مبارات توده های تحت ستم و استثمار فرگوسن، نقش رهبری حزب کمونیست انقلاب امریکا و جهت گیری محافل ضد سنتز نوین

 

مبارزه توده های تحت ستم فرگوسن و نقش رهبری حزب کمونیست انقلابی امریکا(آر سی پی) به آن آنچنان نقطه ی عطفی تبدیل شد که چهره ی دوستان و دشمنان سنتز نوین کمونیسم و مائوئیسم را روشن کرد... این امر واقعا خوبی است و نه بد.

 

حرافان بی عمل و دگماتیسم های محفل("حزب") "مائوئیست" افغانستان، حزب سازشکار و خیانت پیشه ی نپال و هوادارانش، جریاناتی منتسب به حزب "کمونیست" پرو که خیانت گونزالو در سازش با ارتجاع و امپریالیسم جهانی در خلع سلاح ارتش خلق برایشان به عنوان یک "رهبر"(نارهبر) مفهومی ندارد، جریان ضد انقلابی مایک ایلای و همچنین محافلی و افرادی در ایران به همان حد از دیدگاه و عملکرد رفقای حزب کمونیست انقلابی امریکا در فرگوسن ناراحت و منقلب شدند که هیئت حاکمه امریکا شده است.

 

انقلاب پرولتاریایی در امریکا به رهبری حزب کمونیست انقلاب امریکا با اتکا به یک استراتژی علمی سال‌هاست( و بهویژه با انتشار علنی بیانیه "کمونيسم: آغاز يک مرحله نوين، مانيفستی از حزب کمونيست انقلابی آمريکا" در سپتامبر ۲۰۰۸)* شروع گشته است. سنتز نوین کمونیسم که توسط باب آواکیان فرموله گشته است نهتنها راهنمای عمل این حزب در مبارزات روزمره و حل صحیح تضادهای حاد و سر برآورده اجتماعی جامعه امریکاست بلکه راهنمای عمل برای مائوئیستهای انقلابی سراسر جهان است. وظیفه انترناسیونالیستی هر کمونیست انقلابی است که از این حزب و مبارزاتش دفاع کند. و هر جریان و فردی مدعی کمونیست بودن که بخواهد تحت هر توجیه و با توسل به رویکرد و متدولوژی ماتریالیسم مکانیکی( در تقابل با رویکرد و متدولوژی علمی ماتریالیسم دیالکتیک مارکسیسم و کمونیسم انقلابی) مبارزه و رهبری این حزب برای انقلاب کمونیستی در امریکا را تخطئه کند، به یک مفهوم واقعی به بلندگوی ارتجاعی‌ترین محافل، ضدانقلاب و نارهبرانی و سازشکارانی که سازش و تسلیم طلبی را با امپریالیسم و ارتجاع را پیشه کرده‌اند، تبدیل گشته است.

 

از طرف دیگر بدون هیچ تعارفی و ملاحظه‌ایاحساساتی به خاطر اعتقاد به اینکه گفتن حقیقت با منافع پرولتاریا برای رسیده به هدف نهایی جهان بی طبقه کمونیستی جهانی ارتباط ناگسستنی دارد، نیاز است گفته شود که دفاع انترناسیونالیستی از این حزب و راهنمای عمل قرار دان این سنتز نوین با کپی‌برداری و برخوردهای دگماتیسم از طرف برخی محافل که ادعای "حزب مائوئیست" ایران رادارند و خود را به سطح یک بنگاه دارالترجمه تقلیل دادهاند، هیچ ارتباطی ندارد. چراکه بدترین چیزی که در مورد سنتز نوین باب آواکیان اتفاق افتاده است این است که محفلی که در خارج کشور اعلام حزب کرده است و ادعای "حزب کمونیست ایران"- آن‌هم از نوع مارکسیست -لنینیست-مائوئیست را دارد خود را با بی‌عملی و عدم بودن درصحنه مبارزه برای رهبری کمونیستی مبارزات طبقاتی تودههای زحمتکش تحت ستم و استثمار نظام سرمایه‌داری جمهوری اسلامی، پشت سنتز نوین پنهان کرده است، محفلی که نه از درک عمیق سنتز نوین برخوردار است و هم اینکه "رهبرانش" نه توانسته است با شرکت درصحنه مبارزه و به آب واتش زدن و از خود جسارت کمونیستی نشان دادن سنتز نوین را با اوضاع مشخص جامعه پیوند داده و سنتز نوینی یعنی تئوری و استراتژی انقلاب کمونیستی در ایران را تدوین نماید. اینان نیز از همان جنس جریاناتی هستند که به بقایای گذشته تعلق دارند، و پیشتاز آینده نمی‌باشند!

 

به یک معنای واقعی در اوضاع کنونی جهان و بهویژه شرایط حاکم بر جنبش کمونیستی بین‌المللی دیگر قبول دو وجه اصولی مبارزه طبقاتی و نیز مبارزه برای برقراری دیکتاتوری پرولتاریا به خاطر محو چهار کلیت که به‌وسیله مارکس فرموله و به‌وسیله لنین در انقلاب بلشویکی 1917 و در ادامه به‌وسیله مائو تسه دون در انقلاب 1948 ( و سپس در انقلاب پرولتاریایی بزرگ فرهنگی چین تا مرگ مائو چین) عمیق‌تر گشت، ناکافی است و هر کمونیستی و به‌خصوص جریان و افرادی که خود را مائوئیست می‌داند نیاز دارد که به آن دو وجه، وجه جدید سوم یعنی سنتز نوین را اضافه کند و برای آن بجنگد.

 

و بنابراین بیمحابا و با جسارت علمی مائوئیستی می‌توان گفت که قبول مبارزه طبقاتی و مبارزه به خاطر استقرار دیکتاتوری پرولتاریا با مبارزه برای سنتز نوین باب آواکیان به‌طور دیالکتیکی ارتباط ناگسستنی دارد. و امروزه کمونیست انقلابی کسی است که قبول مبارزه طبقاتی و استقرار دیکتاتوری پرولتاریا را تا قبول سنتز نوین کمونیسم توسط باب آواکیان در جمع‌بندی از شکست موج انقلابات کمونیستی قرن 20 (دستاوردها و کمبودهایش، در برخی مواقع کمبودها و انحرافات جدی) قبول داشته باشد، آن را تبلیغ و ترویج نماید و برای عملی کردن آن در بعد جهانی و ملی بجنگد!


تأکید دوباره به این نکته ضروری است که: 
انقلاب در امریکا به رهبری حزب کمونیست انقلاب امریکا با اتکا به یک استراتژی علمی سال‌هاست شروع گشته است. سنتز نوین کمونیسم که توسط باب آواکیان به‌عنوان پیشرفته‌ترین علم کمونیسم انقلابی فرموله گشته است نهتنها راهنمای عمل این حزب در مبارزات روزمره و حل صحیح تضادهای حاد و سر برآورده اجتماعی جامعه امریکاست بلکه راهنمای عمل برای مائوئیستهای انقلابی سراسر جهان است. وظیفه انترناسیونالیستی هر کمونیست انقلابی است که از این حزب و مبارزاتش دفاع کند.

 

لنین به ما آموخت که: این مارکس نیست که آموزش مربوط به مبارزه طبقاتى را به وجود آورده بلکه بورژوازى قبل از وى آن را به وجود آورده است و این آموزش به‌طورکلی براى بورژوازى پذیرفتنى است. کسى که فقط مبارزه طبقات را قبول داشته باشد، هنوز مارکسیست نیست و ممکن است هنوز از چهارچوب تفکر بورژوایى و سیاست بورژوایى خارج نشده باشد. محدود ساختن مارکسیسم به آموزش مربوط به مبارزه طبقات به معنای آن است که سروته آن زده شود، مورد تحریف قرار گیرد و به آنجا رسانده شود که براى بورژوازى پذیرفتنى باشد. مارکسیست فقط آن‌کسی است که قبول نظریه مبارزه طبقات را تا قبول نظریه دیکتاتورى پرولتاریا بسط دهد. وجه تمایز کاملاً عمیق بین یک خرده‌بورژوای عادى)و همچنین بورژوازى بزرگ( با یک مارکسیست در همین نکته است. با این سنگ محک است که باید چگونگى درک واقعى و قبول مارکسیسم را آزمود و شگفت نیست که وقتى تاریخ اروپا طبقه کارگر را ازلحاظ عملى با این مسئله روبرو نمود نهتنها تمام اپورتونیستها و رفرمیستها بلکه تمام کائوتسکیستها(یعنى کسانى که بین رفرمیسم و مارکسیسم در نوساناند)، کوته‌بینان ناچیز و دمکراتهای خرده‌بورژوایی از آب درآمدند که دیکتاتورى پرولتاریا را نفى می‌کنند." (دولت و انقلاب ولادیمیر لنین)

اگر شما برای از بین بردن "چهار کلیت" و سنتز نوین دست‌وپنجه نرم نمی‌کنید، مبارزه شما به خاطر کمونیسم نیست.

 

پی‌نوشت در مورد 4 کلیت مارکس:
کارل مارکس قبل از لنین، ایده ارتباط دیکتاتوری طبقاتی پرولتاریا و محو چهار کلیت در
مرحله جامعه نوین گذار به سوسیالیسم را دقیق‌تر چنین بیان نموده بود که: "این سوسیالیسم اعلام تداوم انقلاب است، دیکتاتوری طبقاتی پرولتاریا لازمه نقطه‌گذار، محو کلیه تمایزات طبقاتی، کلیه روابط تولیدی که مبنای تمایزات طبقاتی است، کلیه مناسبات اجتماعی که منطبق بر آن روابط تولیدی است، و دگرگون کردن کلیه ایدههایی که منطبق بر آن روابط اجتماعی است."

 

برهان عظیمی

یکشنبه ۹ آذر , ۱۳۹۳ مصادف با ۳۰ نوامبر ۲۰۱۴

 

* لینک فارسی "کمونيسم: آغاز يک مرحله نوين، مانيفستی از حزب کمونيست انقلابی آمريکا" - سپتامبر ۲۰۰۸" چنین است:

http://revcom.us/Manifesto/FarsiManifestoFinal.pdf