طرح جامع جمعیت وتعالی خانواده یا فرودستی زنان

 

۸مارس روز جهانی زن ، روز مبارزه زنان علیه تبیعض و نا برابری است. تاریخ زنانی است که خود تاریخ را ساخته اند ،این تاریخ ریشه خود را در مبارزه زنانی که در جامعه از یک طرف برای آزادی و برابری کل جامعه و از طرف دیگر برای برابری با مردان کرده اند، یافته است .

۸مارس روزهمبستگی با زنانی است که در همه جای دنیا بپا خاسته اند تا بر علیه ستم واستثمارمبارزه کنند. روز جهانی زن ،فرصتی است برای بررسی شرایط زنان، برای یادآوری این که پیشرفت زنان ،پیشرفت بشریت است و بدون حضور فعال زنان هیچ جامعه ای به آزادی و برابری و صلح دست نخواهد یافت.

کارنامه جمهوری اسلامی در این رابطه تاریک تاریک است. در کشور ما از حدود سی و چند سال پیش، زنان تنها به دلیل جنسیت شان قربانی نابرابری و تبیعض دولتی هستند . در سه دهه گذشته حکومت دینی ،قوانین تبیعض آمیز و محرومیت های زیادی را با استفاده از زور و از طریق قانون گذاری به زنان تحمیل کرده است و هر بار زنان قدمی به جلو بر داشته اند آنها را دو قدم به عقب رانده است.

اما سالی که گذشت سالی یک پارچه علیه زنان بود. سالی که مجددا هویت واستقلال زنان مورد تهاجم قرار گرفت . که بارزترین آن تحت لوای افزایش جمعیت طرح جامع جمعیت وتعالی خانواده است. طرحی که به بهانه افرایش جمعیت ، حق زنان بر بدنشان باز هم بیشترمورد تهدید قرار میگیرد.این طرح در۰ ۵ ماده هویت مستقل زنان را از آنها گرفته و تنها تربیت فرزندان و خانه داری رابه انها سپرده است.

خامنه ای دو سال پیش در نشست زن و خانواده با نام اندیشه راهبردی جمهوری اسلامی می گوید: دولت باید به گونه ای برنامه ریزی کند تا زنان شاغل بتوانند به شغل اصلی خود یعنی رسیدگی به خانه و خانواده بپردازدند.

این گفته هدف اصلی این طرح را به وضوح نشان می دهد:

خانه نشین کردن زنان.

تغییرجایگاه زن از زن آکتور اجتماعی به زن فرمانبردار و خانه نشین

محدود کردن هر نوع آزادی فردی و اجتماعی زنان .

به بهانه افزایش جمعیت و تحکیم خانواده ،زنان با وجود توانمندی های بسیار در عرصه های گوناگون علمی ،اقتصادی سیاسی اجتماعی به دلیل تبیعض جنسیتی از تصمیم گیری ها بر کنار می مانند ، زن در کنج خانه تنها نقش زایش ، تربیت فرزندان و خانه داری به او سپرده می شود. البته لازم به یاد آوری است که زن در این نقش هم آزاد نیست سن باروری ، تعداد فرزندان و فاصله بین آنها را برایش هم تغیین می کنند.

خانه نشین کردن قانونی زنان، بطور آشکار خود را در ماده ۹ و ۱۰ این طرح نشان میدهد.

ماده ۹: در کلیه بخش های دولتی و غیر دولتی اولویت استخدام ابتدا با مردان متاهل فرزنددار بعد مردان متاهل بی فرزند بعد زنان متاهل فرزند دار بعد زنان متاهل بعد مردان مجرد....و بعد اگر پستی باقی ماند برای زنان مجرد است .

ماده ۱۰ : از این هم فراتر رفته وجذب زنان مجرد به عضویت هیات علمی دانشگاه ها را 5 سال پس از لازم الاجرا شدن این قانون ممنوع کرده است.

این طرح در حالی که زنان با وجود ۶۰ در صد تحصیلات عالی تنها ۱۶ درصد در بهترین حالت جذب بازار کار می شوندو هیئت علمی دانشگاهها را تنها ۱۲ در صد زنان تشکیل می دهد ، چه پیامدهای فاجعه باری بر روی اشتغال زنان و در نتیجه استقلال و هویت فردی و اجتماعی آنها دارد.

مهمتزین پیامدهای این طرح :

باز تولید فرو دستی زنان در خانه و جامعه.

درسال های اخیر حضورمستمرو مقاومت گسترده زنان تغییرو تحولاتی را در حوزه اقتصادی ،فرهنگی ، سیاسی و خانواده گی به وجود آورده است. افزایش حضور زنان در آموزش عالی به تدریج بر میزان مشارکت اقتصادی زنان افزوده و مهارت و توانایی زنان ، آنها را آماده ورود به عرصه اشتعال می کند.حکومت درست در این مقطع با آگاهی به اینکه زنان به پتاسیل و توانائی خود آگاه شده اند با وضع قوانین هر روز عرصه مشارکت زنان را در ابعاد مختلف تنگ تر و مانع اشتغال زنان می شود.دسترسی نداشتن زنان به مشاغل،تبیعض در اشتغال، شغل های موقتی مانع استقلال مالی شده ، زن را وابسته کرده و از توانا شدنش جلو گیری می کند.

در ایران بیشترین شکاف جنسیتی وجود دارد.به نسبت جمعیت زنان متخصص و با سواد بیشترین نا برابری در زمینه اشتغال و بازار کار دیده میشود .اما نه تنها در این سالها وضعیت اشتعال زنان با وجود وعده های انتخابانی در هر دوره بهتر نشده که علیرغم مقاومت زنان روز به روزبه وخامت هم گراییده است . با این طرح ۰ ۵ ماده ای یکسره زن باید در پستو شود . بچه بزاید وخانه داری کند. تعداد فرزند و فاصله آنها هم برایش تصمیم می گیرند .حق پیشگیری و سقط جنین که البته ندارد . طلاق تقریبا غیر ممکن می گردد. دریک کلام زن هیج مالکیتی بر جسم و جان خود ندارد از اراده تهی شده و حق تصمیم گیری ندارد و خلاصه از بدو تولد شئی است قابل انتقال .

مسئله مشارکت زنان درامور خانواده:

زن با استقلال مالی و قدرت عمل اجتماعی نقش عمده ای در خانواده دارد . در همه امور مشارکت داشته و قادر به تصمیم گیری است. به حقوق فردی و اجتماعی خود آگاه است . تبعیض و خشونت را بر نمی تابد. زن بدون استقلال مالی زنی مطیع و فرمانبردار است و نقش اوکارگر خانگی بدون مزد است که نه تنهاکار او هیچ کجا به حساب نمی آید بلکه در صورت کوچکترین تخطی ونافرمانی در معرض انواع خشونت قرار می گیرد. امروزه در ایران تعداد تقریبا زیادی از زنان ، تنها سرپرست خانواده هستند . این زنان بدون مشاغل رسمی وبدون استقلال مالی برای رفع نیازهای خود و فرزندانشان به کارهای غیر رسمی با مزد کم بدون هیچگونه تامینی تن میدهند و اغلب در معرض انواع فشارها از طرف کارفرما قرار می گیرند بدون اینکه قادر به دفاع از خودباشند .در اغلب موارد نتها راه، ترک کاربرای فرار ازفشار و خشونت و در نتیجه پرتاب شدن به دایره فقر است.

ازیاد خشونت خانگی و اجتماعی و آسیب پذیری زنان :

عدم استقلال مالی و فقر دسترسی به آموزش بهداشت و رفاه اجتماعی را کمتر و در نتیجه زن را آسیب پذیر کرده و به ابژه تبدیل میکند . از این مرحله زن هیچ کنترلی بر جسم و جان خود ندارد .زن ابژه مصونیت خود را در خانه و جامعه از دست می دهد . زن شهروند برابر نیست و در صورت تخطی از وظایف خود موردانواع خشونت چه در خانه چه در جامعه قرار می گیرد .به او تجاوز میشود سنگسار میشودسوزانده میشودو به قتل میرسد. از حمایت فردی و جامعه هم بر خوردار نیست و از جامعه طرد هم میشود.

کاهش توسعه اقتصادی اجتماعی:

توانمندی نیروی انسانی بستگی به نیمی از جمعیت یعنی زنان دارد. وجود کمی و کیفی زنان از عوامل مهم توسعه است و در واقع بدون حضور فعال زنان نمی توان به توسعه دست یافت . در ایران سهم زنان از درآمد ملی بسیار پایئن و در حدود۱۱ در صد است.محدودیت زنان برای دسترسی به آموزش و به طور مشخص تخصص و راندن آنها به کنج خانه نه تنها کمکی به توسعه نکرده بلکه مانع آن هم میشود. افزایش جمعیت در حالی که به نیروهای موثر ، مولد و توانمند تبدیل نشود باز دهی برای جامعه نداردکه هیچ ، سر بار جامعه نیز می شوند. هم اکنون در ایران مرگ و میربین کودکان بسیار زیاد است. کودکان خیابانی و کودکان کار نیروی جوان و توانمند ما را به هدر میدهد.کمبود دارو، آلودگی هوا ، تصادف ، در کاهش جمعیت نقش دارند. شاغل بودن زنان مانع توسعه نیست . برای توسعه باید شهروند برابر بود ودر تمامی زمینه ها زن و مرد از حقوق و فرصت برابر برخوردار باشند. در امر آموزش ، تخصص و شغل شانس برابری داشته باشند. غیر فعال کردن نیمی از جمعیت کشور نه تنها کمکی به توسعه کشور نکرده که مانع آن هم میشود.

چه باید کرد ؟ راهکار چیست؟

در حالی که نیمی از جامعه ما هر روز بیشتر از حقوق شهروندی خود محروم میشود در چنین شرایطی آیا طبیعی و ضروری ترین خواست ، خواست برابری در تمامی زمینه ها نیست ؟ زنان مجبورند مطالبه محوری شان یعنی برابری را در هر شرایطی خواستار باشندو هیچ بهانه ای نبایدآنها را از این مهم باز دارد تنها راه رهایی زنان استقلال و برابری است و در این راستا جنبش زنان با ید همواره با دیگر جنبش های برابری طلب در مقابل تمامی قوانین ضد زن جمهوری اسلامی ایستاده و در راه برابری قدم بر داشته و مبارزه کند.

تحریریه سایت

۵ مارس ۲۰۱۴