بیانیه در اعتراض به اصلاحیه قانون تامین اجتماعی

 

بر هیچ کس پوشیده نیست که طبقه کارگر ایران با کمترین دستمزد و تحت فشار مضاعف گرانی و تورم، به ورطه فقر و تهی دستی مطلق فرو افتاده است. علی رغم این همه به سادگی می توان دید که تشدید استثمار کارگران همچنان برای سیرکردن حرص و طمع سرمایه داران و رژیم حامی سرمایه داری کافی نیست. این بار در راستای سیاست های نئولیبرالی، جمهوری اسلامی و سازمان تامین اجتماعی آن، تحت نام اصلاحات، تهاجم دیگری را علیه طبقه کارگر ایران آغاز کرده اند.

اصلاحیه مورد نظر شامل تغییراتی است آشکارا بر ضد منافع طبقه کارگر که چند نمونه از آنرا در ذیل برمی شماریم:

افزایش سن و سابقه بازنشستگی در مشاغل عادی و سخت و زیان آور
در تبصره
۲ از ماده ۳۶ لایحه اصلاحیه مقرر شده است که سازمان می تو اند متناسب با سن امید به زندگی در کشور به تدریج شرایط بازنشستگی را از جهت سن و سابقه تاپنج سال افزایش دهد. بالا بردن سن بازنشستگی به معنای ایجاد دشواری بیشتر در روند بازنشستگی ، دریافت حق بیمه اضافه تر و در انتها پرداخت کم ترین کسری به کارگران استرداخت هر چه کمتر حقوق بازنشستگی به کارگران است) این قانون مجدانه در تلاش است که با انباشت حق بیمه کارگران، منبع درآمد دیگری برای افزایش سرمایه ی این سازمان فراهم کند.

 

افزایش پرداخت بیمه توسط کارگران
بر اساس ماده
۱۷ این اصلاحیه، بیمه شدگان حقوق بگیر (دارای کارفرما) باید ۹ درصد از حقوق ماهیانه خود را بابت سهم بیمه پرداخت کنند. این در حالی است که در ماده ۲۸ قانون فعلی، سهم بیمه شدگان حقوق بگیر معادل هفت درصد حقوق دریافتی است. افزایش ۲ درصدی حق بیمه کارگران تنها به معنای کاهش تعهدات خدمات درمانی دولت نسبت به کارگران می باشد و این در مقیاس وسیعتر به کاهش قدرت خرید آن ها در این تورم کمرشکن منجر خواهد گردید.

فروش کاهش تعهدات بیمه و خدمات درمانی رایگان از جانب سازمان تامین اجتماعی
در صورت تصویب این قانون به این معنا می باشد که تعداد دفعات بیماری مورد قبول هر کارگر محدود می باشد و کارگران باید بیش از تعداد معینی بیمار نشوندو تعداد دفعات مراجعه ی آن ها به مراکز درمانی کم تر از سقف مجاز باشد تا شامل اضافه پرداخت نشود.

خصوصی سازی مراکز درمانی متعلق به سازمان تامین اجتماعی از طریق واگذاری مدیریت این مراکز
تبصره
۵ از ماده ۳۴ اصلاحیه، سازمان تامین اجتماعی را موظف می کند که نسبت به واگذاری تصدی مراکز درمانی ملکی خود با حفظ مالکیت و نظارت خویش به بخش غیر دولتی اقدام نماید. این در حالی است که بررسی نمونه های مشابه در سراسر جهان نشان می دهد که هر گونه خصوصی سازی در مراکز بهداشتی و درمانی نه تنها به معنای حمله به وضعیت سلامت کارگران است، بلکه فراتر از آن نشانه مستقیم محروم کردن بخش عمده ای از جامعه از خدمات درمانی و بهداشتی ست
- انتقال تعهدات دولت در حوزه بهداشت عمومی به سازمان تامین اجتماعی
- واگذاری اختیارات معینی به دولت در خصوص پرداخت یا عدم پرداخت سهم
۳ درصدی حق بیمه دولتی.

این در حالی ست که نهاد دولتی سازمان تامین اجتماعی، با این که به هدف ارائه خدمات اجتماعی مشخص به کارگران، بیمه شدگان و بازنشستگان تاسیس شده است، خود به یک بنگاه اقتصادی تبدیل شده است. سرمایه شرکت سرمایه گذاری سازمان تأمین اجتماعی ۱۲۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است، این شرکت سالانه حدوداً ۳ درصد سود میدهد در صورتی که باید ۱۹ یا (براساس ابلاغ هیأت امنا) ۲۴ درصد سود سالانه پرداخت کند. این سرمایه به صورت خلق الساعه به وجود نیامده است و این سرمایه انباشت شده حاصل حق بیمه ای است که این سازمان ریال به ریال آن را به صورت ماهانه از جیب کارگران می گیرد.

این لایحه ضد کارگری، در راه مجلس شورای اسلامی است تا با تصویب درمجلس و در سکوتی معنادار، سرنوشت ۳۶ میلیون بیمه شده اصلی و تبعی را در دستان خود بگیرد. لایحه اصلاحی می خواهد با قانون ضد کارگری سه جانبه گرایی که در آن نمایندگان دولت، کارفرما و کارگران حضور دارند، نه تنها به معیشت کارگران و مزدبگیران، بلکه به وضعیت بهداشت و درمان آن ها و بازنشستگی شان حمله کند.

ما جمعی از فعالان و نویسندگان چپ ضمن محکوم کردن این اصلاحیه، اجرایی شدن آن را به معنای تخریب هر چه بیشتر وضعیت معیشت، بهداشت و آینده طبقه کارگر می دانیم. سازمان تامین اجتماعی نهاد کارفرمایان و اتحادیه آنان برای زدن معیشت کارگران است. تصویب هر گونه قانونی در آن باید با نظر مستقیم کارگران و نمایندگان و اقعی آنان که منبع درآمد اصلی این سازمان هستند صورت بگیرد. ما مشروط کردن بازنشستگی کارگران مشاغل سخت و زیان آور را که آن را منوط به پرداخت حق بیمه ۴ درصد از طرف کارفرما کرده است، قانونی برای دور زدن کارگران و سرگردان کردن آنان از طرف دولت می دانیم.

و هر گونه تعیین پیش شرط را برای بازنشستگی کارگران محکوم می کنیم. علاوه بر این همه ما ضمن محکوم کردن سیاست های خصوصی سازی، پیاده کردن این سیاست ها در واگذاری مراکز درمانی و بهداتشی به بخش خصوصی ، نشانه اصلی محروم کردن جامعه و ۳۶ میلیون بیمه شده اصلی و تبعی از این خدمات دانسته و اجرای این قانون را محکوم می کنیم.

جمعی از فعالین و نویسندگان چپ
۲۷ سپتامبر ۲۰۱۳

امضا کنندگان:
۱. بیتا ابدالی
۲. شجاع ابراهیمی
۳. افشین ابراهیمیان
۴. بشیر احسانی
۵. نادر احسنی
۶. عسل اخوان
۷. رضا اسدآبادی
۸. آرمان اسماعیلی
۹. پروین اشرفی
۱۰. محمد اشرفی
۱۱. رضا اکوانیان
۱۲. مرجان افتخاری
۱۳. مریم افشاری
۱۴. نیما امام جمعه
۱۵. محمد امیرانی
۱۶. امیر امیرقلی
۱۷. بایز افروزی
۱۸. بابک اکبری فراهانی
۱۹. دلشاد امینی
۲۰. شیرزاد امینی
۲۱. کویستان امینی
۲۲. شادی انصاری
۲۳. جمال انفرادی
۲۴. ایرج آبشار
۲۵. طاها آزادی
۲۶. سهیل آصفی
۲۷. مهدی آمیزش
۲۸. ابراهیم آوخ
۲۹. زبیر باریک رو
۳۰. ویدا بالیخانی
۳۱. سلیمان بایزیدی
۳۲. کاوه بنایی
۳۳. علیرضا بهجودی
۳۴. سیاوش بیابانی
۳۵. روزبه بیات
۳۶. بابک پاشاجاوید
۳۷. نیما پوریعقوب
۳۸. هژیر پلاسچی
۳۹. محسن پویان مهر
۴۰. بختیار پیرخضری
۴۱. توفیق پیرخضری
۴۲. حسین تقی پور
۴۳. مهدی توپچی
۴۴. علی ثباتی
۴۵. محسن ثقفی
۴۶. بهروز جاوید تهرانی
۴۷. لیلا جدیدی
۴۸. بابک جلیلوند
۴۹. سیامک جهانبخش
۵۰. شیدا جهان بین-ترانه آزادی
۵۱. سمیرا حاتمی زاده
۵۲. بیتا حاجی صادقیان
۵۳. سعید حبیبی
۵۴. حسن حسام
۵۵. پروین حسن پژوه
۵۶. سعید حسن زاده
۵۷. فرزاد حسن زاده
۵۸. آرش حسنیی
۵۹. پیمان حسینی
۶۰. محمدرضا حمیدی
۶۱. مینا خانلرزاده
۶۲. محمد خانی
۶۳. مینا خانی
۶۴. بهمن خدادادی
۶۵. کیوان خسروزاده
۶۶. احد خلیلوند
۶۷. حمید خندانی
۶۸. جمیل خوانچه زر
۶۹. هادی خوجینیان
۷۰. یوسف خیرخواهی
۷۱. بینا داراب زند
۷۲. بابک ذاکری
۷۳. سونیا راد
۷۴. رسول راسخ
۷۵. عطا رحمتی
۷۶. آریا رحیمی
۷۷. هادی رحیمی
۷۸. گلاویژ رستمی
۷۹. علی رسولی
۸۰. نسیم روشنایی
۸۱. امید رضایی
۸۲. شراره رضایی
۸۳. بهروز رضوانی
۸۴. محسن رضوانی
۸۵. سیمین روزگرد
۸۶. نوید زکریایی
۸۷. نریمان زمانزاده
۸۸. بهرنگ زندی
۸۹. صفار ساعد
۹۰. سپیده سالار
۹۱. شیوا سبحانی
۹۲. فرانک سعیدی
۹۳. ژاله سهند
۹۴. سیامک شاکری
۹۵. خورشید شاه ابراهیمی
۹۶. شراره شاهد
۹۷. بهرام شجاعی
۹۸. رسول شوکتی
۹۹. سیاوش شهابی
۱۰۰. سوسن شهبازی
۱۰۱. مصی شیروانی
۱۰۲. آوات صادقی
۱۰۳. بیژن صباغ
۱۰۴. نسیم صداقت
۱۰۵. حمید صفری
۱۰۶. علی عجمی
۱۰۷. یاسر عزیزی
۱۰۸. آزاد عزیزیان
۱۰۹. جهان علیخانی
۱۱۰. سوگند علیخواه
۱۱۱. محسن عمادی
۱۱۲. برهان عظیمی
۱۱۳. امیر علی دوست
۱۱۴. منصور علیزاد
۱۱۵. شادیار عمرانی
۱۱۶. هنر غزالی
۱۱۷. محمد غزنویان
۱۱۸. امیر غفاری
۱۱۹. کامبیز غفوری
۱۲۰. تقی غفوریان
۱۲۱. مصی فتحی
۱۲۲. منصور فتحی
۱۲۳. آسو فتوحی
۱۲۴. محمد فاتحی
۱۲۵. باقر فاطمی
۱۲۶. بابک فراهانی
۱۲۷. سیروان قادری
۱۲۸. ابراهیم قربانپور
۱۲۹. امین قضایی
۱۳۰. الوار قلی وند
۱۳۱. مسعود قهرمانی
۱۳۲. کمال کردستان
۱۳۳. علی کلانتری
۱۳۴. آرش کمانگیر
۱۳۵. روزبه کورواغلی
۱۳۶. الناز کیان
۱۳۷. امیر کیان پور
۱۳۸. ریحانه گلی
۱۳۹. فاطمه لیلازی
۱۴۰. فرهاد مرادی
۱۴۱. توفیق محمدی
۱۴۲. حامد محمدی
۱۴۳. لاله محمدی
۱۴۴. سام محمودی سرابی
۱۴۵. داریوش محمدی مجد
۱۴۶. سپهر مساکنی
۱۴۷. سعید مظفری
۱۴۸. حسن معارفی پور
۱۴۹. چنور مکی
۱۵۰. نظام ملازاده
۱۵۱. گلناز ملک
۱۵۲. عزت ملکی
۱۵۳. زهره مهرجو
۱۵۴. امیر مهرزاد
۱۵۵. بهروز مهری
۱۵۶. عزیز میری
۱۵۷. وریا نقشبندی
۱۵۸. پویا نودهی
۱۵۹. نیک نیکومنش
۱۶۰. حمیدرضا واشقانی فراهانی
۱۶۱. اعظم وفایی
۱۶۲. محمد ولدی
۱۶۳. چیا ویسیانی
۱۶۴. مهری هاو
۱۶۵. حسین یوسفی