گفتگو با جهانگیر محمود ویسی

تشکل سراسری کارگران, ضرورتی عینی یا اقدامی زودرس!

گفتگوهای گزارشگران با فعالین کارگری

 

پنجشنبه 18 دسامبر 2014 - برابر با 27 آذر 1393گزارشگران: ,هوا بس ناجوانمردانه, برای کارگران و زحمتکشان کشورمان سرد است,. سرمایه و سرمایه دار همچنان که تا کنون بر سفره حقیر آنان میتازند و آن سفره تهی تر از هر زمان دیگر است. بر طبق امار و گزارشات منتشر شده اکثریت کارگران ایران زیر خط فقر چند برابری بسر میبرند و اهرم های دفاعی آنان که همانا تشکل و همبستگی است کفاف مقابله با دوران خاکستری کنونی را نمیدهد. از عدالت و برابری خبری نیست و هر آنچه هست از بیداد اجتماعی و ستم سرمایه بر تولیدکنندگان سرمایه و سپاه رنج و زحمت سخن میگوید. چگونگی مبارزه برای دستیابی به حق و نان و برون رفت از شرایط تحمل ناپذیر کنونی دغدغه فکری کارگران و پیشروان آنهاست. شکی نیست که ,چاره رنجبران وحدت و تشکیلات, است. شکی نیست که همبستگی همواره راهگشای معماهائ سیاسی و اجتماعی است که ظاهرا لاعلاج مینمایند. این سوال اما که آیا زمان مناسب برای اقدام عملی و ایجاد تشکل سراسری کارگران فرا رسیده است همچنان پابرجاست. ایجاد تشکل سراسری کارگران امروز همان گره ذهنی فعالین کارگری است که این گفتگوها تلاش دارد در حد توان سایه روشن های آنرا شفافیت دهد و چرائی اختلافات نظری در میان این طیف آگاه و دلسوز را دریابد. امید که برآمد این گفتگو ها, سازنده و مفید برای کارگران کشورمان واقع شود.

 

با جهانگیر محمود ویسی چهره آشنای جنبش کارگری گفتگو میکنیم

 

گزارشگران:

جهانگیر محمود ویسی گرامی ممنون از شما که درخواست ما برای این گفتگو را پذیرفتید.

 

جهانگیر محمود ویسی:

من هم به سهم خود از تلاش های شما برای رسیدن به پاسخ هایی که بتواند به طبقه کارگر یاری برساند قدر دانی می کنم.

گزارشگران:

بطور کلی جنبش کارگری ایران بلحاظ تشکل یابی در چه موقعیتی است؟ و ارزیابی شما از نقش نهادهائی که به متشکل شدن کارگران در محیط های کاری شان یاری میرسانند, چیست؟

 

جهانگیر محمود ویسی: متاسفانه در شرایط موجود، طبقه کارگرایران از تشکل های موثر و قدرتمندی که بتوانند پشتوانه ای برای این طبقه جهت اعمال فشار بر سرمایه و تحمیل خواست ها و مطالبات خود باشد کم تر یا نیستند و یا اگر هستند فضای محدودی برای اظهار وجود دارند. آنهایی هم که ایجادشده بودند مورد هجوم سرمایه داری قرار گرفته و روند پیشروی آنها یا کند شده و یا به طور کلی از میان رفته است و سرکوب شده اند. نهادهایی هم که برای برآورده شدن منافع طبقاتی کارگران و کسب خواست های این طبقه در مراکز کار و تولید تلاش و مبارزه می کنند، اگر نگوییم که به طور فاقد ارتباط ارگانیک با یکدیگرند، باید بگوییم که کم تر در ارتباط با هم هستند و بیش تر به صورت فردی و بدون ارتباط با دیگر تشکل ها و نهادهای موجود کارگری امر مبارزه طبقاتی را به پیش می برند و اهداف خود را دنبال می کنند.

گزارشگران:

اخیرا سه نشست بین عده ای از فعالین کارگری از یک طرف و کانون مدافعان حقوق کارگر از طرف دیگر، برگزار شده است. این نشست ها قرار است به ایجاد تشکل سراسری کارگران بیانجامد. نظر شما درباره این نشست ها و اهداف غایی آن چیست؟

جهانگیر محمود ویسی:

متاسفانه این نشست ها علاوه بر اینکه از بالای سر کارگران و بدونه حضور نمایندگان واقعی این طبقه برگزار می شوند، بلکه حتی بدون حضور فعالین موثر جنبش کارگری با افق طبقاتی کارگران دنبال می گردند وعملا نیز تعدادی نیز حتی در درون تشکل های خود کارشکنی می کنند و در درون آن تشکل ها نیز جمع گریز و تفرقه افکن بوده اند. آنن ها اکنون چگونه می توانند ادعای ایجاد تشکل سراسری کارگری را داشته باشند.به قول معروف، سنگ بزرگ علامت نزدن است.این حرکت با این شیوه و روش کار مطمئنن نمی تواند موجب تشکل سراسری کارگران باشد. و هم اکنون نیز دارند با این شیوه برخورد و ترکیب بندیشان، به جای اتحاد میان فعالان کارگری، تعدادی از این فعالین را به سوی جریانات راست و زرد حامی سرمایه داران می رانند.

 

گزارشگران:

اگر اشتباه نکنم یکی از دلائل ضرورت ایجاد تشکل سراسری کارگران ارتقاء سطح مبارزات و مطالبات کارگری اعلام شده است. به تعبیری میتوان گفت که خواستهای عمومی کارگران در شرایط کنونی, نشانی از بلوغ جنبش کارگری کشورمان است در مقایسه با سالهای پیشین که هنوز در این اندازه ها تشکل کارگری در کارخانه ها موجود نبوده است. آیا بر این تحلیل صحه میگذارید؟ اگر نه ارزیابی شما از موقعیت کارگری چیست؟

 

جهانگیر محمود ویسی:

امروزه کارگران تا حدودی به منافع خود و نیازهایشان آگاه هستند.اما سرمایه داران اجازه متشکل شدنشان را نداده و نمی دهند. و در واقع این حق از کارگران با زور و سرکوب سلب شده است. بر همه ما آشکار است که طبقه کارگر ایران به حکم سرکوب، تا کنون نتوانسته تشکلهای کارگری خود را داشته باشد. آن تعدادی هم که تا کنون ایجاد شده اند در مقابل چشمان ما سرکوب شده و کم رمق می شوند.مثل شرکت واحد،هفت تپه وغیره. در شرایط موجود اعتراضات کارگری به شکلهای مختلف در بسیاری از مراکز کارگری وجود دارند، اما به عنوان تشکل علنی و قدرتمند کم تر توانسته اند اعمال قدرت نموده و به کار و فعالیت های مبارزاتی خود ادامه دهند. چرا که در شرایط فعلی، توازن قوای موجود و در این رابطه فشار و سرکوب سرمایه از یک سو و اوضاع نابسامان اقتصادی و ترس از بیکاری و اخراج این شرایط را به طبقه کارگر تحمیل کرده است. لذا واقعیت به گونه ای نیست که به عنوان مثال کانون دفاع از حقوق کارگر و غیره ها بتوانند به شکلی که ادعا کرده اند تشکل سراسری از بالای سر کارگران تشکیل دهند. این امر مکانیکی هم اگر صورت بپذیرد که قطعا با توجه به ترکیب آنها اصلا صورت نخواهد پذیرفت، به نوعی دهن کجی به واقعیتهای دیالکتیکی است.این امر ِ خود طبقه و همگامی روشنفکران طبقه و فعالین آنها از پایین و در درون خود طبقه،همسو با همدیگر می تواند روند تشکل یابی را تسریع کند.

 

گزارشگران:

نقش و ارتباط تشکلهای بخشهای دیگر همانند زنان و معلمان, پرستاران و دانشجویان با تشکل های کارگری و فعالین آنها چگونه است؟

 

جهانگیر محمود ویسی:

در گذشته ارتباطاتی هر بیش تری میان تشکل های کارگران و فعالین کارگری با سایر بخش ها، از جمله زنان، معلمان، پرستاران و دانشجویان صورت می گرفت . اما بعد از سرکوب کارگران و فعالین کارگری این روند کند شده است. در اوضاع و احوال کنونی تشدید اوضاع اقتصادی جامعه و وضعیت وخامت بار معیشتی و طبقاتی این مجموعه، بخش های وسیعی از آنها را به صف طبقه کارگر رانده است. درد مشترک، بی شک افق مشترک و رهایی از استثمار را نیز طلب می کند.

گزارشگران:

منتقدان ایحاد تشکل سراسری کارگران در این مقطع زمانی, نوشته اند که همه نیروهای فعال و دلسوز کارگری برای ایجاد تشکل سراسری دعوت نشده اند و این نشست ها بخشی از فعالین کارگری را دربر داشته است که اغلب نیز چپ نیستند و بهمین دلیل اصالت این تلاش و آن نشست ها را مورد سوال قرار میدهند. کدام نهادها در این مباحثات حاضر نبوده اند و چرا؟

 

جهانگیر محمود ویسی:

شکی در آن نیست که تشکلهای موجود و فعال و همچنین فعالین کارگری موثر کنونی و کارگران در بخش های مختلف در این جمع حضور نداشته اند،زیرا به شکل پروژه ای به این مسئله نگاه شده ،تا عنصر طبقاتی،از جمله کمیته هماهنگی و سایر تشکلهایی همچون شرکت واحد،هفت تپه و....که از پر سابقه ترین فعالین کارگری و کارگران در آن موجود بوده اند به آن جمع دعوت نشده و اصلاً به آن ها خبر داده نشده است. دلیل آن را می توان به آسانی فهمید زیرا همچنان که در بالا اشاره نمودم به این تشکل به صورت فورمالیته و پروژه ای نگریسته می شود تا طبقاتی و کارگری.

گزارشکران:

بر طبق آمار و گزارشات تشکل یابی کارگران شتاب بیشتری گرفته است و میرود تا پتانسیلی مبارزاتی و قویتر از خود بنمایش بگذارد. آیا بر این اساس میتوان گفت که شرایط برای ایجاد تشکل سراسری مهیاست؟ اگر نه فقدان کدام عوامل را می بینید ؟

 

جهانگیر محمود ویسی: راستش را بخواهید،آمار چندانی در دست نداریم که مبنای پیشروی تشکل های واقعی کارگران ارزیابی کنیم. با این وضعیت وخامت باری که طبقه کارگر دارد،متاسفانه پیشروی ای که به تغییرات چشم گیر و قابل توجه ای در وضعیت طبقه کارگر منجر شود،در وضعیت بسیار ضعیفی قرار دارد. دلیل آن هم روشن است،فضای دمکراتیکی وجود ندارد تا طبقه کارگر بتواند از خود دفاع کند. تشکل های واقعی کارگری نیز در این شرایط مورد هجوم سرمایه داری قرار گرفته و می گیرند.

 

 

گزارشگران:

در شرایط کنونی میتوان گفت که هر تحول سیاسی و اجتماعی در داخل کشور و حتی منطقه, جابجائی های سیاسی, لشکرکشی ها و... بی تاثیر بر جنبش کارگری کشورمان نیست. آمادگی و مهیا شدن کارگران برای مقابله با شرایط اضطراری میتواند بصورت یک ضرورت عاجل خود را نشان دهد. چنانچه ایجاد تشکل سراسری یکی از اقدامات ضروری و عاجل نیست, آلترناتیوهای پیشنهادی شما کدامند؟

 

 

جهانگیر محمود ویسی:

بی گمان در شرایط خاصی و درمنطقه ی خاصی قرار داریم که جنگ وکشتار درعراق وافغانستان و به هم خوردن اوضاع منطقه ای و تحریم های جهانی و . . . تاثیرات مخرب خود را قبل از هر چیز به زندگی کارگران وارد می نماید. در این رابطه تشکل سراسری کارگری یکی از اساسی ترین خواسته ما می باشد،اما این خواسته خارج از حوضه کارگری و بدون حضور بخش زیادی از فعالین و پیشروان کارگری و تشکل های موجود به یک رؤیا بیش تر شباهت دارد تا به واقعیت.همه چیز دست ما نیست. توازن قوا را بایستی تغییر داد. اما این تغییر با درک عینی و علمی و با موج میلیونی کارگران امکان پذیر است و این یک حرکت اجتماعی را طلب می کند. با قهر کردن چند فعال از یک تشکل و پیدا نمودن یاران دیگر برای تشکل سازی ضعیف تر و متفرق تر و تغییر اسم وآرم و نشانی تازه،تشکل سراسری کارگران ایجاد نمی شود. بیش از هر چیز ما نیاز به باز تعریف اساسی و علمی خود و دیگران ، درک موقعیت و پتانسیل موجود و توازن قوا و همچنین داشتن افق واقعی برای طبقه، در درون این طبقه داریم. در برابر ما نیرویی ایستاده است که همه ابزارهای سرمایه داری و تجربه جهانی و تاریخی را نیز در دست دارد. به آسانی نمی شود تئوری بافت و فورا آن را عملی ساخت.هر چند عبور از این شرایط مشکل باشد،اما همچنان که در وضعیت های متفاوت انجام داده ایم، راه حلش نه این شیوه و نه این بافت و نه این ترکیب، برای ایجاد تشکل سراسری، بلکه شیوه و بافت و ترکیب دیگری است. زیرا هم سایر فعالین کارگری و هم کارگران عملکرد و سیاست این عده را دیده و توان آنها را در جا ها و موارد متعدد محک زده اند.برای تشکل سراسری ظرف بزرگتر، با انرژی تر و با گذشت تر، همراه با دیدگاه طبقاتی و کارگری و مشارکت و موجودیت خود طبقه امکان پذیر است. با خواست و رؤیای و آرزوی من نیست که تشکل کارگری ساخته می شود، بلکه این امر مشارکت سراسری و عمومی کارگران را طلب می کند. تجربه هم همین را به ما می گوید. ده ها حزب و گروه خارج از حوضه کار و زیست کارگران،برای امر رهایی کارگران اقدام نمودند،اما بسیاری از آن ها نه تنها کاری از پیش نبردند، بلکه خود بار سنگینی شدند بر شانه های کارگران.

 

گزارشگران:

در مطلبی که امضای شما نیز پای آن قرار دارد, آمده است که برای ایجاد یک تشکل سراسری واقعی میبایست عوامل و شرایط لازم را فراهم و مهیا کرد. این شرایط و پارامترهای ضرور کدامند؟

 

 

جهانگیر محمود ویسی:

مهمترین آن ها موجودیت و ارتباط تنگاتنگ و دائمی در درون طبقه کارگر،داشتن افق طبقاتی و علم رهایی آن و اتکا و خودباوری به نیروی اراده و قدرت این طبقه، در پروسه ای زنده و پویا و عینی، در مسیر پیشروی را کارگران است.

گزارشگران:

پیشنهاد و پیام شما به کارگران, تشکلهایشان و سایر فعالین کارگری داخل و خارج کشور چیست؟

 

جهانگیر محمود ویسی:

برای پیروزی طبقه کارگر و منافع آن نیاز به اتحاد و همبستگی طبقاتی و تئوری علمی و سازنده و پویا و همگام با آن عملکرد سالم و صادقانه و گذشت از خود، در کنار نگاه به منافع عمومی و تلاش های انسانی، برای وحدت و همگامی بیشتر و دلسوزانه و دست کشیدن از بت وارگی های کنونی نظام سرمایه داریست. اگر کسانی واقعا معتقد به رهایی طبقه کارگر از استثمار و برده گی کنونی است، در درجه اول باید بداند که قادر نیست به تنهایی به حل مشکلات و معضلات طبقه کارگر فائق شود و آن مشکلات را حل و فصل نماید. ما باید بدانیم که به هیچ وجه نمی توانیم معضلات این دوره را به تنهایی و با اتکا به چند نفر رفع کنیم. اینها دیگر امروزه جزء بدیهیات امر مبارزه طبقاتی است. بایستی از کیش شخصیت و دفاع بی مورد از حزب و گروه دست کشیده، به آرمان بزرگتر و اجتماعی تر طبقاتی بیاندیشیم. و خود را در این عرصه هویت بخشیم.

 

گزارشکران:

از کارگران دربند چه خبر؟

 

 

جهانگیر محمود ویسی:

با این چند سطر نمی توان وضعیت آنها را آنچنان که شایسته آن هاست،بیان نمود و اسامی همه آن ها را ردیف کرد. فقط می توانم بگویم که برای کسانی که از منافع شخصی و زندگی روزمره خود و خانواده خود محروم گشته اند و رنج و درد زندان را در این شرایط به دوش می کشند و در عین حال زندان نیز نتوانسته خواست و اراده آنان را درهم شکسته و سرکوب نماید جای احترام و تقدیراست.

 

گزارشگران:

 

سپاس که با همه مشکلات در این گفتگو شرکت کردید.

 

www.gozareshgar.com

gozareshgar1001@yahoo.de