یونان تسلیم تروئیکا نمیشود !

 

 

نوشته : فرد وستون

 ترجمه: پروین اشرفی

 

 

پیروزی سیریزا نقطه عطفی در بحران های یونان و اروپا است. خبر انجام بخش هایی از برنامه تسالونیکی سیریزا، در بازار مالی و استراتژیست های سرمایه داری اروپا، وحشت بوجود آورده است. این برنامه پایان سیاست ریاضت کشی و مفاد تفاهمنامه را برای مردم یونان، نمایندگی میکند.

ایستادگی سیپراس در مقابل تروئیکا، در میان کارگران و جوانان یونان شدیدا محبوبیت یافته است. ما هفته گذشته و همچنین در این هفته، شاهد تجمعات و تظاهرات های بسیاری در آتن و در بسیاری از شهرهای یونان در حمایت از دولت بوده ایم. این امر عنصر مهمی است برای درک نزاع میان دولت یونان و اتحادیه اروپا. توده های یونان بپا خاسته اند و در این شرایط، آنها بازیگران فعال هستند و نه صرفا تماشاچی.

آنچه که دیروز رخ داد در واقع علائم این وضعیت است. بنا به گزارشات مختلف، به نظر رسید که واروفاکیس، وزیر دارایی جدید یونان به توافقی دست یافته است که "گسترش" برنامه کنونی وام را در بر دارد. این امر در یونان به مثابه تسلیم بخشی از دولت دیده میشود.

فاینانشال تایمز مدعی است که یک نسخه از پیش نویس توافق را در اختیار دارد. طرحی که به نظر میرسد بر یک راه حل مصالحه آمیز با دولت یونان تکیه دارد. دولت یونان مکررا ادعای رسیدن به چنین توافقی را رد کرده است. اما فاینانشال تایمز میگوید "خبر ما بر منابع هیئت های نمایندگی متعدد متکی است. بنابراین ما بر روی خبر خود می ایستیم."

 

فشار توده ها

مسئله اینجاست که حدود ٣۰ هزار نفر از مردم در میدانی در مقابل ساختمان مجلس در آتن بودند. واروفاکیس، به همراه دراگاساکیس، معاون نخست وزیر یونان در نقطه ای دور، یعنی در بروکسل بودند، اما سیپراس در آتن و نزدیک به معترضین خشمگین بود. بالاخره این توده های یونان بودند که مانع هر تلاشی برای خیانت در بروکسل شدند.

دیروز در پی عدم موفقیت در رسیدن به یک توافق، به نقل از اقتصاددانان بانک برنبرگ گفته شد که "به نظر میرسد خطر واقعی در آتن این است که سیپراس انتظارات را تا آنجایی بالا برده است که دیگر برایش شدیدا سخت است از شعارهایش کنار بکشد و به توافقی برسد که بقیه منطقه اروپا میتواند بپذیرد." (Ekathimerini, February ۱٣, ۲۰۱۵)

اکنون قرار است مذاکرات در روز دوشنبه از سر گرفته شود و به نقل از واروفاکیس گفته شده است که او به یک "معامله شفابخش" امیدوار است. او همچنین گفته است که "نیافتن یک راه حل، در منطق ما نمی گنجد". این گفته نشان از آن دارد که ممکن است در ادعای فاینانشال تایمز در رابطه با آنچه دیروز اتفاق افتاد، حقایقی وجود داشته باشد. اگر چنین باشد، آنوقت نمودی از شکاف در میان دولت سیریزا در این رابطه نیز می باشد. شکاف بین آنهایی که هیچ راه دیگری بغیر از یافتن برخی مصالحه با اتحادیه اروپا نمی بینند و آنان که فشار توده های یونان، یعنی کسانی که نمیخواهند مصالحه کنند را حس مینمایند. بهرحال تنها چیزی که از ملاقات اتحادیه اروپا با واروفاکیس پدیدار شد این بود که گفتگوها در دوشنبه ای که در پیش است، ادامه خواهد یافت.

دولت جدید یونان بهرحال این واقعیت را به روشنی اظهار داشته است که کمک های نجات بخش به موسسات اقتصادی ورشکسته یونان توسط اتحادیه اروپا، به اقتصاد یونان خسارت وارد کرده است. به همین دلیل، دولت سیریزا برای رسیدن به نوعی توافق با اتحادیه اروپا، پیشنهاد تجدید مذاکره در مورد ٣۰% از تعهداتش را نموده است. اما تروئیکا بر این اصرار دارد که راه تجدید مذاکره در مورد اقدامات ریاضت کشی ظالمانه ای که با توافق دولت پیشین بر مردم یونان تحمیل شد، باز نیست و آنها باید بطور کامل اجرا گردند.

در اینجا ما با منافع اساسا آشتی ناپذیری روبرو هستیم: منافع مردم کارگر و منافع سرمایه مالی اروپا. این یک نزاع طبقاتی است که چهره واقعی جامعه ای را که ما در آن زندگی می کنیم، به نمایش میگذارد. کارگران یونان، مزد و شرایط کاری مناسب میخواهند. بازنشستگی مناسب، یک سیستم درمانی و آموزشی مناسب، غذا برای خانواده هایشان و کار میخواهند. این همان چیزی است که برایش در ۲۵ ژانویه به پای صندوق رأی رفتند و همه احزابی را که سیاست ریاضت کشی و زدودن رفاه را پیاده کردند، به شکست کشاندند.

واقعیت این است که طبقه سرمایه دار بدون هزینه کردن وسیعی از ثروت و منافع انباشته شده خود، قادر به تأمین همه این ها نیست. این است مسئله اصلی تر در این دوره بحران ارگانیک جهانی سرمایه داری.

مردم یونان در تحت دولت پیشین ساماراس، شاهد یک سقوط بی سابقه در اقتصادشان، فقر و بیکاری گسترده، و یورش مداوم و بی پایان سیاست ریاضت کشی، و ریاضت کشی باز هم بیشتر بودند.

آنها با برپایی بیش از ٣۰ اعتصاب عمومی و تظاهرات های توده ای، شجاعانه جنگیدند تا این امر را متوقف سازند، اما دولت پیشین بطور اجتناب ناپذیری در تهاجم به طبقه کارگر حرکت میکرد. به همین جهت کارگران و جوانان یونان به تدریج به این نتیجه رسیدند که آنچه آنها نیاز دارند، یک تعییر سیاسی است، و با آراء بالایی در انتخابات اخیر به نفع سیریزا رأی دادند.

سیریزا با تکیه بر یک برنامه ضدیت با سیاست ریاضت کشی برنده شد. به همین دلیل است که به محض تشکیل دولت، فورا با کمیسیون اروپا و بانک مرکزی اروپا وارد نزاع شد.

 

برنامه تسالونیکی

در ماه سپتامبر گذشته، الکسیس سیپراس رهبر سیریزا برنامه حزب را ارائه داد. برنامه ای که بنام "برنامه تسالونیکی" معروف است. باید گفته شود که بهرحال این پلاتفورم از مواضع ۴۰ نکته ای سیریزا در دو انتخابات پیش در سال ۲۰۱۲، معتدل تر بود. با این وجود، برنامه تسالونیکی حاوی بسیاری از مطالبات مترقی است که اگر به اجرا در آید، رنج کارگران یونان و مردم فقیر را کاهش خواهد داد.

این برنامه حاوی این چنین اقداماتی بود: افزایش فوری سرمایه گذاری دولتی، واژگونی تدریجی بی عدالتی های مفاد تفاهم نامه، بازسازی سیستم رفاه عمومی، لغو بیشترین بخش وام های عمومی با ارزش های جزیی، توقف خصوصی سازی دارایی های عمومی، احیاء تدریجی حقوق ها و بازنشستگی ها، برق مجانی و یارانه غذا برای ٣۰۰ هزار نفر از فقیرترین خانواده ها، لغو قسمتی از بدهی های متحمل شده مردمی که اکنون در زیر خط فقر هستند، توقف تصاحب خانه های به ارزش کمتر از ٣۰۰ هزار یورو توسط بانک (خانه هایی که صاحبان آن قادر به بازپرداخت وام مسکن نبودند)، احیای حداقل دستمزد به ۷۵۱ یورو به همراه عدم تبعیض بر علیه کارگران جوان، احیای مذاکرات دسته جمعی و بسیاری از مطالبات دیگر که رأی دهندگان با شوق و ذوق به آنها رأی دادند.

این چپ ترین برنامه ای است که ما در طی سال های متمادی در اروپا دیده ایم. این یک برنامه واقعی رفورم است. و بخاطر چنین مطالباتی بود که سیریزا قادر شد در انتخابات پیروز شود. رهبران جریان اصلی جنبش کارگری، مانند هولاند در فرانسه و میلی بند در بریتانیا به ما گفته بودند که این چنین مطالبات "افراطی" در انتخابات پیروز نمیشود. سیریزا نشان میدهد که مسئله برعکس است. مطالبات ذکر شده در بالا – که اصلا هم افراطی نیستند، بلکه مطالبات معتدل کارگران هستند – برای چپ در انتخابات سرتاسر اروپا پیروزی می آورد، اگر چنانچه رهبران آن جرئت ایستادن بر چنین برنامه ای را میداشتند.

اکنون سئوال این است که این برنامه چگونه باید به پیش برود و قرار است چگونه تأمین مالی شود؟ روشن است که موسسات مالی اتحادیه اروپا، پول لازم برای اجرای چنین برنامه ای را فراهم نخواهند کرد. معمایی که سیپراس با آن روبروست این است که برنامه او، اگر چه برای کارگران "معقول" است، با منافع طبقه سرمایه دار یونان و همچنین اروپا اصلا سازگار نیست. به عبارت دیگر، برنامه سیریزا زمان زیادی می طلبد تا نیازهای مردم کارگر را رفع کند. اما این امر، به ناچار از طریق هزینه کردن سودهای سرمایه داران خواهد بود.

 

درس های دموکراسی بورژوایی

سیپراس به محض اینکه انتخاب شد اعلام کرد که قصد اجرای برنامه ای که بخاطرش انتخاب شده بود را دارد. شاید کسی تصور کند که "شرکای اروپایی" به خواست دموکراتیک مردم یونان احترام خواهند گذاشت. زیرا مطمئنا این اکثریت است که در یک سیستم دموکراتیک تصمیم میگیرد! برعکس، به سیریزا گفته شد که باید برنامه انتخاباتی اش را به کنار بگذارد و به انجام برنامه احزابی که شکست خوردند، ادامه دهد: یعنی به سیاست ریاضت کشی.

مارتین شولتز، رئیس اتحادیه اروپا، در سفر اخیرش به یونان گفت که "سیریزا باید بفهمد که اکنون او دولت یونان است، و نه یک حزبی که یک کمپین انتخاباتی براه می اندازد." او همچنین اضافه کرد که انتظار داشت سیریزا شعارهای کمپین انتخاباتی اش را با "راه حل های پراگماتیکی که میتواند برای هر دو طرف به کار آید"، جایگزین نماید.

این است جوهر دموکراسی بورژوایی: به مردم هر قدر که میخواهید وعده بدهید، اما وقتی انتخاب شدید برنامه سرمایه مالی را به پیش ببرید. مسئله اینجاست که این یک وضعیت نورمال نیست. سرمایه داری جهانی در یک بحران عمیق فرو رفته است و اروپا در قلب این بحران است. این امر توضیح میدهد که چرا تحولات یونان این قدر مهم هستند.

 

اقتصاد جهانی

یکی از مطالبات اصلی کمپین انتخاباتی سیریزا، یعنی لغو بخش عظیمی از بدهی های دولت یونان، بلافاصله با رد مطلق از سوی اتحادیه اروپا و بانک مرکزی اروپا روبرو شد. سیپراس در واقع از پافشاری بر روی این چنین مطالبه ای عقب نشینی کرده است.

او یک "پل مابین قروض"، یعنی وام کوتاه مدتی را بعنوان وسیله ای برای کسب فضای تنفس اقتصادی یونان، طلب نمود تا از عدم بارپرداخت وام یونان در پایان این ماه جلوگیری شود. سیپراس مدعی است که این چنین فضای تنفسی، به هر دو طرف اجازه میدهد تا در کمال آرامش به مذاکره برای یک معامله بهتر برای یونان بپردازند. آنچه باید درک شود این است که حتی اگر این چنین وامی هم تأیید شود، فقط مشکلات را برای چند ماه به تأخیر می اندازد. تا آنجائی که به بازپرداخت بدهی کلی مربوط میشود، او مطالبه محوری دولت سیریزا را در مذاکره اش با اتحادیه اروپا طرح کرده است. و آن اینکه بازپرداخت بدهی های یونان باید به نرخ رشد در کشور مرتبط باشد. مثلا فقط در زمانی که اقتصاد یونان رشد میکند، از آنها خواسته شود که شروع به بازپرداخت قابل توجهی بنمایند.

با در نظر گرفتن رنجی که مردم یونان در دوره اخیر متحمل شده اند، به نظر میرسد که این یک خواست معقول است. چنانچه یونان بتواند به رشد قابل ملاحظه ۴ یا ۵ درصدی در یک دوره طولانی دست یابد، به تدریج قادر به شروع پرداخت خواهد بود. اما در شرایط اقتصادی کنونی اروپا و جهان، یونان چگونه میتواند به سطح رشد مورد نیاز دست یابد؟

اکثر اروپا دچار رکود شده است. ژاپن در رکود است، اقتصاد چین آهسته شده است و اقتصاد آسیای جنوب شرقی و اکثر آنان را که بریکس نامیده میشوند، با خود به پائین میکشد. از جمله برزیل که در رکود است، و روسیه که با یک بحران اقتصادی جدی روبروست. در چنین شرایطی تمام کشورهای صنعتی به دنبال یافتن بازار فروش برای صادرات خود هستند، از جمله آلمان که ۵۰ درصد از تولیدات ناخالص داخلی خود را صادر میکند.

معهذا مسئله فقط رکود بازار جهانی نیست. مشکل از سطح پائین تولید در یونان ناشی میشود که در حدود ٣۰ درصد پائین تر از تولید در آلمان است. دلیل این امر هم این است که صنعت آلمان بخاطر سطح بالاتر سرمایه گذاری در طول سال های متمادی، دارای تکنولوژی برتری می باشد.

به همین جهت و براساس سرمایه داری، و به منظور "یافتن راه خروج خود از بحران"، یونان می باید بطور گسترده ای رقابت خود را افزایش دهد. این از دو طریق میتواند صورت بگیرد: از طریق مدرن کردن صنعت خود و یا از طریق کاهش دستمزد کارگران.

مدرن کردن صنعت، به سرمایه گذاری گسترده توسط سرمایه داران نیازمند می باشد. مسئله اینجاست که آنها زمانی سرمایه گذاری می کنند که احساس نمایند برای تولیدات آنها یک بازار گسترده وجود دارد. تولیداتی که به کسب سطحی از سود معقول در طول یک زمان معقول، اجازه بدهد. در شرایط کنونی اقتصاد جهانی، سرمایه داران در آن سطحی که لازم است، سرمایه گذاری نخواهند کرد. به همین جهت آنها ترجیح میدهند که رقابت های خود را از طریق کاهش دستمزد کارگران، افزایش دهند و ساعات کار آنها را بالاتر ببرند.

همه این ها توضیح میدهد که چرا دولت پیشین یونان این همه بر روی پائین آوردن دستمزدهای واقعی و داغان کردن مذاکرات دسته جمعی کارگران با کارفرماها، متمرکز شده بود. این گونه عمل کردن، براساس سرمایه داری کاملا منطقی است. اما کارگران یونان آنرا بسیار متفاوت می بینند. زیرا این آنها هستند که در انتهای این امر، از تلف شدن گسترده استانداردهای زندگی شان رنج می برند.

۴ میلیون نفر اکنون در فقر زندگی می کنند (یعنی حدود نیمی از جمعیت کشور). یک سوم از کودکان از سوء تغذیه در رنج اند. ۴۰۰ هزار خانوار بدون درآمد هستند و یک سوم کارگران با ماهی کمتر از ۴۷۰ یورو زندگی می کنند. همزمان با این امر و در طول همان دوره، ۱۰ درصد از غنی ترین افراد یونانی، ثروت های خود را در واقع افزایش دادند.

 

تور اروپا

دیده شده است که در دو هفته گذشته، سیپراس، نخست وزیر جدید و وزیر دارایی اش، واروفاکیس، در تلاش برای کسب حمایت از طرح های پیشنهادی شان، به تور دیدار با رهبران کشورهای اروپا دست زدند. با آنها کلا به طور غیردوستانه و به همراه بسیاری از حرفهای مودبانه – البته نه خیلی هم مودبانه – برخورد شد، ولی بدون گام های مشخص برای رفع نیازهای مردم یونان.

دولت آلمان برای انعکاس نیازهای طبقه حاکمه خود، موضع تندی را بروز داد. از آنها خواست که یونان به مفاد تفاهمنامه وفادار بماند. این موضع بخاطر این است که اگرچه دولت سرمایه داری آلمان در آرزوی حفظ بازارهای بیشتری در اروپا برای صادرات خود است، اما نمیخواهد برای بدهی های انباشته یونان و دیگر کشورهای جنوب اروپا، که عضو اتحادیه اروپا هستند، بپردازد.

در این رابطه ما دارای یک نزاع آشتی ناپذیر هستیم. بورژوازی آلمان ریاضت کشی را در همه منطقه اروپا تحمیل کرده است. آنها میخواهند هرکشوری بدهی های خودش را بپردازد. برای تحقق این امر، همه دولت های این کشورها مجبورند بطور گسترده ای دست به کاهش هزینه های اجتماعی بزنند تا تعادلی در بودجه سالانه خود بوجود بیاورند و پول پرداخت بهره بدهی انباشته خود را بیابند.

مسئله اینجاست که تحمیل سیاست ریاضت کشی، یعنی کاهش استاندارد زندگی مردم. آنها کارشان را از دست میدهند و یا از کاهش دستمزد واقعی صدمه می بینند. این امر به نوبه خود به یک کاهش در بازار و در نتیجه پائین آمدن فروش، منجر میشود. این یک مارپیچ رو به پائین است که هیچ راه حلی را هم ارائه نمیکند. تنها چیزی که ماحصل آن است خروج مداوم سرمایه از این کشورها به سوی طلبکاران می باشد. طلبکارانی که به درخواست های بیشتر ادامه میدهند، زیرا نمیخواهند از آنچه که طلبکاراند دست بردارند.

مرکل با یک مشکل سیاسی نیز روبروست. هر نشانه ای از اینکه او در مورد یونان "ملایم" است و به همین خاطر مالیات دهنده های آلمان باید برای آن بپردازند، باعث افزایش حمایت از احزاب طرف راست او می گردد، مانند حزب ای اف دی (آلترناتیو برای آلمان).

 

موضع میلیتانت

پیش از آنکه سیریزا انتخاب شود، همه دولت های اروپا به برنامه سیاست ریاضت کشی دیکته شده توسط آلمان، وفادار بودند که همراه بود با حمایت های مشتاقانه هولاند و فنلاند. در یونان اما اکنون مردم به پایان بخشیدن به سیاست ریاضت کشی رأی داده اند و از سیپراس انتظار انجام آنرا دارند. این امر موضع میلیتانت اتخاذ شده توسط دولت یونان را توضیح میدهد.

سیپراس در یک سخنرانی آتشین در هفته گذشته، خطاب به گروه پارلمانی خود گفت "یونان دیگر دستور نمیگیرد... یونان دیگر یک شریک بدبخت نیست که برای انجام مشق خود، به خطابه ها گوش فرا دهد. یونان صدای خود را دارد". و بلافاصله نرخ محبوبیت سیپراس به بالای ۷۰ درصد از هفته قبل از آن رسید، یعنی ۷۲ درصد از مردم حمایت خود را از مقابله او با تروئیکا اعلام داشتند. اگر سیپراس انتخابات جدیدی را اکنون فرا بخواند، او پیروز خواهد شد، زیرا مردم می بینند که وی در تلاش انجام آنچه که در کمپین انتخاباتی قول داده بود، می باشد.

استراتژیست های سرمایه در کل اروپا اکنون احساس خطر می کنند. اگر به روبارویی تا به آخر فشار بیاورند، یونان ممکن است به خروج از یورو و حتی خروج از خود اتحادیه اروپا مجبور شود. اگرچه اقتصاد یونان کوچک است – فقط ۲% از تولید ناخالص داخلی منطقه یورو – اما پیامد خروج آن و نتایج اجتناب ناپذیر آن، فراتر از مرزهای یونان میرود. یورو را به مثابه یک کل، بی ثبات میکند و زمینه را برای حتی یک بحران بزرگتر فراهم میکند. بحرانی که کشورهایی چون ایتالیا و اسپانیا را درگیر میکند.

منطقه یورو همین حالا هم با فشار تورم روبروست. استراتژیت های سرمایه میترسند که چنانچه تقلیل قیمت ها گریبان اقتصاد اروپا را بگیرد، آغازگر یک مارپیچ رو به پائینی شود که خروج از آن میتواند برای آنها مشکل باشد. این امر تصمیم اخیر بانک مرکزی آلمان را برای اتخاذ تسهیلاتی در چاپ پول توضیح میدهد. این تسهیلات در تلاش نومیدانه ای جهت متوقف ساختن سقوط اقتصاد به وضعیت رکود، صورت گرفته است. بحران در اروپا، به بهبودی ضعیف در دیگر نقاط دنیا، بخصوص آمریکای شمالی، پایان می بخشد. این امر را نیز توضیح میدهد که چرا اوباما و نخست وزیر کانادا به مقامات اتحادیه اروپا فشار می آورند تا به نوعی از مصالحه با یونان دست یابند. آنها می ترسند که گشایش در بحران یونان و آنهم درست در زمانی که رشد اقتصادی این قدر شکننده است، عواقب جدی ای برای اقتصاد دنیا داشته باشد.

مشکلی که مقامات اتحادیه اروپا با آن روبرو هستند این است که هر امتیاز قابل توجه به یونان، به مثابه چراغ سبزی به پرتقال، اسپانیا و ایتالیا و دیگر کشورهای عضو دیده خواهد شد تا آنها هم درخواست امتیازات نمایند. ما در اسپانیا برآمد درخشان ضدیت با سیاست ریاضت کشی حزب پودوموس را دیده ایم. هر امتیاز جدی به دولت سیریزا، پودموس را که میتواند در انتخابات عمومی آینده در اسپانیا پیروز گردد، قدرتمند میسازد.

چنانچه تروئیکا به یونان اجازه پیگیری برنامه احیای حداقل دستمزد، ممنوعیت تصرف مسکن، استخدام دوباره کارمندان و غیره را بدهد، تأثیر آن بر روی افکار عمومی در این کشورها عظیم خواهد بود. مردم به درستی می پرسند اگر یونان توانست سیاست ریاضت کشی را متوقف سازد، چرا ما نتوانیم. و پاسخ روشن هم این خواهد بود: ما باید از دست احزاب راست گرای طبقه حاکمه که سیاست ریاضت کشی را به اجرا در میاورند، خلاصی یابیم و دولتی از نوع سیریزا انتخاب نمائیم.

یکی از وزرای دولت ایرلند اعلام کرده است که هر قرارداد تازه با یونان، باید همچنین در مورد ایرلند هم اعمال گردد. اگر قرار باشد تروئیکا به یونان امتیازات قابل ملاحظه ای بدهد، بعدا ناچار است که با مشکلات جدی بیشتری در اروپا برخورد نماید.

 

مصالحه دراز مدت ممکن نیست

سیپراس و واروفاکیس در هفته گذشته اظهارات جنجال برانگیری نموده اند که فشار طبقاتی مختلفی که آنها در آن قرار دارند را منعکس می کند. واروفاکیس گفت که رهبری سیریزا ۷۰ درصد از آنچه که با دولت ساماراس توافق شده بود را می پذیرد و همچنین اضافه کرد که معامله با نیروهای ارتجاعی "گاها ضروری" است.

سیپراس گفته است که یونان قصد دارد تعهدات خود را برآورده سازد و میخواهد در یورو و اتحادیه اروپا باقی بماند. سیپراس حتی قبل از انتخابات مقاله ای برای فاینانشال تایمز نوشت که در آن اظهار کرد: "دولت سیریزا به مثابه عضوی از منطقه یورو، به تعهدات خود مبنی بر حفظ یک بودجه متعادل احترام می گذارد و به اهداف کمیتی آن متعهد خواهد ماند."

این مثل این است که دایره را مربع بنماییم. اگر چنانچه یونان در اتحادیه اروپا و منطقه اروپا باقی بماند، مجبور به رعایت دستورات سرمایه اروپا خواهد بود.

بدهی های کلی یونان ٣۲۱ میلیارد یورو می باشد و از اتحادیه اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول (که به تروئیکا معروف اند) مبلغ ۲۴۰ میلیارد یورو تاکنون وام گرفته است. از زمانی که بحران شروع شد، بدهی های دولت از ۱۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی به حدود ۱٨۰ درصد افزایش یافت. در همین دوره، تولید ناخالص داخلی ۲۵ درصد سقوط کرد. یونان برای اینکه این بدهی ها را بپردازد، به سطح بالایی از رشد در سال هایی که در پیش است، نیاز دارد. امری که در هیچ زمانی از آینده قابل پیش بینی، قابل حصول نیست.

در مواجهه با عواقب گسترده تر وضعیت یونان در مقیاس اروپا و جهانی، امکان برخی از مصالحه های موقت در روزهای آینده وجود دارد. روز دوشنبه ما خواهیم دید که چه توافقاتی ممکن است، اگر چنانچه اصلا توافقی رخ دهد. یک طرح ۱۰ نکته ای توسط سیریزا ریخته شده است که شامل تقلیل رقم مازاد پیش بینی شده در بودجه اولیه ۲۰۱۵ از ٣ درصد به ۱.۵ درصد می باشد. دولت به رهبری سیریزا امیدوار است که در عوض طرح مصالحه، باقیمانده ۷ میلیارد یورو از بسته کمک مالی را از اتحادیه اروپا دریافت کند.

این مبلغ برای انجام تعهدات دولت تا ماه ژوئن کافی است. با این وجود، حتی در بهترین سناریو هم این امر فقط وضعیت اجتناب ناپذیر را چند ماهی به تعویق می اندازد. هرگونه مصالحه کوتاه مدتی که به شکل وام باشد، فقط یک فضای تنفسی کوتاه را ایجاد می کند که مذاکرات در آن، به سویی کشیده میشود که هر دو طرف قادر به رسیدن به یک مصالحه کلی نخواهند بود.

یک مصالحه کوتاه مدت و برخی از امتیازات از اتحادیه اروپا رد نشده است. اخبار امروز حاکی از این است که بانک مرکزی اروپا، با یک وام اضطراری ۵ میلیارد یورویی دیگری به بانک های یونان، بدهی های یونان را گسترش داده است. این وام، کل بدهی های یونان در چهارچوب کمکهای نقدینگی اضطراری را به ۶۵ میلیارد یورو میرساند و نشان میدهد که آنها نمیخواهند حل بحران بانکی در یونان را ببینند. بهرحال مشکل این است که هر روزه رقمی معادل ۲۰۰ تا ٣۰۰ میلیون یورو از بانک های یونان نقد میشود. اگر در روز دوشنبه به توافقی دست یافته نشود، ترس از اینکه این چنین برداشتی به شدت افزایش یابد، وجود دارد.

این نشان میدهد که چقدر بحران عظیم است و حتی توافق بر اقدامات موقت متوقف کننده خلاء هم، مشکلات بنیادی را حل نخواهد کرد. واقعیت این است که بدهی های یونان قابل پرداخت نیست و هیچ مانوری هم نمیتواند از آن فرار کند.

طلبکاران حاضر نخواهند بود از طلب خود چشم بپوشند. آنها هم اکنون طرح گذشته "کاهش" در بازبرداخت را پذیرفته اند. به همین جهت، تا زمانی که یونان در دایره اتحادیه اروپا و یورو باقی بماند، تحت فشار تحمل ناپذیری قرار خواهد گرفت تا منابعی برای بازپرداخت بدهی ها و بهره آن بیابد. این به معنای ریاضت کشی بیشتر است و نه کمتر.

 

قاطعیت کارگران یونان

مردم یونان به هر حال به پایان بخشیدن سیاست ریاضت کشی رأی دادند و حاضر نیستند از هیچ کاهش بیشتری در استاندارد زندگی شان صدمه ببینند. هفته قبل زمانی که دهها هزار نفر در مقابل مجلس در حمایت از دولت جمع شدند، این امر نشان داده شده است. توده ها بی عمل نمی نشینند. آنها بطور فعالانه ای از آنچه که بعنوان دولت می بینند، حمایت خواهند کرد.

انتخاب سیریزا، و بالاتر از همه آن گونه ای که سیپراس محکم بر روی تعهداتش ایستاده است، روحیه ها را در یونان دگرگون کرده است. احساس اعتماد به نفس رو به رشدی بوجود آمده است. برخی از اقداماتی که اعلام شد، تأثیرات قدرتمند سمبلیکی دارد. مانند استخدام دوباره نظافت چیان وزارت دارایی که مبارزات قهرمانانه ای در دفاع از شغل هایشان نثار کردند، و تأسیس مجدد تلویزیون دولتی ای آر تی که گارگران آن، ساختمان این رسانه را زمانی که از سوی دولت پیشین بسته شده بود، اشغال کردند و غیره.

اظهارات و تصمیمات تحریک آمیزی که توسط مقامات اتحادیه اروپا، بانک مرکزی اروپا، کمیسیون اروپا و غیره صورت گرفت، یک حس موجهی از خشم را در یونان ایجاد کرده است.

انتقال این روحیه به درون یک جنبش سازمان یافته ضروری است. در هر محله و در هر محل کاری باید کمیته های متحد اقدام علیه ریاضت کشی و علیه اخاذی تروئیکا، بوجود بیاید. مردم کارگر باید بسیج شوند تا اطمینان حاصل شود که دولت هیچ گونه امتیازی به تروئیکا نخواهد داد. کارگران باید انجام کامل برنامه ای را که سیپراس به درستی اعلام نموده بود، مطالبه کنند.

در این نبردها، کارگران یونان فقط میتوانند به نیزوی خود و به نیروی برادران و خواهران هم طبقه ای خود در بقیه اروپا اعتماد کنند. هیچ مقداری از ترفندهای مذاکره هوشمندانه و مانور لغوی قادر نیست این واقعیت اساسی را تیره نماید که مطالبات انتخاباتی سیریزا، در تضاد کامل است با مفاد تفاهم نامه تحمیلی توسط تروئیکا و سیاست ریاضت کشی.

همزمان با این، هر خبری از سوی وزرای سیریزا مبنی بر اینکه آنها برنامه خود را به اجرا درخواهند آورد، در واقعیت امر با اعلام جنگ از سوی سرمایه داران روبرو شده است. همانگونه که دیده ایم، از آن زمانی که انتخابات جدید در دسامبر اعلام شد، در واقع یک حرکت آرامی در بانک ها در جریان است. فقط در ژانویه ۱۱ میلیارد یورو از بانک ها نقد شد.

بازار بورس، در پاسخ به اطلاع از اینکه آیا دولت به تروئیکا امتیازاتی میدهد و یا ایستادگی می نماید، هر روزه نوسانات شدیدی را تجربه می کند. بازار بورس در مجموع از زمانی که انتخابات اعلام شد، ۲۰ درصد از ارزش خود، و عمدتا در سهام بانکی را از دست داده است. این امر ثابت میکند که حتی فراتر از مذاکرات بروکسل، فضا برای مانور این دولت، فوق العاده تنگ است.

گرایش بین المللی مارکسیستی در همبستگی با مردم یونان بر علیه گرگ های اتحادیه اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول ایستاده است. آنچه ما به سیپراس می گوییم این است: "برنامه تسالونیکی را به پیش ببرید".

بعلاوه، ما همچنین توضیح میدهیم که منابع مالی پیشبرد آن برنامه، باید پیدا شود. شما نمیتوانید بر روی اتحادیه اروپا حساب باز کنید که کمک مالی لازم را تأمین کند. هر مبلغی که بدهد، به بندهایی متصل است. اما ثروت آنجاست: در دست الیگارش های طبقه سرمایه دار که بیشتر از آنچه که برای رفع نیازهای اجتماعی مردم لازم است، دارا می باشند. همزمان با این امر، مقابله با جنگی که توسط سرمایه داران از طریق فرار وسیع سرمایه براه افتاده است، ضرورت فوری می یابد.

به همین جهت برنامه تسالونیکی فقط از طریق سلب مالکیت از کمپانی های بزرگ و منافع سرمایه داری میتواند به پیش برود. وقتی دولت سیریزا این ثروت را در دست خود داشته باشد، همه رفورم هایی که قول داده است را میتواند تأمین مالی کند.

 

همبستگی بین المللی

کارگران یونان در مبارزات خود تنها نیستند. چشمهای کارگران اروپا بر روی یونان دوخته شده است. کارگران اروپا توقف سیاست ریاضت کشی را آرزو می کنند. آنها بطور غریزی از موضعی که رهبران یونان گرفته اند، جانبداری می کنند. در اسپانیا پدیده جدید پودوموس بوجود آمده است. اگر یونان نشان بدهد که سیاست ریاضت کشی میتواند متوقف شود، انعکاس عظیمی در سراسر اروپا خواهد داشت.

کاراتسافریس، یکی از سیاستمداران جناح راست بورژوازی یونان، در سال ۲۰۱۲ اظهار داشت که سیاست های تحمیلی مرکل به یونان، مرحله اولیه "انقلاب اروپا" را آماده خواهد کرد. وی سپس افزود که "یونان، انقلاب اروپا را شعله ور خواهد کرد".

آن سخنان البته امروز درست تر هستند. رهبری سیریزا دو گزینه در مقابل خود دارد. یک گزینه این است که به بازی خطرناک "لبه پرتگاه" دست بزند، خود را تا زمانی که ممکن است، در همان لبه پرتگاه حفظ کند و سپس تحت فشار اتحادیه اروپا خم شود، از مطالبات خود عقب نشینی کرده و به اقدامات سیاست ریاضت کشی توسط بورژوازی اروپا تن بدهد. چنانچه این گزینه را پیش ببرد، توده هایی که او را انتخاب کردند را مأیوس خواهد کرد و راه را برای سناریوی آینده باز میکند، سناریویی که در آن نیروهای ارتجاعی راست میتوانند باز گردند.

گزینه دیگر استفاده از مذاکرات برای افشای ماهیت اتحادیه اروپا درمقابل چشمان توده های یونان، و سپس پرداختن به انجام کامل برنامه تسالونیکی می باشد. این گزینه نیاز به لغو بدهی های خارجی و ملی کردن بانک ها و کمپانی های اصلی یونان دارد. امری که یونان را به هیچ وجه "منزوی" نخواهد کرد، بلکه آن را به یک فانوس دریایی و سرمشقی برای توده های اروپا تبدیل خواهد کرد.

 

منبع:   www.marxist.com

parvinashrafi@hotmail.com