عراق ـ سوریه

 

 

 

Adam Shatz 29 December 2013 LRB

 

 

 

جنگ عراق تمام نشده است. در واقع نیزهرگز بپایان نرسیده بود.بلکه به جنگ تازه ای گسترش یافته است . اکنون ما می توانیم از جنگ عراق ـ سوریه نام ببریم ، همانگونه که از اَف ـ پاک نام میبرند ( در محافل آمریکائی از جنگ افغانستان و پاکستان بعنوان حوزه عملیات جنگی واحد ، با چنین نامی یاد میکنند).

در پاسخ به حملات گروه القاعده که تحت عنوان دولت اسلامی درعراق و سوریه ـISISـ فعالیت می کند ، دولت آمریکا به حکومت درگیرِ جنگِ نوری المالکی ، موشک های هِلفایر و هواپیمای های بدون سرنشین تحویل می دهد. دولت اوباما همچنین میخواهد که کنگره آن کشور ، فروش ۶ فروند هلیکوپتر آپاچی مجهز به توپ به عراق را مورد تصویب قرار دهند، که در حال حاضر بدلیل نگرانی اعضای کنگره از احتمال استفاده شدن آنها علیه مخالفین نوری المالکی ، به تعلیق افتاده است.

همانگونه که نیویورک تایمز گزارش داده است ، مسلح کردن عراق ، بظاهر داستانی است مربوط به بی ثباتی در درون آن کشور ، ضد تروریسم و کار آ بودن هوا پیماهای بدون سرنشین. لیکن عواقب آن بسیار فراتر از آن می رود. بالاخره ، نوری المالکی تنها رهبری نیست که مورد حملات ISIS قرار گرفته است. بلکه در در درون شورشیان سوریه ، آنها به کارآ ترین نیرو تبدیل گردیده و باین ترتیب ، به اعتبار حرکت آزادی بخش در آن کشور لطمه جدی وارد کرده اند. زیرا ISIS میخواهد سرنگونی حکومت بشار الاسد را نخستین گام در تاسیس یک خلیفه گری اسلامی قرار دهد.

در طول اشغال عراق توسط آمریکا ، جهادی هائی که امروز زیر پرچم ISIS گرد آمده اند ، با کمک بشار الاسد از مرزهای سوریه وارد عراق میشدند که هدفشان زمین گیر کردن نیروهای آمریکائی بود. آنها هرگز شیفته اسد نبودند( که از نظر آنان متحد حکومت شیعه ایرا ن و خود یک علوی مرتد شمرده می شد) ، و بمحض شروع شورش در سوریه ، آنها علیه خود اسد برگشتند.

حمایت اسد در گذشته از افراطیون سنی در عراق ، بی تردید یکی از دلایل نفرت المالکی از اسد است. گفته میشود که نخست وزیر عراق در ابتدا تمایلی نداشت که از حکومت سوریه در برابر شورشیان پشتیبانی کند ، دولت ایران وی را تحت فشار قرار داد. لیکن با توجه به دست بالا یافتن گروه هائی نظیر ISIS و جبهه النصره ، یعنی شاخه های دیگر القاعده در میان شورشیان سوریه و فرستادن گروه های انتحاری به عراق که تعداد آنها اکنون در ماه به ۳۰ تا ۴۰ می رسد ، برای مالکی راه دیگری جز حمایت از اسد برایش باقی نمانده بود.

در نتیجه ، حکومت آمریکا ، یک دولت تحت سلطه شیعه متحد ایران و اسد را مسلح می کند تا علیه افراطیون سنی ای مبارزه کند که میخواهند نه فقط مالکی ، بلکه اسد را نیز سرنگون کنند ـ یعنی هدفی که شورشیان مورد حمایت کشورهای غربی در سوریه تعقیب میکنند! بعبارتی دیگر، حکومت آمریکا علیه افراطیون سنی در عراق می جنگد ، در حالی که متحدین آن ، بویژ ه قطر و عربستان سعودی ، همان افراطیون سنی در سوریه را مسلح می سازند.

خرتو خر شده است ؟ صد البته! ولی سوال این است که این اوضاع قره قارمش ، آیا منعکس کننده هدف های متضاد تثبیت عراق و تضعیف سوریه است ، یا اینکه بمعنی تغییر در سیاست آمریکاست؟ از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا طغیان های عربی در ۲۰۱۱ ، نظریه ضدتروریسم ، رکن اصلی سیاست آمریکا در خاورمیانه را تشکیل میداد.لیکن با ظهور مجد د القاعده و حکومت شبه نظامیان در لیبی بعد از قذافی و سرنگونی حکومت مورسی در مصر ، سیاست پیشین آمریکا نیز دوباره احیاء شده است.

بازندگان اصلی در این میان ، سُنیان میانه رو هستند که دوسال قبل بنظر میرسید که در موقعیت حکومت بر منطقه قرار گرفته اند.رجب طیب اردغان که زمانی یک سلطان جدید عثمانی در حال تکوین مینمود، اکنون در یک گرداب پرفضیحت فساد فرو رفته است.حتی اسلام گرایان در تونس که قابل ترین و محتاط ترین اسلام گرایان در منطقه بودند ،اکنون برای تشکیل یک حکومت تکنوکراتیک رضایت داده اند.ژنرال اَلسیسی در مصر ، اخوان المسلمین را یک گروه تروریست اعلام کرده و یورش بی رحمانه ای علیه اعضاء و دارائی های آن گروه براه انداخته است ، بی آنکه با کوچکترین انتقادی از طرف دولت آمریکا مواجه شود.دولت آمریکا حتی از انتخاب رابرت فورد بعنوان سفیر آن کشور در قاهره ، بعد ازاینکه حکومت مصر علیه او در تویتر یک جنگ تبلیغاتی راه انداخت ، صرفنظر کرد.رابرت فورد ، سفیر پیشین آمریکا در سوریه و یک طرفدار دمدمی مزاج عرب ها بود و علاقه خود به حمایت از شورشیان درسوریه را پنهان نمی کرد و اعتقاد داشت که اسلام گرایان سنی باید در فرآیند سیاسی شرکت داده شوند. داشتن چنین اعتقادی در قاهره ، پای شما را بعنوان یک تروریست به زندان می کشاند. خود مورسی ، وقتی که همراه گروهی از امام های رادیکال در مصر ظاهر شد که خواهان جهاد درسوریه بودند ، برکناری خود از قدر ت را توسط ارتش قطعیت داد.

وقتی که مورسی بر سر قدرت بود ، لیبرال های سکولار در دنیای عرب می گفتند که آمریکا با اسلام گرایان سنی بدلیل اعتقاد مشترکشان به بازار آزاد ، وارد یک اتحاد شده است و آنرا دلیلی بر نفرت آمریکا از دموکراسی در بین عرب ها می نامیدند . ولی این اتحاد با اخوان المسلمین چیزی بیشتر از یک عقد ازدواج موقت نبود. می توان گفت که آمریکا فقط داشت جو سیاسی را می سنجید.ولی هنگامی که نظامیان ، هیبت سنگین خود بر قاهره را تحمیل کردند ( البته با حمایت بسیاری ازلیبرال ها که این بار حتی اعتقاد خود به یک حکومت غیر نظامی را نیز کنار گذاشتند) ، و اعضای اخوان المسلمین روانه زندان و یا ناگزیر از پنهان شدن گردیدند، دولت اوباما سریعا خود را با واقعیت های روی داده انطباق داد. بنظر می آید که ارزیابی مشابهی نیزدر واشنگتن درمورد سوریه صورت میگیرد ، که اسلامگرایان میانه رو در آنجا در حال تضعیف شدن بوده و بسیار متفرق وفاسد تر از آنی هستند که شورش موثری را پیش ببرند ، و یا اینکه خیلی به جهادی ها نزدیک هستند که سرویس های اطلاعاتی غرب آنها را خطر قریب الوقوعی برای امنیت خود تلقی میکنند .از همان آغاز شورش ، بشار الاسد خود را بعنوان فردی که علیه تروریسم میجنگد معرفی کرده بود و اکنون دارد میوه های آنرا می چیند.ریان کروکر ، سفیر اسبق آمریکا در سوریه ، اخیرا در نیویورک تایمز نوشته است که آمریکا باید یک سوریه آتی بدون برکناری اسد را مورد بررسی قرار دهد. هرچند که اسد بد است ، لیکن چیزی بد تر از آن در کمین نشسته است که منظور او پیروزی ISIS و جبهه النصره است. مبارزه علیه این گروه ها ، علاقه مشترک بزرگترین حامیان خارجی اسد ، یعنی روسیه و ازآن مهمتر ایران است که با احتیاط ، فرآیند یک رفع تشنج تاریخی با آنرا در مورد غنی سازی اورانیوم آغاز کرده است. طنز تلخی خواهد بود اگر گورستانی را که اسد بوجود آورده است ، به بستر پرورش گل نزدیکی بین ایران و کشورهای غربی تبدیل شود!

روشن نیست که که ایران بر حفظ حکومت اسد پافشاری خواهد کرد یانه. جنگ سوریه به ایرانی ها و عامل اصلی آنان درلبنان ،حزب الله ،امکان داده است که یک تمدد اعصابی داشته باشند ، ولی پاره ای از رهبران ایرانی ، اسد را ورق سوخته ای می دانند و ظاهرا اسد در تهران محبوبیتی ندارد.در کنفرانس اخیری در دوهه ، شایعاتی بگوش می رسید که گویا ایران از حماس خواسته است که با دوستان خود دربین شوریان سوریه تماس بگیرند.پیام ایران این بوده : اگر منافع ما در سوریه حفظ شود ، ما مایلیم که اسد کله پا شود.( نفع اصلی ایران در سوریه اینست که دمشق بدست عربستان نیفتد و همچنان بعنوان گذرکاه اصلی ایران برای رساندن اسلحه به حزب الله باز بماند). حماس موافقت کرده است که پیام ایران را برساند و با روی خوش از طرف ارباب دیرین خود برخوردار شود.ولی ایران هنوز از تصمیم حماس در رویگردانی از اسد ، بی آنکه خیانتی به اوپوزیسیون سوریه کرده باشند، خشمگین است . این خبر هنوز این در حد یک شایعه است ،ولی نمایانگر این دریافت رو به افزایش است که که راه صلح در سوریه از تهران می گذرد.

و نه فقط صلح در سوریه ، بلکه همچنین ثبات در عراق و افغانستان ، و نیز حل مناقشه دربین اسرائیل و فلسطین ، به همکاری ایران بستگی دارد.با انتخاب حسن روحانی ، دریچه ای از فرصت گشوده شده است ، که همراه با وزیر خارجه زیرک خود جواد ظریف و با حمایت رهبری ، علی خامنه ای ، مصمم به رفع تشنج با غرب است، بشرط آنکه جایگاه جمهوری اسلامی در بین سیستم سیاسی دولت در خاورمیانه و حقوق آن کاملا برسمیت شناخته شود. لیکن این دریچه برای مدتی طولانی باز نخواهد ماند و و متحدین سنتی آمریکا در ریاض و تل آویو ، همراه با تند رو ها در بین سپاه پاسداران ، برای بستن آن مطمئنا تلاش خواهند کرد.