حماسه ١٦ آذر، اوج پیوند آگاهانه جنبش سوسیالیستی دانشجویی با جنبش کارگری دمکراتیک گرامی باد



پیام شاهرخ زمانی به دانشجویان :
از زندان گوهر دشت کرج
حماسه ١٦ آذر، اوج پیوند آگاهانه جنبش سوسیالیستی دانشجویی با جنبش کارگری دمکراتیک گرامی باد

61 سال پیش در چنین روزی،( 16 آذر 1332) حکومت وابسته سلطنت پهلوی برای تثبیت نظام سرمایه داری وابسته ایران ، رزم انقلابی ضد سرمایه داری دانشجوی تحت رهبری دانشجویان سوسیالیست طرفدار طبقه کارگر که اعتراض به کودتای ننگین 28 مرداد بود را به خاک و خون کشید، و رفقای کمونیست مصطفی بزرگ نیا و مهدی شریعت رضوی  و مبارز ملی احمد قندچی، قهرمانان در خون خود غلطیده و سرود مرگ سرخ برای رهایی ستمدیدگان را در صفحات زرین تاریخ به ثبت رسانده و اصل تاریخی معاصر را تکرار کردند که بدون مشعل فروزان کمونیسم علمی بعنوان علم شرایط رهایی کارگران و ستمدیدگان هیچ جنبشی را سرانجام خوشی نیست.

بله!!!
جنبش آگاهانه سوسیالیستی عمدتاً در دانشگاه ها و جنبش مبارزاتی مستمر کارگران در مراکز تولیدی دو نیروی سازنده ابزاری هستند که هموار کننده راه آزادی می باشد، و این ابزار حزب طبقه کارگر است که می تواند با سازماندهی و هدایت طبقه کارگر و نیروهای همپیمان آن چنان قدرت و توازونی را نسیب کارگران کند که طبقه کارگر ستم و بهره کشی را از جامعه محو کرده و حاکمیت شورایی و دمکراتیک کارگران را مستقر نماید.
از طرف دیگر، در جامعه سرمایه داری بر اساس تضاد آشتی ناپذیر طبقاتی بین کار و سرمایه و یا مقابل ستم سرمایه داری ، بدیل سوسیالیستی قرار دارد، همچنین جنبش آگاه گرایانه دانشجویان تنها راه آزادی را در سرنگونی نظام سرمایه داری و رسیدن به آگاهی سوسیالیستی جهت نجات کل جامعه و ایفای نقش تاریخی انقلابی طبقه کارگر در انهدام ارتجاع (انواع حاکمیت سرمایه دار) و ایجاد جامعه  شورایی سوسیالیستی است که مجموعا" در خدمت نجات کل بشریت می باشد.
در دهه سی جنبش دانشجویی با چنان گستردگی کمی و کیفی دارای توازن قوا بود که دانشجویان با 30 در صد عضویت در حزب کارگری و 50 در صد در نقش سمپاتی، برای مبارزات کارگری کمک مالی جمع می کردند، دانشجویان منشاء حمایت و پشتیبانی زیادی برای کارگران بودند. تحت فعالیت جنبش دانشجویی و پیوند آن با جنبش کارگری بود که طبقه کارگر ایران به حد بسیار بالایی سازمانیافته گی دست یافته بود که درهیچ مقطع تاریخی دیگر طبقه کارگر به این درجه از سازمان یافتگی سیاسی -  تشکیلاتی نرسیده است. بطوری که طبقه کارگر دستاوردهای بسیار مهمی کسب کرد. از جمله تحصیل آزادی بیان، قلم، اعتصاب، اتحادیه های سراسری، حزب کارگری، آزادی احزاب ، مطبوعات،خلع ید از شرکت های آمپریالیستی و تحمیل مترقی تر قانون کار در خاورمیانه به سرمایه داری در سال 1325 و دیگر خواسته ها. اما متاسفانه بعلت خط اپورتونیستی و سازشکارانه و دنباله روانه حزب توده بقول رفیق شهید خسرو روزبه که حزب توده " حزب رفرم بود، نه حزب انقلاب"  و بقول رفیق بیژن جزنی که" وقتی در مسکو باران می بارید اینها در تهران چتر بر می داشتند" توده ی ها به جای سازماندهی انقلاب و نابودی ریشه استبداد و بهره کشی  به دنبال وزیر و وکیل و زیست مسالمت آمیز بودند، در نتیجه طبقه کارگر علیرغم وجود خصلت ها، شرایط و تجربیات مبارزاتی غنی نتوانست به وظیفه تاریخی خود عمل کند. اما تجربیات بسیاری به عنوان چراغ راه مبارزه  بر جای گذاشت.
و اکنون در مقابل جنبش دانشجویی انقلابی،  دانشجویان متشکل زیر نظر حکومت سرمایه داری اسلامی به شکل شبه فاشیسم عریان در شکل لباس شخصی ، حراست ، بسیج و روی دیگر آن، اصلاح طلب در خدمت بقای نظام بهره کشی، استبداد وسرمایه داری می باشند.
اصلاحات به زبان ساده یعنی آرایش و بزک چهره کریه دیکتاتوری ، استثمار و سوپاپ اطمینان در مقابل طغیان و انقلاب اجتماعی جهت جلو گیری از حاکمیت بلا واسطه کارگران در تعیین سرنوشت سیاسی - اجتماعی است، اصلاحات با دروغ و فریب و نیرنگ خود را بعنوان بدیل خوب و دمکراتیک نظام سرمایه داری به جای شکل دیکتاتوری آن تبلیغ می کند، تا سرمایه داری بتواند مبارزات ستمدیدگان را از مسیرنجات و تعین سرنوشت به دست خودشان در آغاز راه منحرف کند، تا کارگران و ستمدیدگان نتوانند از طریق ارگان های توده ای (یعنی شوراها، کمیته ها و اتحادیه ها و سندیکاهای انقلابی) خود را نجات دهند،. و بالاخره اینکه در قالب اصلاح طلبی هرگونه مشی سیاسی - انقلابی را در رسیدن به شرایط اعتلای انقلابی و تبدیل به استراتژی رهای بخش را با انتخابات و انقلابات مخملی(رژیم چنج) نفع کرده و نفع می کنند، دانشجویان انقلابی وظیفه و رسالت تاریخی دارند که ضمن رهبری و هدایت جنبش دانشجویی، همه موارد گفته شده در بالا را افشا کرده و مانند جنبش دانشجویی دهه های سی و چهل در خط انقلابی و حمایت از جنبش و طبقه کارگر قرار گرفته و حرکت کنند که طبق تجریه تاریخی این تنها راه دست یابی به آزادی و مطالبات انسانی و انقلابی است ،  خوشبختانه شرایط بحران انقلابی حاکم علیرغم نبود آلترناتیو انقلابی، اما باتجربه عملی خود ستم کشان و زحمتکشان و با روی کار آمدن اصلاح طلبان در انتخابات مهندسی شده ضد مردمی، چهره ریا کاری و سازشی آنها افشا شده و وعده وعیدهای گوناگون خاتمی، احمدی نژاد و اکنون حسن کلید با تشدید شدید و تصاعدی بهره کشی و سرکوب در جهت بقاء نظام سرمایه داری توسط آنها برای مردم مشخص شده است و تحت  فشار و شفافیت افشاگرانه خود جوش عمومی مافیای ثروت و قدرت حاکم نیز کاملا" آبرو باخته است. در چنین  شرایطی جنبش انقلابی - دانشجویی براحتی می تواند با سازمانیابی دقیق و با سرعت وظایف و رسالت انقلابی و سوسیالیستی خود را و کمک در جهت ایجاد سازمان سیاسی طبقه کارگرانجام دهد.
برای جنبش آگاهگرایانه دانشجویی حد وسطی وجود ندارد. یا با درک نیاز کل جامعه به اندیشه رهایی بخش سوسیالیستی در جهت آزادی طبقه کارگر و کل بشریت به صفوف انقلابی طبقه کارگر بپیوندد، و یا در جهت رعایت منافع خورده بورژوایی و بورژوایی در صف سرمایه داری  مانده  مدافع سرمایه داری باشد.
اول، ما باید بر خلاف دشمن و نیرو های جیره خوار آن که سوسیالیسم علمی و مارکسیسم را تحریف می کنند، باید بدانیم جهت همکاری و ایجاد پیوند و ارتباط ارگانیک چه مسائلی را باید رعایت کنیم و بدانیم که تئوری پیگیرانقلابی حامل بزرگترین اندیشه های تاریخ بشری یعنی فلسفه آلمان، اقتصاد انگلیس ، سوسیالیسم فرانسه است، شناخت تئوری مبارزات طبقات اولین قدم جهت درک قهر انقلابی و نجات از سیستم ستمگرانه حاکمیت طبقاتی سرمایه داری و رسیدن به جامعه کمونیستی عاری از طبقات می باشد. بزرگترین کشف مارکس در جهت شناخت نظام مناسبات تاریخی جوامع بشری ماتریالیسم تاریخی است که بخش مهم تئوری مبارزات طبقاتی در جهت شناخت حرکت، تغییر و تکامل و تحول که نقطه شروع حرکت در جهت سازماندهی انقلاب کارگری و حرکت به سوی بر قراری جامعه سوسیالیستی می باشد. نقش دولت بعنوان ابزار سرکوب جهت حفظ حاکمیت های طبقاتی در طول تاریخ و قهر انقلابی به عنوان مادر جامعه جدید و رسیدن به حاکمیت بلا واسطه کارگران، همه و همه بخشی از اصول پایه ی  مارکسیستی می باشد، که بعنوان اسلحه برنده در دستان طبقه کارگر باید مورد استفاده قرار بگیرند،در این مبارزه و نبرد طبقاتی در شکل فکری سیاسی و اقتصادی مانند اعتصابات سیاسی و اقتصادی، قیام، نسبت به این مبارزه اشکال سازماندهی و تشکل یابی کارگران در اتحادیه ها، حزبی  سیاسی، کمیته ها و شوراهای کنترل و نمایندگان دارای نهایت اهمیت می باشند. دانشجویان ما باید بعنوان مروّجان اساسی اندیشه مارکسیستی احاطه کامل به مسائل داشته باشند.
دوم، درک اینکه آزادی و نجات تمامی لایه های اجتماعی دیگر مانند ملل تحت ستم، زنان، جوانان فقط در گروی انقلاب کارگری است که آن از طریق نابودی سیستم سرمایه داری و حاکمیت شورایی دمکراتیک کارگران می باشد، چرا که اولاً،  بر خلاف لایه های دیگر، طبقه کارگر بنا به موقعیت اجتماعی و تاریخی خود تنها نیرویی است که نجات او مساوی با نجات کل اجتماع است. ثانیاً، کارگران مالک هیچ چیزی در رابطه با ابزار تولید نیستند که انها را پایبند و محافظه کار نماید. چون کارگر، بیانگر مترقی ترین شکل تولید اجتماعی است، پس انقلابی است و به عقب نگاه نمی کند. و در مبارزه تا آخرین لحظه می رزمد. ثالثاً، بعلت همکاری دستجمعی و برادرانه و حق متقابل در روند تولید اجتماعی  و اسطوره فداکاری برای جمع وثقل تولید مایحتاج عمومی و حیاتی جامعه بدون چشم داشت خواستی در نفع شخصی، تنها نیروی پایه و اساس بر قرار کننده سوسیالیسم از طریق شورای نمایندگان بعنوان تنها نیروی انقلابی و توانمندی است که می تواند سرمایه داری را سرنگون کند. رابعاً، درد مشترک تمام مردم ستمدیده، نماینده کلیت جامع انقلابی جهانی و نماینده کارگران، جوانان کارگر، نماینده مبارزترین بخش مبارزات ملی ، زنان و جوانان در کنار مبارزه هر روزه علیه بهره کشی نظام سرمایه داری هستند. بنا بر این بر خلاف سفسطه های اپورتونیستی، پوپولیستی مدرنی و پسا مدرنی تنها ضامن پیروزی نیروهای انقلابی در خواسته های دمکراتیک می باشد. بنابراین برای دوستان و رفقای دانشجو باید روشن باشد که کسب مطالبات دمکراتیک نیز در گروی سازماندهی طبقه کارگر است.
سوم، با توجه به مسائل بیان شده، آگاهی سوسیالیستی باز تولید شده در محیط های علمی، عمدتاً دانشگاه ها، بعنوان علم شناخت جامعه و علم سازماندهی انقلابی حاکمیت کارگر با تعیین برنامه و مشی سیاسی انقلابی رهایی بخش در پیوند ارگانیک و زنده با طبقه کارگر و تحت رهبری حزب انقلاب- سیاسی کارگران می تواند به بار نشسته و ثمر بخش باشد. پس، اولاً، هرگونه برخورد آکادمیستی و فلسوف مابانه با علم کمونیسم بعنوان علم شرایط رهایی کارگران جهان برای شکل گیری حزب رهایی بخش و سازمانده محدود است، رفقا و دوستان ما باید از جهت آگاهی و توانایی های تشکیلاتی و علمی  خود را در اختیار طبقه کارگر قرار بدهند، یعنی سعی و توان  سازماندهی توده ای تشکیلاتی را در جهت پیوند در میان طبقه کارگر قرار دهند. ثانیاً، ما باید از موضع تقویت منافع سوسیالیستی کارگران وخدمت به آن مسائل دمکراتیک را حل کنیم. و در جهت تکامل و زمینه ساز و تشدید فعالیت سوسیالیستی مان برای ترویج مارکسیسم و جذب نیرو در راستای اهداف آن حرکت کنیم. ایجاد محافل مطالعاتی در میان کارگران، ایجاد سلولهای فعال در محیط کار و زندگی کارگران، ارتباط سازمان گرانه با فعالین و تشکلات توده ای کارگری ، ایجاد هیئت مؤسس های سندیکای کارگری، انتشار نشریه آگاهگرانه برای کارگران،  کمک به تشکلات کارگری موجود،درادراه سایت و نشریه و غیره. ثالثاً، بعنوان سمبل آگاهی و تشکیلات طبقاتی و به عنوان انضباط آهنین با هر گونه سستی ، درماندگی ، بی برنامه گی ، علنی گرایی و کیش شخصیت ، چهره سازی و ... قاطعانه بر خورد و مبارزه  کنیم، و نیرو های غیر انقلابی را الک کرده و دو ستون کارگری و دانشجوی را به عنوان دو ستون پایه ای و غیر متمرکز را به هم پیوند داده ارگانیزه کنیم، در این رابطه با تکیه به اصول سازماندهی مخفی، با دوری و حذف دنباله روی از کاریزما های موجود و دوری از پرستش جنبش خود به خودی و افشای جریانات به اصطلاح کارگر کارگری با انحرافات مقابله نمود.  رابعا" : در اینکه چرا جنبش سوسیالیستی دانشجویی علی رغم اشتراکات فراوان ارتباط پایدار با جنبش کارگری داخل و تشکل های کارگری نمی تواند بر قرار کند، می توان گفت چون دچار حرکت های آرتیست بازی ، حرکت های کاریزماتیک و محفل بازی ،علنی گری ، عدم انیشه رهایی انقلابی ، عدم کاربست اصول سازماندهی می باشد، برای عبور از این موانع باید از سرکوبها و مشکلات پیش آمده و از تجربیات تاریخی دور و نزدیک ، برای سازماندهی سراسری درس بگیرد، خامسا" : دوستان و رفقای مروج در کنار آموزش علوم اجتماعی و علم رهایی طبقه کارگر باید اسناد تاریخی و مبارزات گذشته و تجربیات مبارزات طبقه کارگر و اسناد تاریخی اقتصادی ، اجتماعی  و سیاسی ایران را به طبقه کارگر منتقل نمایند ، و با استفاده از اصول یاد شده باید با حرکت های فرقه گرایانه ، اکونومیستی ، سوسیال دمکراتیک ، پوپولیستی ، انحلال طلبانه  به شدت مبارزه کنند ، که به قول لنین ، مبارزه با سرمایه داری بدون مبارزه با اپورتونیست غیر ممکن است.
دوستان و رفقای دانشجو :
سرمایه داری جهانی با ورود به مرحله سوم بحران ساختاری بشریت را در شرایط بربریت قرار داده است ، در این راستا سازماندهی طبقه 14 میلیونی کارگران ایرن با 50 میلیون خانوارشان بعنوان گردانی از ارتش دو و نیم میلیاردی کارگران جهان که بعنوان نیروی اصلی تولید جهان و نیروی اصلی تغییر و انقلاب و سازنده جهان سوسیالیزم است، سازماندهی آن امری حیاتی برای خروج از بحران رهبری و بحران هویت می باشد، بدون پیوند زنده و پویا و انقلابی با این طبقه و ایجاد ارتش انقلابی و سازماندهی مبارزه طبقاتی و رهایی از ستم و بهره کشی سرمایه داری راه به جایی نخواهیم برد،
پس با تمام نیرو :

پیش بسوی پیوند آگاهی سوسیالیستی با جنبش مبارزاتی کارگران
زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم
15/9/1393