بحران اوکراین و کمپانی‌های آمریکایی

استخراج نفت و گاز طبیعی

 

نائومی کلاین - ترجمه مهرداد امامی

راه غلبه بر پوتین اشباع بازار اروپا از گازهای طبیعی استخراج شده در آمریکاست، یا صنعت استخراج گاز تمایل دارد که ما چنین باور کنیم. به‌عنوان بخشی از هیستری فزاینده‌‌ی ضدّ روسی، دو لایحه تقدیم کنگره‌ی آمریکا شده است ـ یکی در مجلس نمایندگان و دیگری در سنا ـ که در آن‌‌ها سعی می‌‌شود درمجموع به نام کمک به اروپا برای بی‌نیاز کردنش از سوخت‌های فسیلی پوتین و نیز بهبود امنیت ملی آمریکا صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) تسریع شود.

به گفته کوری گاردنر، نماینده‌ی جمهوری‌خواه کنگره که لایحه‌ی مجلس نمایندگان را تقدیم کرد، مخالفت با تصویب این لایحه همانند قطع کردن تلفن بر روی تماس اضطراری دوستان و متحدان‌‌مان است. ممکن است این اقدام صحیح باشد ـ البته مادامی که دوستان و متحدان‌تان در شرکت‌های شِورون (Chevron) و شل (Shell) کار می‌کنند و آن‌‌چه ضرورت دارد لزوم بالا نگه‌‌داشتن سودها در بحبوحه‌ی ذخایر متعارف روبه‌‌اتمام نفت و گاز {سوخت‌های تجدیدناپذی} است.

برای این‌‌که این ترفند به کار افتد، لازم است خیلی درگیر جزئیات نشد. مثلاً این واقعیت مسلّم که بخش عمده‌‌ی گاز استخراج‌شده احتمالاً به اروپا صادر نمی‌شود ـ زیرا آن‌‌چه لایحه در مورد گاز مجاز می‌‌شمرد این است که در بازار جهانی به تمامی کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی فروخته شود.

یا این واقعیت که صنعت استخراج نفت و گاز، سال‌هاست پیام می‌‌داده که آمریکایی‌ها باید به منظور کمک به کشورشان برای دست‌یابی به استقلال در انرژی مخاطرات مربوط به زمین، آب و هوا را که ملازم شکست‌‌های هیدرولیکی(1) است بپذیرد. اکنون، به طور ناگهانی و موذیانه‌ای هدف به امنیت انرژی تغییر یافته که ظاهراً معنای آن، فروش موقت انبوهی گاز استخراج شده در بازار جهانی و بدین ترتیب، ایجاد {بازارهای} وابسته به انرژی در خارج از مرزهاست.

بیش از هر چیز دیگر، نباید توجه کنیم که ایجاد زیرساخت لازم برای صادرات گاز در مقیاس جهانی، سالها زمان می‌برد ـ یک پایانه‌ی منفرد گاز طبیعی مایع می‌تواند هفت میلیارد دلار قیمت داشته باشد که باید سوختش را شبکه‌ی به‌هم‌پیوسته و عظیمی از خطوط لوله و ایستگاه‌های کمپرسور تأمین کنند و مستلزم آن است که نیروگاهش فقط انرژی کافی برای تبدیل گاز به شکل مایع از خلال فراسرمایش(2) تولید کند. تا آن وقت که این پروژههای صنعتی کلان شروع به کار کنند، روسیه و آلمان دوستانی صمیمی خواهند بود. اما آن موقع دیگر کم‌‌تر کسی به خاطر خواهد داشت که بحران کریمه توجیهی بود که صنعت گاز برای تحقق‌بخشی به رؤیاهای صادراتی دیرین خود به کار بست، بی‌‌اعتنا به پی‌‌آمدهایش برای جوامعی که قربانی می‌‌شوند یا سیاره‌‌ای که دمایش افزایش می‌یابد.

من این ترفند سوءاستفاده از بحران برای منفعت خصوصی را دکترین شوک مینامم و هیچ نشانه‌‌ای برای واپس نشستن از آن نمی‌بینم. همگی می‌دانیم که دکترین شوک چه‌‌گونه کار می‌کند: در طول دوره‌های بحران، خواه واقعی و خواه ساختگی، نخبگان‌‌مان می‌توانند از طریق سیاست‌های غیرمردمی، آرای خود را که برای اکثریت افراد در شرایط اضطراری زیان‌بخش است، تحمیل کنند. تردیدی نیست که مخالفت‌هایی سر می‌گیرد ـ مثلاً اقلیم‌شناسان در مورد قدرت گرمایشی بسیار زیاد گاز متان هشدار می‌‌دهند یا با مخالفت اجتماعات محلی روبه‌‌رو می‌‌شویم که نمی‌‌خواهند این بندرهای صادراتی پرخطر در سواحل مورد علاقهشان باشد. با این حال، چه کسی زمان بحث و مشاجره دارد؟ این موقعیتی اضطراری است، تماس‌های اضطراری گرفته می‌شود! ابتدا لوایح را تصویب، بعد در موردشان فکر کنید.

خیلی از صنایع در این زمینه عملکرد خوبی دارند، اما هیچ‌کدام در سوء‌استفاده از ویژگی‌های به لحاظ عقلانی قابل‌‌توجه بحران، ماهرتر از بخش جهانی گاز نیستند.

در چهار سال گذشته، لابی صنعت گاز از بحران اقتصادی در اروپا با این هدف استفاده کرده تا به کشورهایی چون یونان بگوید که راه برون‌‌رفت از بحران و درماندگی، گشودن امکان حفاری در دریاهای زیبای‌شان است. این لابی استدلال‌های مشابهی را برای عقلانی جلوه‌دادن حفاری و استخراج گاز در سرتاسر آمریکای شمالی و بریتانیا به کار گرفته است.

اکنون بحران روز، منازعه در اوکراین است که به‌عنوان دژکوبی برای از بین بردن محدودیت‌های محسوس در مورد صادرات گاز طبیعی مورد استفاده قرار گرفته و از خلال پیمان مناقشه‌آمیز تجارت آزاد با اروپا به کار افتاده است. این را تقریباً می‌توان یک معامله دانست: شرکت‌‌های بیش‌‌تری از طریق تجارت آزاد اقتصاد را آلوده‌‌تر کنند و گازهای گرمایشی بیش‌تری جو را آلوده می‌سازند ـ و این همه واکنشی به بحران انرژی است که عمدتاً ساختگی است.

در برابر این پشت صحنه، ارزشش را دارد که ـ این مضحکه‌‌ی بزرگ ـ به خاطر داشته باشیم که دگرگونی اقلیمی خود بحرانی است که صنعت گاز بیش‌‌ترین مهارت را در سوءاستفاده از آن دارد.

اهمیتی ندارد که یگانه راه‌حل صنعت گاز برای بحران اقلیمی، گسترش شگرف فرایند استخراج در روش شکست‌‌های هیدرولیکی است که میزان عظیمی از گاز متان را که بی‌ثبات‌کننده‌ی اقلیم است وارد جوّ میکند. متان یکی از قوی‌ترین گازهای گلخانهای است ـ بنا بر آخرین برآوردهای میزگرد میان دولتی در باب دگرگونی اقلیمی، متان 34 بار نیرومندتر از دی اکسید کربن در جذب گرماست و بیش از صد سال طول می‌کشد که قدرت متان به‌‌تدریج در طول زمان کاهش یابد.

رابرت هووارث، بیوشیمیست در دانشگاه کورنل و یکی از کارشناسان مهم در مورد انتشار گاز متان، با مشاهده‌‌ی تأثیر متان در بازه‌ی 15 تا 20 ساله می‌‌گوید که توان متان برای گرمایش جهانی در حدود 86 تا 100 برابر بیش‌تر از دی اکسید کربن است. هووارث خاطر نشان کرد که در این چارچوب زمانی است که ما خود را در معرض ریسک گرمایشی بسیار سریع قرار می‌‌دهیم.

به خاطر داشته باشیم: شما بخش‌های چندین میلیارد دلاری زیرساخت را ایجاد نمی‌کنید مگر برنامه‌ی استفاده از آن‌ها را دست‌کم به مدت 40 سال داشته باشید. بنابراین، ما با ایجاد شبکه‌ای از گرم‌خانه های جوّی به‌غایت قدرتمند به بحران گرمایش سیاره‌ی خود واکنش نشان می‌دهیم. آیا این عین دیوانگی نیست؟

نمی‌دانیم که در حقیقت چه‌قدر گاز متان از طریق حفاری و شکست هیدرولیکی و تمام زیرساخت مربوط به آن‌ها منتشر می‌شود. حتی هنگامی که صنعت گاز طبیعی برای انتشار دی اکسید کربنی کم‌‌تر از زغال سنگ جار می‌‌زند، هرگز به لحاظ نظام‌مند سرایت گاز متانِ را اندازه نگرفته است؛ گازی که از هر سکوی استخراج، فرآوری و فرایند توزیع گاز ـ از لوله‌های محافظ امن و لوله های چگالنده گرفته تا خطوط لوله‌ی ترک‌خورده در نواحی هارلم ـ وارد هوا می‌شود. خود صنعت گاز در 1981 هوشمندانه به این نقطه‌ی اوج رسید که گاز طبیعی پلی به سمت آینده‌ی پاک به لحاظ انرژی بود. این مربوط به 33 سال پیش می‌شد. پلی طولانی و ساحلی دوردست که هنوز در افق رؤیت نمی‌شود.

در 1988 ـ سالی که جیمز هانسن اقلیم‌شناس در اظهارنظر تاریخی‌اش به کنگره در مورد مسئله‌ی اضطراری گرمایش جهانی هشدار داد ـ انجمن گاز آمریکا آشکارا شروع به تعدیل محصولاتش در واکنش به اثر گلخانه‌‌ای کرد. به بیان دیگر، دیری نگذشت که انجمن گاز آمریکا، به‌عنوان راه‌حلی برای بحران جهانی که خود به ایجادش کمک کرده بود، خود را ارائه کرد.

استفاده‌ی صنعت گاز از بحران اوکراین به منظور بسط بازار جهانی‌اش تحت عنوان امنیت انرژی را باید در بستر این روایت متوالی از فرصت‌طلبی مربوط به دوران بحران مورد توجه قرار داد. در مورد همین بحران نیز بسیاری از ما می‌دانیم که امنیت حقیقی انرژی در کجا قرار دارد. به لطف پژوهشِ پژوهشگرانی چون مارک یاکوبسن و تیم او در دانشگاه استنفورد، می‌دانیم که جهان تا سال 2030 می‌تواند تمام انرژی خود را از انرژی‌‌های تجدیدپذیر تأمین کند. به یُمن آخرین گزارش‌های هشداردهنده‌ی (IPCC) می‌‌دانیم که استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر اکنون ضرورتی حیاتی است.

این زیرساخت است که عاجلانه باید به فکر ایجادش باشیم ـ نه پروژه‌های صنعتی عظیم که ما را در آینده به مدت چند دهه، به سوخت‌های خطرناک فسیلی بیش‌‌تر وابسته میکند. بله، این سوخت‌ها همچنان در طول دوران گذار مورد نیازند، اما سوخت‌های متعارف {تجدیدناپذیر} بیش از حد کفایت وجود دارند تا کمک حال‌‌مان باشند: به‌‌روشنی می‌‌توان از روش‌های استخراج فوق‌العاده کثیف از قبیل قیرشنها و شکست‌های هیدرولیکی پرهیز کرد. همان‌طور که یاکوبسن همین هفته در مصاحبه‌ای خاطرنشان کرد ما نیازی به سوخت‌‌های غیرمتعارف ]تجدیدپذیر[ برای ایجاد زیرساخت برای نیل به انرژی بادی، آبی و خورشیدی به‌کلی سالم و تجدیدپذیر در راستای تمامی اهداف نداریم. ما می‌توانیم به زیرساخت موجود به علاوه‌ی زیرساختی جدید {برای تولید انرژی‌های تجدیدپذیر} به منظور تأمین انرژی برای تولید مابقی زیرساخت‌های مفیدی که نیاز خواهیم داشت، اتکا کنیم. نفت و گاز متعارف بیش از حد کفایت موجودند.

با فرض این نکته، این برعهده‌‌ی اروپایی‌‌ها است که تمایل خود به رهایی از گاز روسیه را به تقاضا برای گذاری سریع به انرژی‌های تجدیدپذیر تبدیل سازند. اگر بازار جهانی از سوخت‌های فسیلی‌یی آکنده شود که از سنگ‌‌پایه‌های ایالات متحد استخراج شده‌اند، چنین گذاری را ـ که کشورهای اروپایی تحت پیمان کیوتو ملزم به انجام آن‌‌اند ـ به‌‌آسانی می‌‌توان نقض کرد. و در واقع، آمریکایی‌های مخالف شکست هیدرولیکی برای استخراج گاز طبیعی، که خواستار مقابله با تسریع صادرات گاز طبیعی مایع‌اند، با همتایان اروپایی خود برای جلوگیری از انجام این اقدامات همکاری نزدیکی دارند.

واکنش به تهدید گرمایش فاجعهبار عاجل‌ترین کار ما در عرصه‌ی انرژی است. ما نباید به‌سادگی فریب آخرین ترفند بازاریابی منشعب از بحران صنعت گاز طبیعی را بخوریم.

دهم آوریل 2014

پی‌نوشت‌ها

[1] Hydraulic fracturing (fracking): روشی جدید برای شکستن لایه‌های سنگی در زیر زمین که بیشتر در جهت استخراج گاز طبیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد.م.

2 super-cooling: فرایندی است که در آن مایعات، طی سرد شدن سریع، بدون جوا‌نهزنی به دمایی پایین‌تر از نقطه‌ی انجماد معمولی خود می‌رسند، بدون این‌که منجمد شوند (برگرفته از ویکیپدیا، دانشنامهی آزاد).

منبع:

http://www.theguardian.com/commentisfree/2014/apr/10/us-fracking-companies-climate-change-crisis-shock-doctrine

به نقل از سایت نقد اقتصاد سیاسی