دردنامه یک کارگر

 

احمد ناب دل : تبریز جهنم کارگران

 

با توجه به وضعیت سرسام آور گرانی ها و تورم در سالهای اخیر وضعیت معیشتی کارگران واقعا" اسفناک است وقتی حقوق کارگری چند برابرکمتر از خط فقر است حتی آن تعداد از کارگرانی را که کار میکنند با وجود کارکردن قادر به تامین اولیه ترین و اساسی ترین نیازهای زندگی خود نیستند و برای امرار و معاش و به دست آوردن پولی که بتواند جوابگوی نیازاقتصادیشان باشد تن به استثمار بیشترمیدهند ساعات کاری خود را افزایش میدهند و تعدادی نیز مجبورند چند کار را انجام دهند تن به امضای قرادادهای موقت و سفیدامضا بدهند تا بلکه شرمنده خانواده خود نباشند وحداقل از عهده نان شب برآیند در شهری مثل تبریز وضعیت به مراتب بدتر از سایر شهرها است عدم وجود تشکل های کارگری مستقل و آگاه نبودن کارگران از حقوق اولیه خود باعث شده است کارفرمایان تا میتوانند بهره کشی و استثمار کنند و زندگی روز به روز به کام کارگران این شهر تلخ تر میشود بیکاری معضلی است که بیداد میکند و کارگر جویای کار مجبور است کاری را که به دست آورده است با چنگ و دندان حفظ کند وهرگونه بیحقوقی را برای سیر کردن شکم خانواده اش تحمل کند و کارفرماها از این شرایط بیشترین استفاده را میکنند تا روز به روز بیشتر بر ثروت خود بیافزایند به قیمت استثمار کودک و زن و مرد .کارگردر واحد تولیدی کارگاه یا هر محیط دیگر کاری وقتی حرف از بیمه میزند تهدید به اخراج میشود وقتی بازرس بیمه برای سرشماری و بیمه اجباری کارکنان به محل کار مراجعه میکند کارگر را مجبور به مخفی شدن از چشم او میکنند و در خوشبینانه ترین حالت کارفرما میگوید اگر بخواهی بیمه شوی هزینه آن بر عهده خود توست به نحوی کارگر از بیمه شدن منصرف میشود حتی حقوق پایه کارگری نیز نسیب کارگر نمیشود ساعات کارگری در مواردی مثلا" کارکنان غذاخوری ها رستورانها و واحدهای تولیدی و صنعتی و...بیش از ده ساعت است و خبری از مزد اضافه کاری نیست تعطیلی هفتگی وجود ندارد و این کارگران تعداد روزهای تعطیلی و استراحتشان درطول سال در مواقعی حتی به تعداد انگشتان دو دست نمیرسد آنهم بدون مزد . نبود کار موجب گردیده است کارگری که ناآشنا به حقوق کارگری خود باشد در مقابل این استثمار وحشیانه سکوت کند برای امرار و معاش خانواده اش تن به این کارها دهد حداقل ترین چیزی که یک کارگر به آن نیاز دارد ایمنی وبهداشت محل کار اوست که از آن هم خبری نیست و کارگرانی که به لحاظ شرایط سخت کاری عدم ایمنی و بهداشت در محل کارشان دچار حادثه و آسیب جسمی میشوند مجبورند بقیه عمر خود را در فلاکت و بدبختی بگذرانند. کارگران ساختمانی نمونه این کارگران هستند که بدون هیچ گونه ایمنی محل کاریشان که هرآن امکان بروز حادثه وآسیب جسمی وجود داردمشغول کار کردن هستند . کارگران ساختمانی بخصوص کارگران ساده کارشان مقطی و فصلی و در مواردی روزانه است .یک هفته در یک ساختمان کار میکند هفته بعد در محل دیگر .میدانهایی در داخل شهر وجود دارد که محل تجمع این کارگران جویای کار است پیش از طلوع آفتاب در این میدانها جمع میشوند و کافرمایان برای بردن کارگر به این میدانها مراجعه میکنند .کارگرانی که نسبت به بقیه از جثه و بنیه قوی تر برخوردارند در این چرخه کار شانس بیشتری برای کار کردن دارند از بین این کارگران فقط تعداد اندکی به محل کار برده میشوند و بقیه تا لنگه ظهر در این میدانها که نمونه آن میدان ساعت است منتظر میمانند تا بلکه کاری نسیبشان شود که این اتفاق نیمافتد و با دست خالی به خانه برمیگردند .دوباره روزی از نو وقتی هم جهت کار به محلی برده میشوند خبری از هیچ حقی نیست که این کارگر دارد کارفرما هر موقع دلش بخواهد اخراجش میکند بیمه ای وجود ندارد کاربدون بیمه و هیچ گونه ایمنی صورت میگیرد ولی کارگر بافشارهای اقتصادی زیادی روبروست و شرایط کار را میپذیرد و به استثمار جسمی خود تن میدهد.

در واحدهای تولیدی بزرگتر مثل تراکتور سازی وشیرین عسل که کارگرانشان نسبتا" از کار باثباتی برخوردارند نیز مشکلات و بیحقوقی به نوعی دیگر بیداد میکند با دریافت حقوق فرد نمیتواند از عهده تامین نیازهای زندگیش بربیاید ولی ماهها خبری از حقوق نیست .برای صرفه جویی در هزینه و عدم استخدام کارگر جدید اضافه کاری اجباری گریبانگیر کارگران این واحد ها هست قرادادهای کاری به صورت موقت است و هرگونه اعتراض کارگران به وضعیت موجودشان برابر با اخراج آنهاست وسکوت میکند .

در یک خانواده کارکردن یک نفر کافی نیست هزینه های زندگی در حدی سرسام آور است که حتی کودک و زنان نیز تن به استثمار میدهند وباتوجه به نگرشهای مردسالارانه ای که وجود دارد کارگران زن از وضعیت به مراتب بدتری از مردان برخوردارند وشرایط کارفرما را برای اشتغال خود میپذیرند حقوق ومزدشان در مواردی نصف حقوق مرد هم نمیشود و کودکان کار که در این شهر توجه هر کسی را به خود جلب میکند در کارگاههای تولیدی و صنعتی در شرایط بد بهداشتی و زیان آور با کمترین حقوق این کو دکان مورد بهره کشی قرار میگیرند .

 

امکان ندارد اشک در چشمت جاری نشود وقتی این وضعیت کارگران را ببینی که کافرما برای بردن کارگر به این میدانها میاید دها کارگر که بین آنها افراد سالخورده و نوجوانان نیز دیده میشوند به سمت وی برای استثمار شدن یورش میبرند . یا کودکانی که در کوچه خیابان با یک بسته آدامس به نوعی به گدایی میکنند زنان و دخترانی که برای تامین زندگیشان تن فروشی میکنند یا زنانی و مردانی که برای امرار معاش به دست فروشی مشغول هستند وصحنه های درگیری این افراد با مامورین شهرداری یا نیروی انتظامی که با زور و مشت ولگد مانع اینکار میشوند احساسات هر بیننده ای را جریحه دار میکند

آری به قیمت استثمار و بهره کشی از کودک وزن سرمایه داران روز بر ثروتشان افزوده میشود و یک کارگر برای گذران زندگی تامین امرار و معاش وسیر کردن شکم خانواده اش در یک محیط بدون هیچ گونه ایمنی و شرایط بهداشتی تن به استثمار وحشیانه میدهد .

و هر کسی که بخواهد کوچکترین قدمی در آگاه سازی کارگران از اولیه ترین حقوق قشری که به آن متعلق است بردارد به شدت سرکوب میشود از کار اخراج میشود با پرونده سازی های مکرر دروغین و اتهامات امنیتی و سیاسی پیشروان و فعالین کارگری روانه زندان میشوند و کارگران حق داشتن تشکلی مستقل که مدافع حقوق آنان و نقش روشنگری در بین کارگران را داشته باشد ندارند .از نمونه این فعالین در تبریز کارگرزندانی محمد جراحی از اعضای کمیته پیگیری است که هم اکنون در زندان تبریز به سر میبرد .

این وضعیت اسفناک و غیر انسانی کارگران که در بیحقوقی کامل به سر برده و استثمار میشوند حاوی درس وپیامی برای ما کارگران است که از کارگران زندانی دفاع و حمایت کرده باید همه تلاش خودرا بکنیم و دست اتحاد بدهیم برای ایجاد تشکل های مستقل کارگری که بتواند از حقوق اولیه کارگران دفاع کرده و نقش روشنگری و آگاه کردن کارگران از حقوق خود را داشته باشد .

احمد ناب دل از کارگران تبریز