مبارزه طبقاتى در خلال دهه هاى ۱۹۳۰ در اتحاد جماهير شوروى

پاکسازيها و محاکمات سياسى در حزب کمونيست

نويسنده: ماريو سوزا

مترجم: پيام پرتوى

 

توسعه حزب کمونيست

طى دهه هاى ١٩٣۰ ميليونها نفر عضو جديد به حزب کمونيست اتحاد جماهير شوروى پيوستند و براى توليد و توسعه جامعه در مبارزه شرکت نمودند. اين هجوم عظيم توده ها و افزايش حجم توليد هميشه سودمند نبود.

حزب بايد اعضاى جديد و قديمى خود- و کار اجتماعى آنها را مورد ارزيابى قرار داده و کسانى را که از لحاظ کمونيستى تا سطح قابل قبولى رشد ننموده بودند حذف و يا پاکسازى مينمود. اين يک فرايند با يک نتيجه مشخص نبود. در دهه هاى ١٩٣۰ مبارزه بر عليه بروکراتى٬ فساد٬ فرصت طلبى و سوء استفاده از قدرت در حزب و دولت به روشهاى مختلف به پيش برده ميشد اگر چه هميشه موفقيت آميز و بدون اشتباه نبود. اما فرايندى بود ضرورى. توسعه جامعه سوسياليستى خواهان انتقاد و مباحثيست که قادر به تصحيح اشتباهات بوده و راه کارهاى جديدى را اراٸه نمايد. اما پاکسازيها نيز بدلايل سياستهاى خارجى از اهميت بسزائى برخوردار بودند.

طى دهه هاى ١٩٣۰ تهديدات خارجى بر عليه اتحاد جماهير شوروى با دشمنانى از نوع جديد افزايش يافت. به استثناى تحريم٬ خرابکارى و تهديد به تجاوز از جانب کشورهاى قديمى سرمايه دارى آنزمان٬ دشمن جديدى ظاهر شد که قبل از هر چيز هدفش در هم شکستن اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى بود در حاليکه همزمان هستى و موجوديت مردم اسلاوى را نيز تهديد مينمود.

نازيسم در ژانويه ١٩٣٣ از جمله با دادن وعده نابودى کمونيسم٬ تهيه کلنيهاى جديد در شرق و بهره بردارى از مردم آنها بعنوان نيروى کار در اقتصاد آلمان٬ قدرت را بدست گرفت. در سال ١٩٢٥ هيتلر در کتاب خود "مبارزه من" در مورد اين فتوحات نوشته بود: "بدين ترتيب ما ناسيوناليستها آگاهانه خط بطلانى بر روى سياست خارجى قبل از جنگ ميکشيم٬ از همان نقطه اى آغاز ميکنيم که آنها در شش قرن پيش تمام کردند٬ مهاجرت ابدى مردم آلمان را بسوى جنوب و غرب اروپا متوقف و بجاى آن به کشورى که در شرق قرار دارد اشاره ميکنيم. ما در نهايت به استعمار قبل از جنگ و سياستهاى تجارى پايان داده و در آينده به سياست کشاورزى روى مياوريم٬ اما زمانيکه در اروپاى امروزى در مورد مناطق جديد صحبت ميکنيم٬ بايد قبل از هر چيز به روسيه و ايالات مرزى تحت کنترل آن بيانديشيم.٢

پيشرفت اتحاد جماهير شوروى در دهه هاى ١٩٣۰ از اهميت بسزايى برخوردار و يکى از علل مهم پيروزى کشور بر آلمان نازى در جنگ جهانى دوم بود. کسب کاميابيها در امر توليد و امنيت کشور مبارزه بر عليه مشکلات در حزب کمونيست و کارزار پاکسازيها را مطالبه مينمود. سرمايه داران در اين مورد بندرت صحبت ميکنند.

بر اساس افسانه پردازيهاى سرمايه دارى هدف پاکسازيها تعقيب خشونت بار منتقدان دولت بود٬ دولتى که از يک بروکراسى ديوانه قدرت٬ از يک دستگاه خشن ادارى گسترده و وحشتناکترين روشها٬ به معنى واقعى کلمه٬ براى نابودى يک اپوزيسيون پيشرو بهره بردارى مينمود٬ بله٬ حتى اپوزيسيونى که٬ بر اساس توصيفات مورخان سرمايه دارى٬ سوسياليستها و کمونيستهاى "واقعى" در آن فعال بودند. در پس اين تعقيب و آزارها البته استالين با سوء ظنهاى ادعايى و رفتار بيمار گونه اش وجود داشت. استالين که٬ بر اساس اظهارات سرمايه داران٬ طرح دراز مدتى را براى کشتار مخالفان و کليه بلشويکهاى قديمى در دست داشت و هدفش قبضه نمودن قدرت بود. توسط مورخان سرمايه دارى و چهره هاى فرهنگى پاکسازيها و محاکمات سياسى دهه هاى ١٩٣۰ طى دهها سال بدين اينگونه توضيح داده شده اند. اما فقط اين حقيقت که سرمايه داران نام کمونيستها را در کشورهاى خودشان ثبت مينمايند٬ آنها را تعقيب٬ زندانى و اعدام ميکنند و همزمان اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى را متهم به تعقيب کمونيستهاى "واقعى" مينمايد٬ نشان ميدهد که همه چيز آنطورى که به نظر ميايد نيست. مورخان سرمايه دارى دروغ ميگويند و در اينجا هدف اٽبات آنست

اما وضعيت به مراتب وخيمتر از آن شد٬ مورخان سرمايه دارى ه متعلق به سال ١٩٤٥ مدارکى را در اختيار داشته اند که شرايط را در اتحاد جماهير شوروى بطور کلى خلاف آن افسانه پردازيهايى نشان ميدهد که در مورد آنها زياده روى شده است

بايگانى اسمولنسک

حقايق در مورد پاکسازيها٬ توسعه توليد و محاکمات سياسى بخشى از تاريخ حزب کمونيست اتحاد جماهير شورويست و مانند بسيارى از حقايق ديگر در بايگانى حزب بصورت مجموعه اى وجود دارند. بايگانى حزب تا سال ١٩٨٩ ٬ زمانيکه گورباچف آن را تغيير داد٬ بر روى محققان خارجى بسته بود. اما اسثتنايى وجود دارد. در سال ١٩٤٥ مطالب بايگانى شده گسترده اى به غرب و آمريکا وارد شد. تاريخ ساده اما حقيقتا واقعىيست. آلمان نازى طى جنگ جهانى دوم به اتحاد جماهير شوروى هجوم برد وتا نزديکى مسکو و لنينگراد پيشروى نمود. از سال ١٩٤١ نيروهاى آلمانى منطقه غرب را که مرکزش در شهر اسمولنسک قرار داشت به اشغال خود درآوردند.

در جمهورى فدرال اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى منطقه غرب يکى از واحدهاى ادارى بود. اين منطقه بالغ بر ٦٬٥ ميليون نفر جمعيت داشت و مساحتى برابر با تقريبا ٦۰۰ ضربدر ٢٤۰ کيلومتر ١٤٤۰۰ کيلو متر مربع٬ تقريبا يک سوم مساحت سوئد (سوئد ٤٥۰۰۰۰ کيلومتر مربع).

آلمانيها در اسمولنسک بايگانى منطقه غربى را پيدا کردند٬ بايگانى که نيروهاى در حال عقب نشينى اتحاد جماهير شوروى بدليلى فرصت از ميان برداشتن آنرا بدست نياورده بودند. در سال ١٩٤١ اين بايگانى به آلمان فرستاده شد. در دوران پايانى جنگ در سال ١٩٤٥ بايگانى اسمولنسک از منطقه اشغالى آمريکاييها در آلمان سر در آورد. بايگانى اسمولنسک به متحد آمريکا٬ اتحاد جماهير شوروى تعلق داشت٬ اما براى افکار کاپيتاليستى ژنرالهاى آمريکايى ارسال آن به آمريکا طبيعى بود در حال حاضر اين اسناد در بايگانى ملى ايالات متحده آمريکا موجود است.

اين بايگانى بسيار گسترده و مهمترين فعاليتهاى حزب کمونيست در منطقه غرب٬ با تعداد اندکى استثنا در آن٬ جمع آورى شده است. از ثبت نام اعضاء و دستورالعملهاى سياسى در تمام سطوح تا خلاصه گفتگوها و مباحث از جلسات تا رهبران ارگانهاى مناطق و دفاتر سازمانى. راجع به همه چيز در آن وجود دارد٬ از سياستهاى کشاورزى و اهداف صنعتى تا طرحهاى مختلف در مورد تعطيلات سالانه کارگران. در مورد پاکسازيهاى حزب در منطقه غرب نيز اسنادى در بايگانى وجود دارند.

براى همه آنهايى که در مورد جامعه اتحاد جماهير شوروى مايل به کسب اطلاعاتى هستند بايگانى اسمولنسک بايد يک معدن طلا باشد. بخصوص مخالفان اتحاد جماهير شوروى و سوسياليسم بمنظور اٽبات نظراتشان بايد قادر به يافتن حقايقى باشند با اينحال از اين بايگانى در سطح بسيار نازلى استفاده شد. مورخ آمريکايى مرل فينسود اولين کسى بود که به تجسس در ميان اسناد و مدارک موجود در بايگانى پرداخت. او در سال ١٩٥٨ در اين باب کتابى را "اسمولنسک تحت سلطه اتحاد جماهير شوروى" منتشر نمود٬ اثرى مغرضانه با کمبودهاى بزرگ و تقريبا متمرکز بر روى دادن توضيحات منفى در مورد دستگاه دولتى اتحاد جماهير شوروى. اين بايگانى بجز در مواردى از آن پس دست نخورده باقى مانده است. در صفحات اول روزنامه هاى کشورهاى غربى به مطالب بايگانى هرگز جايى داده نشد. دليل آن اين است که زندگى سياسى در منطقه غرب اتحاد جماهير شوروى٬ که در بايگانى اسمولنسک مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد٬ وجه مشترکى با ترکيب اکاذيب و افسانه هايى که در رسانه هاى خبرى غرب نشان داده ميشد (و نشان داده ميشود) نداشت. مطالب بايگانى٬ مجموعه مطالبيست که در آن با کمک و يارى صدها نفر نظرات مختلف در مورد جوانب مختلف زندگى ارائه شده است. اين مطالب براى جنگ تبليغاتى کثيف بر عليه اتحاد جماهير شوروى قابل بهره بردارى نبود. با اينحال کتاب مرل فينسود "اسمولنسک تحت سلطه اتحاد جماهير شوروى" اساس توجيه افسانه پاکسازيها در حزب کمونيست اتحاد جماهير شوروى و محاکمات سياسى ه دهه هاى ١٩٣۰ قرار گرفت٬ افسانه هايى که در سراسر جهان غرب٬ در دانشگاهها و رسانه هاى خبرى٬ منتشر شدند.

 2. Adolf Hitler, Min kamp, Stockholm 1941, s 573.

ادامه دارد