مبارزه طبقاتى در خلال دهه ۱۹۳۰ در اتحاد جماهير شوروى

پاکسازيها و محاکمات سياسى در حزب کمونيست

نويسنده: ماريو سوزا

مترجم: پيام پرتوى

 

دادگاه بر عليه مرکز ضد شوروى ترتسکيستى

۲۳ تا ۳۰ ٬ ۱۹۳۷ (دادگاه پىاتاکوف-رادک)

در بسيارى از مناطق از ايده يک حزب بالنده برهبرى اعضاى اوليه استقبال نشد. براى مخالفان سياسى در درون حزب٬ متحد شده با گروه ترتسکى در خارج٬ يک حزب کارگرى واقعى تهديدى بود بر عليه موجوديت آنها.

 

پس از بدست آوردن نتيجه اى فضاحت بار در راى گيرى حزبى سال ١٩٢٧ توطئه بر عليه رهبرى حزب بصورتى مخفيانه ادامه داشت. اما پس از ترور کيروف در دسامبر ١٩٣٤ جامعه مراقب و شرايط براى توطئه گران جهت دستيابى به مقاصدشان بسيار دشوار شده بود.

همزمان موفقيتها در زندگى اقتصادى کشور و نتايج حاصله از اولين برنامه پنج ساله و تعاونيهاى کشاورزى اتحاد ميان گروههاى توطئه گر را در هم شکسته بود. بخشى از آنها که سالها بصورتى مخفيانه براى سرنگونى دولت اتحاد جماهير شوروى و جامعه سوسياليستى فعاليت نموده بودند نميتوانستند تحت تاثير نتايج توليد قرار نگيرند٬ نتايجى که صحت آن در سياست کمتيه مرکزى به اثبات رسيده بود

 

اکنون مسئله فقط بر سر تئورى نبود٬ آنها در زندگى عملى نيز نتايج را ميديدند. شکاف در ميان گروههاى توطئه گر به پليس براى گردآورى اطلاعات بيشتردر مورد فعاليتهاى اين گروهها يارى رساند. با عرضه اطلاعات از جانب توطئه گران نادم نتايج غير منتظره بسيارى بدست آمده بود.

به جرائم خود اعتراف کرد

در ژانويه ١٩٣٧ به دليل محاکمه ١٧ تن از کارمندان بلند پايه دولت در دادگاه عالى نظامى شوروى به جرم خيانت به کشور٬ هنگامه عظيمى برپا شد.

 

شخصيتهاى اصلى مرکزيت سازمان از (پياتاکوف٬ سوکلینکوف٬ رادک٬ نورکين٬ Serebrjakov٬ Livschitz٬ مورالف٬ دروبنيس٬ بوگوسلاويسکى٬ نیازوف٬ Rataitjak٬ نورکين٬ سيستوف٬ توروک٬ Hrasje٬ Pusjin٬ و آرنولد). پياتاکوف٬ سوکلینکوف٬ رادک و Serebrjakov را تشکيل ميشدند.

 

متهمان در جريان دادگاه عمومى در مسکو به جرائمى که مرتکب شده بودند اقرار و در مورد فعاليتهاى خود و ديگر شرکت کننده گان سخن گفتند.

 

آن ١٧ کارمند متهم از اعضاى يک سازمان سرى بودند٬ سازمانى که با گروهى رهبرى شده توسط گروه ترتسکى در آلمان تماس داشت. هدف اصلى اين سازمان سرى آماده سازى شرايط براى سرنگونى دولت اتحاد جماهير شوروى٬ با استفاده از خشونت٬ بود. دزدى از منابع مالى دولت٬ جاسوسى٬ خرابکارى و عمليات تروريستى بخشى از فعاليتهاى اين گروه را تشکيل ميداد.

پى بردن به مطالب گفته شده در بازجويى پياتاکوف٬ رهبر مهم مرکز٬ در خلال دادگاه عمومى از اهميت بسيارى برخودار است. پياتاکوف احساس پشيمانى ميکرد٬ احساس ميکرد که ترتسکى او را فريب داده بود و به خوبى ميدانست که جرم او از طبعيت و درجه اى برخوردار بود که هيچکس قادر به نجات او نبود

 

او در دادگاه اطلاعات مهمى را در مورد توطئه هاى تروريستى٬ که همراه با رادک٬ اسميرنوف و Serebrjakov رهبرى نموده بود٬ ارائه داد.

 

پياتاکوف٬ يک ترتسکيست قديمى٬ در سال ١٩٢٨ از گروه ترتسکى خارج شده بود. او در سال ١٩٣١ کارمند بلند پايه دولت در شوراى عالى عمومى خانواده و رئيس هٸيت مديره صنعت شيمى بود.

 

او تقريبا يکسال بعد قرار بود که به معاونت کميسارياى مردمى اتحاد جماهير شوروى در صنايع سنگين برگزيده شود. در خلال اولين و بخشا دومين برنامه پنج ساله٬ پياتاکوف در مورد بسيارى از طرحهاى صنعتى تصميم گرفته بود و براى نابود نمودن ساختمان سوسياليسم امکانات بسيارى را در اختيار داشت و همانطور که خواهيم ديد از آنها بهره بردارى نيز نمود.

 

کليه نقل قولهاى اراٸه شده در اين جزوه از اسناد دادگاه عمومى٬ ترجمه شده به سوٸدى و اراٸه شده توسط "فرهنگ کارگر" بعنوان يک کتاب در سال ١٩٣٧ ٬ گرفته شده اند.

بازگشت دوباره پياتاکوف به ترتسکيسم

پياتاکوف در دادگاه گفت که او توسط آى اسميرنوف٬ که او را از دوران فعاليتهاى ترتسکيستى دهه ١٩٢۰ بخوبى ميشناخت٬ دوباره به عضويت سازمان ترتسکيستها در آمده بود.

 

اين حادٽه طى انجام ماموريتى به برلن٬ در بهار/تابستان ١٩٣١ که پياتاکوف چند ماهى را در آنجا بسر برده بود٬ رخ داده بود. ماموريت پياتاکوف آن بار در برلن اين بود که براى صنايع معدن ذغال سنگ شوروى ماشين آلات سنگين و آسانسور خريدارى کند.

 

ايوان اسميرنوف نيز عضو اين هئيت اعزامى بود. او طى دورانى که افسر ارتش سرخ بود در گارد ترتسکى موقعيتى برجسته داشت. ديگر ترتسکيستهاى قديمى مانند لوگينوف٬ موسکالف و سيستوف نيز عضو اين هئيت بودند.

 

اعطاى فرصتى جديد از جانب دولت اتحاد جماهير شوروى به حاميان مخالف ساختمان سوسياليسم٬ آنهم پس از جنگهاى دشوار بر عليه مخالفان در پايان دهه١٩٢۰ ٬ چندان موفقيت آميز نبود

 

به کليه ترتسکيستها و ديگران٬ که به سياستهاى دست راستى و گروه اصطلاحا چپ در حزب تعلق داشتند٬ کسانى که با دولت اتحاد جماهير شوروى مبارزه نموده بودند٬ اجازه داده شده بود که مشاغل ارشد خود را حفظ و يا دوباره بدست آورند٬ امرى که در خلال دهه١٩٣۰ صدمات فراوانى را بر اتحاد جماهير شوروى وارد آورد.

 

اسميرنوف از ماموريتهاى خود به برلن در جهت برقرارى تماس با ترتسکى بهره بردارى مينمود اين ارتباط از طريق پسر ترتسکى٬ لئو سدوف٬ برقرار ميشد او سازمان ترتسکى را در اتحاد جماهير شوروى از برلن رهبرى مينمود اين را اسميرنوف براى پياتاکوف در برلن٬ مسئله اى که پياتاکوف در دادگاه گزارش داد٬ تعريف کرد.

 

پياتاکوف در دادگاه گفت که اسميرنوف پيغام ترتسکى را توضيح داد٬ که بر اساس آن مبارزه بر عليه دولت اتحاد جماهير شوروى و رهبرى حزب در آنزمان با قوايى جديد مجددا از سر گرفته ميشد٬ اما شرايط آنچنان بود که آنها بايد خود را خارج از مبارزه سياسى نگاه ميداشتند.

 

بر اساس اظهارات پياتاکوف اسميرنوف گفته بود "ما بايد از شيوه هاى مبارزاتى جمعى دورى کنيم٬ ترور و مخالفت با اقدامات حکومت اتحاد جماهير شوروى روشهاى مبارزاتى هستند که در حال حاضر بايد مورد بهره بردارى قرار گيرند"٣٩ .

 

به گفته ترتسکى مخالفان مبارزه سياسى را رها مينمودند و به ترور٬ خرابکارى و حمله به دولت اتحاد جماهير شوروى و مهمترين افراد در کمتيه مرکزى روى مياوردند. اسميرنوف همچنين به پياتاکوف پيغام داده بود که سدوف مايل به برگزارى نشستى با او بود. پياتاکوف موافقت نمود و اين ملاقات چند روز بعد انجام شد.

 

سدوف براى پياتاکوف موضع جديد ترتسکى را٬ براى بدست گرفتن قدرت با توسل به ترور٬ خرابکارى و حمله٬ و کار سازمان داده شده که در اتحاد جماهير شوروى جريان داشت٬ تاييد نمود.

 

آنها در آنزمان در حال سازماندهى دوباره سازمانهاى خود در سراسر کشور بودند هواداران زينويف از اعضاى آن و دست راستيهايى هايى از قبيل بوخارين٬ ريکف و تومسکى٬ به آنها دعوت شده بودند

 

بر اساس اظهارات سدوف ترتسکى معتقد بود که "مبارزه در چهارچوب يک کشور واحد غيرعقلانيست" و اينکه "در اين مبارزه بايد به ناچار به راه حلهاى بين المللى٬ يا ترجيحا٬ بين دولتى روى آورد"٤۰

سدوف دزدى را ترغيب ميکند

در اواخر اين جلسه سدوف صراحتا گفت که ترتسکى اين سوال را که٬ آيا پياتاکوف ميخواست به مبارزه آنها بپيوندند٬ مطرح نمود

 

پاسخ پياتاکوف مثبت بود. زمانيکه دادستان ويشنسکى در دادگاه از پياتاکوف سوال کرد: "رضايت شما در مورد از سر گيرى مبارزه با حزب و اتحاد جماهير شوروى را چگونه بايد توضيح داد" پياتاکوف پاسخ داد: "مکالمه با سدوف دليل آن نبود٬ آن فقط انگيزه اى بود------ بدون شک باقيمانده افکار قديمى ترتسکيستى در من وجود داشت٬ چيزى که در ادامه هر چه بيشتر رشد کرد"٤١

 

پياتاکوف ارتباط خود را با ترتسکى بدين ترتيب برقرار نمود. او قبل از ترک برلن با سدوف٬ که مصرانه خواهان ديدار دوباره با او بود٬ جلسه اى برقرار نمود. پياتاکوف در مورد اين جلسه کوتاه آنچه را که سدوف صراحتا گفته بود در دادگاه بازگو کرد "براى مبارزه به پول احيتاج داريم. شما ميتونيد پولهاى مورد نياز را تهيه کنيد"

 

پياتاکوف در ادامه در مورد پيشنهاد سدوف صحبت کرد. "او گفت که من بدليل مقامم به بعضى از منابع دولتى دسترسى دارم٬ خيلى ساده٬ دزدى کنم."

 

سدوف به من گفت که خواست اونا فقط يک چيزه: "که من تا جايى که ميتونستم از دو شرکت آلمانى بورسيگ و دماگ جنس سفارش ميدادم٬ در حاليکه او٬ سدوف٬ شرايط را براى دريافت مبالغ ضرورى از اونا فراهم ميکرد٬ من نبايد قيمتها را پايين مياوردم.

 

بعد از تجزيه و تحليل اين جملات٬ بخوبى روشن بود٬ که قيمتهاى اضافه شده بر روى سفارشات شوروى کاملا و يا بخشا به جيب ترتسکى بخاطر مقاصد ضد انقلابيش ريخته ميشد."٤٢ . تلاش پياتاکوف در ادامه تحقق اهداف سدوف بود.

 

 

ليتل پيج در مورد پياتاکوف

در اينجا شرح يکى از اين معاملات در بهار ١٩٣١ ٬ که هرگز انجام نشد و صندوق ترتسکى را تقويت مينمود٬ خالى از لطف نيست. در گذشته به اين داستان در جزوه اى به نام "حقيقتى که آشکار نشد" با امضا من اشاره شده است.

 

مهندس آمريکايى جان ليتل پيج٬ متخصص در صنعت معادن که در استخدام اتحاد جماهير شوروى بود٬ در کتاب٬ بدنبال طلا در اتحاد جماهر شوروى٬ در اين مورد ميگويد.

 

او در بهار سال ١٩٣١ ٬ بعنوان نماينده مدير صنعت معدن طلا٬ به همراه هئيت بزرگ خريد پياتاکوف به برلن رفته بود. ليتل پيج از تاييد کيفيت نازل آسانسورهاى صنعتى سفارش داده شده توسط پياتاکوف٬ امتناع ورزيده بود البته معامله اى انجام نشد

روايتهاى او در مورد خرابکاريها در معادن مس و سرب و سوء ظنهايش نسبت به بالاترين مقام رهبرى تراستهاى مس سرب٬ که پياتاکوف رٸيس آن بود٬ تا سال ١٩٣٩ ٬ تا زمان تشکيل دادگاه پياتاکوف٬ شناخته شده نبودند. کتاب ليتل پيج منتشر شده در لندن٬ ١٩٣٩ ٬ به گونه اى و در بسيارى جهات مجموعه ايست از مدارک اراٸه شد از خرابکارى صنعتى مخالفان سياسى بر عليه اتحاد جماهير شوروى.

 

او مينويسد "البته دادن هشدار به کارفرمايان کمونيستم بخاطر اعضاى حزب خودشان مسٸله من نبود اما من پس از چند ماهى کار در معادن مس در اورال٬ به شهادت تعدادى ازروسها از همان سال ١٩٣٢ در مورد سوء ظنهاى خودم تذکر داده بودم"٤٣

 

معادن بخشى از تراست مس- سرب بود که پياتاکوف سمت ارشدترين مقام اجرايى آنرا٬ معاون کميسارياى خلقى براى صنايع سنگين٬ برعهده داشت. شرايط در معادن هم از نظر توليد و هم از نظر وضعيت رفاهى کارگران٬ مصيبتبار بود. نتيجه گيرى ليتل پيج اين بود که خرابکارى توسط بالاترين مقام رهبرى در تراست مس - سرب سازمان داده شده بود.

[39] Processen mot det sovjetfientliga, trotskistiska centrum, Stockholm 1937, s 28.

[40] Ibid, s 29.

[41] Ibid, s 30.

[42] Ibid, s 31.

[43] John D. Littlepage, In Search of Soviet Gold, London 1939, s 274.