مبارزه طبقاتى و مذهب

نويسنده: آندرش کارلسون

مترجم: پيام پرتوى

http://www.proletaren.se/inrikes/klasskamp-och-religion

 

ترجمه زير مناظره ايست ميان اعضاى احزاب مختلف کشور سوئد در مورد غرب٬ اسلام و رابطه ميان مبارزه طبقاتى و مذهب در اينجا پاسخ رهبر سابق حزب کمونيست سوئد٬ آندرش کارلسون به مناظره کننده گان:

 

رابطه ميان مبارزه طبقاتى و مذهب مسئله ايست که بايد مورد گفتگو قرار گيرد سوهنن٬ يکى از اعضاى حزب سوسيال دمکرات سوئد٬ به درستى تاييد مينمايد که مارکس به غلط ترجمه شده است مارکس هرگز ننوشت که مذهب ترياکيست براى توده٬ بلکه نوشت که مذهب ترياک توده هاست٬ که البته داراى مفهوم متفاوتيست

بر اساس اظهارات مارکس مذهب وسيله ايست که توده ها بمنظور رها نمودن خود از دردهاى ابدى به آن پناه ميبرند٬ اين بيانيست براى بدبختيهاى واقعى اما همچنين همزمان اعتراضيست بر عليه اين بدبختيهاى واقعى

اين مسئله ايست که در حال حاضر از طريق اعتراضات در سراسر جهان به ما يادآورى ميشود. بدبختى واقعى بيکارى٬ فقر٬ آسيب پذيرى اجتماعى٬ عدم آزادى به ميان تمامى موانع ايدئولوژيکى٬ حتى مذهبى٬ نفوذ مينمايد

سپس تفاوتى نميکند که تظاهر کننده گان مشارکت خود را با عبارات مذهبى توجيه ميکنند يا اينکه بخاطر آنچيزى که بدست آمده از خداوند سپاسگزارى مينمايند نکته اصلى تجمع حول مطالبات مشترک است٬ اينست که مبارزه طبقاتى در ميان روبناى ايدئولوژيکى نفوذ کرده و مذهب فقيران را به اعتراض مبدل مينمايد

اين ابدا عجيب نيست قبل از انقلاب فرانسه٬ ١٧۸۹ ٬ مانند جنگ دهقانان در آلمان در دهه هاى ١٥٠٠ ٬ به کليه مبارزات طبقاتى لباس مذهبى پوشانده ميشد دانيل سوهنن از اسلام و خواست آن براى برترى در دولت ميهراسد مانند او من هم با جدا نمودن دين از سياست موافقم و بنابراين مخالف هر دو٬ بنياد گرايى اسلامى و مسحيت مذهب در رابطه با دولت بايد امرى خصوصى باشد

اما مسئله اى که اکنون در جهان عرب در رابطه با اين جنبش در حال توسعه است چيست؟ آيا اينکه جنبش٬ مذهبيون را نيز شامل ميشود مسٸله است٬ که تبليغات ضد مذهبى را ضرورى مينمايد؟ يا اين گسترده گى نيروست که مسٸله ساز شده است؟

در اينجا منظور من اينست که سوهنن به نقطه نظر خود کاملا توجه نميکند او مبارزه را طبقاتى نميبيند چرا که بخشا به لباس مذهبى ملبس ميگردد اين امر در واقع در مورد اسلام اعتبار دارد چرا که اگر به روش طبقه بندى شده توسط سوهنن در مورد اين پديده گفتگو شود٬ که مورد تاييد من است٬ بايد اين اسلام را از نشان مذهبى آن عريان و آنرا امرى طبقاتى قلمداد نمود

کدامين اند نيروهاى طبقاتى قرار گرفته در پشت اسلام؟ پاسخ بسيار ابتدايى من اينست که بورژوازى ملى از اسلام بعنوان ابزارى جهت نفوذ در/ و مبارزه بر عليه طبقه کارگر داخلى٬ مانند ايران٬ بهره بردارى مينمايد٬ اما همچنين و همزمان اين اعتراضيست بر عليه تسلط بيگانگان٬ امرى که به اين پديده مشخصه اى دوگانه ميدهد

حماس در رابطه با سياست ترور اسراييل ميتواند مترقى باشد و همزمان بخاطر برنامه اش براى يک فلسطين آزاد ارتجاعى به همين دليل بايد سوال را بدين ترتيب مطرح نمود که در حال حاضر کدامين سوى قضيه بر ديگرى برتريت دارد؟ آيا اختلاف ميان نيروهاى مذهبى و غير مذهبى کمکى به آزادى فلسطين مينمايد؟

اگر فقط به آن باند خائن در رام الله فکر کنم٬ اگر تنها آنها باشند٬ پاسخم مٽبت و در صورت توجه به چپ سکولار٬ مانند پى اف ال پ٬ مطلقا منفيست در اينجا مواضع سوهنن را درک نميکنم آيا او خواهان از هم گسيختگى بيشتر در ميان فلسطينيهاست؟

اما بگذاريد که چپ در جهان عرب بدون دريافت پند و اندرز از سوئد مبارزه خود را مديريت کند و بجاى آن اجازه بدهيد سرى به کشور خودمان بزنيم٬ آنجا که سوال و پرسش سوهنن به همان ميزان با اهميت است

 

چگونه بايد با ابعاد رو به رشد مذهبى مقابله نمود که مهاجرت در حال رشد مسلمانان و اسلام هراسى به مبارزه طبقه کارگر سوئد وارد ميکند؟ در اينجا نيز سوهنن بصورت شگفت انگيزى از اراٸه پاسخ عاجز است او حتى در مورد سوال و پرسش خود گفتگو نميکند

ميتوان و بايد بطريقى انسانى در مورد اسلام هراسى٬ مانند نژادپرستى دوران ما٬ وارد گفتگو شد اما جنبش کارگرى٬ هنگامى که اسلام هراسى وسيله ايست براى مناقشات مذهبى و قومى طبقه کارگر و بنابراين مانعى بر سر مبارزه طبقاتى که رفتار همگونى را مطالبه مينماميد٬ بايد داراى ديدگاهى گسترده تر باشد

اين ديدگاه است که مبارزه بر عليه اسلام هراسى را٬ براى آنهايى که خواهان يک جنبش کارگرى با آگاهى طبقاتى هستند٬ به مسئله اى سرنوشت ساز مبدل مينمايد آگاهى طبقاتى را نميتوان با غرور ملى و يا تظاهر به اينکه برخى از کارگران چنان فاسدند که بايد از کشور اخراج شوند ادغام نمود اسلام هراسى به فساد بخش بومى طبقه کارگر ميانجامد

اما در اينجا مسئله آزار دهنده اى نيز٬ با توجه به آسيب پذيرى مهاجران در سوئد-ى که آنان را بهر وسيله اى مورد تبعيض قرار ميدهد٬ وجود دارد آسيب پذيرى تمايل بدنبال گروه و يا مذهب خود رفتن٬ نه بعنوان کارگر٬ بلکه به عنوان مهاجر٬ را بوجود مياورد٬ تمايلى که سرمايه دارى از طريق چند فرهنگى مورد تاييد قرار ميدهد اين امر از جانبى ديگر موجب ايجاد بى طبقه گى ميشود يگانگى ابتدايى٬ طبقه٬ در تنوعى که هويت کارگران را شامل نميشود ناپديد ميگردد

چگونه با اين مشکل دوگانه مقابله کنيم؟ ما کمونيستها٬ که روزانه و پيوسته با مسائلى در محل کارمان کلنجار ميرويم نه بعنوان يک مشکل نظرى که در گفتگويى عمومى تغيير جهت بدهد٬ بلکه بعنوان عملى ديدگاه طبقاتى را که سوهنن در مورد آن با فصاحت صحبت ميکند٬ اما صورت بندى نميکند٬ برجسته مينماييم

ما به هر دو٬ کارگران بومى و مهاجر ميگوييم: مانند يک کارگر رفتار کن! سوئدى يا مهاجر٬ مسيحيى يا غير مذهبى تفاوتى نميکند٬ در اينجا اين منافع مشترک کارگران است که اهميت دارد

ما به کارگر سوئدى ميگوييم: به بالايى لگد بينداز٬ نه به پايينى! کسى که رفاه اجتماعى و کار تو را تهديد ميکند کارگرى نيست که وضعيتى بدتر از تو دارد٬ بلکه اين سرمايه دارى است که خون ما را در شيشه ميکند.

اين ميتواند مبتذل بنظر بيايد٬ اما بعنوان يک موضع اين تنها راه ممکن براى کمونيستى است که خواهان ايجاد اتحادى بر اساس مبارزه طبقاتى است در شرايطى که طبقه کارگر بسختى از وضعيت خود آگاه است٬ بخصوص در نتيجه همکارى طبقاتى سوسيال دمکراتها٬ اين نه تفاوتهاى ميان کارگران٬ بلکه برجسته نمودن عوامل ايجاد اتحاد ميان آنان است که اهميت دارد

سوهنن خواهان نقد اسلام توسط کمونيستهاست چه سودى از آن ميبريم٬ سوال من اينست؟ آيا طبقه کارگر از انتقاد به اعتقادات مذهبى يک گروه اقليت بهره اى ميبرد٬ اعتقادى که در فضيلت سرمايه دار٬ که ما را تحقير ميکنند٬ جايگاهى ندارد و دقيقا همين اولياء امور هستند که شرايط را براى بروز اختلافات فراهم مياورند؟ در اين رابطه و در پايان خواهان يادآورى مطلبى به دانيل سوهنن در مورد عبارات مارکس٬ در نوشته اى که او يقينا آنرا به دليل اينکه آنرا نقل ميکند خوانده است٬ هستم

مارکس مينويسد٬ الغاى مذهب بعنوان خوشبختى موهومى توده ها درخواست خوشبختى واقعى آنهاست./.../ انتقاد به مذهب بنابراين نطفه انتقاديست از جهان خاکى که مذهب هاله نور آنست

 

اينها عباراتى نوشته شده در دورانى بسيار دور اما خردمندانه اند مبارزه بر عليه باورهاى مذهبى٬ با بيان بدبختى٬ اين ايده آليسم است نه از بالا بلکه بايد در جهان خاکى واقعى آغاز شود مبارزه طبقاتى نه با نقد مذهب٬ به نظر ميايد که سوهنن به آن باور داشته باشد٬ بلکه برعکس٬ نقد مذهب با مبارزه طبقاتى آغاز ميشود

آندرش کارلسون

anders.carlsson@kommunisterna.org