاصله آرای روحانی با مجموع آرای پنج کاندید دیگر ، ارقام را بدین شکل اعلام کرده تا وانمود کند که روحانی به شکلی میلیمتری توانسته از دور دوم نجات پیدا کند و در دور اول پیروز شود . سوم اینکه بخش بزرگی از جناحبندیهای رژیم بتدریج قانع می شوند که با وجود تشدید روزافزون تحریمهای بین المللی و حتی خطر منازعه نظامی و مهمتر از آنها خطر شورش خیل عظیم تهیدستان شهر و روستا که از فلاکت فعلی به تنگ آمده اند ، ادامه وضع موجود همچون سابق امکان ناپذیر است . این مسئله را بویژه در مناظره تلویزیونی سوم که به غیر از جلیلی که کماکان بر " مقاومت " پای می فشرد ، بقیه کاندیداها خواهان بازنگری در دیپلماسی خارجی رژیم بودند میتوان ملاحظه کرد . از اینرو این طیف از جناحبندیهای رژیم خود را برای نوشاندن یک جام زهر دیگر به " رهبر نظام " آماده میکنند . اما اگر این سناریو واقعیت داشته باشد پس چرا رفسنجانی رد صلاحیت شد و یا به خاتمی برای نامزدی مجدد هشدارباش داده شد ؟ علت را ظاهرا میتوان در " وزن مخصوص " آنها جستجو کرد بویژه رفسنجانی که با شعار ناجی نظام و مردی که یکبار دیگر میتواند حکومت را از پل مرگ و ممات به سلامتی عبور دهد ، به میدان آمده بود . خامنه ای نمی خواهد که پروسه عقب نشینی به ابتکار رفسنجانی و یا دعاوی او استارت زده شود بهتر است فردی در اشلی پائینتر از رفسنجانی و خاتمی وجود داشته باشد تا با بهره گیری از این محلل ، ابتکار عمل از دست او خارج نشود . بویژه فردی بنام حسن روحانی که هم نمایندگی ولی فقیه در شورای عالی امنیت ملی را دارد و هم نمایندگی او در مجمع تشخیص مصلحت نظام .

این سه پارامتر در رابطه ای ارگانیک با هم سبب شده که مهندسی کامل " انتخابات " امکان ناپذیر شود و رهبر و بیت اش را مجاب کند که از خیر دردسر آن بگذرند .

بدین ترتیب حسن روحانی با کلید بنفش رنگ " تدبیر " و اینکه " خوب است که سانتری فیوژ ها بگردند به شرطی که چرخهای جامعه نیز بچرخند " به میدان آمد و بخش قابل توجهی از مردم نیز با برکشیدن دیپلماسی و کوبیدن مهر ضرورت حل مسئله انرژی هسته ای در انتخابات ضد دمکراتیک دیروز ، رای اعتراضی خود را به صندوقها ریختند .

این رویداد همچنین نشان میدهد که علیرغم تمایل ما - طیف چپ انقلابی - به ضرورت و گریزناپذیری یک انقلاب حقیقتا اجتماعی برای دستیابی به آزادی و برابری واقعی ، هنوز اکثریتی بزرگ از مردم کشورمان چه به دلیل وحشت از سرکوب خونین رژیم فاشیست مذهبی حاکم و چه بدلیل نیم نگاهی به اوضاع تماما بحرانی خاورمیانه و هراس از جنگ داخلی ، از هم پاشیده شدن شیرازه جامعه مدنی و حتی خطر تجزیه کشور ، آمادگی لازم برای پرداخت " کلان هزینه " یعنی سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی سرمایه داری ایران را ندارند و ما مدافعین انقلاب ، براندازی ، سوسیالیسم ، آزادی و سکولاریسم راه دشواری برای فائق آمدن بر این وضعیت آچمز سیاسی و استیصال توده ای داریم .

گسترش همکاری و اتحاد نیروهای انقلابی آزادیخواه و برابری طلب و در راس آن ضرورت عاجل یک تلویزیون ماهواره ای 24 ساعته چپ که صدای بی صدایان یعنی کارگران و زحمتکشان باشد - از نان شب واجب تر است . بدون چنین ابزار تبلیغی و ارتباطی کلانی ، نمی توان به امر روشنگری و سازماندهی جامه واقعیت پوشاند .

25 خرداد 1392