تفاهم هسته ای ارتجاع اسلامی و 5+ 1

علیه درخواستهای دمکراتیک مردم! 05.04.2015 رضا باقری

تفاهم هستهای لوزان میان جمهوری اسلامی و کشورهای پنج به علاوه یک واقعه ایست که قبل از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد پایه ریزی شده بود. بیاد داریم که سیاستمداران آمریکائی که اکنون برخی از آنان مخالف حمله نظامی به ایران هستند ؛چگونه شبانه روز بر سر مردم بی پناه کشورهای مختلفی بمب های خوشه ای و با محتوی ذرات اتمی ؛ ریختند و فوج فوج زنان ؛کودکان و پیرو جوان را زنده زنده سوزاندند و خانه خراب کردند. آنان نه به تظاهرات میلیونی مردم جهان و نه به قطعنامه های مجامع بشر دوست که بر علیه جنگ و گلو پاره میکردند؛ توجه نکردند . کشتار صدها هزار نفری و آوارگی میلیونی مردم در سوریه که ناشی از سیاست گذاری های همین سیاستمداران است را میبینیم و با پوست و و جان خود درد سربریدن ها در آتش سوختن ها و اسارت زنان و کودکان را احساس میکنیم. اکنون میبینیم که میلیاردها دلار جنگ افزار فرسوده که در انبار کارخانجات نئولیبرالها بود باقیمت های گزاف به رژیم های سرسپرده فروخته میشود. و سرکوبگران هم هیچگونه ترس و نگرانی از اینکه آینده دیگری غیر از آنچه که فکر میکنند اتفاق خواهد افتاد؛ ندارند. درجه شجاعت سربازانشان را با میزان آدم کشی هایشان پاداش دادند.اگر اکنون قلم را بدست بگیریم و محاسبه کنیم متوجه خواهیم شد که در کنگو ؛ ویتنام ؛ کوبا ؛ کره و صدها کشور دیگر جهان ؛ میلیونها انسان نگون بخت به دست همین سیاست مداران و اجدادشان کشته شده اند و ثروت های آنان سر از جزیره های شادی در اقیانوس کبیر و اطلس و یا نقاط پر امنیت جهان سر بر آورده اند . بواقع میزان کشتار انسان ها توسط سیاست گذاران سیستم های سرمایه داری پیشرفته در جهان بسیار بیشتر از آماری است که به هر رژیم ضد دمکراتیک دیگری تعلق دارد.

اما چگونه است که اینان اکنون لباس خونین خود را بسرعت تعویض کرده و دست دعا بسوی آسمان ملاها بلند میکنند و چهره رنگ پریده اشان را با سرخاب های گرانقیمتی که دیگر مردم عادی برای خرید آنان پولی در بساط ندارند قرمز میکنند تا بیشتر از این آبروی بر باد رفته اشان نزد اقشار ریخته نشود.

فرق امروز با دیروز چیست ؟ آیا عقلانه است ؛ وقتی فکر کنیم اینان دیگر انسان شده اند و دست از جنایات خود برداشته و مصمم به سوی آینده ای تابناک برای بشریت قدم برمیدارند!!!!!!!؟

این سیاستمدارن کهنه کار از یک سو عربستان را مسلح میکنند و از سوی دیگر اختلاف شیعه و سنی را در تبلیغات خود میدمند . آنان در راستای سیاست های خود هرگز ا شکست نخورده اند و کوشیده اند زمینه را بوجود آوردند که کشورهای درگیر را مبتلا به میلیتاریسم برای سرکوب مردم و مردم را مبتلا به مصرف اجناس بنجلی که برایشان ارسال میکردند ؛بنمایند. از شاخ آفریقا تا شرقی ترین جزایر نیوزلند تا جنوبی ترین دهکده های شیلی و آن ساکنین خانه های یخی قطب شمال را به کمترین محصولات خود محتاج کردند . تا جائی که این خریداران بیکار نه قادر به پرداخت بدهیهای خود شدند و نه قادر به خرید از دلالان سرمایه داران جهانی.

آنان بر اثر سالیان دراز چپاول و سرکیسه شدن دیگر آهی در بساط برایشان نمانده و دیگر نمیتوانند در ازای دریافت وامهای با بهره سنگین به زندگی مقروض خود ادامه دهند. حال اربابان پول با تشکیل جلسات 25 کشوره یا 20 کشوره یا خصوصی ؛ سعی در رسیدن به راهی دارند تا دوباره رؤیای گذشته را بازسازی کنند . اینبار هم همانند گذشته همه سعی بر این است که هیچگونه فشار ی ناشی از کم پولی مردم بدوش سرمایه داران آزاد وارد نشود؛ بلکه با پرداخت وامهای های کلان به آنان ؛برای مانورهای غیر انسانی ؛از یکسو میزان دریافت های مالیاتی را به مردم فقیر تحمیل کنند و از سوی دیگر چرخه اقتصادی کاغذی سرمایه داران هالیود و سانفرانسیسکو ؛ اروپائی و آسیائی را به هرشکلی از خطر نیستی رها سازند.

تا دیروز جنگ تاکتیک اصلی در ایران بود. تا با وارد کردن رژیم اسلامی به جنگ منطقه ای بزرگ کار خانه های تسلیحاتی خود را رونقی بیشتر بدهند. از آنجا که نیروهای مترقی و بشر دوست در ایران همواره مخالفت خود را با دخالت نظامی و ضدیت خود را کماکان با رژیم سرکوبگر اسلامی ابراز کرده اند . بکار گیری این سیاست با تردید های مشخصی روبرو بود. اکنون در شرایط کنونی و شاید تا فردا صبح؛ از تاکتیک مذاکره استفاده میکنند تا همان استراتژی را که با توسل به جنگ دنبال میکنند؛ دنبال کنند. چرا که جامعه ایران تشنه سرمایه گذاری های هنگفت است و زمنیه های تاراج اموال مردم بسیار مهیاست.

آنها مطمئنا در شرایط جدید و در زمانی که اکثر قاطع مردم جهان در فقر زندگی میکنند ؛ نخواهند توانست با توسل به هر نیرنگی بازار جدیدی برای تولیدات خود ایجاد نمایند. استفاده از حربه مذاکره ؛خصوصا با رژیمهای بغایت ارتجاعی و آنان که در زمره سرکوبگری مردم شهره جهانی دارند میتواند یکی از راه های تامین راه های رسیدن به استراتژی سرمایه آزاد جهانی باشد .با این حربه میتوانند بازارهای داغی را برای خود احیا نمایند.از این روست که گفتگو با رژیم اسلامی را در برنامه های کوتاه مدت خود قرار داده تا از این طریق نه تنها سیاست اقتصاد غیر انسانی خود را در کشورهای منطقه تحکیم بخشند ،بلکه زمینه ای بسیار مساعد تر برای افتتاح یک مسابقه تسلیحاتی جدید را فراهم آورند . در همین رابطه بود که کاندولیزا رایس در زمان وزارتش در امور خارجه آمریکا در پاسخ به خبر نگاری که نظرش را درمورد پرتاب موشکی جدید ایران پرسیده بود گفته است: "ببینید، ایرانی ها دائم چیزهایی پرتاب می کنند. من امیدوارم که آنها در عوض تلاش کنند در جهت کاهش انزوای خود در نظام بین المللی بکوشند. وی افزود که "من فکر نمی کنم هیچ کسی در مورد توازن قدرت در منطقه خلیج (فارس) دچار سوءتفاهم باشد و به خریداری سلاح از سوی عربستان سعودی و امارات متحده عربی از آمریکا اشاره کرد"

اتخاذ سیاست جدید توسط کشورهای قدرتمند جهان پرواضح است که نه بخاطر ترس از رژیم اسلامی و نه از موضع ضعف بلکه با بینشی باز و بخاطر وجود وضعیتی بحرانی در تجارت جهانیست.

اما برای توجیه این سیاست دست به تهیه نظریه های و دادن رهنمودها زده و من باب مثال اعلام کرده اند که "ایران قصد محو کردن اسرائیل از صحنه روزگار را ندارد و هر موافقت مورد قبول فلسطینیان با اسرائیل را می پذیرد". سیاست "تبلیغ دموکراسی" آمریکا نمی تواند دموکراسی واقعی را در ایران برقرار کند. آنان با چنین توجیه گریهائی قصد دارند علارغم مخالفت های درونی که از سوی نیروهای دمکرات و مترقی سنگر هائی برای مقابله با اتحاد هر دو ارتجاع جهانی و اسلامی ؛ ایجاد شده است؛ زمینه های لازم جهت سازش که مطمعنا بر علیه درخواستهای دمکراتک مردم است ؛ قدمهای سنگین تری بردارند. بر همین منوال است که میتوان اطمینان بیشتری پیدا کرد که رژیم خود را برای سرکوبی بیشتر از پیش آماده میکند. این سرکوبها مثل همیشه بر علیه شرارت ها و بی بندو باری هاست .

رژیم های متکی به سرنیزه همواره مدعی هستند که از حقوق شهروندان خود در مقابل شرارت ها دفاع میکنند. این انسانهای شرور در درجه اول کسانی هستند که بر خلاف آنچه که آنان میگویند؛ عمل میکنند . جوانان را به جرمهای مختلف در زندانها نگاه میدارند؛ اجیرشان میکنند ؛ کاخهایشان را با دستان آنان بنا میکنند؛ زندانها را با استفاده از فکر و بازوی آنان گسترش میدهند؛ از سودهای باد آورده اشان باریکه ای به محرکین اصلی اقتصاد پرداخت میکنند. هر گاه نیاز باشد و سیاستهایشان مورد مخاطره قرار گیرد؛ برای توجیه جنایات خود آنان را به پای صندوق های رأی آورده و درصورت لزوم در تظاهرات ساختگی به نفع خود به خیابانها میکشانند؛ زیرا میخواهند وجود دو طبقه را از هم تمیز دهند؛ یکی باید کار کند و اسیر باشد ویکی باید در رفاه و فخر فروشی بر دیگران زندگی کند.

آنان خودشان از شنیع ترین کلمات و بهترین نعمات خدادادی برای ادامه حیات ننگینشان سود میجویند. اما قشر تولید کنند برای زندگی بخور و نمیر خود تن به فحشا میدهد؛ بدلیل نا بسامانیها و بی آیندگی خود در چنین جوامعی در مجاورت با رسوبات ضد انسانی این سیستم ها ؛چون اعتیاد ؛ در این دام گرفتار میشوند؛ نه تنها خود بلکه خانواده شان را در فقری خانمانسوز قوطه ور میسازند.اینان اگر امکان بسیار اندکی جهت ایراد نام آزادی بیابند؛ به زندان میروند و نام اوباش و مفسد اجتماعی را هم با خود یدک میکشند.

اینها ترسیم واقعی منجلابی است که تا کنون رژیم اسلامی ؛ برای مردم ایران برنامه ریزی و با جدیت دنبال کرده است .با نگاهی به آمار سرکوب های رژیم متوجه میشویم هر دم بر تعداد زندانها , زندانیان و زندانبانان افزوده شده ودر جامعه بشدت غیر دمکراتیک ایران صدای سرد اعتیاد با روزه خوانی های مرگ آور رژیم اسلامی همنواست. نا برابری های اجتماعی و خصوصا نابرابری زنان و مردان در این رژیم سرکوبگر با تفاهم اتمی با کشورهای بزرگ از بین نخواهد رفت.

خواست مردم رفع تمامی نابرابری های اجتماعی؛ سیاسی و اقتصادیست که رژیم کنونی قادر به بر آورده کردن آن ها نیست چرا که خود جزی از نابرابری هاست.