پیرامون بحران زیست محیطی

 

بحران جهانى زيست محيطى با پديده ى تغييرات اقليمى به چرخش تعيين كننده اى رسيده است. دریاچه ها و تالاب های خشک شده ، رودخانه های بی آب ،نابودی جنگلها و مراتع، گسترده شدن کویر و نابودی زمین های کشاورزی ، طوفانهای شنی و نمکی و... همه وهمه نشانه های بحران عظیمیست که بشریت امروز با آن دست به گریبان است. اگر گرم شدن عمومى كرهء زمين كنترل نشود، اثرات ويرانگرى برروى بشريت، گياهان و حيات وحش خواهد داشت. بازده برداشت محصولات غذائى بطور اساسى سقوط خواهد كرد و باعث قحطى در مقياسى وسيع خواهد شد. در اثر خشكسالى در برخى مناطق وبالا رفتن آب اقيانوس ها در نواحى ديگر، صد ها میليون نفراز مردم به اجبار جابجا خواهند شد. درجهء حرارت به هم ريخته وغير قابل پيش بينى به صورت هنجارى عادى در خواهد آمد. اين پديده ها ناشى ازتاثیرات توسعه سرمایه دارانه در بسیاری از مناطق جهان است.

چراکه منافع سیستم جهانی سرمایه داری در نابودی طبیعت و بهره کشی هر چه بیشتر ازآن است. سرتاسر این سیاره آبی٬ از جنگلهای رو به نابودی آمازون بخاطر سود و برای صنایع و سرمایه تا آب شدن یخ‌های قطب بر اثر گرم شدن کره زمین که یکی از علل عمده آن گازهای گلخانه‌ای ایجاد شده توسط کارخانه‌ها و نیرو گاههای هسته ایست، تا آفریقا که بر اثر گرمایش زمین در حال خشک شدن است و گونه‌های جانوریش از قبیل کرگدن و فیل برای سودجویی بشر در حال انقراض است٬و در همسایگی آن در سوریه و عراق و افغانستان که با انواع بمب و گلوله تمام گونه‌های حیات و طبیعت آنرا را نابود می‌کنند تا پول بشتری به جیب کارخانه دارهای سازنده سلاح و ابزار کشتار سرازیر شود. جهان ما بسوی دوره ای از بحران آب و خاک و زیست قدم برمیدارد.

در کشور ما ایران ، نظام اسلامی سرمایه ، غارت و چپاول منابع طبیعی وتخریب محیط زیست را در ابعاد وحشتناک و غیر قابل مهاری پیش برده است. حکومتی مافیایی و ملوک الطوایفی با سرعتی وصف ناپذیر در حال غارت کشور وتصرف و اشغال و فروش همه منابع طبیعی کشور است. در تمام سی و پنج سال حاکمیت رژیم اسلامی ، ایران گرفتار بزرگترین فاجعه های زیست محیطی بوده است. جنگ طولانی 8 ساله و نابودی بسیاری از ساختارهای اقتصادی و اجتمایی در جنوب و غرب کشور ، دوره 8 ساله بازسازی رفسنجانی و تاسیس دهها سد بدون در نظر گرفتن عواقب زیست محیطی آن تغییر مسیر آبها و برداشت آبهای زیر زمینی و حفر هزاران چاه عمیق برای کشاورزیهای صنعتی ، همه و همه پروژه های اقتصادی، در بخش دولتی و خصوصی، بدون در نظر داشت مسائل زیست محیطی انجام گرفته ومی گیرد و کل این وضعیت به نابودی زیستگاه مردم و گیاهان و حیوانات منجر شده و میشود. آلودگی شدیدا هشدار دهنده هوا، روند سریع نابودی جنگلها، تخریب پوشش گیاهی و مراتع، نابودی تالاب ها، روند خشک شدن رودها خصوصا رودخانه های بزرگی چون زاینده رود ، خشک شدن دریاچه های مختلف خصوصا ارومیه و هامون ، گسترش بیابان زایی و طوفان نمک و گرد و غبار، کمبود فزاینده منابع آب آشامیدنی، خشکسالی های فزاینده و مهلک، آلودگی های خطرناک صنعتی، مشکل دفع زباله های بیمارستانی، ویرانی اکوسیستم های دنیای وحش، آلودگی شدید دریای خزر وخلیج فارس و دریای عمان، نابودی آبزیان و بالاخره عوارض خطرناک ناشی از برنامه هسته ای رژیم، گوشه هایی از ابعاد فاجعه آمیز زیست محیطی در ایران هستند. ایران جزو اولین ١٠ کشور تخریب کننده محیط زیست است. سال گذشته در میان آلوده ترین ده شهر اول جهان، نام ٣ شهر ایران، سنندج و یاسوج و اهواز دیده میشد. قطعا تهران و شیراز و اصفهان و شهرهای بزرگ دیگر نیز دست کمی از این سه شهر ندارند. سالانه حداقل ٦٠٠ هزار هکتار از جنگلهای ایران نابود میشوند. سال گذشته آلودگی هوای تهران ،اهواز ، دزفول ،سنندج ، اصفهان ، کرمانشاه ،همدان، اراک ، زنجان وچندین شهر دیگر چند روز از خط قرمز عبور کرد ، اجبارا مدارس را تعطیل کردند و بسیاری روانه بیمارستان شدند. در بسیاری از شهرهای ایران هر از چند گاه آلودگی هوا به میزان هشدار میرسد. مردم تهران ، پاینخت ایران ، بالاخره شاهد حداقل دو طوفان بزر گ شنی شدند که جان چندین شهروند را گرفت و دهها مجروح و ویرانیهای بسیار را پدید آورد. گزارشات انتشار یافته حکومتی در سال گذشته مرگ قریب ٣٠٠٠ نفر بر اثر آلودگی هوا را اعلام کرد. این روند زندگی نسلهای کنونی و نسلهای آینده را به طور جدی به مخاطره انداخته است. مرگ و میر ناشی از آلودگی محیط زیست افزایش سرسام آوری گرفته، بیماری های لاعلاج زندگی بسیاری را به مخاطره انداخته و هزاران نفر بخاطر خشک شدن دریاچه ها و رودخانه ها و یا نابودی جنگل ها و مراتع کار و منبع درآمدشان را از دست داده اند و به فلاکت کشیده شده اند.

این تصویر نشانه آنست که جهان ما و خصوصا کشور ما در اثر تغییرات سریع زیست محیطی در انتظار یک فاجعه عمومی بسر میبرد. در چند دهه گذشته بر تعداد سوانع طبیعی به شدت افزوده شده است. هر چند دلیل این تغییرات زیست محیطی جهانی بوده و میلیونها انسان قربانی مستقیم این تغییرات و نابودی محیط زیست بوده اند، اما سیاست های رژیم اسلامی در تخریب محیط زیست ، مردم ایران و موقعیت زیست محیطی کشور ما را کاملا در مقابل فاجعه های زیست محیطی بیدفاع کرده است. مهمترین علت این تغییرات عظیم زیست محیطی ، رشد شدید گازهای تهدید کننده محیط زیست ، نظیر گاز کربنیک ، اکسید ازت و گازمتان و نابودی منابع طبیعی است. شواهد و گزارشات انتشار یافته حاکیست که در مدت زمان کوتاهی حداقل 24 درصد از ساکنان کره زمین دچار کم آبی مزمن خواهند شد و از صحراهای خشک در حال گسترش خواهند گریخت. و این در حالیست که در بخش دیگری از جهان، بسیاری از جزایر و سواحل از سوی طوفان و سیلاب تهدید میشوند.

سرمایه داری جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا ، بزرگترین دشمن محیط زیست است. توسعه سرمایه دارانه و رقابت کارفرمایان و سرمایه داران برای کسب سود و سلطه، جهان ما را بسوی بحرانی گسترده پیش میبرد. چین ، روسیه، هند ، بریتانیا،ژاپن ، برزیل و دیگر کشورهای قدرتمند سرمایه داری بزرگترین آسیب ها را به محیط زیست زده و میزنند.

اين وضعيت، ضرورت مقاومت فعالانه ی توده ای و بين المللی عليه جنايات محيط زيستی سرمایه داری و امپرياليستی را طلب میکند.این چالشی است برای ایجاد جنبشی محیط زیستی فرا کشوری و فراقاره ای و بین المللی.

سرمايه جهانی، در کنار سياست ضد محيط زيستی امپرياليستی که تنها در حرف به حفظ محيط زيست پرداخته ودرعمل در خدمت تسلط برجهان فعالیت میکند، با به کارگیری همه توان و امکاناتش به مانعی در برابر جلوگیری از نابودی مجیط زیست تبدیل شده است.

همگان شاهدند که بسیاری از نهادهای بین المللی و نشستهای مربوطه در سازمان ملل در برابر این نابودی ، تنها به دادن قطعنامه های بی اثر و تصمیمات برروی کاغذ اکتفا کرده اند. کشورهای قدرتمند سرمایه داری خصوصا ایالات متحده آمریکا با ابزارهای سیاسی و اقتصادی مانع از تصمیم گیریهای روشن این نشستها میشوند . همه این ماجرا ثابت میکند که مبارزه برای حفظ محیط زیست میبایست با مبارزه ضد سرمایه داری ، ضد امپریالیستی و علیه شرکتهای چند ملیتی پیوند خورد . چرا که مبارزه علیه غارتگری امپریالیستی ونابودی محیط زیستی ناشی از غارت منابع طبیعی ، پروژه های انتقال سوخت فسیلی و صادرات زباله و بخصوص زباله های سمی و اتمی ، کشت تک محصولی و .. بهم گره خورده اند. با توجه به اين سياست های ضد محيط زيستی امپرياليستی، جنبش دفاع از محيط زيست جهانی بوجود آمده است و طبقه کارگر و جنبش جهانی چپ باید آنرا تقویت کنند . چرا که بحران جهانی محیط زیست ، محصول نظام سرمایه داریست و نمیتوان بدون مبارزه علیه سرمایه داری ،مبارزه برای حفظ محیط زیست را عمیقا به پیش برد.

در بسیاری از کشورها مقاومت وسیع توده ای و رایکال علیه سیاست های ویرانگر سرمایه داری صورت گرفته و میگیرد. در کشور ما ، جنبش بزرک مقاومت برای دفاع از محیط زیست در بسیاری از نقاط کشور شکل گرفته است. اعتراضات گسترده مردم برای نجات دریاچه ارومیه ، تشکیل زنجیرهای انسانی برای نجات کارون، اعتراضات مردمی در دفاع از حق نفس کشیدن و آب سالم در بسیاری از شهرهای ایران، تشکیل دهها و صدها گروه و نهاد غیر دولتی مستقل در دفاع و محافظت از محیط زیست و واکنش آگاهانه بسیاری از مردم در مقابل سیاستهای مخربانه و جنایتکارانه رزیم اسلامی علیه محیط زیست نشان های امیدوارکننده ایست برای تغییرات بزرگ در صحنه سیاسی ایران.

به این خاطر میتوان قطعا گفت که مبارزه برای حفظ محیط زیست به یک خواست عمومی اکثریت مردم ایران تبدیل شده است. خواستی که میتواند به عاملی بسیار برانگیزاننده برای مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شود و میلیونها نفر را در سراسر ایران حول این مبارزه متحد کند. حق زندگی ، حق آب و هوای سالم ، حق نفس کشیدن در هوای سالم و تمیز و زیستن در طبیعتی سالم و امن ؛ حق انسان ،حیوان ، درخت و طبیعت برای زندگی سالم باید به رسمیت شناخته شود. رژیم اسلامی سرمایه عامل مستقیم و اصلی تخریب و آلودگی فاجعه بار محیط زیست در ایران است و وجود این رژیم جنایتکار و رژیمهای مستبد و ارتجاعی منطقه ، عامل جنگ و تروریسم و حضور و نفوذ امپریالیسم واستعمار نو و تخریب گسترده محیط زیست است. به این لحاظ بدون سرنگونی رژیم اسلامی ومبارزه علیه ارتجاع و امپریالیسم و سرمایه داری، مبارزه برای حفظ محیط زیست ، نازا و ناکارآمد خواهد بود. برای حفظ محیط زیست ، برای دفاع از آب و خاک و طبیعت و انسان ، باید این رژیم تاریک اندیش و قرون وسطایی را سرنگون کرد. این گام آغازین در دفاع از محیط زیست در ایران و منطقه ماست .