نگاهی به دوموضوع روز:

سخنی در مورد نامه عمادالدین باقی به رئیس جمهورفرانسه!

آیا باقی حاضراست نامه ای هم به کسی که باسخنان تحریک آمیز و مشمئزآور خود در دقیقه 90 روندکل مذاکرات را در خطر قرارداده است بنویسد؟

در نامه ای* که عمادالدین باقی به عنوان فعال حقوق بشر و از منظردفاع ازحقوق بشر به اولاند نوشته ضمن انتقاد از مواضع او پیرامون ممانعت از توافق هسته ای خواهان تغییراین سیاست شده است. او تأکید کرده است که حقوق بشر از طریق فلج سازی و نابودی اقتصاد یک کشور و فقیرکردن مردم آن حاصل نمی شود.

اگر این نامه فقط به رفع تحریم ها و فشارآن برمردم بسنده می کرد و درصدد تطهیررژیم اسلامی نبود حرفی نبود. اما متأسفانه یک سو نگری و یک جانبه گری در مورد معضل هسته ای و توهم به رژیم ایران دراین نوشته موج می زند. این نوشته نشان دهنده آن است که روایت و تبلیغات یک سویه حاکمیت در مورد علت ناکامی نشست ژنو2 باهمه یک جانبگی اش مورد قبول باقی است. او در این نوشته هیچ اشاره ای به این که ایران نیازی به غنی سازی انرژی هسته ای و پی آمدهای بی شمارآن ندارد نمی کند. برعکس می نویسد: مردم ایران در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ نشان دادند که علیرغم همه رنج ها و مشقت هایشان هنوز روش های اعتدالی و اصلاحی را برای تغییر وضعیت در ایران ترجیح می دهند وجریانات تندرو و اقتدارگرا در داخل ایران و جریانات رادیکال و سرنگونی طلب خارج از ایران را نفی می کنند.

از این مدعی حقوق بشرباید پرسید آیا انتخابات 92 یک انتخابات واقعی و دموکراتیک بود که با تعیین نرخ وسط معرکه به تأویل و تفسیر رویکرد مردم هم چون انعکاس تصویر واقعیت در یک آینه پرداخته است؟. آیا اگر انتخابات آزاد بود مردم به حاکمیت اسلامی فارغ از این یا آن جناح و باندهای آن رأی می دادند؟ آیا انتخاباتی که حتی رفسنجانی هم در آن سلب صلاحیت می شود و خاتمی ها نیز جرئت شرکت ندارند و با آن همه زندانی را باید بازتاب دهنده رأی مردم و رأی به اعتدال خواند؟ اگراین مردم هنوزهم به اصلاحات درون حکومت دخیل بسته اند پس آن مردمی که چند سال پیش جنبش میلیونی و ساختارشکن 88 را در پی تقلب برپاکردند و شعارهای مرگ بر اصل ولایت فقیه سردادند و رژیم تنها باخشونت و سرکوب وحشیانه توانست برآن فائق آید را باید اشباحی دانست که از آسمان ها و یا آن سوی مرزها به داخل کشور وارد گشتند؟ متأسفانه عمادالدین باقی و هم مسکلان وی هنوزهم از اصلاح پذیری رژیمی سراپاگندیده و غیرقابل اصلاح سخن می گویند و بجای اشاعه حقیقت و آگاهی خاک برچشم مردم و حقیقت می پاشند.

 

از عمادین الباقی وهم مسلکانش که کارشکنی رژیم اسلامی در گشوده شدن معضل هسته ای را نادیده می گیرد می توان پرسید اگر براستی دغدغه حقوق بشر و رفع تحریم ها را دارد، چرا در مورد سخنان تحریک آمیز و کارشکنانه خامنه ای که در لحظه 90 ایراد شد و گویا مسئولیت پرخاش گری احمدی نژاد و جور او نیز بردوش او افتاده است و چه بسا فضای مذاکرات را بالکل تحت تأثیرمخرب خود قرارهد و تمامی کاسه و کوزه های بهم بریزد، سخنی نمی گویند؟ . آیا عمادین الدین باقی و همفکرانش حاضرند نامه ای هم مستقیم به خامنه ای بنویسند و کارشکنی وی را محکوم کنند؟ به کسی که سرمست ازباده قدرت، سرنوشت ده ها میلیون نفر را برای حفظ ارکان قدرت پوسیده و منافع حقیرش گروگان گرفته است اعتراضی بکنند تا شاید تاحدی کفه تعادل برقرارشود و حق مطلب اداء گردد؟

درمورد همین مسأله مشخص هسته ای خطر اصلی آن است که از جاه طلبی های هسته ای و کارشکنی های رژیم اسلامی پیرامون حل بحران هسته ای غفلت شود و با دخیل بستن به حسن نیت حکومت اسلامی و دولت برآمده از انتخابات مهندسی شده اش باقی و امثال وی از وظیفه اصیل و انسانی خود به عنوان فعال حقوق بشر دورشوند و از اعمال فشاربه رژیم، البته بهراه نقدعملکردسایرقدرت های جهانی، برای تمکین و تسلیم به خواست مردم غفلت ورزند و به "روشنفکران" و فعالان خالص حکومتی تبدیل گردند. خطرآن است که رژیم سرکوبگر با فریب مردم و این نوع فعالان از گردنه بحرانی که به عدم تعادل دچارش کرده است عبورکند و باردیگر سالها سوار بر اسب قدرت مطلقه به تازد. حکومت های مستبد را باید در شرایطی که دچاربحران و عدم تعادل شده اند زیربیشترین فشارممکنه نه فقط برای تغییرکلیت آن بلکه حتی برای دست یابی به اصلاحات واقعی و پایدارقرارداد و فریب مانورهایش را نخورد.

 

2013-11-21 تقی روزبه

*- نامه عمادالدين باقی به فرانسوا اولاند در مورد مذاکرات هسته ای

http://news.gooya.com/politics/archives/2013/11/170795.php

 

شروع مذاکرات ژنو3 در میان گرد و خاک جنگ روانی!

شروع مذاکرات دورسوم  این بار  با خط و نشان کشیدن و رجزخوانی های شدیدی تری ازسوی بازیگران همراه است:

خامنه ای دردقیقه 90  با حمله شدید به اسرائیل و استکبار و اولاند و برخ کشیدن اقتدارخود و هشدار به عدم عبور از خط قرمزها توسط تیم مذاکره کننده و یادآوری اختیارات جزئی آنها درتجمع گسترده بسیجی ها، و زدودن بدفهمی ها از عقب نشینی قهرمانه و شیرفهم کردن همه نسبت به آن، کوشید که درآستانه این مذاکرات باصطلاح موقعیت تیم مذاکره کننده را  تقویت کرده و از موضع برد بردسخن بگوید. نباید فراموش کنیم که بزعم تیم مذاکره کننده برخوردهای اضافه خواهانه قدرت های بزرگ  موجب ناکامی مذاکرات قبلی شد. پرده برداری از پهباد جدید دراین مقطع و برخی سخنان و مانورها ی دیگر را باید بخشی از جنگ روانی پیرامون چالش های مذاکره هسته ای برای ابرازوجود از نقطه قوت و نه آن گونه که مذاکره کنندگان تصورمی کنند از موضع ضعف دانست. البته خامنه ای و سایرسران رژیم  خوب می دانندکه این مذاکرات در شرایط برابر صورت نمی گیرد  و قدرت های بزرگ با کشوری محاصره و تحریم شده که که در جنگ اقتصادی شکست خورده و ناگزیربه مذاکره و دادن امتیاز است مشغول مذاکره هستند و لاجرم تلاش می کند که کفه توازن نیرو را با تهدیدها ی توخالی برقرارکند. سخنان خامنه ای مبنی  بر این که درحوزه اقتصادی خطاهائی صورت گرفته اعتراف ضمنی به همین وضعیت دشواررژیم اسلامی است. جنگ روانی و حاشیه ای گاهی البته ازخود متن مهم ترمی شود و چه بسا آن را درسایه خود قراردهد و لحن سخن و یا حتی اقداماتی را سبب شود که برفضای سوء ظن ها بیفزاید و هیزم بیار کارشکنان  و مخالفان توافق بشود. چنان که حکومت اسلامی برخلاف گزارش آژانس که حاکی از توقف پیشرفت هسته ای درطی سه ماهه اخیربود و امتیازی برای ایران درچانه زنی محسوب می شد ناچارشد در آستانه مذاکرات برای ایجاد موازنه  آن را تکذیب کند و آن را به علل طبیعی این نوع فعالیت ها ارتباط دهد.

ازسوی دیگر اسرائیل که گوئی وجود پدیده ای بنام تهدید ایران هسته ای بخشی از هویت وجودی آن را تشکیل می دهد تمامی کوشش و توان خویش را برای به شکست کشاندن مذاکرات بکارگرفته است. حمایت و یا همسوئی  عربستان و امارات نیز بر ابعاد این کارشکنی ها افزوده است.

موضع هسته ای ایران و امکان وقوع تغییرسیاست در قبال آن موجب چالش ها و شکاف های مهمی درسطح منطقه، درون آمریکا و بین اسرائیل و آمریکا درحدی که سابقه نداشته است و در  درون اروپا و البته ایران شده است.

رقابت درونی قدرت های بزرگ، محافظه کاران هردو حزب آمریکا که خواهان نگهداشتن شمشیرتحریم های تازه برفرازمذکرات هستند  و نیز نقش فرانسه در 5+1 که برای کسب هژمونی سیاسی  در اروپا و نجات کشتی بحران زده اقتصادش دنبال نفوذ و رانت ویژه اقتصادی و سیاسی  در منطقه برای جبران ضعف اقتصادی اش می باشد  نیز عامل مهم دیگری در تنش زائی و اضافه های خواهی ها درمیزچانه زنی است. با این وجود وضعیت وخیم شرایط عمومی (جنگ سوریه و بحران مصر و عراق و برآمد القاعده و ) از همه طرف ها می طلبد که گامی و توافقی ولو موقت صورت گیرد تا فرصت را  برای گام ها و پیشروی های بعدی بازکند. در غیاب چنین گامی چه بسا کنترل اوضاع آشفته منطقه بیش از پیش دشوارگردد. بهترین فرصت است که ازسوئی توافق های بدست آمده تاکنونی برسرمیزمذاکرات را به توافقی موقتی تبدیل کنند و درمسیرحرکت نقشه و گام های بعدی را بردارند.

تماس تلفنی کامرون با روحانی در لحظه 90 که ظاهرا در سیاستی مغایر با فرانسه و درجهت توافقی موقت با دولت ایران که همراه با سیاست های جان کری پیش می رود نشان دهنده تلاش مشترک محورانگلیس و آمریکا درجهت دست یابی به نوعی توافق موقت و حداقلی است که از یکسو در ازاء دادن برخی امتیازات کوچک درمورد کاهش تحریم ها جلوی پیشروی تأسیسات هسته ای رژیم ایران را متوقف کند و از سوی دیگر زمینه برداشتن گام های بعدی را فراهم کند. چهارشرط اولاند نیز علیرغم سیاست های تندروانه و تهدید آمیزش جوری تنظیم شده است که می تواند قابل چانه زنی باشد.

مذاکرات هسته ای بدلیل گره خوردنش با صف آرائی های منطقه ای و جهانی و قطب بندی های داخلی هر کشور، با پیچیدگی و معضلات عظیمی مواجه است.

2013-11-19