موانع تشکلیابی کارگران ایران

جمعی از کارگران تهران

نظام سرمایه داری از طریق کسب ارزش اضافه به ثروتهای افسانه ای دست یافته است. مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و دنیا را به دهکده جهانی برای چپاول بیشترین ثروت برای معدودی از سرمایه داران بزرگ تبدیل نموده است. سیطره اش را بر دنیا افزایش داده، ثروت های بیکران در دستان معدودی متمرکزتر شده و این روند موجب بحران و تشدید اختلاف طبقاتی بیشتر شده است، با روشهای مدرن و بکار گیری علوم و تکنولوژی و اینترنت به انباشت هر چه بیشتر سرمایه می پردازد. نگاهی به ثروتمند ترین ها در جهان گویای این واقعیت است (*). با تجهیزات نظامی و اطلاعاتی، دولت، ارتش و حمایت از جنبش های ارتجاعی، با شعله ور ساختن جنگ و تجاوز به کشورهای دیگر صف آرایی اش را در مقابل طبقه کارگر مستحکم می کند. در مقابل، طبقه کارگر محروم از این نعمت و ثروت، بمثابه تولید کنندگان آن، در جدلی دائم با سرمایه داری دست و پنجه نرم می کند. بر اساس این جدل و اختلاف طبقاتی نگرش ها، افکار و فرهنگ ها شکل می گیرد.

جنبش طبقه کارگر از آغاز پیدایش سرمایه داری به صورت زنده و پویا در جریان بوده و هست و توانسته با اعتراض هایش به دستا وردهایی همچون هشت ساعت کار در روز، بیمه های اجتماعی و درمانی ، بیمه بیکاری، استفاده از مرخصی، بیمه مستمری بگیری و تثبیت روز جهانی کارگر و دراکثر کشورهای دنیا دست یابد. این دستاوردها نتیجه جدل همیشگی طبقه کارگر با نظام سرمایه داری بوده است. نظام سرمایه داری در تکاپو برای اعمال سلطه و یا به انحراف کشاندن مبارزات کارگری و با دسیسه هایی که از رادیکالیزه شدن مبارزات بکاهد بصورت سیستماتیک و سازماندهی شده عمل می نماید. بنابراین مبارزات کارگری، نقطه قوت و آغاز راهی است که بر مبنای آن می توان دستاوردها، ضعف ها، کاستی ها، چشم انداز و چالش های موجود را بررسی کرد که به نقد آگاهانه بیانجامد.

در این راستا سعی می شود به مهمترین عواملی که مانع از رشد و گسترش و سراسری شدن جنبش کارگری در ایران می شوند نگاهی بیاندازیم. امید است که فعالین کارگری با نقد مسئولانه در جهت پیشبرد اتحاد و همبستگی طبقاتی جنبش کارگری کمک نموده تا گامی هر چند کوچک در جهت منافع کارگران برداریم.

 

یکی از موانع رشد و گسترش تشکل یابی کارگری در شرایط کنونی ایران سرکوب آزادی های سیاسی و اجتماعی است. نظام سرمایه داری در ایران به حداقل آزادی های رایج در بسیاری از جوامع دیگر از جمله، مقاوله نامه ۸۷ در باره آزادی سندیکایی و مقاوله نامه ۹۸ در رابطه با پیمان های جمعی تن نمی دهد در صورتی که برای استثمار نیروی کار از آخرین دستاوردهای این نظام بهره مند می شود و حتی به قانون اساسی خودش در رابطه با فعالیت های احزاب و گروه ها و انجمن های صنفی پای بند نیست (**)، به ماده ۴۱ قانون کار در باره تعیین مزد عمل نمی کند و هر سال با صدها اما و اگر دستمزد های زیر خط فقر را به کارگران تحمیل می کند ( *** ). وانگهی عدم امنیت شغلی در محیط های کار، آرامش را از زندگی کارگران زدوده است سرمایه داری در ایرن، حتی تشکل های دولتی همچون شوراهای اسلامی که فعالیت قانونی دارند، و به رغم اینکه تمام فعالیت های این تشکل در جهت وابسته کردن بخشی از کارگران به این یا آن جناح از حاکمیت است، در بسیاری از مراکز بزرگ بویژه مراکز صنعتی مادر و خودرو سازی ها اجازه فعالیت به این شوراها نمی دهد. بدین سان سرمایه داری حاکم سرکوب، معمول ترین و موثرترین راه مقابله را، در رویارویی با جنبش های اجتماعی و مدنی به ویژه مبارزات کارگران در اولویت قرارداده است.

جامعه در عرصه های مختلف با نابسامانی های متعددی مواجه است : بیکاری گسترده در جامعه حتی با بالاترین آمار در میان تحصیل کرده ها، فساد و فحشا، فقر و فلاکت، متلاشی شدن خانواده ها، افزایش آمار طلاق و بالا رفتن سن ازدواج، رفتارهای پرخاشگرانه و پایین بودن آستانه تحمل مردم در مواجه با یکدیگر، نمودهای بارز آن است.

در برابر این وضعیت ایجاد شده برای اکثریت جامعه و بخصوص کارگران و زحمتکشان ، سر درآوردن قشر جدیدی از سرمایه داران و نوکیسه گان و حامیان و نوکرانش که با استفاده از همین نابسامانی های موجود و با استفاده از رانت قدرت دولتی، چپاول ثروت جامعه، اختلاس های متعدد میلیاردی آشکار و پنهان، بهشتی را به بهای این وضعیت اسفناک کارگران، برای خود مهیا ساخته اند و همچنان ثروت می اندوزند، و فربه می شوند.

برای مقابله با کارگران شرکت ها و کارخانه های مختلفی که چندین و چند ماه حقوق دریافت نکرده اند، کارگرانی که خواهان تداوم کار خود که هر روز بیکاری تهدیدشان می کند و یا کارگران بیکار شده ای که خواهان بازگشت به کارشان هستند، بیکارانی که جویای کارند و نمی یابند و جمع وسیع جوانان که وارد بازار کار می شوند، نظام سرمایه داری ایران را هی جز سرکوب نمی داند. این نظام در مقابل هر نوع اعتراض، تجمع، تشکل، با یگان ویژه سرکوب پاسخ می دهد. بنابراین سرکوب یکی از ابزارهای مهم در مقابل اعتراضات و رشد و گسترش جنبش کارگری است.

 

در شرایط اجتماعی کنونی، کارگر برای تامین مخارج زندگی، با عدم تامین اقتصادی و آینده ای بسیار مبهم در فراروی خود و فرزندانش، و با کار نیم بندی که هر روزه خطر بیکاری تهدیدش می کند از جمله قرارداد موقت و سفید امضاء، مواجه است، به این شرایط فحش می دهد، ناسزا می گوید به زمین و زمان لعنت می فرستد، به هر دری می زند با اضافه کاری و یا پیدا کردن کار دومی( اگر باشد ) و یا هر نوع تلاشی که بتواند نیازهای زندگیش را تامین کند. چنگ می اندازد.

برای برون رفت از این وضعیت، اراده ای جمعی در میان کارگران به صورت گسترده وجود ندارد. در شرایط کنونی رویکرد تشکل گریزی نیز عموما در کارخانه ها و محیط کار رایج است ، به طور مثال عدم مشارکت فعال کارگران در مجامع عمومی تعاونی های مصرف و مسکن و قبول مسئولیت اداره تعاونی ها و یا فعالیت مستمر و گسترده برای ایجاد تشکل صنفی در بیشتر شرکت ها و کارخانه ها، نمونه هایی از تشکل گریزی کارگران است،

در چنین شرایطی تشکل های کارگری مستقل هر چند به تعدادی محدود از جمله سندیکای کارگران خباز سقز، سندیکای کارگران شرکت واحد، سندیکای کارگران هفت تپه، سندیکای کارگران خباز مریوان و سروآباد توسط کارگران ایجاد شدند، هچنین تشکل های فعالان کارگری ازجمله کمیته پیگیری ، کمیته هماهنگی، اتحادیه آزاد کارگران ایران و کانون مدافعان حقوق کارگر و توسط فعالان کارگری بوجود آمدند. که باید به این تلاش ها ارج گذاشت. اما تاثیر گذاری آن در جهت تشکل یابی کارگری برای سراسری کردن و پیوند مبارزات هر روزه کارگران در بخش های مختلف چشم گیر نبوده است و حتی اقداماتی که به منظور پیشبرد اتحاد عمل مانند شورای همکاری تشکل های کارگری به مرور کم رنگ وبه فراموشی سپرده شد.

عوامل متعدد دیگری نیز در خصوص موانع ایجاد، رشد و گسترش تشکل های کارگری وجود دارند : از جمله جدایی فعالین از بدنه کارگری، عدم شناخت واقعیت ها ی موجود در محیط کار، نبود اتحاد عمل تشکل های موجود برای تاثیر گذاری بیشتر بر مبارزات کارگران، همچنین عدم رویکرد جنبشی به مبارزات کارگری.

فعالیت های تاکنونی تشکل ها علاوه بر موارد فوق دچار خرده کاری نیز است ، به طور کلی مواردی را می توان در این خصوص عنوان کرد. هر محفل یا تشکل فعال کارگری بر اساس گرایش فکری خاص خود، راهکارهایی در جهت رشد و گسترش مبارزه کارگران ارایه می دهد، اگر راهکارها ولو درست تاثیری در سوخت و ساز جنبش کارگری نداشته باشد، آجری بر سنگ بنای جنبش نیافزاید، راهی به جلو نگشاید و به کارگران در جهت ارتقای وضعیت مبارزاتی کمکی نکند و به رغم رهنمودها و راه کارهای ارائه شده، جنبش اجتماعی کارگری را به دنبال نداشته باشد، در جایگاهی که باید بنشیند، نیست، مابه ازای اجتماعی در میان کارگران ندارد. و به همین دلیل رویکرد واقع بینانه ای به سوخت و ساز مبارزاتی کارگرو جنبش کارگری پیدا نمی کند.در سراسری کردن و پیوند طبقاتی کارگران کم تاثیر خواهد بود.

این فعالیت ها خرده کاری است نه سازماندهی جنبش کارگری. تشکل های موجود مادامی که راهکارهای متفاوت را برای تحقق سازماندهی طبقه کارگر و به منظور دستیابی به همگرایی بیشتر، به نقد نکشد ، کماکان چشم انداز روشنی برای پیشروی جنبش کارگری ندارد و به کار در چهار چوب محافل مشغول است.

رهایی کارگران بدست خودشان انجام می گیرد. وجود فعالین و تشکل ها می باید باعث سوخت و ساز بهتر در امر سازماندهی و مبارزه کارگران باشد، اما حرکت های اراده گرایانه و آکسیونی فعالان کارگری مادامی که بدنه جنبش کارگری را به حرکت در نیاورد، به جای برافراشتن پرچم اعتراض در محیط کار و زندگی چنانچه این پرچم فقط در دست فعالان و بدون حضور توده کارگران انجام گیرد. به رغم تقبل هزینه های امنیتی و از خود گذشتگی فعالان به تجربه نشان داده که این حرکت ها راهگشای مبارزات نیست،

می توان گفت که فعالیت های تاکنونی از چنان انسجامی برای متحد کردن کارگران و فعالان و گسترش حرکت های اعتراضی متحد در میان کارگران نقش موثری نداشته است.

دوستان کارگر ! ما نگارندگان ای نوشتار، همانند میلیون ها کارگر همسرنوشت خود، با غم نان و خستگی کار و رنج و مشقت روزانه هر روز دست و پنجه نرم می کنیم. برای عبور از موانع تشکل یابی باید مبارزه و تلاش کنیم و این نوشته را گامی در این راستا می دانیم. هدف از این نوشتار بیان واقعیاتی است که در محیط کار و زندگیمان می گذرد. اگر چه واقعیات تلخی است اما وجود دارد. ما منتظر رهاینده ای نیستیم بلکه برای رهایی بایستی تلاش و مبارزه کرد و این رهایی جز با مبارزه متشکل و متحد کارگران بدست خودشان انجام نمی گیرد. در این مبارزه هر تلاشی چه در گذشته و حال و آینده که توانسته و بتواند برای مقابله با وحشیگری سرمایه داری و سنگ بنایی برای مبارزات متحدانه کارگران ایجاد کند یک گام به پیش است.

مردادماه ۱۳۹۳

 

( * ) موسسه آکسفام یکی از نهادهای تاثیر گذار در گزارشی تحت عنوان درخدمت یک اقلیت محدود که در آستانه اجلاس داووس منتشر شد اعلام کرد: امروزه ثروت ۸۵ نفر از ثروتمند ترین افراد با دارایی ۵۰ درصد از جمعیت جهان برابر است. نشریه فوربس ثروت این هشتاد و پنج نفر را ۱.۷ تریلیون دلار برآورد کرده است! همچنین طبق اعلام نهاد مذکور نیمی از ثروت جهان معادل ۱۱۰ تریلیون دلار، متعلق به ۱% از جمعیت جهان است. و در امریکا ۱% جمعیت ۹۵ % ثروت کشور را تسحب کرده است

 

( ** ) اصل ۲۶ قانون اساسی

 

( *** ) شورای عالی کار همه ساله موظف است میزان حداقل مزد کارگران را با توجه به معیارهای ذیل تعیین نمایید.

 

۱ حداقل مزد کارگران با توجه به درصد تورمی که از طرف بانک مرکزی اعلام می شود.

 

۲ حداقل مزد باید به اندازه ای باشد تا زندگی یک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام می شود را تامین نماید.

 

نوشتهی زیر به ایمیل نشر کارگری ما ارسال شده است. از آنجا که این نوشته از منظری به موانع سازمانیابی کارگران پرداخته است، که میتواند به پیشبرد تئوریک این بحث ِ بسیار اساسی کمک کند، بر آن شدیم تا آن منتشر کنیم.

 

بدیهی است که موضع این نوشته لزوماً مواضع نشر کارگری ما نیست.

 

با تشکر از این دوستان گرامی

نشر کارگری ما