نگاهی به مصاحبه رفیق حسن حسام در خصوص ایجاد تشکل سراسری کارگران

 

رفیق حسام در مصاحبه ای با تلویزیون برابری ضمن بررسی ضرورت ارتقاء سطح کیفی مبارزات طبقه کارگر به طرح ایجاد تشکل سراسری کارگری می پردازد . ایشان راه گسترش همبستگی و اتحاد فعالین پیشرو کارگری و سوسیالیستی را گفتگو و گفتگو می داند و از اینرو ما هم نسبت به مصاحبه ایشان از همین زاویه گفتگو وارد می شویم .ایشان بدرستی شرایط و چارچوب حاکم بر روابط و تعامل بین فعالین را در جهت منافع طبقه کارگر، حفظ حقوق و حرمت انسانی از یکطرف و از طرف دیگر همبستگی در مقابل دشمن غدار سرکوبگر حاکم ترسیم می کند . بدین مفهوم که روابط و مناسبات فعالین و سوسیالیست ها می بایست معطوف به گسترش و رشد سطح مبارزات طبقه کارگر باشد ، نه آنکه تحت عنوان نقد و بررسی نظریات ، به تضعیف این صفوف و به اصطلاح مکرر ایشان " دشمن شاد کن" منتهی شود همچنین ابزار وحدت نظر بین دیدگاه های عناصر و جریانات سیاسی را گفتگو دانسته ، که می تواند بجای گسیختگی و تضاد، تعامل و رشد فکری و نظری و عملی عناصر و جریانات سوسیالیستی و کارگری را محقق کند

ایشان اصل تشکل سراسری کارگری و یا فعالان کارگران را بسیار ضروری و حیاتی می داند و از ضرورت جدی و حیاتی در پیشرد و گسترش سطح مبارزات طبقه کارگر صحبت می کند . این موضوع مورد قبول همه هست حتی کسانی که بنحو احساساتی و سلیقه ای و غیر تحلیلی به تشکل سراسری اعلام شده از طرف آقای ثقفی و صالحی پرداخته اند ، همه آنان در همان نوشته های خود ، ضرورت ایجاد تشکل و یا ظرف سراسری را تأکید نموده اند . یک مقاله به نام " ریشه استبداد کهن و مطلق آسیایی : مانع عمده در ایجاد تشکل سراسری کارگران " که از طرف جمعی از فعالین کارگری منتشر شده بود به تحلیل نقد و بررسی های انجام شده می پردازد . این مقاله نیز ایجاد تشکل سراسری را یک ضروری بسیار حیاتی دانسته و عدم ایجاد تشکل سراسری را یک عارضه ریشه ای در بین فعالین و پیشروان ، و عقب ماندن ذهنی پیشروان از شرایط بسیار بغرنج اقتصادی اجتماعی موجود و جاری در ایران می داند . مقاله تنها به نحوه طرح ، عملکرد و اقدام آقای ثقفی انتقاد دارد . همانطور که در این مقاله آمده است بدون ارزیابی و جمع بندی عملکرد تا کنونی - که خود آقای ثقفی قولش را در بیانیه طرح ایجاد تشکل سراسری داده بود و عمل نکرد- را شرط لازم برای ورود به مبارزه در سطحی بالاتر و گسترده تر می داند و عملکرد تا کنونی کانون در ارتقاء و پیشبرد سطح همبستگی بین فعالین و گفتگوهای چند جانبه بین فعالین و پیشروان را به دلایل ایجاد و گسترش اختلافات در بین آنان نه تنها مثبت ارزیابی نمی کند ، بلکه در درون خود کانون نیز چند نسل از فعالان در مجمع عمومی اول و دوم و حتی پس از آن گرد آمدند و پس از مدتی از کانون مدافعان خارج شدند . بدون ارزیابی نقادانه و ریشه ای علل و عوامل این روند ، و حذف بنیادین این علل، گفتگو از ایجاد طرح تشکل سراسری جدی بنظر نمی رسد. آقای ثقفی هم اکنون هم مقالاتی در خصوص ایجاد تشکل سراسری منتشر می کند اما باید گفت که این نحوه عمل ؛ بیشتر جنبه خارجی داشته و در عمل اقدامی برای ایجاد و گسترش تشکل سراسری نمی نماید . زیرا تلاش برای ایجاد تشکل سراسری نیاز به دعوت از فعالین و پیشروان و طرح گفتگو های درونی و داخلی دو و چند جانبه ، فشرده و مسئولانه دارد و اینکه هر از گاهی یک مطلبی در این خصوص منتشرشود گامی در این مسیر ارزیابی نمی شود .

رفیق حسام در مصاحبه ، دیدگاه کسانی که گفته اند تشکل سراسری از دل مبارزات پراکنده و کنونی جمعی کارگران شکل می گیرد را مردود می داند . زیرا منطق و منشاء این دیدگاه ، رویکرد خود بخودی و مکانیکی به ارتقاء سطح جنبش کارگری دارد . مسئله سوژه و عنصر آگاه را نادیده می گیرد و در انتظار یک امری می ماند که معلوم نیست که تشکل سراسری چه فرایندی ، در چه مدت زمانی بطور خود بخودی می تواند تشکل سراسری را محقق کند و از فرایند شکل گیری اطلاع ، تصور و برنامه ای ندارند . سطح جنبش کارگری در مناطق جغرافیایی مختلف را یکسان می گیرد و حتی سطح جنبش کارگری را در کارخانجات و رشته های مختلف صنعت در یک شهر و یا منطقه صنعتی را برابر فرض می کند و فعال کارگری خود تلاشی برای سراسری نمودن این مبارزات ندارد . تجربه نشان داده است که مبارزات پراکنده کارگری و برای اهداف معیشتی و امتیازات مقطعی بدون طرح و برنامه سراسری و بدون حمایت بخش های مختلف کارگران از مطالبات سراسری و حمایت آنان از مبارزات دیگر کارگران که درگیر مبارزه شده اند ، سراسری و عمومی نخواهد شد . همانطور که رفیق حسام می گوید ایجاد تشکل سراسری بطور خود بخودی در چشم انداز وجود ندارد

در مجموع نظر به اینکه رفیق حسام از یک موضع متضاد با نظام سرمایه و دشمنان طبقه کارگر و با یک آلترناتیو سوسیالیستی ، در عام ترین گرایشات کارگری مطالب خود را طرح می کند و چارچوب طرح نظریات خاص جناحی و گروهی که بخواهد آنرا بر مبارزات کارگری تحمیل کند، را ندارد ، طرح نظریاتش در جهت رشد جنبش کارگری و فعالین و تشکل های کارگری بطور عام است خطوط اساسی مواضع و مصاحبه از یک چشم انداز سوسیالیستی و تاریخی کارگران بهره می گیرد در راستای پیشبرد سطح مبارزات کارگری است .

رفیق حسام می گوید که شرایط اجتماعی و اقتصادی در ایران ، برای ایجاد تشکل سراسری فراهم است .باید گفت واقعا و عملا این شرایط از هر زمانی آماده تر است ، اما همانطور که گفته شد متأسفانه فعالان و یا رهبران عملی از نظر ذهنی نسبت به شرایط اجتماعی اقتصادی عقب مانده اند و در بستر جنبش های اجتماعی، بلکه در محفل درونی و چارچوب نظری و ذهنی خود قرار گرفته اند . .شرایط چند دهه سرکوب در ایران و بسته بودن فضای علمی و فرهنگی ، تجزیه و تحلیل و اتمیزه شدن انسان ها تحت یک ایدئولوژی بغایت فردگرایانه حاکم و برنامه مستمر سرکوب هر تشکل مدنی به انضمام ریشه های تاریخی جامعه ایران باعث گسیختگی ارتباط فعالان و پیشروان از یکطرف با جنبش های کارگری و مردمی و جدایی در بین خود فعالین از طرف دیگر شده است . رفیق در اشاره به سکتاریسم و تنگ نظری بعنوان پاشنه آشیل فعالان کارگری تأکید بر گفتگو و تعامل بین فعالان و با تأکید به مبارزه با دشمن طبقاتی و سرمایه ذکر کرده ، که یک واقعیت اساسی است اما متأسفانه موانع ذهنی عموم فعالان قادر نیست به گفتگو و تعامل چند جانیه بطور علمی، عینی و واقعی پرداخته و این مراحل را پشت سر بگذارد .

رفیق حسام در مصاحبه می گوید که اعتراض به سطح معیشت و مطالبات معیشتی و درمان و سطح حقوق یک اعتراض سیاسی است . این در حکومت های توتالیتر ، سرکوبگر و ایدئولوژیک طبقاتی و کهن، همچنین در جاهایی که دولت بزرگترین سرمایه دار است یک واقعیت مسلم است همانطور که اعتراض دانشجویان علیه شریعتمداری سردبیر کیهان در روز دانشجو که وی را مزدور و بازجو نامیدند، مستقیما به کل نظام و شخص اول آن خامنه ای - برمی گشت . چون نظام یکپارچه و توتالیتر است .

در برخی از مصادیق عملی مصاحبه رفیق نه خطوط اساسی و پایه ای - مواردی مطرح است که باز کردن و توضیحات روی آن می توان به درک متقابل کمک کند . در طرح بی ضرر بودن ایجاد یک تشکل جدید در کنار تشکل های قبلی که رفیق حسام تأکید کرده است، در این مورد بایست گفت که اگر فرضا یک تشکل جدید در کنار تشکل های دیگر ایجاد شود در مجموع و حالت کلی بهتر است . اما این نمی بایست به مفید بودن یک تشکل جدید با همان ویژگی های که تشکل های موجود دارند تعمیم یابد . یکی اینکه تشکل های موجود بجهت برخی از نارسائیهای درونی تقریبا به یک نقطه ای رسیده اند که نه می توانند به جلو رفته ، رشد و گسترش پیدا کنند و نه به عقب برگشته و مواضع تا کنونی خود را نقد و به یک جمع بندی کامل و ریشه ای دست بزنند . یعنی دینامیسم رشد و گسترش خود را از دست داده اند بعنوان مثال رشد کانون مدافعان در ابتدای شکل گیری از نظر گسترش و جذب نیرو با وضعیت کنونی آن قابل قیاس نیست و نه تنها با وقفه روبرو شده بلکه عقب گرد نیز نموده و نیروهای قبلی آن، کانون را ترک کرده اند . لغو کار مزدی آقای حکیمی از سقز و کمیته هماهنگی تا کنون رو به قهقراء بوده است وی در 6 سال قبل که روزهای جمعه به پارک چیتگر می رفت و 15 تا 20 نفری حضور و جلسات بحث و گفتگو تشکیل می شد ، پس از یکی دو سال ، بجهت آنکه دیگر هیچکس حضور نمی یافت تعطیل شد . کمیته پیگیری دیگر تشکل سابق را ندارد . به مقاله بررسی " یک دهه جمع بندی آقای آیت" از محمود صفدری مراجعه فرمایید . در کمیته هماهنگی هر چند وضعیت بهتر است اما نسبت به قبل پتانسیل آن کمتر شده ، برخی از فعالان از کمیته هماهنگی خارج شده اند در منطقه کردستان خط و مرزهای عمیقی از قبل بروز یافته بود و در تداوم آن نحوه اعلام و عمل برای تشکل سراسری به مسائل قبلی افزوده شد .در مورد سندیکای شرکت واحد نیز یک مقاله بنام " مبارزات سندیکای شرکت واحد ، با گستره دریا و با عمق اندک ،که تبخیر شد " از حسن شریعت و یک مقاله نیز از آقای حسین اکبری منتشر شد که واقعیتی است و هم اکنون سندیکا فاقد پتانسیل برای حضور در مبارزات مستقل کارگری است . مواضع سیاسی و نظری آنها در مقاله فوق بطور مشروح و مستدل بیان شده است و فاقد چشم انداز مبارزات تاریخی طبقه کارگر است ، آقای مددی و رضوی بازنشست شده اند و دیگر راننده نیستند حدود 9 سال است که مجمع عمومی سندیکا تشکیل نشده است منظور از ذکر واقعیت های فوق نه بی اثری و نفی این تشکل ها ، بلکه ضرورت بازسازی آنها در سطوحی بالاتر است . با توجه به واقعیت های فوق اگر یک تشکل جدید با پتانسیل های بالاتر در کنار همین تشکل ها قرار بگیرد می توان گفت مفید است ؛ اما اگر همین ویژگی ها را داشته باشد سرانجامی نخواهد داشت ، و وقتی برخی عناصر از تشکل های کنونی ( کانون مدافعان و ..) بجهت بن بست های فعلی بدون نقد رادیکال و پایه ای ، بدون جمع بندی ، تنها در شکل و اسمی دیگر بخواهند بهمان رویه ادامه دهند در اینجا نمی توان آنرا مثبت دانست .

یک موضوع دیگر در مصاحبه رفیق حسام که اظهار نموده است ، برای پیشبرد مبارزات و مطالبات معیشتی لازم است کارگران در فاز سیاسی هم وارد شوند ، باید گفت که شکی نیست که در صورت پیشرفت و گسترش مبارزات سراسری سیاسی، حاکمیت بیشتر به مطالبات معیشتی پاسخ مثبت می دهد تا وقتی که وارد فاز سیاسی نشده اند . اما اگر در سطح همین مبارزات معیشتی موجود یعنی در مقطع کنونی بخواهند در عرصه مطالبات سیاسی وارد شوند مبارزات هم در درون خودش دچار گسیختگی و پراکندگی می شود و هم حاشیه امنیت خود را کاهش و در معرض سرکوب های بیشتری قرار می گیرد . به این لحاظ که برخی از کارگران حتی معتقد به بخش ها و جناح هایی از رژیم و بشدت محافظه کار ، هستد اما در مبارزات معیشتی وارد می شود، و یا ممکن است دیدگاههای متفاوتی در مورد امور سیاسی ، برخی آزادی ها و غیرو داشته و اساسا نخواهند وارد فاز سیاسی شوند . اینان بطور متحد در مبارزات معیشتی وارد می شوند ، اما اگر نفی حاکمیت سیاسی و دیگر موارد مطرح شود ، در این مقطع که سطح جنبش پایین و شکننده است ، گسیختگی و جدایی پیش می آید . نکته دیگر آنکه تا وقتی که مبارزات در سطح خارجی نه در ذات و درون خود که نمی تواند خارج از مبارزات سیاسی قرار داشته باشد - غیرسیاسی است رژیم کمتر به سرکوب می پردازد اما وقتی که در کنار مطالبات معیشتی مسائل سیاسی هم وارد شود رژیم بهانه کرده و بی رحمانه به سرکوب مستقیم دست می زند . البته در صورتی که مبارزات معیشتی گسترش یافته و عمومی شده باشد و از طرفی مبارزات سیاسی طبقه متوسط و دیگر اقشار هم عمومی شده باشد کارگران با پیوند مبارزات مطالباتی با سیاسی به دستاوردهای بیشتری دست می یابند یعنی وقتی که قدرت مقابله و توازن مبارزاتی طبقه کارگر بنفع طبقه کارگر تغییر یافته باشد و رژیم نتواند به یورش مستقیم و سنگین دست بزند گام نهادن از مطالبات معیشتی به سیاسی ضروری و لازم است اما در این مقطع و مقاطعی که رژیم توان سرکوب شدید را داشته و مبارزات سیاسی و معیشتی عمومی نشده باشد گذار یک بخش از کارگران به عرصه سیاسی ، تبعات منفی .خواهد داشت . تا وقتی که کارگران در سطوح بسیار گسترده ای وحدت و اتحاد و هماهنگی را در مطالبات معیشتی ، روزمره تجربه کرده و به نوعی تشکل های مستقل خود را جا انداخته باشند می توانند به مبارزات تاریخی و سیاسی بطور متحد گام بردارند . لذا بهتراست تا آن زمان ، در همان حوزه معیشتی اما بصورت ریشه ای و رادیکال تر دست بمبارزه بزنند ( که در ذات خود سیاسی هم هست ) . در مجموع ویژگی و چگونگی مبارزه به تعادل و توازن مبارزات کلیه طبقات مربوط می شود و در شرایط زنده و جاری واقعی می توانیم ، نسبت به شکل مبارزه متناسب اقدام کنیم .

جمع بندی این است که با گرایش به الزامات عمومی و ذاتی جنبش کارگری و سوسیالیستی ، و ضرورت گذار از وضعیت جهنمی موجود و با لحاظ حاکمیت سیاه سرمایه و سرکوب کارگران و اقشار مختلف اجتماعی از یکطرف و با نقد و بررسی و جمع بندی عملکرد تشکل ها و عملکرد تاکنونی و گذار از وضعیت موجود پراکندگی و گسیختگی می بایست به سطحی بالاتر و کیفی تر از تشکل و همبستگی سراسری دست یافت . شرایط اجتماعی و اقتصادی نیز برای اقدام به سطوحی بالاتر از تشکل و سازمان یابی آماده است . با عقب ماندن ذهنی پیشروان از شرایط بشدت بحرانی امروز ، شاهد انقلابی مشابه 57 و یا جنبش های موسوم به بهار عربی خواهیم بود ، که با منافع سرمایه داری جهانی در استقرار شرایط مشابه عراق و سوریه و گسیختگی کامل اجتماعی همخوانی دارد . لذا گفتگوهای همه جانبه در راستای منافع عمومی و ارتقاء سطح سازمانیابی و تشکیلاتی و مبارزه طبقه کارگر و با لحاظ صفوف فشرده و متحد در برابر دشمنان طبقه و خروج از مرزهای سکتاریسم ، با نقد ریشه ای به عارضه های عملکرد تا کنونی می توان در انتظار بهروزی طبقه کارگر و کل مردم ایران بود.

 

غلامحسین حسینی

4 بهمن 93