http://www.kanoonm.com/1145#more-1145

 

مقدمه‌ای در باره محیط زیست و طبیعت ایران

(متن سخنرانی در سمینار محیط زیست)

 

سمیه صمیمی

در مورد محیط زیست تا کنون حرف بسیار زده شده است. اما آن‌چه که در این مبحث به آن پرداخته می‌شود، به سه بخش تقسیم شده است:

1-     محیط زیست چیست؟ طبیعت چیست؟

تفاوت این دو واژه در دو نگرش نهفته است: يك نگرش اين است كه عنوان محيط زيست از دو كلمه محيط و زيست تركيب يافته است كه در فارسي به معناي جايگاه و محل زندگي است. اما امروزه مفاهيم گوناگون را از آن ارايه مي نمايند مثل آب و هوا، جنگل، كوه، حقوق حيوانات و پرندگان، راه‌ها‌ي جلوگيري از آلودگي هوا، راه‌ها‌ي مبارزه با عوامل مخرب طبيعت و ... محيط زيست در اصطلاح به كليه عوامل تهديد كننده يا بهبود بخش محيط زندگي اتلاق مي شود

اما نگرش بعدي بيانگر اين است كه چيزي به نام محيط زیست وجود ندارد و اين واژه يك معناي نسبي به مفهوم پيرامون دارد، واژه درست همان طبیعت است، به عنوام بستری برای زیستن موجودات در کنار هم، و نه تنها محلی برای زیستن انسان. همان طور كه از مشتقات واژه با مراجعه به كتاب لغت پيدا است، اين واژه يك معناي نسبي به مفهوم پيرامون دارد يعني چيزي كه توسط پيرامون خود محاط شده است. موردي كه در اين جا مهم قلمداد مي‌شود اين است كه بدانيم، منظور ما از محيط زيست كدام موجود است اين موضوع اهميت دارد زيرا آن چه وضعيت يك محل را براي زيست يك نوع موجود زنده بهبود مي‌بخشد، مي‌تواند محيط زيست يك موجود ديگر را تباه كند. حال در مجموع بايد گفت: طبیعت عبارت است از آن چه كه فرآيند زيستن را احاطه كرده، آن را در خود فرو گرفته و با آن در كنش متقابل قرار دارد.

با توجه به اين تعريف آيا مي‌توان مرزهاي مشخصي براي محيط زيست تعيين نمود آيا فرايند حيات بدون استفاده از هوا و خاك ميسر است آيا بدون بهره برداري منطقي از خاك، مي توان مواد غذايي توليد نمود و امكان تغذيه سالم جمعيت رو به تزايد را فراهم ساخت؟

در تعاریف واژه محیط زیست، طبیعت مدیریت شده برای انسان معنا می‌شود.

اما با توجه به مصطلح بودن این واژه، در این نوشتار هر جا که به واژه محیط زیست اشاره شده است، منظور همان طبیعت است که انسان هم در آن زندگی می‌کند.

2-     جایگاه محیط زیست در قانون اساسی ایران چیست و متولی حفاظت محیط زیست در ایران چه سازمانی است؟

در اصل 50 قانون اساسي آمده است: "در جمهوری‏ اسلامی، حفاظت‏ محیط زیستكه‏ نسل‏ امروز و نسل‌های‏ بعد باید در آن‏ حیات‏ اجتماعی‏ رو به‏ رشدی‏ داشتهباشند، وظیفه‏ عمومی‏ تلقی‏ می‏شود. از این‏ رو فعالیتهای‏ اقتصادی‏ و غیر آن‏ كهبا آلودگی‏ محیط زیست‏ یا تخریب‏ غیر قابل‏ جبران‏ آن‏ ملازمه‏ پیدا كند، ممنوع‏ است."

این موضوع به آن معنی است که در قانون اساسی ما پیش‌بینی لازم برای حفاظت محیط زیست انجام گرفته و خلا قانونی در این مورد وجود ندارد. اما اینکه این اصل چقدر در بهره برداری از منابع و برنامه ریزی در نظر گرفته شود، مبحث دیگری است.

تاریخچه سازمان محیط زیست به این صورت است که در سال 1335 دستگاهي مستقل به نام كانون شكار ايران، با هدف حفظ نسل شكار و نظارت بر اجراي مقررات مربوط به آن تشکیل شد. در زمان قاجار، قسمت‌هایی از طبیعت به عنوان قرق برای شکار پادشاهان در نظر می‌گرفتند تا در فصل شکار مورد استفاده قرار بگیرد. بسیاری از پارک‌های ملی و مناطق حفاظت شده قدیمی ما بازمانده همین قرق‌ها‌هستند که هرچند دلیل حفاظت آنها، باز هم استفاده خاص قشر وابسته به حکومت بود، اما درآن زمان جلوی توسعه کشاورزی و یا استفاده چرای دام را گرفت.

در سال 1346 در پي تصويب قانون شكار و صيد، سازمان شكارباني و نظارت بر صيد جايگزين كانون فوق شد. بر اساس قانون اخير، سازمان شكارباني و نظارت بر صيد، مركب از وزيران كشاورزي، دارايي، ‌جنگ و شش نفر از اشخاص باصلاحيت بود.

بر اساس ماده 6 قانون فوق، وظايف سازمان شكارباني و نظارت بر صيد از محدوده نظارت و اجراي مقررات ناظر بر شكار فراتر رفته و امور تحقيقاتي و مطالعاتي مربوط به حيات‌وحش كشور، تكثير و پرورش حيوانات وحشي و حفاظت از زيستگاه آنها و تعيين مناطقي به عنوان پارك وحش و موزه‌هاي جانورشناسي را نيز در بر گرفت.


در سال 1350 نام سازمان شكارباني و نظارت بر صيد به سازمان حفاظت محيط زيست و نام شوراي‌عالي شكارباني و نظارت بر صيد به شوراي‌عالي حفاظت محيط زيست تبديل شد و امور زيست‌محيطي از جمله پيشگيري از اقدامهاي زيانبار براي تعادل و تناسب محيط زيست نيز به اختيارات قبلي آن افزوده شد.

در سال 1353 پس از برپايي كنفرانس جهاني محيط زيست در استكهلم و با تصويب قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست در 21 ماده، اين سازمان از اختيارات قانوني تازهاي برخوردار شد و از نظر تشكيلاتي نيز تا اندازهاي از ابعاد و كيفيت سازگار با ضرورتهاي برنامههاي رشد و توسعه برخوردار شد.

اکنون اهداف سازمان محیط زیست به صورت زیر تعریف شده است:

       حفاظت از اكوسيستم‌ها‌ي طبيعي كشور و ترميم اثرات سوء گذشته در محيط زيست

       پيشگيري و ممانعت از تخريب و آلودگي محيط زيست

       نظارت مستمر بر بهره برداري از منابع محيط زيست  

       برخورد فعال با زمينه‌ها‌ي بحراني محيط زيست شامل آلودگيهاي بيش از ظرفيت قابل تحمل  محيط

       تهيه و تدوين ضوابط و استانداردهاي زيست محيطي در زمينه‌ها‌ي: هوا  منابع خاك سروصدا مواد زائد و جامد آفت كش‌ها و كودهاي شيميائي پوشش گياهي و جانوران وحشي آلودگي‌ها‌ي مواد نفتي ، فلزات سنگين ، سموم كشاورزي ، فاضلاب انساني و ... در محيط‌ها‌ي دريايي (آب ، رسوب ،‌آبزيان )

       آموزش زيست محيطي تشكل‌ها‌ي غيردولتي و بهره گيري از كليه امكانات داخل كشور و در سطح بين المللي

       ارزيابي و نظارت به منظور حصول اطمينان از كاربرد و كارآئي ضوابط و استانداردهاي زيست محيطي

       ارزش‌گذاري اقتصادي منابع طبيعي و هزينه‌ها‌ي زيست محيطي ناشي از توسعه

این بند آخر، چکیده و خلاصه هر آنچه که بر محیط زیست و طبیعت ایران می‌رود است. نگاه سودمحور به طبیعت و چنان بلایی بر سر آن آورده که گاهی هیچ آینده‌ای برای آن متصور نیست.

3-     وضعیت طبیعت و محیط زیست ما چیست؟

محیط زیست و طبیعت ایران در وضعیت مناسبی قرار ندارد و به رغم وجود بستر قانونی مناسب برای محافظت، به دلیل نگاه کوتاه‌مدت و سودجویانه به آن، آینده خوبی نیز برای آن پیش‌بینی نمی‌شود. از استفاده بیش از حد ظرفیت از منابع طبیعی مانند آنچه که در جنگل‌های شمال که به دلیل ساختار یگانه به فسیل زنده معروف هستند تا آلوده کردن شاهرگهای حیاتی رودخانه‌ها‌، از تخریب زیستگاههای طبیعی در دامنه‌ها‌ی سهند به بهانه استخراج معادن تا صادرات خاک کشاورزی دشت حاصلخیز مغان به کشورهای حوزه خلیج فارس به بهانه افزایش صادرات غیر نفتی، از طرح‌های بیشمار انتقال آب میان حوضه‌ای از سرشاخه‌ها‌ی کارون تا آلوده کردن خلیج نایبند با پسآب‌ها و زباله‌ها‌ی طرح‌های پتروشیمی، از خشک شدن ارومیه و پریشان و گاوخونی و‌ ها‌مون تا قاچاق پرندگان شکاری برای تفریح شیخ‌نشین‌های عرب، از فرسایش شدید خاک در اراضی شیبدار تحت کشت گندم برای خودکفایی تا احداث جاده از میان جنگل گلستان و ده‌ها‌منطقه بکر دیگر، از آب آلوده رفسنجان و اهواز تا هوای مسموم تهران و اراک و اصفهان، از ریز گردهای مهمان از کشورهای همسایه تا قتل پلنگ و خرس و گرگ توسط مردم عادی، از حکم اعدام برای محیط بان دنا به دلیل حفاظت از محیط زیست تا حکم زندان برای فعالان زیست محیطی آذربایجان، هر جای این مملکت را که نگاه کنید، فاجعهای در حال رخ دادن است. متاسفانه متولیان محیط زیست به دلایل مختلف ساختاری و سیاسی، حتی توان حفاظت از مناطقی که قانونا و رسما متولی آن هستند- مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست کشور از جمله پارک‌های ملی- را نیز ندارند. حال محیط زیست ما خراب است و کسی به فکر چاره اساسی برای آن نیست. مرثیه سرایانی بیش نیستیم...