آیا دلایل ارائه شده برای تغییرنام سازمان کارگران انقلابی به سازمان راه کارگر پذیرفتنی هستند؟!

 

نگاهی به قطعنامه* و دلایل ارائه شده برای تغییر نام سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) به سازمان راه کارگر.

قطعنامه دلایلی را برای این تغییر برشمرده که ابهام زا و چالش برانگیزبوده و پرسش هائی را پیشا روی خواننده می گذارد. در صورتی که این تغییرات جزئی و معطوف به اشکلات فنی بودند نیازی هم به این یادداشت نبود، اما از آنجائی که این تغییرنام متأسفانه مهمترین مشخصه یک سازمان انقلابی با چندین دهه قدمت را نشانه گرفته و از آنجائی که جنبه اجرائی یافته و اعلام بیرونی هم شده، نمی توان به عنوان یکی از مخاطبین و از علاقمندان به سرنوشت چپ از کنارآن بی اعتنا رد شد. نکات قابل نقد عبارتند از:

 

نکته اول:

اعتبار و سرمایه یک سازمان شناخته شده با دهها سال سابقه مبارزاتی و صدها جان باخته و هزاران زندانی و هوادار و خانواده ها، قاعدتا دیگرفقط متعلق به آن عده معدودی که به عنوان عضورسمی در آن حضوردارند نیست. نام چنین سازمانی در طی چندین دهه مبارزه نفس گیر در حافظه آنها و نیروهای چپ و روایت ها و رویدادهای این برهه از تاریخ حک شده است، ازاین رو نمی توان به خاطر ایجاد خرده مرزبندی ها، با آن هم چون تعویض تن پوشی برخوردکرد. اگر اعتباریک سازمان سرمایه ای تاریخی است و نمی تواند صرفا در اختیارعده ای محدود باشد، حتی اگر بفرض دلایل قوی هم برای تغییرنام آن در دست می بود، بازهم بدون احساس مسئولیت در برابرآنها و بدون مشورت و مشارکت دادن و در نظرگرفتن تمایل آنها به طرق گوناگون و ممکن شیوه درستی نبوده است*، تاچه رسد به دلایل غیرموجه و معطوف به خرده مرزبندی با دیگران و در نشست و برخاست عده ای محدود از این خیل سازندگان اعتباریک سازمان.

 

نکته دوم

نام یک سازمان به عنوان چکیده و فشرده اهداف والای یک جریان باورمند به انقلاب مسأله بی اهمیت و تشریفاتی نیست. البته این درست است که نام عینا معادل هویت یک سازمان نیست و استقلال نسبی خود را دارد، اما بی ارتباط با آن هم نیست و هم چون لوحی فشرده، نشانی از اهداف و هویت یک جریان را برپیشانی خود دارد. و درست بهمین دلیل "مایملک" یک تعدادمعین و محدود نیست و نمی توان صرفا با سلیقه مقطعی و بدون بازبینی و نقدکلی و مشارکت وسیع تر آن را بسادگی این ور و آن ورکرد.

دیگر آنکه تغییرصورت گرفته با آنکه برطبق دلیل دوم از منظر خرده مرزبندی ها صورت گرفته، اما در اساس خود یک تغییرمعطوف به ماهیت و هویت است. اگر تغییرات جزئی بودند و بود ونبودش در ماهیت یک جریان تأثیری نمی گذاشت، مثلا اگراین تغییر فقط حول حذف پسوند نام کمیته مرکزی بود که چندسال پیش به خاطرایجاد تمایزبین دو جریانِ از هم جداشده، به نام اصلی سازمان (در پرانتز) اضافه شد امری فرعی بشمارمی رفت دیگر حذفش هم مسأله برانگیزنبود. اما وقتی دامنه این تغییرات عنوان کارگران انقلابی یعنی اخگرسوزان یک سازمان رزمنده را نشانه می گیرد، دیگر فراتر از این نوع ملاحظات فرعی می رود و چالش برانگیزمی شود. ملاحظه بعدی آنکه هرتغییری مستقل از ذهن و هدف و اراده تصمیم گیرندگان حاوی پیامی است به مخاطبان بیرونی که پی آمدهای خود را دارد که قاعدتا باید به هنگام اتخاذتصمیم در مدنظرباشد.

******

در توجیه این تغییر گفته می شود نام کنونی جانیفتاده و ما را همه جا به نام سازمان راه کارگرمی شناسند! این ادعا حتی اگرصحت هم داشته باشد، دلیل بسنده و موجهی برای تغییرنام یک سازمان انقلابی و با اهداف رهائی بخش نیست. و این پرسش را مطرح می کند که آیا نام یک جریان اساسا از اهداف والای آن الهام می گیرد، یا با ملاحظات باصطلاح رئال پلتیک از قبیل جاافتادگی و مقبولیت در نزددیگران؟

اما حتی از جنبه عینی هم به قضیه نگاه کنیم ادعای فوق بیشتر یک توجیه است تا استدلال بسنده. واقعیت آن است که سوای هواداران و نیروهای چپ و بخشی از روشنفکران، اکنون بخش اندکی از طبقه گسترده کارگر و مردم ایران بدلایلی خارج از حوصله این نوشته، سازمان های چپ را می شناسند و بنابراین استنادبه چنان ادعائی روانیست. ولی اگرمنظور همان تعدادکمابیش محدود از کارگران و فعالان و هواداران و یا گروه های سیاسی است که جریان راه کارگر را می شناسند و با مواضع آن آشنایند و یا نسبت به آن حساسند، از قضا آنها کسانی هستد که اکثرا ما را با همین هویت و نام می شناسند و اگرتعلق خاطری هم دارند ازهمین منظراست. آنها ممکن است مثل هر کس دیگری نام سازمان و هرجریانی را به شکلی خاص و در تطابق با سلیقه خود و چه بسا تلخیص شده بکارگیرند و همواره چنان خواهند کرد، همانطورکه هریک از ما در مورد دیگران این کاررا می کنیم و یا حتی اعضاء یک سازمان نسبت به نام کامل سازمان خود انجام می دهند. این جور دخل و تصرف سلیقه ها الزاما به معنی مخالفت آنان با اسم کامل و بی اعتبارشدن آن نیست. از همین رو بدون یک تحقیق میدانی گسترده توسل به این نوع توجیهات نمی تواند چندان اعتباری داشته باشد و هیچ تضمینی هم نیست که حتی نام جدید خوش آیندکسانی باشد که به نام آنها استدلال می کنیم و یا آنطور که می خواهیم بکارگرفته شود (اگر استناد تغییرآنها باشند). و گرنه بدون وجودچنان تحقیق میدانی عوض کردن نام تا سطح اهمیت تعویض موسمی لباس تنزل خواهد کرد.

 

اما مسأله مهمتر واصلی آن است، سازمانی که می خواهد بدور از افسون رئال پلتیک برخلاف جریان حاکم شناکند، نمی تواند عنوان خود را مشروط به خوش آیندی و بدآیندی دیگران نماید و بدان طریق، نام خود را که بدرجاتی و لو فشرده و اجمالی، بازتاب دهنده هویت یک جریان است تغییردهد، مگر آن که این کار نتیجه فرایند طبیعی یک نقد و رویکردکلی و همه جانبه باشد. و گرنه بجای حرکت برخلاف جریان آب (مناسبات حاکم برجهان) به دام جریان مقبولیت و سلایق دیگران می افتد و حساسیت اش نسبت به آن از حساسیت اش نسبت به اهداف خود بیشتر خواهد بود.

 

نکته سوم:

از منظر دیگری هم می توان به چند و چون دلایل ارائه شده در اطلاعیه پرداخت:

می دانیم که درعصرپسا فروپاشی بلوک شرق و "سوسیالیسم دولتی" و تعرض عنان گسیخته سرمایه داری نئولیبرال و دوره برآمدشبه گفتمان های واپسگرای بنیادگرا، مدتهاست که گفتمان انقلاب و گفتمان کمونیزم و تغییررادیکال مناسبات حاکم برجهان در راستای برابری اجتماعی، زیرفشارسنگینی قرارگرفته و در محاق فرورفته است. در چنین شرایطی عقب نشینی از آن ولو آن که گیرم صرفا در حداسم و زدودن ردپای آن از پیشانی خود باشد، بی تردید پیام خوبی را پژواک نخواهد داد. نخستین پیام آن به مخاطب آشنا و ناآشنا این خواهد بود که این سازمان لااقل در اسم از انقلاب فاصله گرفته است. همانطور که اشاره شد این پژواک خارج از اراده و نیت تصمیم گیرانش خواهد بود. یعنی حتی ذره ای خدشه و تردید در وفاداری تصمیم گیران نسبت به انقلاب وجود نداشته باشد خارج از اراده آنها تغییرنام بازتاب منفی خود را خواهد داشت.

 

 

 

اما در رابطه با حذف عنوان کارگران انقلابی از نام سازمان، نکته چالش برانگیزمهم دیگری هم وجود دارد: همه می دانیم که کارگر به مثابه کارگر و تولید کننده ارزش اضافی، بخودی خود به معنای اتلاق انقلابی بودن به آن نیست. آنها تا جائی که مشغول بازتولیدسرمایه هستند بخشی از سازوکارهای نظام سرمایه داری به حساب می آیند. اهمیت طبقه کارگر برای کمونیست ها اساسا بخاطروجودظرفیت بالقوه فراررونده آن علیه مناسبات سرمایه داری و تقویت این وجه آن است. اشاره به انقلاب و کارگران انقلابی در نام یک سازمان در حقیقت نشاندهنده آن است که کارگران ضرورتا برای رهائی از بردگی باید علیه کارمزدورانه و مناسبات انقیادآور بپاخیزند و گرنه تبدیل کردن خود به "سازمان کارگران" در بهترین حالت خود، سرنوشتی بهتر از حزب واقعا " کارگری"انگلیس (و یا احزاب مشابه در سایرکشورهای اروپائی) نخواهد داشت که خوانندگان خود به پیشینه و تاریخچه و سرنوشت این نوع پوست اندازی در مورد حزب کارگرانگلیس از زمان مارکس و انگلس تا زمان کنونی واقفند. *

 

از دلیل اول اطلاعیه که بگذریم به دلیل دوم یعنی خرده مرزبندی ها با جریان دیگرراه کارگر می رسیم. اما در اینجا هم این پرسش یقه ما را ول نمی کند: اگر واقعا دلیل اول وجودواقعی می داشت چرا در طی این سی و چندسال عمراین سازمان تنها در این مقطع زمانی برجسته شده و به ذهن برخی ها خطورکرده است، آنهم معلوم نیست با اتکاء به کدام تحقیقات میدانی ومستند؟!. از آنجا که اکنون سازمان های موجود اکثرا لااقل به طور مستقیم تحت تأثیرفضای عمومی جامعه و فشارهای آن قرارندارند، براهمیت پرسش فوق بازهم افزوده می شود. بهمین دلیل در استدلال برای بازگشت به نقطه صفر یک حفره پرنشدنی وجود دارد. از این زاویه بنظرمی رسد که "محرک وانگیزه" در این رویکرد بیشتر همان دلیل دوم یعنی مرزبندی های فرقه ای باشد. این نوع مرزبندی ها معمولا خود هدفند و می توانند اهداف دیگر را در سایه ببرند. اما نکته غم انگیز آن است که این تغییر دانسته و ندانسته اخگرسوزان سازمان یعنی رزمندگی و باوربه انقلاب را نشانه گرفته است و این دیگرمایه گذاشتن از هویت و اهداف کلان و راهبردی برای رفع و رجوع دعواهای پایان ناپذیرفرقه ای است. و گرنه چگونه می توان بدون در نظرگرفتن تقابل و کشاکش جهان دوگانه "ما و آنها" به فهم بازگشت افتخارآمیز به نقطه صفر سی و چندسال پیش نائل شد؟! و با خیره شدن به رقیب راه رفتن خود را فراموش کرد؟! در شرایطی که سرمایه داری مهاجم با این ادعا که نظام حاکم جایگزینی ندارد و انقلاب در معنای تغییرمناسبات موردتمسخر و نیشخندآوازه گران سرمایه و بریدگان از چپ است، این اقدام رفقا جز یک عقب نشینی در یکی از بخشهای رزمنده و شناخته شده چپ موجود نیست. جریانی که شعار"انقلاب مرد، زنده باد انقلاب " یکی از افتخارات آن است و عملا با آن اعلام موجودیت سیاسی کرد چگونه می تواند پس از طی چندین دهه آنهم به مناسبت سالگردقیام 22 بهمن57 با افتخار"بازگشت شکوهمند" خود به نقطه صفر را اعلام کند و بکوشد که ردپای آن را از پیشانی خود بزداید ؟!. آیا شکل و محتوا در عنوان تازه باهم سازگار و منطبق اند یا شکاف و دوگانگی بین آنها درجریان است؟. آیا می توان امید و باورداشت که حذف ردپای انقلاب از پیشانی خود صرفا جنبه های شکلی و فنی داشته و بامحتوای انقلابی در تقابل و تضاد باشد؟ ای کاش چنین باشد! اما نباید فراموش کنیم که دینامیسم تحولات را نه ذهنیت چندنفر تصمیم گیر و لو با نیت خیرتعیین می کند و نه آنکه این ذهنیت و افرادحامل آن الزاما همیشه پابرجایند که از نیات خود دفاع کنند! آنها معمولا هموار کننده راهی هستند که دربلندمدت تحولات خارج از اراده آنها راه خود را خواهد گشود. از این رو باید هوشیار بود که از قدیم گفته اند گاهی راه جهنم با نیت خیرمفروش می شود!

البته حذف عنوان انقلاب از پیشانی را نمی توان معادل"خداحافظ انقلاب" از تن سازمان دانست. اما از بیان این حقیقت هم نمی توان گذ شت که بنا به نص صریح قطعنامه و به عنوان دلیل دوم، لااقل رفقا برای ایجادتمایزبا رقیب خود از عنوان "کارگران انقلابی" مایه گذاشته اند، که به معنی افتادن به دامچاله خرده مرزبندی های فرقه ای و فرونهادن افق های بلند است.

بهرحال می دانم که شناکردن در جهت باد خوش آیندهیچ کدام از رفقا نیست و می دانند که چپ ضمن تعمیق نقدهای خود از خطاها و تجربه های گذشته و تحولات جهانی صورت گرفته و یا در حال صورت گرفتن، باید به آرمانهای والا و رهائی بخش وفاداربماند. شکاف طبقاتی جامعه جهانی امروزه بیش از هرزمانی دوقطبی شده و ضرورت گسست از آن و تغییررادیکال شرایط زیست و مناسبات اجتماعی اهمیت روزافزون پیدامی کند، و چپ با باوربه ضرورت تغییرات ژرف و مشارکت فعال در آن زنده است و گرنه نه چپی در میان خواهد بود و نه از تاک نشانی!

 

2014-02-18 تقی روزبه

زیرنویس ها:

*- معنای این سخن آن نیست که من اسم موجود را ایده ال و وتنها شکل بیان این رویکردانقلابی می دانم. هم چنین به معنای پذیرش و دفاع از شکاف و تمایزنهادینه شده بین کارگران و انقلابیون هم نیست. باور به ماهیت فرقه ای جریانات چپ و رویکردانتقادیم به آنها هم به معنی آن نیست که هرگونه تغییر و تحولی در این جریانات اعم از مثبت و یا منفی و تضعیف و تقویت جبنه های انقلابی و یا رفرمیستی برایم بالسویه بوده و نسبت به آنها بی تفاوت باشم. هم چنین باید اضافه کنم که انتقادهای مطرح شده نسبت به چگونگی تصمیم گیری از یکسو و نابسنده بودن دلایل اقامه شده و محتوای این تصممیات از سوی دیگر است و نه نفی حق تصمیم گیری.

 

*- حداقل آن خانواده ها و افراد و هواداران و یا حتی کسانی که در دسترس اند و سالیان دراز همسنگربوده اند و هم چنان هم براهداف والای مبارزه علیه سرمایه داری و حکومت اسلامی وفادارند و حتی مشورت با دیگر جریانات و نیروهای چپ. و البته قصد از این نوع مشارکت جوئی سوای درنظرگرفتن حق و تلاش های آنها در اعتباربدست آمده سازمان است، بلکه هم چنین به معنی تقویت زمینه های تصمیم سنجیده است و الزاما به معنای جنبه حقوقی دادن به آن و رأی گیری هم نیست.

 

اطلاعیه اصلاح نا م سازما ن

 

در کنگره هیجده سازمان که ژوئیه 2013 برگزار شد، جمعی از اعضای سازمان خواستار بررسی موضوع اصلاح نام سازمان و تغییر ان به همان اسمی که در بدو پیدایش سازمان ( چهار تیر 58 ) برگزیده بودیم شدند. در این ارتباط پس از بحث مقدماتی ، کنگره به کمیته مرکزی منتخب ماموریت داد که با برگزرای مجامع اینترنتی و راه انداز بحث در میان اعضای سازمان، موضوع را پیگیری و سرانجام به همه پرسی بگذارد . این مهم اخیرا به سرانجام رسید و در جریان یک رفراندم از میان گزینه ها و پیشنهادات موجود، اکثریت اعضای سازمان به گزینه زیر رای دادند که جهت اطلاع عموم و همزمان با سالگرد قیام 22 بهمن 57 منتشر می شود:

 

کمیته مرکزی سازمان 22 بهمن 1392

-----------------------------------------------------------

 

قطعنامه پیرامون اصلاح نام سازمان

- نظر به اینکه با وجود گذ شت سی سال از تغییر نام سازمان از راه کار گر به : سازمان کار گران انقلابی ایران( راه کارگر) ، این نام هنوز در جنبش جا نیافتاده وما در همه جا بنام راه کار گر شناخته می شویم ؛

- نظر به اینکه انشعاب بخشی از رفقای ما با نام : " سازمان کارگران انقلابی ایرا ن ( راه کار گر) " ( هیات اجرایی ) تشابه اسمی با ما را موجب شده و این به دنبال خود در اذهان عموم ، آشفتگی ایجاد کرده واستقلال مواضع دو سازما ن را که از هم جدا شده ایم ، مغشوش می نماید ؛

سازمان ما بر اساس این ملا حظات ، تصمیم گرفته است از این پس به همان نام آغازین خود راه کار گر بر گردد.

به این وسیله به اطلاع همگان می رسانیم که از این پس در تمامی اسناد و مکاتبات سازمانی ما ، پیشوند کار گران انقلابی ایران از نام سازمان حذف میشود .

 

بنا براین تصمیم ، نا م رسمی سازمان ما : سازمان راه کار گر خواهد بود

 

 

سازمان راه کار گر

فوریه 2014 بهمن 1392