راه حل کارگری مساله ی کرد

محمد عبدی پور

 

طبقه ی کارگر برای ریشه کن کردن هر گونه استثمار مبارزه می کند و هدفش ایجاد دنیایی است که در آن برابری و آزادی حاکم باشد. مبارزه ی طبقه ی کارگر نبردی ریشه یی و عمیق است که بنیادهای جهان سرمایه داری را می لرزاند، آن ها را ویران می کند و در نهایت همه انسان ها و تمام ارکان جامعه را آزاد می کند. استثمار نیروی کار مهم ترین خصلت جامعه ی سرمایه داری است که در تمام کشورها کم و بیش و با نرخ های متفاوت جریان دارد. اما در بعضی کشورها علاوه بر استثمار یک نا برابری دیگر نیز وجود دارد که همان ستم ملی است. کشور ایران از این جمله است که اقوام مختلف آن همیشه از ستم ملی رنج برده اند. مردم کرد، ترک، بلوچ، عرب، قشقایی و غیره از جمله اقوامی هستند که در طول تاریخ با دو ستم مواجه بوده اند. یکی ستم ناشی از استثمار که مرز و محدوده ی جغرافیایی نمی شناسد و دیگری ستم ملی که با جغرافیا تعریف می شود. به این ترتیب کارگران این سرزمین ها علاوه بر مبارزه با استثمار یک مبارزه ی دیگر را نیز به پیش می برند که همانا مبارزه برای رفع ستم ملی است.

سابقه مبارزه با ستم ملی در کردستان

مردم کردستان از چند دهه ی پیش مبارزه برای رفع ستم ملی را آغاز کرده اند. در تاریخ شهریور 1321 گروهی از روشنفکران کرد در شهر مهاباد گرد هم آمدند و سازمان کومله ژیان کرد را تاسیس کردند. سه سال بعد در سال 1324 آن سازمان به رهبری قاضی محمد حزب دموکرات کردستان ایران را تشکیل داد که برای سه هدف مشخص مبارزه می کرد : 1.خودمختاری در چارچوب ایران. 2. زبان کردی به عنوان زبان رسمی در مناطق کردنشین. 3. اداره ی امور ملی به مدیریت منتخبین مردم. ماهیت طبقاتی آن جنبش -- که نوعی جنبش ملی- بورژوایی بود به طور مشخص نمی توانست نه به رفع ستم ملی کمک کند و نه به هدف بزرگ تر زحمتکشان کردستان که همانا براندازی استثمار بوده، یاری برساند. شکست آن جنبش و همزمان شکست جنبش های مشابه آن در کردستان عراق و ترکیه و سوریه پدیده ی غیر منتظره ای نبود.

بعد از انقلاب 1357 و خیزش عظیم توده های ایران علیه رژیم وابسته ی شاه، بار دیگر کردستان ایران، همراه با سایر مردم زحمت کش به جوشش در آمد و رفع ستم ملی در سرلوحه ی مبارزات کردها قرار گرفت. پیشرفت و انکشاف مبارزه ی طبقاتی در سراسر ایران و از جمله کردستان مطالبات جنبش رفع ستم ملی را عمیق تر کرد و اگرچه جریان های ناسیونالیست بورژوایی کماکمان از خودمختاری و دموکراسی برای ایران دفاع کردند اما در سایر بافت های جامعه مطالبات رادیکالی شکل گرفت، از جمله جدایی دین از دولت ، آزادی زنان و برابری کامل حقوق آنان ، آزادی اندیشه و بیان، آزادی احزاب و تشکل های سیاسی و فرهنگی و صنفی و برابری کامل حقوق شهروندی طبق معیارهای پیشرو امروز ، انتخابی بودن کلیه ارگان های حکومتی و غیره.

در همین دوران مطالبات دیگری از جمله فدرالیسم نیز مطرح شد. اما چنان که ملاحظه می شود در هیچ بخشی از این برنامه ها ، کم ترین ساز و کاری برای رفع استثمار گنجانده نشده است. روشن ترین دلیل این موضوع به نظر من در این است که این جنبش ها ، هیچ کدام جنبش طبقه ی کارگر نبودند و نیستند و نمی توانند منافع اکثریت مردم زحمت کش و کارگر جامعه ی ایران را نمایندگی کنند. به همین خاطر است که می بینیم جریان های مشابه این ها در کردستان عراق به راه حل های امپریالیستی برای حل مساله ی کرد تسلیم می شوند و وضع فلاکت بار کنونی در کردستان عراق و شکست جنبش میلیتانت در کردستان ترکیه، همگی بیانگر شکست کلیه ی راه کارهای ناسیونالیستی است. مردم کارگر و زحمت کش کردستان در طول 60 سال گذشته آزمون و خطا و شکست انواع راه کارهای ناسیونالیستی ، قومی و فدرالیستی را دیده اند و حال وقت آن رسیده است که به راه کارهای کارگری برای رفع ستم ملی روی بیاورند. طبقه ی کارگر به عنوان یک طرف اصلی تضاد و مناقشه در جامعه ی سرمایه داری تنها نیرویی است که می تواند علاوه بر استثمار به کلیه ی ستم های ملی ، قومی هویتی و جنسی نیز پایان بدهد. ظرف ده سال گذشته و به خصوص از اول ماه مه سقز به بعد فعالان کارگری کردستان توانسته اند پرچم جنبش کارگری ایران را در سطح ملی ، منطقه ای و جهانی بلند کنند و از درون مبارزه ی طبقه ی کارگر پرچم مبارزه ی رفع ستم ملی را نیز از دست بورژوازی کرد بیرون بیاورند. این مبارزه یی است سخت و همه سویه که نباید به هیچ بهانه و ترفندی لحظه یی معطل شود. تجربه ی تلخ حوادثی که بعد از سقوط دولت تبهکار صدام حسین در عراق رقم خورده است تا عمیق تر شدن شکاف طبقاتی و وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی مردم در کنار فشار بر نیروهای آزادی خواه در حوزه ی جغرافیایی دولت حریم، به وضوح از شکست راه حل امپریالیستی- ناسیونالیستی مساله ی کرد حکایت می کند.

جنبش کارگری در کردستان از یک دهه پیش با تمام قوار به میدان آمده و تمام راهکارهای متکی به تفکر و نقشه عمل ناسیونالیستی مسلحانه و فدرالیستی را بلاوجه کرده است. این فعالان کارگری پیشرو به عنوان بخش آگاه طبقه کارگر در کنار جنبش کارگری رزمنده ایران در مجموع سازنده آن جنبشی هستند که تعیین کننده نهایی نبرد اصلی در جامعه سرمایه داری ایران و پایان بخشیدن به ستم ملی نیز هست. در کردستان دیگر رزمندگی نه از زبان اسلحه بلکه از اردوی کار و زحمت شنیده می شود. بیهوده نیست که در زندان ها نیز فعالان کارگری همچون پدرام نصراللهی و وفا قادری و خالد حسینی و غالب حسینی و جلیل محمدی و. .... صدای آزادیخواهی را بلند کرده و پرچم مبارزه طبقاتی را بر افراشته اند. به نظر من جنبش کارگری در کردستان به تمامی در جنبش کارگری ایران ادغام شده و راه خود را در یک جنبش سراسری و همه گیر اجتماعی به رهبری طبقه کارگر یافته است. برای تحقق این هدف تنها راه حل وارد شدن به ایجاد تشکل های مستقل کارگری است.

و در نهایت باید تاکید کنم که راه حل مساله ی کرد و راه حل رفع ستم ملی نه در پشت پرده ی کنفرانس هایی است که با ابتکار سیاست مداران و از بالا در جریان است و نه در راه کارهای فدرالیستی و ناسیونالیستی است . راه حل مساله ی کرد و راه حل پایان بخشیدن به رفع ستم ملی در پیروزی جنبش کارگری خود نمایی می کند.