نگاهی به معامله میان سیریزا و حزب یونانیان مستقل

 

نوشته : کاون آوندن - ترجمه : صفار ساعد

 

یونان صاحب یک دولت جدید است. به دنبال شادمانی شگفت انگیز پیروزی دیروز سیریزا، اکنون نوبت به این امر ناامیدانه میرسد که آنها باید یک دولت اتئلافی دولتی را تشکیل بدهند و اینکه این ائتلاف هم با حزب دست راستی یونانیان مستقل - ANEL - خواهد بود. کاون آوندن که انتخابات را عمیقا پوشش داده بود، برخی از نکاتی را که فورا به ذهن میرسد، ارائه میدهد.

 

1) گریه نکنید، با شوروشوق هم در موردخشم صحبت نکنید، بفهمید. پند اسپینوزا، فیلسوف بزرگ دوران روشنگری در اینجا مصداق می یابد. اجازه بدهید منطق را بفهمیم (همان چیزی که من به آن منتقد هستم) . الآن وقت مطلق گرایی نیست. اما از روشن صحبت کردن هم باکی نباید باشد.

2) این یک اتفاق عجیب و غریب نیست. ملاقات بین آلکسیس و کامنوس یک ساعت طول کشید. این ملاقات داشت چیزهایی را به سرانجام میرساند. گفتگوها مدتهای مدیدی در جریان بود. معنا ندارد که گفته شود این ملاقات یک اقدام اضطراری ناشی از کمتر از 151 کرسی بدست آوردن است. و بدیهتا معنا هم ندارد که چپ داخل و یا خارج از سیریزا مورد ملامت قرار گیرد. چرا؟

3) همانگونه که در تفسیر جریان انتخابات توضیح دادم، جستجوی یک شریک ائتلافی، هرگز مسئله ای در محاسبات پارلمانی نبوده است. این امر به منطق سیاسی برمیگردد.

4) استدلال در مورد به حساب آوردن حزب یونانیان مستقل این چنین است: ما با یک مصیبت انسانی در سطح کشور روبرو هستیم. یونان با دشمنان بین المللی مواجه است. درست مثل زمانیکه در تحت تعرض موسولینی و اشغال رایش سوم قرار داشت. ما نمیتوانیم با این وضعیت فقط با تکیه بر حمایت 36 درصدی، مقابله کنیم. چپ باید پایه هایش را گسترش دهد. حزب سیاسی "رودخانه" معروف به تو پوتامی - و حزب "جنبش سوسیالیستی فراگیر" - معروف به پاسوک موقعیت ضدتفاهم نامه را ضعیف خواهند کرد. حزب یونانیان مستقل مجبور است به یک خط ضد تفاهم نامه بچسبد. بنابراین ما با به حساب آوردن آنها، قدرت ضد تفاهم نامه را در مذاکره با تروئیکا تقویت خواهیم کرد. به علاوه، این کار راست را مشوش خواهد کرد. به میانه روها در سیریزا هم یک حالت تعادل به سوی چپ میدهد.

5) (دارم تلاش میکنم که در رابطه با استدلال بالا عادل باشم. با آن موافق نیستم). این فقط تاکتیک نیست. این، محصول استراتژیست. تئوری چگونه هژمونی را ببریم، از نگاه به ساختار بلوک های سیاسی به کار می آید (بر بلوک طبقاتی مبتنی است). این امر منابع فکری خود را در کمونیست های سنتی متنوع، کمونیست اروپایی، مائوئیست، حتی انواع تروتسکیست می یابد. من میتوانه این ادعاها را توجیه کنم، اما حالا نه. سنت ایدئولوژیک را به کناری بگذارید. مسئله، استراتژی سیاسی است. این را در نظر داشته باشید و بعد میتوانید معنای توجیه ایدئولوژیک را درک کنید، چیزی که مثل ریاضی در علوم طبیعه، به خدمت گرفته میشود.

6) یک حزب چپ رادیکال چگونه میتواند با مدل یونانی انجمن نوآوری انگلستان در اتحاد قرار بگیرد؟ خوب، تفاهم نامه از زوایای درستی در یونان به بخش چپ و راست در سیاست نفوذ می کند. میشود در رابطه با همه مسائل اجتماعی و بر علیه تفاهم نامه، دست راستی بود. حزب یونانیان مستقل میتواند با انجمن نوآوری انگلستان، آزادانه مقایسه شود. اما این حزب با جدایی از حزب دموکراسی نو و بر پایه های ضدیت با تفاهم نامه شکل گرفت. انجمن نوآوری انگلستان آن مبارزاتی است که خلق و خوی ضدیت با ریاضت کشی را بیان میسازد.

7) حزب یونانیان مستقل چیست؟ یک حزب ناسیونالیستی، بیگانه ستیز، و حزب ضد آلمان است. اما برعکس حزب طلیعه طلایی، حمایت هایش را بر پایه های نژادپرستی معروف نساخته است. بلکه آنرا بر اساس بیرون بودن از آن ائتلافی که ریاضت کشی را به اجرا در آورد، ساخت. این یک تمایز مهم است. اما این حزب نژادپرست هست. کامنوس برعلیه قانون مطروحه از طرف حزب پاسوک (زمانی که در دولت تنها بود) در دادن حقوق شهروندی به فرزندان مهاجران، رأی داد. سیریزا از این قانون حمایت کرد. سیریزا با اردوگاه های کار اجباری برای مهاجران مخالفت کرده است.

8) چه اتفاقی افتاد؟ تعداد زیادی در چپ سیریزا میگویند که با 149 کرسی در مقابل 13 کرسی حزب یونانیان مستقل، سیریزا بر کامنوس "تسلط" خواهد یافت. دوستان جناح انترناسیونالیست اکثریت رسمی سیریزا یعنی 70 درصد کنگره این را میگویند. اما آنها نگران این حرکت هستند و آنرا دوست ندارند.

9) وضعیت پلاتفورم چپ؟ اکثر برنامه کار چپ - تحت رهبری پانایویتیس لافازانیس در خفا بیشتر برعلیه معامله با توپوتامی یا پاسوک بود تا معامله با یونانیان مستقل. چرا؟ بخاطر اینکه آنها در استراتژی ساختن گسترده "اتحادهای محبوب"، شریک بودند، اتحادهایی که توسط آنچه که آنها بعنوان یک "مبارزه ملی" برعلیه تروئیکا جا میزدند، شکل گرفت. الکسیس سیپراس در سخنرانی پیروزی اش در شب گذشته با این زبان بسیار بازی کرد. او از تمامیت ارضی و غرور ملی صحبت کرد. او انتخابات را به مثابه یک پیروزی برای چپ توصیف نکرد. اما آن، یک پیروزی چپ بود.

10) به همین جهت بسیج ضدنژادپرستی و درخواست اعمال بهتر از طرح قوانین مهاجرت توسط پاسوک، مسئله حقوق بشر، خشونت پلیس و به زندان افکندن طلیعه طلایی، به اموری حتی مهم تر از ارائه یک قطب مقابله با حضور حزب یونانیان مستقل در دولت، تبدیل گردید. کامنوس مرد پوستر تبلیغاتی حمل و نقل متنفذین دارد برای وزارت حمل و نقل میکوبد. این وزارتخانه در طول 40 سال اخیر، و در هر دولتی، در دست های الیگارش بازرگانی دریایی بود. مردم به یک گسست از فساد دیرین رأی داده اند، و نه به تحمل آن در تحت دولت چپی که در امید متولد شد.

11) حرب کمونیست یونان؟ رهبر این حزب در سخنرانی شب گذشته اش، به حزب یونانیان مستقل حمله ای نکرد (بلکه مستقیما به طلوع طلایی به عنوان نازی های نو حمله کرد). این حزب "مثل همیشه" به دولت زخم زبان خواهد زد.

12) حزب چپ ضد سرمایه داری در موضعی است که بتواند در مورد اینکه تشکیل ائتلاف چه اشکالی دارد، یک توصیف سیاسی روشن بدهد. روشنی و قدرت اینچنین استدلالی، بلافاصله جزو لاینفک جنبش های ضدنژادپرستی و بویژه در دفاع از حقوق مهاجران، میگردد.

13) آیا آلترناتیوی وجود داشت؟ آری. سیریزا میتوانست یک دولت اقلیت را تشکیل بدهد. اما این به معنای شفافیت در استراتژی بود، یعنی استراتژی استفاده از همه نقاط قدرت چپ، در بیرون و داخل دولت، برای به پیش بردن یک نبرد بر علیه راست، الیگارش ها و تروئیکا. تشکیل یک دولت اقلیت کاملا و قانونا ممکن بود. و همچنین از نظر سیاسی. یک چالش تهاجمی به احزاب کوچک برای رأی دادن بر علیه دولت، آنها را تحت فشار فوق العاده ای قرار میداد. در اتئلاف با یونانیان مستقل، دولت در واقع ناچار است که بهرحال بر این تاکتیک متکی باشد. مثلا چنانچه بخواهد طرح اقدامات مناسبی در مورد مهاجران، نژادپرستی، رفتار پلیس و برابری ال جی بی تی ها را ارائه بدهد، مجبور خواهد بود امثال پاسوک و توپوتانی لیبرال مدرن را،که جرأت میکند بر علیه آنها رأی بدهد، به چالش بگیرد، ضمن اینکه با مخالفت های حزب یونانیان مستقل هم روبرو است. یا این خواهد بود و یا اینکه علیرغم تعادل 149 در مقابل 13 در ائتلاف، اقلیت کنترل را به دست خواهد گرفت.

14) ما در آغاز این پروسه هستیم و نه در پایان آن. چیز های بیشتری مثل این در پیش خواهد بود و ما باید برای آن آماده باشیم و به آرامی آنرا بفهمیم و توضیح دهیم. درک همه چیز، همه چیز را می بخشد. این قاعده دیگریست. میتواند به بخشش منتهی شود. ولی نباید بشود. در اینجا بحثی وجود دارد. برخی واقعا باور دارند که این یک سیاست درست است. من از جمله آنهایی هستم که این اعتقاد را ندارد. هیچ اشکالی ندارد که در میان دوستان جنبش یونان و چپ، اینگونه گفته شود. و اگر شما هم اینطور فکر میکنید، باید بگویید.

15) اما ما نمیخواهیم روحیه مردم را تضعیف کنیم؟ نه ، ما نباید این کار را بکنیم. چپ به امید بسته است و ما باید این رویکرد را مثل همه سئوالات آینده - از زاویه اینکه چگونه امید را توسعه دهیم، داشته باشیم. این امر به تعمیق تأثیر موفقیت انتخاباتی در یونان مربوط است و به شکافی که این انتخابات در امر ریاضت کشی، یا هر مکانیسم سیاسی اینجا، و همچنین در نژادپرستی ایجاد کرده است، ربط می یابد.

16) بنابراین ما باید در موارد زیر توضیح بدهیم :

الف ) توسعه مقاومت و جنبش های امید در هر جایی که هستیم

ب) بطور جدی ای تأکید کنیم که این ها مسائل اصلی استراتژی هستند. این یعنی به بحث گذاشتن آنها، و نه راه مباحثه را همراه با خشم بستن . گفتگو نه با آنانی که با ما موافق هستند ، بلکه با افراد دیگر سنت ها و با دیدگاه های دیگر نیز لازم می آید.

پ) ارزش گذاشتن بر مباحثات دوستانه سیاسی روشنفکری. هدف متقاعد کردن است و نه تقبیح.

ت) خطوط بزرگ جدایی ها با راست و با نخبگانی که ریاضت کشی را تحمیل می کنند را به حساب آوردن. استدلال بر علیه قرار دادن یونانیان مستقل در دولت، این است که این امر جبهه مبارزه با آن خطوط را ضعیف می کند. این باید نشان داده شود.

مشخصا بگویم: نمایش توده ای و متحدانه اپوزیسیون در روز جهانی اقدام در 21 مارس، علیه نژادپرستی، فاشیسم و در دفاع از حقوق مهاجران و مسلمانان، اکنون روزی است که همه چپ ها باید آنرا بخاطر بسپارند و اقدام کنند. این روز جهانی در یونان زاده شد.

چیرهای بیشتری هم خواهد بود. اما ما باید به همه آنها با این روحیه برخورد کنیم.

 

saffaars@hotmail.com

منبع: revolutionary socialism in the 21st century

http://rs21.org.uk

26 ژانویه 2015