"سیاست های کلی جمعیت" در جمهوری اسلامی

ایدئولوژی خانواده در آلمان هیتلری

یک مقایسه ی اجمالی

 

نگاه به نقش خانواده بعنوان سلول اولیه ی تشکیل جامعه و نقش افراد در آن، بازتاب جهان بینی و نگرش هر نیرویی ست که  به قدرت می رسد. نشاندهنده ی جهتی ست که حاکمیت جدید در پیش می گیرد. در واقع نیروی حاکم با تعیین چگونگی تشکیل خانواده، یعنی تعیین چگونگی زیست افراد جامعه و تعیین وظایف آنها ، نقش قدرت خود را در خصوصی ترین عرصه ی زندگی افراد جامعه اعلام می کند. با نگاه به قوانین در این عرصه، افق حرکت هر نیروی به قدرت رسیده را، می توان از ابتدا دید و میزان آزادی در آن جامعه را با آن سنجید. رژیم اسلامی از ابتدای خیزبرداشتن برای گرفتن قدرت، سیاست گذاری در این عرصه را اولویت اولیه خود اعلام کرد و در واقع با تکیه بر آن پایه های قدرت خود را تحکیم بخشید.

تعیین چگونگی خانواده و نقش زنان بحث تازه ای در حکومت اسلامی نیست. زن ستیزی رژیم اسلامی بمانند زن ستیزی دولت هیتلری اختراع جدیدی نبود بلکه بر زمینه ی افکار، اعتقادات و رسومی بنا گذاشته شد که پیش از آن در جوامع تسلط داشت. کافی بود تا عادات و آئین های ضد زن بازمانده از اعصار قدیم گزین شوند. مختصه ی مشترک رژیم حاکم بر ایران و رژیم هیتلری تکیه بر تفاوت "برابری" و "برابرارزشی" ست. "مرد" هنجار است و "زن" غیر آن! نوع دیگر! بر این اساس زنان و مردان " برابر" نیستند ولی "برابرارزش" اند. با ساختن این تعریف، به نام هم ارزش ولی متفاوت بودن عرصه های حضور و کار، نابرابری سیاسی و اجتماعی آشکارا موجود، کمرنگ جلوه داده می شود. با تکیه بر فرضیه ی "تفاوت های طبیعی" دو جنس، اشتغال و کار اجتماعی و دخالت در حاکمیت برای "مردان" در نظر گرفته شد، در حالی که "مِلکِ زنان" خانه ی او و خانواده ی او می بایست باشد.

اشتباه نشود. این ها فقط گفته ی سران رژیم اسلامی نیست. تشابهات ایدئولوژیک دو رژیم توتالیتر جمهوری اسلامی و آلمان هیتلری در تعریف الگوی زن و نقش مادر چنان بر یکدیگر تطابق دارد که مشکل بتوان تصور کرد از دو جامعه با چنین تفاوت تاریخی و جغرافیایی برآمده است:

"زنان مدرن با ایده های غلط بدآموری شده اند و از نقش اصلی زنانگی و مادری دورافتاده شده اند. ... جنبش زنان ناسیونال سوسیالیسم، این حق را برای خود محفوط می دارد، که زن آلمانی را از نظر فیزیکی و روحی روانی دوباره سالم سازد و به جایگاه بلند اخلاقی در شأن نیاکان زن آلمانی برساند." گوت (۱)

گوبلز، وزیر تبلیغات آلمان هیتلری در سخنرانی خود در افتتاح نمایشگاه "زن" در ۱۸ مارس ۱۹۳۳ (۱۳۱۲)، یعنی سال به قدرت رسیدن هیتلر، به روشنی بر این فرضیه تاکید کرد .

بنا به گزارش ایسنا آقای خامنه ای در " دیدار با صدها نفر از زنان فرهیخته و نخبه" می گوید: "رهبر انقلاب این سوال را مطرح کردند که با کدام منطق باید زنان، که خداوند آنان را از لحاظ جسمی و عاطفی برای منطقه ویژه ای از زندگی آفریده است در عرصه هایی وارد کنیم که آنها را دچار رنج و سختی می کند؟ ایشان با استناد به برخی مقالات و کتابهایی که در غرب درباره اوضاع واقعی زنان، منتشر می شود افزودند اگر می خواهیم نگاه ما به مسئله زن، سالم، منطقی، دقیق و راهگشا باشد باید از افکار غربی در مسائلی نظیر اشتغال و برابری جنسی کاملاً فاصله بگیریم. ایشان برابری جنسی زن و مرد را از جمله حرفهای کاملاً غلط غرب خواندند و افزودند برابری همیشه به معنای عدالت نیست، عدالت همیشه حق است، اما برابری گاه حق است و گاه باطل."(۲)

آلمان هیتلری برای پاکسازی نژادی وپیشبرد سیاست های تجاوزگر و قدرت طلبانه خود به برنامه ای برای "مهندسی فرهنگی" نیازداشت. با به قدرت رسیدن هیتلر و تشکیل دولت رایش در مه ۱۹۳۳ (۱۳۱۲) ، فریک، وزیرداخلی رایش " ستاد کارشناسی سیاست جمعیتی و نژادی وزارت داخلی " را تشکیل داد و وظیفه آن را " بررسی کلیه قوانین و طرح های پیشنهادی قبل از تصویب جهت مطابقت و هماهنگی با سیاست جمعیتی و نژادی " اعلام کرد. در خرداد ماه ۱۳۵۹ پس از بستن دانشگاه ها و مدارس عالی کشور به فرمان آیت الله خمینی " ستاد انقلاب فرهنگی" در ابتدا جهت پاکسازی فرهنگی دانشگاه ها و مدارس عالی و در آذرماه همان سال جهت " خروج از فرهنگ بدآموز غربي و نفوذ و جايگزين شدن فرهنگ آموزنده اسلامي، ملي و انقلاب فرهنگي در تمام زمينه‌ها در سطح كشور " تشکیل شد. و در مهرماه سال ۱۳۶۶ "شورای فرهنگی و اجتماعی زنان" از سوی شورای انقلاب فرهنگی "به منظور سیاست گذاری در مسائل فرهنگی و اجتماعی زنان و ایجاد هماهنگی های لازم در این زمینه" تشکیل می شود.(۳).

وظیفه ی "شورای فرهنگی و اجتماعی زنان" همچون ستاد هیتلری تهیه ی مواد و دلایل "علمی" برای پیشبرد سیاست های جمعیتی قدرت توتالیتراست. در این راستا هردو قدرت نیازمند کنترل "زن" و روابط جنسی او و درنیتجه تحکیم "نهاد خانواده" و کنترل و برنامه ریزی برای چگونگی عملکرد " خانواده" اند. این است که هر دو قدرت تعریف مشابه و برنامه مشابهی را پیش می برند.

به نظر هورست بکر تئوریسین سیاست های مربوط به خانواده آلمان هیتلری" بوجودآوردن فرزند و به دنیا آوردن آن یک وظیفه ی ملی ست. یک امر سیاست گذاری جمعیتی ست. " او همچنین خانواده را بعنوان وسیله ای برای این امر دانسته و تاکیدکرده که دولت باید در شکل گیری و چگونگی "خانواده" دخالت کند تا " ملت آزاد آلمان" ساخته شود. و اصل دهم قانون اساسی جمهوری اسلامی می گوید: "از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه ی اسلامی است، همه ی قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه ی حقوق و اخلاق اسلامی باشد." همچنین "ستاد ملی زن و خانواده" " به منظور تحقق اصول دهم و بیست و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران " و " با هدف تقویت و تحکیم نهاد مقدس خانواده و پاسداری از قداست آن و استوار ساختن روابط خانوادگی بر پایه ی حقوق و اخلاق اسلامی و حفظ و ارتقای جایگاه زنان در تراز جمهوری اسلامی" در بهمن ماه ۱۳۸۹تشکیل و آئیینامه آن در شش ماده به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید.

در رژیم اسلامی نیز برای ساختن جامعه مطلوب اسلامی بالاخره طرح " راهبردها و اقدامات ملی مربوط به جلوگیری از کاهش نرخ باروری و ارتقای آن متناسب با آموزه های اسلامی و اقتضائات راهبردی کشور" به کمک شورای فرهنگی اجتماعی زنان تهیه و در سوم خرداد ۱۳۹۱ به تصویب "شورای انقلاب فرهنگی" رسید. در مقدمه طرح تاکید می شود: " در چارچوب تصویب نقشه مهندسی فرهنگی و بر اساس تحلیل وضعیت فرهنگی کشور " طرح تهیه شده است. این طرح که در پنج ماده و شش تبصره به تصویب شورای انقلاب فرهنگی رسیده بود پس دو سال کار متخصصان و کارشناسان حکومتی به نام " طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده" با امضای پنجاه نماینده مجلس رژیم اسلامی به مجلس آورده شد تا امکان اجرای قانونی یابد. در این طرح پنجاه ماده ای که قرار است با بودجه هزارو پانصدمیلیاردی به اجرا در آید نه تنها زنان مجرد بلکه افراد نازا، همجنسگرایان و کسانی که در تعریف طبقه بندی جنسیتی رژیم نمی گنجند کاملا کنار گذاشته شده اند.

طنز تلخ قضیه تناقض ادعاهای هر دو رژیم مبنی ارزش گذاری به "خانواده" است، در صورتی که هر دو با تعیین سن ازدواج، زمان اولین باروری و فواصل باروری و تعیین چگونگی تربیت فرزند از ابتدای تولد عملا "خانواده" را فاقد هرگونه قدرت تصمیم گیری می خواهند:

رژیم اسلامی نیز همچون سلف آلمانی خود تنها به رشد کمی جمعیت توجه نکرده است. " ماده ۴۶ - به منظور ارتقای کیفیت جمعیت، ظرف سه ماه پس از تصویب این قانون، ستاد ملی راهبری رشد و تکامل دوران ابتدای کودکی(از انعقاد نطفه تا ۸ سالگی) به منظور تدوین برنامه جامع و سند ملی رشد و تکامل دوران ابتدای کودکی و همچنین ساختار اجرایی آن با محوریت وزارتخانه های بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، آموزش و پرورش، تعاون ، کار و رفاه اجتماعی زیر نظر شورای عالی جمعیت ایجاد می گردد." و سن آموزش و پرورش رایگان نیز از شش سال به پنج سال کاهش می یابد.

از سوی دیگر، علیرغم همه ی تعاریفی که از کار زن و وظایف او در خانه می شد، هر دو رژیم توتالیتر درزمان جنگ و نیاز به نیروی کار زنان در کارخانه ها و بنگاه های تولیدی با یادآوری قدرت زنان و وظیفه ی آنان در دفاع ملی، آنان را برای کار در کارخانه های اسلحه سازی و تدارک پشت جبهه فراخواندند.

جمهوری اسلامی برخورد با مسئله تن فروشی را نیز از سلف خود کپی برداری کرده:

آلمان هیتلری به نام جلوگیری از انتقال بیماری و پاکسازی نژاد برتر تن فروشان را مورد پیگرد و سرکوب قرار می داد. در جمهوری اسلامی به نام دفاع از های اسلامی این سرکوب انجام می شود.

در آلمان هیتلری بسیاری از زنان و دخترانی که در طبقه بندی "زن خوب" قرار نمی گرفتند قربانی سرکوب شدند همچون زنان و دختران یهودی، کولی و یا کمونیست. آلمان هیتلری زنان و دختران را به نام تن فروش به اردوگاه اعزام و در فاحشه خانه های اردوگاه ها به تن فروشی اجباری وادار می کرد. در جمهوری اسلامی زنان و دختران بسیاری بنام مبارزه با بدحجابی دستگیر و به اردوگاه های بازآموزی فرستاده شدند و سر از فاحشه خانه های کشورهای مجاور درآوردند. نقش حاکم شرع سابق کرج و پرونده او به مطبوعات خود رژیم هم کشیده شد.

و در آخر اینکه، آنچه در هر دو رژیم مشترک است، نتایج معکوس این سیاست هاست. جامعه آلمان در دوران ناسیونال سوسیالیسم با اجرای قوانین ضد فمینیستی و تعیُن گرا، نه توانست آمار ازدواج را چندان افزایش دهد و نه توانست جمعیت خود را بطور چشمگیر بالابرد. در مقابل با جنایت، عدم امنیت و آسیب های اجتماعی به صورت روزافزون روبرو شد. آمار بالای خودسوزی، جنایت، اعتیاد، تن فروشی، دزدی، عدم امنیت و مصائب دیگر اجتماعی نتیجه ی عملی طرحهایی است که چون "سیاست کلی جمعیت"بر پایه ی تئوریک فاشیستهای آلمانی بناگذاشته شده است .

هیئت تحریریه سایت راه کارگر

20 مه 2014

۱- آرتور گوت از ماه مه ۱۹۳۳ مشاور پزشکی وزارت داخلی رایش بود که در تدوین و پیاده کردن قوانین مربوط به سلامت و بهداشت، از جمله پاکسازی نژادی و سیاستهای مربوط به آن، شرکت داشت.

۲- ایسنا ۳۰ فروردین ۹۳

۳- زن روز ۱۷ بهمن ۶۶