اروپا حاضر است یونان را بکشد تا "تینا" زنده بماند

 

 

 

میکال روزورسکی

برگردان : پروین اشرفی

 

 

پیام "آلترناتیوی وجود ندارد" از سوی اتحادیه اروپا ثابت میکند که هدف ریاضت کشی تنبیهی، سیاسی است و نه اقتصادی.
یونان به دنبال چهار ماه فشار بی امان از سوی طلبکاران، اتمام حجت اروپا را با یک سری از امتیازات پاسخ داد. معامله کنونی ای که در حال وقوع است، یک هدف سیاسی ظالمانه را که به آن جامه اقتصادی پوشانده شده است، افشاء مینماید.
هدف این پروژه این است که از یونان یک سرمشق بسازد و ریاضت کشی را بعنوان تنها گزینه در درون اروپای متحد شده توسط منافع نخبگان، تقویت نماید. اجلاس های اضطراری، طرح های پیشنهادی دوئلی، قطره هایی از سیستم پشتیبانی بانکی و اخطارهای عقب نشینی، همه آنها یک پوشش اقتصادی برای اهداف در نهایت سیاسی، ایجاد می کند.
آخرین "مصالحه" پیشنهاد شده دیروز توسط حزب در قدرت سیریزا را در نظر بگیرید. یک مبلغ 8 بیلیون یوریی، طرح اقدامات ریاضت کشی بیشتر را برای یکسال و نیم آینده ارائه میدهد. این اقدامات به 1.5 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 2015 و تقریبا 3 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 2016 میرسد. اروپا به جای موافقت برای رشد و یا حتی ثبات، ریاضت کشی بسیار دردآور تری را تحمیل می کند که برای یونان فرار از رکود بزرگ قرن بیست و یکم را بسیار سخت تر مینماید. جان کلود یونکر، رئیس کمیسیون اروپا میگوید علیرغم وجود افزایش امتیازات "الآن وقت آن نیست" که در مورد کاهش بدهی صحبت شود. این یک عمل ویژه سیاسی در مورد بدهی یونان است و نه اقتصادی. زمان مناسبی از نظر اقتصادی نیست که در مورد بدهی یونان بحث شود، زیرا یونان مدتهاست که قادر به بازپرداخت بدهی های خود نیست، اقساط بدهی های آن توسط تغذیه قطره ای قراردادهای پی در پی ریاضت کشی همچنان در جریان بود. از نظر سیاسی هیچوقت زمان مناسب نیست، زیرا هر کدام از این قراردادها، ریاضت کشی را بعنوان تنها آلترناتیو ممکن حفظ میکند.
البته بودند گزینه هایی که از بحران انسانی و اقتصادی جلوگیری کند. بحرانی که یونان را به دنبال بحران اقتصادی جهانی سال 2008 در خود فروبرد. در زمینه سیاسی البته احتیاط های نظری ناب وجود دارند.
برای مدت های مدیدی آشکار است که یونان ورشکسته است و قادر به بازپرداخت بدهی های خود نیست. حتی صندوق بین المللی پول ، یعنی یک سوم تروئیکا، این مسئله را حداقل از سال 2013 آشکارا به رسمیت شناخته است. گزینه کاهش بدهی یونان، شامل یک کاهش بزرگتر در طلب وام دهندگان یا کاهش نرخ سود از سوی بانک مرکزی اروپا بود. جف اسپروس و جی دابلیو میسون به این نکته در
The Week به خوبی می پردازد و این امر را برجسته میکند که چگونه یونان برای مجازات سیاسی برگزیده میشود.
در کنار نیروهای سیاسی به صف در آمده برعلیه آنها، روشن بود که بیشترین کاری که بخش عظیمی از سیریزا به همراه وزیر دارایی آن یانیس واروفاکیس (که عضو سیریزا نیست) میتوانند ابتدئا انجام بدهند نجات سرمایه داری در خود یونان است. به این منظور، آنها اقداماتی را پیشنهاد کرده اند که یونان را برای تقویت سرمایه گذاری، کارآمدتر مینماید. این امر در هر قدمی توسط نهادهای اروپا کم اهمیت جلوه داده شد، علیرغم این واقعیت که بخش قابل ملاحظه ای از درآمد مالیاتی بطور معمول در یونان جمع آوری نمیشود و ثروتمندان، توانایی خود را در خودداری از پرداخت مالیات آشکارا به رخ میکشند.
امروز، اروپا میتواند رسما فقط از ریاضت کشی دفاع نماید. پیشنهادهای گسترده سیریزا به چانه زنی ای کشیده شد که حاصل آن فقط یک ریاضت کشی سوسیال دموکرات معتدل یا "چپ گرا" می باشد. در حالیکه آخرین طرح های پیشنهادی شامل برخی از مالیات های لوکس مانند افزایش جزئی مالیات بر شرکت های سرمایه داری و کاهش در هزینه نظامی است، دو سوم از پولی که جمع آوری شده است حاصل افزایش مالیات
VAT و رفورم های بازنشستگی است که همگی را دربر میگیرد و البته هردوی آنها هم باید طوری انجام گیرد که تأثیر آنها بر فقیرترین مردم را محدود کند.
اما حتی این پیشنهاد هم ظاهرا کافی نیست : فقط زمینه ای است برای مذاکراتی که این هفته در پیش است، یعنی انتظار سازش های بیشتر از سوی دولت یونان و درد بیشتر برای مردم یونان. اروپا هر گونه ریاضت کشی را نمیخواهد، بلکه طالب یک ریاضت کشی تبهکارانه راست گراست که بر مردم آسیب پذیر ضربه میزند هیچ صحبتی از مسئله مهم عدم توانایی بازپرداخت وام در میان نیست تا یونان همچنان به سرمشقی برای دیگران باقی بماند. در مواجه با این امر، بحث نجات سرمایه داری یونان در درون نهادهای موجود در اروپا، به افزایش بررسی در درون سیریزا نیز منجر شده است. سخت گیری های نخبگان برای اینکه از یونان یک سرمشق بسازد، شدیدا به این منجر شده است که اعضاء سیریزا، از جمله نمایندگان پارلمان، به جای اینکه به یک گسست از نهادهای اروپایی فراخوان بدهند، اکثر نقطه نظرات را به حال خود رها می کنند.
متأسفانه دعوت آنها در بقیه اروپا پاسخ داده نشده است. قرارداد در حال مذاکره در این هفته، نشان میدهد که چقدر آلمان و اقمار آن قادر هستند شرطشان را دوبرابر کنند. آلمان بدون فشار چپ و کارگران در خود کشور، به شدت آزاد بوده است تا یک استراتژی حداکثر تنبیهی را دنبال کند. دولت های فنلاند، اطریش و کشورهای طلبکار کوچک تر در اروپای مرکزی و شمالی نیز قادر گشته اند محکم پشت آلمان بایستند بدون فشار داخلی از سوی چپ های خود.
از سوی دیگر دولت های کشورهای بدهکار دیگر مانند اسپانیا و ایرلند نیز به همان میزان در مورد یونان تنبیهی رفتار کرده اند. زیرا آنها از هر گونه امیدواری به اپوزیسیون ضد ریاضت کشی در کشور خودشان وحشت دارند. البته اپوزیسیون هیچ جایی خارج از یونان، موانع را به کنار نزده است. حتی اسپانیا به نظر میرسد در انتخابات اواخر سال در چنگال احزاب قدیمی باقی بماند.   
گذشته از چانه زنی های رسمی در مورد طرح های پیشنهادی، سیاست ریاضت کشی در تلاش است تا کارگران سرتاسر قاره قدیمی را تقسیم کرده و آنها را تسخیر نماید. در اروپا، جائیکه نخبگان در تلاش هستند دستمزد و رشد درآمد را در همه کشورها محدود نمایند، رویاهای نئولیبرال افراد و ملیت های درگیر در یک جنگ مداوم همه بر علیه همه، شکوفا شده است.
ریاضت کشی تنبیهی، دولت های سرتاسر قاره و طیف های سیاسی آنها را با هم متحد کرده است در ضمن اینکه به تقسیم آنهایی که ممکن است خواهان پیگیری یک پروژه مشترک اروپایی برای عدالت اجتماعی باشند، مشغول است. کافی است سیریزا از باج خواهی کنونی امتناع ورزد. اما اگر توافق کنونی پیش برود، ماه های آینده شاید بسیار مهم تر از ماههای پس از ژانویه باشد.
وجوهی را که یک توافق آزاد میکند، چندین ماه دوام می آورد. بحران بعدی در راه است، اما نیروهای یونان و متحدان آن در اروپا، در نبود "مذاکرات" مستمر، مقداری وقت خواهند داشت برای دوباره گردهم آمدن و تجدید مبارزه برای زندگی ورای پروژه نئولیبرال اروپا که فسادشان در خطه جنوب شرقی بهتر قابل دیدن است.
برای این کار، باید به درس های اجتناب ناپذیر از ماه های پیش پرداخته شود : قصور در تأمین همه چیز به جز ریاضت کشی خفیف تر، واقعیت اینکه نخبگان اروپا در خواسته هایشان برای تنبیه کشور کوچکی مانند یونان متحد شده اند تا نئولیبرالیسم را در کل قاره تثبیت کنند، و ناتوانی متحدین چپ در کشورهای طلبکار در گذر از موانع و تدارک سطح وسیعی از همبستگی.

* تینا =
There Is No Alternative شعار مارگارت تاچر بود.
منبع :
https://ricochet.media/en

parvinashrafi@hotmail.com