گفتگو با محمد عبدی پور

 

تشکل سراسری کارگران، ضرورتی عینی یا اقدامی زودرس!

گفتگوهای گزارشگران با فعالین کارگری

 

گزارشگران: هوا بس ناجوانمردانه, برای کارگران و زحمتکشان کشورمان سرد است,. سرمایه و سرمایه دار همچنان که تا کنون بر سفره حقیر آنان میتازند و آن سفره تهی تر از هر زمان دیگر است. بر طبق امار و گزارشات منتشر شده اکثریت کارگران ایران زیر خط فقر چند برابری بسر میبرند و اهرم های دفاعی آنان که همانا تشکل و همبستگی است کفاف مقابله با دوران خاکستری کنونی را نمیدهد. از عدالت و برابری خبری نیست و هر آنچه هست از بیداد اجتماعی و ستم سرمایه بر تولیدکنندگان سرمایه و سپاه رنج و زحمت سخن میگوید. چگونگی مبارزه برای دستیابی به حق و نان و برون رفت از شرایط تحمل ناپذیر کنونی دغدغه فکری کارگران و پیشروان آنهاست. شکی نیست که ,چاره رنجبران وحدت و تشکیلات, است. شکی نیست که همبستگی همواره راهگشای معماهائ سیاسی و اجتماعی است که ظاهرا لاعلاج مینمایند. این سوال اما که آیا زمان مناسب برای اقدام عملی و ایجاد تشکل سراسری کارگران فرا رسیده است همچنان پابرجاست. ایجاد تشکل سراسری کارگران امروز همان گره ذهنی فعالین کارگری است که این گفتگوها تلاش دارد در حد توان سایه روشن های آنرا شفافیت دهد و چرائی اختلافات نظری در میان این طیف آگاه و دلسوز را دریابد. امید که برآمد این گفتگو ها, سازنده و مفید برای کارگران کشورمان واقع شود.

 

گزارشگران: محمد عبدی پور چهره ای شناخته شده از فعالین کارگری سقز است و بدلیل فعالیت های کارگری اش دستگیر شده و تحت فشار و تعقیب امنیتی قرار داشته است که یکی از این دشواری ها را بزبان خودش در اینجا خواهید دید. با او گفتگو می کنیم.

 

 

گزارشگران:

روشن است افرادی که در کشورمان برای حقوق محرومان و پابرهنگان تلاش می کنند در واقع خطر می کنند و رنج مشکلات و مصائب بسیاری را بجان می خرند. تحت تعقیب امنیتی قرار می گیرند, بزندان می افتند, تهدید می شوند و در بسیاری از موارد از محل کار خود اخراج می شوند و... محمد گرامی لطفا از موانع ودشواری های فعالیت های کارگری در ایران برایمان بگوئید.

 

 

محمد عبدی پور:

ضمن عرض سلام واحترام به شما وخواننده گان ارجمند. یک مانع بسیار مهم در برابر پیشروی جنبش کارگری در ایران نبود اتحاد و تشکل سراسری واقعی کارگری است که خود ناشی از دلایل عدیده ای می باشد، از جمله کمبود ارتباط زنده بین فعالین وبدنه ی طبقه، بدلیل فضای امنیتی و بگیر و ببند موجود، نبود امنیت شغلی که با نتایج بحران اقتصادی بشدت تمام بر زندگی خانواده های کارگری سنگینی می کند. در ضمن بعضی از حرکات انحرافی بی ربط به طبقه ی کارگر موجب پراکندگی و تشتت در تشکلهای موجود شده و دشواری های هر چه بیشتری برای فعالیتهای کارگری ایجاد می کند. به نظر من کسانی هم که با روپوشانی موانع واقعی پیشروی جنبش و تشکل یابی کارگری دم از تشکل سراسری می زنند و اهداف واقعی دیگری را دنبال می کنند، چه بخواهند و چه نخواهند جزو موانع قرار می گیرند.

گزارشگران:

بر طبق آمار و گزارشات تشکل یابی کارگران و همچنین مبارزه برای حقوق شان گسترش و شتاب بیشتری گرفته است و میرود تا پتانسیلی مبارزاتی و قویتر از خود بنمایش بگذارد. آیا این نظریه را تائید می کنید و چرا؟

 

محمد عبدی پور:

اگر منظورتان از گسترش تشکل یابی همان پروژه "تشکل سراسری" کانون مدافعان و دوستانشان است باید بگویم این ربطی به حرکت واقعی جنبش کارگری ندارد و هیچ مانعی را از سر راه آن برنخواهد داشت که هیچ، بر تشتت موجود هم اضافه می کند.

ما تا کنون تشکل هایی از فعالین کارگری داشته ایم، مانند کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، کمیته پیگیری ... در رابطه با تشکل های کارگری هم باید گفت که بعد از ایجاد سندیکای نیشکر هفت تپه و شرکت واحد تشکل واقعی تازه ای ایجاد نشده است. تلاش هایی شده ولی متاسفانه با موفقیت روبرو نبوده اند.

دررابطه با مبارزات کارگری برای کسب حقوق نیز باید به عرض برسانم که می شود گفت در کل اعتراضات و اعتصاب های کارگری جهت رو به رشدی دارند. از اعتراض به زندانی شدن کارگران مبارز و تلاش برای آزادی شان تا مبارزه برای نان. در مورد مبارزه برای حقوق رفاهی و اقتصادی باید بگویم اگر چه بیشتر این مبارزات درحد گرفتن حقوق معوقه ازکارفرمایان می باشند، اما خواست افزایش دستمزد هم در بعضی از حرکات اعتراضی و اعتصاب ها به میدان آمده است که در ادامه خود می تواند به جنبش کارگری قدرت بیشتری بدهد.

این شرایط باعث می شود که با وجود موانعی که در جواب به سوال اول گفتم، فعالین کارگری بتوانند با بدنه طبقه کارگر ارتباط محکم تری ایجاد کرده و کارگران را برای تشکل یابی یاری بنمایند، نه اینکه چند نفری در خلوت چند نشست برای کل طبقه ی کارگر به اصطلاح تشکل سراسری درست بکنند.

 

گزارشگران:

نقش نهادهای ضد کارگری که از درون در پوشش "دفاع از منافع کارگران" ولی در عمل در چارچوب منافع سرمایه داران عمل میکنند و وابسته به آنها می باشند، چیست و چه تاثیری در مبارزات جنبش کارگری دارد؟

 

محمد عبدی پور:

معلوم است که نهاد ها و نقشه های ضد کارگری برای راه پیدا کردن به جنبش کارگری تلاش می کنند. به عنوان مثال از داخل و از سوی حاکمیت سرمایه داری ایجاد نوعی تشکل صنفی به ظاهر مستقل و به موازات خانه کارگر و شوراهای اسلامی می تواند در دستور باشد تا کارکرد سرمایه داری در ایران را به شکل باثبات تری تامین بنماید. از خارج هم نهادهای ضد کارگری مشابه سولیداریتی سنتر را همه کسانی که جنبش کارگری ایران را تعقیب کرده اند می شناسند، و از انواع تلاش های آنها برای به بیراهه کشاندن این جنبش اطلاع دارند.

همانطور که عرض کردم به دلیل مشکلاتی که جنبش کارگری هم اکنون با آن درگیر است نهادهای ضد کارگری دربین فعالین وبدنه طبقه کارگر مشغول تفرقه اندازی هستند. اینها در راه فعالین کارگری که واقعا می خواهند برای اتحاد عمل بین تشکلهای موجود و کارگران فعالیت بنمایند سنگ اندازی میکنند و گاهی هم فعالین کارگری را اجبارا درگیر مسایل حاشیه ای می نمایند.

البته من قبول دارم که یکی از وظایف کارگران پیشرو مبارزه با انحرافات است. در جریان مبارزه طبقاتی با انحرافات زیادی روبرو می شویم که در ظاهر اهداف طبقاتی ما را دنبال می کنند، ولی این انحرافات بطور واقعی به شکل حرفهای دهن پرکن که ربطی به مبارزه ما ندارند و تنها به دنبال منافع دیگری هستند در برابر پیشروی جنبش کارگری اشکال ایجاد می نمایند و می توانند در جهت نقشه های ضد کارگری که در بالا گفته شد قرار بگیرند.

گزارشگران:

اخیرا سه نشست بین عده ای از فعالین کارگری از یک طرف و کانون مدافعان حقوق کارگر از طرف دیگر ، برگزار شده است. این نشست قرار است به ایجاد تشکل سراسری کارگری و یا نیز تشکل سراسری فعالین کارگری بینجامد، نظر شما درباره این نشست ها چیست؟

 

محمد عبدی پور:

به نظر من این نشست ها درپشت درهای بسته صورت گرفته وهیچ ربطی به بدنه کارگری و یا به اکثر فعالین کارگری نداشته و ندارد. خواست این جمع به همان دلیلی که در جواب سوال اول گفتم آنطور که ادعا می شود و در بیانیه ما هم "اتحاد برای ایجاد یک تشکل سراسری یا برای تشتت یک تشکل 6 آذر 1393 " توضیح داده شده، در جهت منافع طبقاتی کارگران نیست.

همه فعالین کارگری قبول دارند که تشکل سراسری برای کسب خواست ها ومطالبات طبقه ی کارگر لازم است. تشکل سراسری کارگری دستاورد مبارزات کارگران در محیط های کار و زندگی است که ایجاد آن از راه شرکت فعال در مبارزات و اعتراضاتی که در محل کار و در بخش ها و در نقاط مختلف جریان دارد، و از راه به هم پیوند دادن این مبارزات ممکن است. پروژه "تشکل سراسری" آقای ثقفی و هم پیمانانش نه فقط یک چنین تشکل سراسری کارگری نمی تواند باشد ، بلکه حتی تشکل سراسری فعالین تشکل های کمکی کارگری هم نیست. بواقع این پروژه ای نیست که حتی خدمتی به همکاری تشکل های موجود و هماهنگی فعالیت های آنها بنماید.

آن جمعی که با دور زدن عمده تشکل های موجود و فعالین کارگری و با روش های تفرقه اندازانه تشکیل شود می تواند هر پروژه ای باشد جز تشکل سراسری از هر نوع آن. با دقت در سیر نشست های "تشکل سراسری" و تجربه واقعی که از کارکرد بانیان آن داریم می شود تشخیص داد که این پروژه تنها خواب و خیال و توهم هم نیست، بلکه اهداف دیگری دارد که از ایجاد تشتت در میان فعالین و تشکل های موجود و تضعیف طیف چپ آن عبور می کند.

افرادی که در این نشستها حضور داشته اند خود هرکدام عضوی از یکی از تشکلهای کمکی موجود هستند. برخی حتی در صنف خود هم تلاشی برای سازمان یابی کارگران نمی نمایند. و یا با تشکل اصلی خود مشکل دارند، و به تشکلی رو آورده اند که وضعش در جنبش کارگری و مخالفتش با جناح چپ آن بر همه روشن است. به همین دلیل ادعای ایجاد تشکل سراسری از طرف کسانی که تا به امروز سه نشست دربست و انحصاری داشته اند تنها سر و صدائی است که اهداف دیگری را دنبال می کند.

 

گزارشگران:

آیا برای تشکیل این جلسات با شما و کمیته شما نیز تماسی برقرار شد؟

 

محمد عبدی پور:

همانطور که پیشتر گفتم خیر. نه ما ونه کمیته اصلا اطلاع نداشتیم. نشست اول درتعطیلات نوروزی بوده است و برای نشست های دوم و سوم هم در هیچ کجا اطلاع رسانی نشده بود، ولی اکنون بطور ناگهانی برگزار کنندگان آن نشست ها می گویند که مورد تعرض پلیس قرارگرفته اند و از آنان تعهد گرفته شده است که دیگر در سقز جمع نشوند. سوال من از ایشان این است که چرا حالا که مورد نقد قرار گرفته اند، چنین می گویند و تا بحال هیچ گونه اطلاع رسانی درمورد احضار خود و تعهد دادن ننموده بودند، و حالا تنها در جواب به این نقد ها است که دلایل امنیتی را مطرح می کنند!

به هر صورت دعوت شدگان چند نفر از کمیته ی هماهنگی بوده اند که تعدادشان به انگشتان دست هم نمی رسد، خود کانون مدافعان تا جایی که ما خبر داریم همین تعداد بوده اند. در پرس و جویی که از تشکلهای دیگر داشته ایم آنها هم اظهار کرده اند اعضایشان در هیچ یک ازنشستها حضور نداشته اند، و تا امروز که من باشما مصاحبه می کنم با وجود این که آقای ثقفی و شرکا ادعا می کنند همه می بایست به شکل علنی و با نام واقعی خود در مسائل کارگری دخالت کنند، هنوز اعضای این نشست ها علنی نشده اند.

 

 

گزارشگران:

کانون مدافعان در مطلبی که از سوی آقای ثقفی منتشر شده است اعتقاد بر ارتقاء سطح مبارزات کارگران دارد بعنوان یکی از دلائل موجود برای ایجاد تشکل سراسری. بنظر شما سطح مطالبات کارگران ایران کدام است؟

 

محمد عبدی پور:

من نظرم را در مورد سطح مبارزات کارگری در جواب به سوالات دیگر گفتم. اعتراضات و اعتصابات پراکنده کارگری تقریبا در همه جا هست. شرایط مشخص است که موضوع و مطالبات این اعتراضات را تعیین می کند. اگر عمده مطالبات اعتراضات جاری حول پرداخت دستمزدهای معوقه است به خاطر این اوضاعی است که حرص بی شرمانه و سودجوئی و استثمار وحشیانه سرمایه داری به کارگران در ایران تحمیل می کند. در این بحران و اوضاع فلاکت بار اقتصادی خواست های مربوط به اضافه دستمزد هم این جا و آن جا وجود دارند. همچنین در این شرایط امنیتی که جنبش کارگری را محاصره کرده خواست آزادی کارگران زندانی هم معلوم است که در سرلوحه مطالبات کارگری قرار می گیرد.

همه ما می دانیم که مساله مهم در حال حاضر کمک به اتحاد مبارزات جاری کارگری است که وخامت اوضاع اقتصادی و امنیتی آن را دو چندان کرده است. آقای ثقفی هم در همان تهرانی که در آن زندگی می کند هرروز شاهد دهها اخراج ، تجمع جلو کارخانه ها برای حقوق معوقه و موارد دیگر هستند. حال سوال من این است که آقای ثقفی که می خواهد با ایجاد "تشکل سراسری" ازبالای سر کارگران در نقش منجی طبقه کارگر ظاهر شده و ادعای برداشتن موانع پیشروی جنبش کارگری را می کند، تا بحال درجلو کدام کارخانه یا کارگاه صدای اعتراضش را با کارگران یکی کرده است که اکنون قیم طبقه شده و برای آن تعیین تکلیف می کند.

 

گزارشگران:

شما معتقدید که: (وظیفه هر نیروی آگاه به منافع طبقاتی کارگری میدانیم که با بحث و تحلیل واقعی از شرایط موجودو تنها با اتکابه حقیقت جوئی جنبش کارگری ایران را برای دستیابی به وحدت مورد نیاز یاری دهد ) تحلیل واقعی از شرایط موجود چیست و چرا ایجاد تشکل سراسری کارگران را در تناسب با این موقعیت نمیدانید؟

 

محمد عبدی پور:

بطور کلی و بنا به همه تجارب تاکنونی فراخوان به ایجاد هر تشکلی بدون این که ملزومات آن فراهم شده باشد جز شکست سرانجامی ندارد. چنین تشکلی که از بالای سر کارگران ایجاد شود بفرض اگر خاصیتی هم داشته باشد از همان آغاز یا درکوتاه مدت آن را از دست می دهد و غیر از اسمی از آن باقی نخواهد ماند، حال چه برسد به تشکلی وابسته به سلیقه دو سه نفر و مرکب از عده مشخصی که - با توجه به تجاربی که از عملکرد آنها در دست است - می شود گفت در جهت تسویه حسابهای شخصی و غیر شخصی و در مقابل تشکل های موجود قرار است ظهور کند! بارها گفته ایم که یک تشکل سراسری از دل مبارزات واقعی وعینی که در محیط های کار و در بخش های مختلف اقتصادی جریان دارد بیرون می آید، و از به هم پیوستن تشکل هایی که با این مبارزات یکی شده اند رشد می کند. به همین دلیل درهای آن بروی همه کارگران که منافع مشترک طبقاتی دارند باز است. هیچ تشکل کارگری چه سراسری و چه غیر سراسری - بر مبنای خط کشی های دلبخواهی درست نمی شود، و همه فعالین دلسوز کارگری و دخیل در مبارزات جاری درآن نقش ایفا می کنند. فعالین کارگری که فی الحال در تشکل های موجود برای حمایت از مبارزات کارگران جمع شده اند وظیفه دارند که به ایجاد چنین تشکل هایی کمک کنند. همچنین آنها می توانند هر ظرفی که باعث نزدیکی فعالیت ها و اتحاد عمل تشکل هایشان بشود و دسترسی به هدف مشترکشان را ممکن کند ، ایجاد بنمایند. با قاطعیت می توانم بگویم که هیچ یک از این اصول پایه ای به هیچ وجه از مشخصات نشست های تاکنونی برای "تشکل سراسری" نبوده است.

به نظر من همه دلسوزان جنبش کارگری چه در داخل و چه در خارج می بایست با توجه به شرایط مشخص و متناسب با واقعیت به مسئله نگریسته و موضع گیری هایشان بر حسب آرزوهای شخصی شان نباشد، نباید اجازه دهیم توهم به این و آن فعال کارگری باعث ندیده گرفتن و بازگو نکردن حقیقت شود. تنها سلاح طبقه کارگر حقیقت است که هیچ دشمنی قادر به تصاحب آن نیست و ما تنها با توسل به حقیقت می توانیم به جنگ انحرافاتی که باز دارنده پیشروی جنبش کارگری هستند برویم. هر جا که حقیقت بازگو نمی شود یا پشت کلی بافی پنهان می ماند، همانجا انحراف نهفته است و من به عنوان یک فعال کارگری وظیفه خود می دانم بدون هیچ رودربایستی و محافظه کاری و کاملا روشن تمام حقیقت را بازگو بکنم.

نکته دیگری هم باید در جهت روشن تر شدن بعضی مسائل موجود اضافه کنم. اخیرا دیدیم که اطلاعیه ای در مورد تشکل سراسری "نکاتی پیرامون وقایع اخیر در ارتباط با تشکل سراسری 18 آذر 1393 " اول به امضای اقای مهدی کوهستانی در چند سایت منتشر شد و بعد امضای همان اطلاعیه اصلاح شد و به نام کانون مدافعان حقوق کارگر تغییر کرد، که این خود رسما نشان دهنده درجه نزدیکی کانون مدافعان، و آقای کوهستانی است. این را هم می دانیم که سابقه تلاش های نهادهای ضد کارگری به شکل مشخصی به نهاد سولیداریتی سنتر برمی گردد و همه کسانی که تحولات جنبش کارگری ایران را تعقیب می کنند با آن آشنا هستند. همه هم می دانند که این نهاد تنها روی کاغذ وجود ندارد بلکه فعالیت های معینی را در هر کشوری دنبال می کند و با افراد مشخصی هم تداعی می شود. در ایران سولیداریتی سنتر چند سال است که با نام آقای مهدی کوهستانی و تلاش هایی که مشخصا در رابطه با سندیکاهای واحد و هفت تپه انجام گرفته مشخص می شود. تا بحال افشاگری های کافی در این مورد صورت گرفته است. این اطلاعیه و ماجرای امضای آن بار دیگر نشان داد که کانون مدافعان و اقایان ثقفی و کوهستانی مثل تن واحدی عمل می کنند. در این شرایط دیگر در برابر سولیداریتی سنتر نمی شود و نباید به افشاگری اکتفا کرد. نمی شود علیه سولیداریتی شعار داد ولی با کسانی که به کانال های سولیداریتی مربوطند برای ایجاد "تشکل سراسری" وارد همکاری شد. هر نوع موضع گیری در برابر سولیداریتی سنتر اگر بخواهد جدی گرفته شود باید به عوامل و همکاران آن در ایران هم بپردازد، بر رابطه تنگاتنگ کانون مدافعان و آقای کوهستانی انگشت بگذارد، و مبارزه عملی علیه این نهاد و همکاران محلی آن را به شکل واقعی دنبال کند. تنها به این ترتیب است که می توان خطاهای گذشته را جبران کرد.

 

گزارشگران:

پیشنهاد وپیام شما به فعالین کارگری و نهادهای حامی مبارزات کارگران در ایران در داخل و خارج از کشور چیست؟

 

محمد عبدی پور:

پیشنهاد من به عنوان فعال کارگری از فعالین و حامیان جنبش کارگری درداخل وخارج این است که فریب حرف های دهن پرکن اما بی ربط به شرایط واقعی مبارزه کارگری را نخورند، با هوشیاری و شفافیت و ذهن حقیقت جو و زبان حقیقت گو درجهت اتحاد بین فعالین و بدنه طبقه کارگر فعالانه قدم بردارند. مبارزه طبقانی بدون همکاری فعالین کارگری در داخل و خارج به ثمر نخواهد رسید ، ما لازم و ملزوم همدیگر هستیم. پیام مشخص من به همه فعالین کارگری هر کجا که هستند این است که با اتکا به اصول مورد قبول جنبش کارگری ما را یاری نمایند.

 

گزارشگران:

از کارگران در بند چه خبر؟

 

محمد عبدی پور:

کارگران در بند درشرایط بسیار سختی بسر می برند ، با دشواری های روزمره ی زندگی و مشکلات دیگری دست وپنجه نرم می کنند. رضا شهابی در مرخصی استعلاجی به سر می برد، شاهرخ زمانی، محمد جراحی، افشین ندیمی، بهنام ابراهیم زاده، فردین میرکی، فرزاد مرادی نیا، ریبوار عبدالهی یا درحال گذراندن حبس اند یا دربازداشت موقت به سر می برند. این عزیزان علاوه بر مشکلات خود در زندان نگرانی های بسیاری برای خانواده های خود دارند.

همانطور که می دانید بهنام ابراهیم زاده و برخی زندانیان دیگر بالاجبار دست به اعتصاب غذا زده اند. با تمام این شرایطی که کارگران در بند مجبور به تحمل آن هستند جا دارد در اینجا ازمبارزه صادقانه و پیگیر شاهرخ زمانی در مقابله با برخوردهای انحرافی کانون مدافعان و همپیمانانشان بگویم. شاهرخ زمانی همیشه بدون هیچ محافظه کاری و با دلیری در مبارزه با انحرافات درون جنبش کارگری شرکت فعال داشته و برای ما نمونه و سرمشق است. آقای ثقفی و کانون مدافعان با خیال اینکه شاهرخ بخاطر بودنش در زندان و شرایط امنیتی که در آن به سر می برد از پاسخ دادن به حمله های فرصت طلبانه آنها باز خواهد ماند به او حمله کردند ، که با جواب صریح و شجاعانه و قاطع شاهرخ روبرو شدند. جا دارد در اینجا ضمن تقدیر از برخورد جسورانه او در جواب به کانون مدافعان، یکی دیگر از حرکت های فرصت طلبانه و ناصادقانه کانون را دریابیم.

 

گزارشگران:

ممنون از شما برای پاسخ مثبت به این گفتگو

 

محمد عبدی پور :

منهم به نوبه ی خودم از شما ممنونم. به امید آزادی همه ی زندانیان در بند.

 

 

گزارشگران

 

www.gozareshgar.com

 

 

gozareshgar1001@yahoo.de

 

 

29.12.2014