ملاحظاتی در باره تشکل سراسری کارگری

 

 

اریک فوروم میگوید یکی از دستآوردهای اساسی روانکاوان اینست که تمایز نادرست میان روانشناسی اجتماعی و روانشناسی فردی را مردود شمرده اند. بر این مبنا بود که او به این دیدگاه نظری دست یافت که در تبیین جنبشها و اداره انقلابها، تحلیل های صرف اقتصاد سیاسی کارساز و بسنده نیست و باید به فرهنگ و مسایل معنوی انسان نیز پرداخته شود. جایگاه این رهیافت را در آسیب شناسی جنبش طبقه کارگر میتوان پیگیری کرد. عده ای از فعالان کارگری مدافع تشکلهای مستقل کارگری در شهر سقز نشستی بر پا میکنند و بر ضرورت تداوم و گسترش فعالیتهایشان در جهت ایجاد تشکل سراسری تاکید میکنند. آنها بااشاره بر موقعیت بسیار دشوار اقتصادی- اجتماعی و بی حقوقی سیاسی کارگران و فشارهای طاقت فرسایی که از هر جنبه به آنان وارد می شود و با توجه به موقعیت واقعی و ظرفیتهای مبارزاتی کارگران، ضرورت حرکت در راستای ایجاد تشکل سراسری کارگری را مورد تاکید قرار میدهند. آنها بدرستی استدلال میکنند که یکی از دغدغه های غالب کارگران پیشرو و مدافعان طبقه کارگر پایان دادن به پراکنده گی در میان آنها است. آنها تاکنون سه نشست برگزار کرده اند. ظاهرا از همه کارگران و فعالان کارگری برای شرکت در این نشستها دعوت میکنند. هر چند که به سراغ نهادها و تشکلهای فعالین کارگری موجود نمی روند بلکه به مثابه فرد از آنها دعوت می کنند. این حرکت با همه نقاط قوت و ضعفهای آن بازتاب وسیعی داشته است، کارگران فعال داخل و نیز در بند، همچنین تشکلها، سازمانها و رسانه های چپ در خارج از کشور بر روی آن متمرکز شده اند که خود نشان از اهمیت و حیاتی بودن مساله برای کارگران و جنبش کارگری ایران دارد. نگاهی به واکنشها و برخوردهای صورت گرفته و آسیب شناسی برخوردهای کارگری و چپ به شناخت موانع و مشکلات موجود بر سر راه سازمانیابی کارگری کمک میکند.

 

این مصوبه بر ضرورت حرکت و فعالیت به سوی سازمانیابی سراسری سخن میگوید، اینکه جمعی از کارگران تلاش میکنند که این نیاز واقعی جنبش کارگری را مورد بحث قرار دهند و راه کارها و معضلات آنرا را روشن کنند و در راستای یافتن راه، و رسیدن به یک نقشه عملی، بحث، مشورت، جدل و تلاش کنند فی نفسه امری مثبت به شمار میرود؛ و پشتیبانی و حمایت از آن را می طلبد. نیاز طبقه کارگر به تشکلات توده ای خود و از جمله تشکل سراسری و تامین ظرفی که بتواند آحاد طبقه کارگر را در مبارزات جاری، حول اصلی ترین مطالبات جمع کند ضرورتی حیاتی است که مورد تاکید بخش قابل توجهی از فعالان جنبش کارگری است.

 

این واقعیتی مسلم است که سازمان یابی نه تنها یک نیاز بلکه ضرورتی مبرم است برای تثبیت دستآوردها. کارگران به طور روز مره و به اشکال متنوع برای احقاق حقوق خود در حال مبارزه اند، اما توازن و تعادلی میان مبارزات جاری و پویای کارگری و سطح تشکل یابی آنها وجود ندارد. و برپایی تشکل چه در سطح مجتمع های تولیدی بزرگ و کوچک، یا در محلات متناسب با مبارزات جاری و روزمره کارگری قرار ندارد. به علاوه مقابله با یکسری از سیاستها، طرحها، لوایح و اقدامات ضد کارگری رژیم همچون تغییر در قانون کار، تامین اجتماعی، تعیین حداقل دستمزد سالانه، بیمه بیکاری و .. که همه کارگران را آماج و هدف خود قرار میدهند، به همبستگی و اتحاد همه آحاد کارگران و پشتیبانی سایر جنبشها نیاز دارد.

اما واکنشهای صورت گرفته در قبال این نشست را میتوان به چند دسته میتوان تقسیم کرد: برخی از سازمانهای چپ و یا فعالین چپ و کارگری همچنان بر این نکته اصرار میورزند که استبداد حاکم تاریخا جلوی تلاش و مبارزات کارگران برای تشکل یابی را گرفته است و در چهارچوب چنین نظامی، هرگونه تلاش برای ساختن و نهادینه کردن هر تشکلی صنفی و توده ای با قهر و سرکوب روبرو میشود و از این واقعیت نتیجه میگیرند که مقدمتا میبایست از طریق مبارزه سیاسی در جهت سرنگونی رژیم حاکم و بر انداختن دیکتاتوری تلاش کرد تا شرایط برای تکوین تشکل کارگری فراهم شود. آنها حتی واقعیت ایجاد تشکلهائی همچون سندیکای شرکت واحد، هفت تپه، نقاشان و نیز تشکلهای فعالین کارگری را در دل همین شرایط سرکوب نادیده میگیرند یا اهمیت آنها را ناچیز جلوه میدهند. واقعیت اینستکه استبداد، سرکوب و اختناق، سازمانیابی کارگری را دشوار میکند اما ناممکن نمی سازد. بعنوان نمونه میتوان فدراسیون کارگری فیلیپین و یا اتحادیه کی. ام. یو (کیلو سانک مایو آنو) را نام برد که در اول مه 1980 در زمان دیکتاتوری سیاه مارکوس تاسیس شد و توانست 35 هزار نفر عضو را در آن زمان تحت پوشش قراردادهای دسته جمعی قرار دهد؛ و پس از ده سال این تعداد به 350 هزار نفر رسید. این تشکل با وجود نقض حقوق بشر توسط دیکتاتوری حاکم و مخالفت کامل ارتش با آن، بازداشت رهبران و سخنگویان و ترور پی در پی رهبرانش، که تقریبا صد نفر از رهبران بالای آن ترور شدند به رشد خود ادامه داد و توانست 7 سال پس از تاسیس خود دومین اعتصاب عمومی کارگری را پیروزمندانه رهبری کند. و یا میتوان از اتحادیه های کارگری آفریقای جنوبی، از جمله تاسیس فوساتو ( فدراسیون اتحادیه های آفریقای جنوبی) در سال 1979 و کوساتو در رژیم آپارتاید یاد کرد، که در زیر وحشی گری پلیس برپا گردید، کشوری که در آن حقوق مدنی در زندگی روزانه بطور واقعی مورد تعرض رژیم نژادپرست دکلرک قرار میگرفت. و بلاخره میتوان اتحادیه های کارگری در زمان دیکتاتوری پینوشه را مدنظر قرار داد، که حرکات و اعتصابات کارگری هدایت شده توسط فدراسیون کارگران معدن و کمیته ملی کارگران، نقش مهمی در جنبش بر ضد دیکتاتوری پینوشه داشتند.

 

دسته دیگر از واکنشها و برخوردها را که ظاهرا به ضرورت و نیاز تشکل سراسری واقف هستند میتوان چنین صورتبندی کرد: این دسته بر این باور است که برای ایجاد تشکل سراسری، کارگران باید ابتدا در سطح واحدهای کوچکتر و محلی متشکل شوند و سندیکاها و یا تشکلات مستقل مورد نظر خود را بوجود بیآوردند و سپس واحدها در سطح مناطق و یا رسته ها و رشته های کاری بهم می پیوندند و از اتحاد آنان تشکل سراسری بوجود می آید. این دیدگاه که به زبانهای مختلفی از قول بخشی از فعالین بازگو میشود از یک نوع رویکرد خطی که از منطق آسیاب به نوبت پیروی میکند رنج میبرد. پرسش کلیدی در برابر این رویکرد این است اگر ایجاد تشکلها در سطح واحد ها و یا مناطق با مانع روبه رو شود، فعالین کارگری و عنصر آگاه چه نقشی خواهند داشت؟ آیا آنان باید تا زمان ایجاد تشکلهای محلی، کارخانه ای و منطقه ای در انتظار به سر ببرند یا با کار آگاهگرانه و سازمانگرانه- به سهم خود و در حد خود- به تکوین شرایط و برپایی تشکل تلاش ورزند ؟ آیا ابتکار عمل فعالان کارگری ضرورتا و ذاتا بی ارتباط با جنبش کارگری قرار میگیرد یا نوع معینی از فعالیت میتواند همچون لحظه ای در بلوربندی تشکل در خدمت و در راستای سازمانیابی قرار گیرد؟ آیا شکل گیری تشکل مستقل کارگری محصول تکامل اجتناب ناپذیر یک مسیر از قبل تعیین شده است و از قوانین آهنینی تبعیت میکند؟ یا این که در هر کشور معین، بسته به مختصات آن کشور سازمانیابی راه ویژه ی خود را سپری میکند؟

 

این رویکرد در مقابل آن استراتژی قرار دارد که میگوید با ابتکار عمل فعالین کارگری میتوان نهاد هائی در سطح کلان شکل داد و از این طریق تشکلهای غیر رسمی و منعطف موجود را بهم وصل کرد و یا به شکل گیری تشکل در سطح واحد های جداگانه و پیوند آنها به یکدیگر یاری رساند.

استراتژی نوع اول را در سندیکای شرکت اتوبوسرانی واحد، سندیکای نیشکر هفت تپه، سندیکای نقاشان و .. استراتژی دوم را در نهاد های فعالین کارگری همچون کمیته های هماهنگی، پیگیری، اتحادیه آزاد و .. مشاهده کرده ایم. هر چند که هیچ یک از این دو استراتژی نتوانسته اند به ایجاد تشکلهای در مقیاس سراسری، منطقه ای و یا صنعت یا رشته مشخص بیانجامد. نکته قابل توجه این است که این دو استراتژی در مقابل هم قرار ندارند. و ابتکار عمل توسط فعالین و پیشروان کارگری به معنای نفی ضرورت سازمانیابی توده ای در سطح واحدهای صنعتی محلی و شرکت و نقش آنان و نیز سایر تشکلهای موجود کارگری در ایجاد تشکل سراسری کارگری نمی باشد. آیا رابطه ی واحد محله ای و تشکل سراسری همچون رابطه ی جزءو کل رابطه ای دیالکتیکی نیست که بر یکدیگر تاثیر متقابل می گذارند و هر یک به نوبه ی خود در گسترش و تحکیم دیگری نقش موثری بازی می کند؟ اما برجسته کردن یک مسیر و یک نوع سازمانیابی و نفی کامل راه ها و تشکلهای دیگر یکی از بیماریهای جنبش کارگری در ایران است که نه تنها در سازمانهای چپ و کمونیست بیداد میکند، بلکه به جنبش کارگری نیز سرایت کرده است. بیماری فرقه گرائی همچون سم کشنده ای به یاری دشمن می شتابد و به مانعی در برابر سازمانیابی طبقه کارگر تبدیل شده است.

واقعیت اینستکه در درون جنبش کارگری ایران، همانند همه جنبشهای کارگری در جهان گرایشات مختلفی وجود دارد، برسمیت شناختن این گرایشات متعدد، تنظیم رابطه میان آنها، وجود روحیه پذیرش رنگارنگی و چند گانگی، عدم تحمیل یک نظر بر فعالین جنبش کارگری و وجود فرهنگ فعالیت مشترک بر سر مطالبات مشترک، در یک جمله پذیرفتن حرکت بر روی توافقات و برسمیت شناختن اختلافات، فرهنگی است که چپها و جنبش کارگری برای پیشروی باید آنرا بیاموزند و در عمل از آن پیروی کنند.

سازمانیابی جنبشهای جدید کارگری در سایر کشورها نیز درسهای جالبی از بکار گیری اشکال متنوع سازمانیابی را بدون پافشاری و اغراق بر یک روش و متد نشان میدهد. بعنوان نمونه اعتصابات کارگران مک دونالد، و سایر رستورانهای غذاهای آماده بهمراه کارگران مراقبتهای سلامتی در منازل - که کار در آنها با درآمد کم، غیرسازمانیافته و سخت مشخص میشود - برای 15 دلار دستمزد در ساعت و داشتن حق اتحادیه بدون ترس از تنبیه کارفرما در 230 شهر از جمله انگلیس، برزیل، ژاپن و ایالات متحده ، از بزرگتری اعتصابات در تاریخ زنجیره صنایع غذائی محسوب میشود که با ابتکار ایجاد مراکز کار بر پایه جماعات معین- یعنی پیوند محل کار با محل زندگی - و با حمایت و همکاری با اتحادیه ها به پیش رفته است.

 

اما دسته دیگری از واکنشها در قبال این نشست بر وجود فرد و یا افراد و کنکاش در زندگی فردی و شخصی و یا بیرون کشیدن انگیزه های فردی و شخصی آنها متمرکز شده است. نقد آنها ، نه در جهت بررسی اشکالات و کم و کاستی های این حرکت و کمک به هدایت آن و یا یافتن راه حلهای جمعی برای پیشبرد این طرح، بلکه در راستای تخریب و مسموم کردن فضای سیاسی پیرامون این بحث و حرکت صورت گرفته است. این واکنشها بحدی خصمانه و غیر مسئولانه بوده که حتی فضای بحث، جدل و نقد سیاسی را نیز تحت الشعاع قرار داده است. واقعیت اینست که بین بحث و نقد سیاسی از شیوه و یا مضمون یک حرکت، یک تشکل، با کشاندن مخالفت به عرصه های غیر سیاسی ، بی اعتبار کردن مبارزات، زحمات دیگران و یا کند و کاو در زندگی و مسائل شخصی و برخورد خصمانه، تفاوت زیادی وجود دارد. این واقعیت ناهنجار ضرورت مرز بندی و مقابله با این نحوه و شیوه برخورد غیر سیاسی و مخرب را به ما یادآوری میکند؛ و تمرکز هر چه بیشتر بر راههای سازمانیابی در شرایط پر از سنگلاخ کشور ما. جنبش کارگری به سیاستهای کارشده، سخنان سنجیده، حرفهای راهگشا برای مفصلبندی بخشهای مختلف طبقه کارگر نیاز دارد. و میزان تمرکز بر بحثهای غیرسیاسی و بی اعتنایی بر راههای سازمانیابی خود نشاندهنده ی این است که فعالان چپ و کارگران پیشرو تا چه میزان از سخنان اثباتی و از رویکرد مسئولانه برخوردارند. این سخن ما نباید تحت هیچ شرایطی به معنای این امر باشد که چشممان را در برابر اقداماتی که میتواند موقعیت طبقه کارگر را تضعیف نماید ببندیم و در مقام توجیه سبک کارهای انحرافی برآییم.

گل آلود کردن آب تنها به نفع جمهوری اسلامی تمام می شود.

 

تحریریه سایت

2 ژانویه 2014

 

 

منابع:

 

1- ضرورت تجدید آرایش جنبش کارگری حشمت محسنی- اسفند ماه 1392

2- ضرورت سازمانیابی سراسری کارگران و استراتژی ما حشمت محسنی شهریور 1380

3- شناخت جنبش های جدید کارگری در " جهان سوم " کیم سایپس، برگردان نسرین ابراهیمی

4- مفهوم بندی نظری برای اتحادیه های جدید در آفریقای جنوبی، کیم سایپس، برگردان نسرین ابراهیمی

5- جزم اندیشی مسیحی و جستاری در مذهب، روانشناسی و فرهنگ اریک فروم ترجمه: منصور گودرزی

 

6- Struggle against a military dictator (1085-1988) - By Lester Kurtz, Jun 2009

 

7- Do fast food strikes actually works the Guardian- Heidi Moore, 4th of September 2014