http://www.kanoonm.com/2246

بازخوانی یک اعتصاب

اعتصاب کارگران نفت1357

بخش اول

به مناسبت روز ملی شدن صنعت نفت و در آستانه عقد قراردادهای جدید با شرکت های بزرگ نفتی پس از "برجام"

هاله صفرزاده

 

یکی از بزرگترین اعتصابات کارگری در ایران، در پنجاه سال اخیر، اعتصاب کارگران نفت در سال 1357 است. اعتصابی که به قولی کمر رژیم شاه را شکست و یکی از عوامل اصلی سرنگونی رژیم سلطنت برشمرده می شود.

درکتابخانه شرکت نفت، اسنادی از این اعتصاب وجود ندارد یا اگر هم هست در دسترس عموم قرار داده نمیشود. به دلیل اهمیت این اعتصاب در این مختصر مروری کوتاه خواهیم داشت بر چگونگی این اعتصاب با استناد به مدارک و خبرهای منتشر شده در نشریات آن زمان، کتاب "اسناد لانه جاسوسی شماره 66، "اعتصاب در صنعت نفت ایران"، و مصاحبه های کارگرانی که در جریان این اعتصاب بودند.

مروری بر تجربه، نشان میدهد که چگونه کارگران میتوانند از خواستهای اقتصادی عبور کرده به خواست های سیاسی برسند. کارگرانی که ابتدا همراه با اعتراضات مردم در سال 1357 اعتصابات صنفی و اقتصادی را آغاز کردند و در ابتدا خواسته سیاسی نداشتند اما به تدریج که مبارزات سراسری مردم اوج گرفت و خواهان تغییرات اساسی در روند سیاسی کشور شدند، آنان نیز خواستهای خود را گسترش داده و لغو حکومت نظامی، آزادی زندانیان سیاسی و... را خواستار شدند.

تجربه این اعتصاب نشان می دهد که اگر حرکت کارگران برای خواست های صنفی منجر به همبستگی بیشتر آنان نشود، نتایج ملموسی نخواهد داشت. این اعتراضات نشان داد که اولین خواسته های صنفی که پس از سال ها دیکتاتوری برای رسیدن به حق و حقوق خود به وسیلهی کارگران انجام شده، آنان را به نزدیکی هر چه بیشتر با یکدیگر سوق داد و در نتیجه هماهنگی میان کارگران و خواست های عمومی جامعه روز به روز بیشتر شد تا آن که کارگران شرکت نفت به عنوان ستون اصلی سرنگونی رژیم شاه نقش خود را ایفا کردند.

در همین جا لازم به ذکر است که ملی شدن صنعت نفت نیز اولین بار در سال 1325 از طرف کارگران و فعالان کارگری این صنعت و در اعتصابات سراسری شرکت نفت مطرح شده بود و سپس این امر به وسیله ی سیاست مداران مستقل آن دوره پیگیری شدتا در نهایت ملی شدن صنعت نفت به سرانجام رسید.

***

اعتصاب ها از تابستان 57 آغاز شده بود، اما پس از 17 شهریور شدت یافت. این رشته از اعتصاب ها با هدایت کارگران آگاهی شکل گرفت که کمیته های مخفی اعتصاب را شکل داده بودند که توسط برخی از اعضای سندیکای کارگران شرکت نفت تشکیل شده بود. سابقهی سندیکای کارگران شرکت نفت به سالهای اولیه دهه ی 50 برمی گردد. (1)

خسروشاهی(2) در مورد شروع اعتصاب کارگران شرکت نفت چنین می گوید:

" روز اول فروردین 57 من به همراه تعداد زیادی از دوستان زندانی سیاسی از جمله عزیز یوسفی آزاد شدم به خانه که رفتم یه عده ای از دوستان کارگر شرکت نفت تهران به خانه من آمده بودند.

سال 53 وقتی ما دستگیر شدیم سندیکا را منحل کردند و اجازه ندادند تا تشکیل شود منتهی در سال 55 با فشار کارگران دوباره انتخابات برگزار کردند و عده ای انتخاب شدند.همین منتخبان سندیکا بودند که بعد از آزادی به خانه من برای دیدار آمده بودند و همین ها هم در کمیته مخفی بودند. این کمیته اعتصاب مختص به تهران بود و هنوز سراسری نشده بود... کمیته اعتصاب هفت نفر بود. بعدها که پس شهریور 57  کارمندان به اعتصاب پیوستند و کارگران نفت خوزستان هم به اعتصابیون اضافه شدند ، یک کمیته سراسری اعتصاب به تعداد 14 نفر تشکیل شد... در کمیته اعتصاب چند نفر هم بودند که عضو سندیکا نبودند ، ضمن اینکه همه اعضای مرکزی سندیکا هم  عضو کمیته مخفی نبودند. فقط سه چهار نفر از اعضای هیات مدیره سندیکا عضو کمیته مخفی بودند."

اولین اقدام کارگران نفت چادر زدن در مقابل شرکت نفت بود. این کارگران در 17 تیر 57 در نامه ای به مسوولین شرکت نفت نوشته بودند که مشکل مسکن دارند و تهدید کرده بودند که اگر به خواسته ی آنان رسیدگی نشود دو ماه بعد دست به این اقدام خواهند زد.

خسرو شاهی در این مورد چنین میگوید:

"روز 17 شهریور که روز قتلعام مردم در میدان ژاله تهران بود و خیلی سر و صدا بر پا کرد، مطابق با اتمام مهلت کارگران شد. منتهی کارگران به حکومت نظامی روز 17 شهریور توجهی نکردند و تعداد 200 نفر از کارگران همراه خانواده مقابل شرکت نفت چادر زدند. دو شب ماندند. چون حکومت نظامی بود، مسئول حکومت نظامی شهرری  که یک تیمسار بود به همراه چند کامیون و تانک به مقابل پالایشگاه آمدند و کارگران را تهدید کردند که اگر نروید ما حکم تیر داریم و شما را می زنیم. کسی توجه نکرد تا اینکه میله چادرها را کندند و سر خانواده ها خراب کردند و همه چادر ها را سوار ریو کردند و در شهر خالی کردند. این مسئله روز 19 شهویور بود که اعتصاب رسمی کارگران پالایشگاه تهران همان روز شروع شد.

برنامه این بود که صبح کارگران صبح می آمدند جلوی پالایشگاه جمع می شدند و وقتی همه جمع می شدند دوباره با اتوبوس به بهشت زهرا می رفتند و قبر می کندند و از آن جا شب به نقاط مختلف از جمله بازار ، دانشگاه ، وزارت نفت  و میدان فردوسی می رفتند و به حرکت اعتراضی مردم می پیوستند. "

در اولین سند از اسناد لاله جاسوسی که در کتاب شماره 66آمد به انفجار خط لوله اصلی ایران اشاره شده است که برای صدور گاز به شوروی کشیده شده بود و از بیدبلند تا آستارا ادامه داشت .

"بر اساس گفته مقامات شرکت های ژاپنی، امریکایی، انفجار گزارش شده در تاریخ سه شنبه 21 سپتامبر(اول مهر) در نقطه ای در مسیرخطو لوله واقع در 17 مایلی قم اتفاق افتاد. بنا به گزارش انفجار بک بخش 500 پایی خط لوله قطور را نابود کرد.

یک گزارش مطبوعاتی به نقل از سخنگوی شرکت ملی گاز ایران که نام او فاش نشد، تروریست ها را مسوول این واقعه قلمداد کرد. سولیوان در نامه ای دیگر مطرح کرد که انفجار یک بخش 7 متری لوله را در بر می گرفت. درجریان تعمیراتی که در مدت 48 ساعت طول کشید بیش از 70متر از لوله تعویض شد. شرکت ملی گاز ایران اظهار می دارند که انفجاز از خوردگی و تنش لوله ایجاد شده است.

خسروشاهی در خاطراتش چنین می گوید:

"... کارگران فقط در اعتصاب بودند و کارمندان و پالایشگاه کماکان کار می کردند... قبل از این کارگران در اعتصاب بودند و حرکت را پیش می بردند. در این فاصله چون ممکن بود به دلیل حکومت نظامی مانع از خروج کارگران از پالایشگاه شوند و به زور آن ها را مجبور به ماندن در پالایشگاه کنند، کمیته اعتصاب تصمیم گرفت که چند جایی از مسیر لوله نفت را در صورت لزوم منفجر کند.

 تماس هایی با چریک های فدایی گرفته شد و چند پمپ بزرگ و لوله هایی شناسایی شد که در صورت لزوم منفجر شود تا کار پالایشگاه بخوابد که اصلا این مسئله پیش نیامد. چرا که با کارگرانی که کارمند شده بودند توافق شد که یک روز  در رستوران با رسیدن جمع کارگران معترض که در پالایشگاه راهپیمایی می کنند با شعار کارمند کارگر پیوندتان مبارک به اعتصاب کارگران بپیوندند. که همین مسئله پیش آمد و کارگران در پالایشگاه برای اولین بار با شعار نفت رو کی برد آمریکا ، گاز رو کی برد شوروی ، مرگ بر حکومت پهلوی سرنگونی حکومت شاه را مطرح کردند. خیلی قبل تر از اعتراضات ماه رمضان. پس از خواست های اقتصادی که در 35 مورد مطرح شده بود ، کم کم کارگران به سمت اعلام خواست های سیاسی پیش رفتند و خواست سرنگونی حکومت شاه را با مرگ بر حکومت پهلوی مطرح کردند.

اعتصاب از مهر ماه ابعاد تازه ای یافت. کارگران شرکت نفت درتهران در اوایل مهر ماه کار را تعطیل کردند. اعتصاب به بخش اداری شرکت نفت هم سرایت کرد.

"مهرماه کارگران که راهپیمایی کردند و با این شعار به رستوران رسیدند ، کارمندان از رستوران بیرون آمدند و گل های باغچه ها را کندند و روی سر کارگران ریختند و کارمندان هم رسما به اعتصاب پیوستند. از فردایش پالایشگاه تهران به طور کلی تعطیل شد."( خاطرات خسروشاهی)

در این زمان سفیر امریکا در ایران اعتصاب کارگران نفت تهران را زیاد تاثیر گذار ارزیابی نمی کند.

" خیلی از کارگران روزمزد پالایشگاه تهران (کارکنان شرکت نفت و اسکو) تقریبا دو هفته در اعتصاب بوده اند. درخواست اصلی آنان حقوقی بالاتر و مسکن سازمانی می باشد. تاییر اعتصاب بر پالایشگاه تهران درست به میزان حوزه های نفتی در سطح حداقل بوده است."

آنان اعتصاب در خوزستان را مهم تر ارزیابی می کردند. در نامه های محرمانه سفارت امریکا به اعتصاب مهر ماه خوزستان اشاره شده است.

"بر اساس گفته مدیر یکی از شرکت های امریکایی که متعلق به کنسرسیوم می باشد، روز دوشنبه 25 سپتامبر (5مهر) کارگران روزمزد تمام تاسیسات تولیدی خوزستان و همچنین پایانه بارگیری خارک دست از کار کشیدند. بر اساس گفته نماینده شرکت درتهران اعتصاب با حدود 50 تا60 درصد کارگران روزمزد شروع شد و روز بعد به سطح صد درصد بالغ شد. نمایندگان وزارت کار، سندیکاها، کارگران روزمزد، اسکو (شرکت خدمات نفتی ایران) وشرکت ملی نفت ایران در 26 سپتامبر برای رسیدگی به وضعیت جلسه ای تشکیل دادند . سخنگوی کارگران روزمزد لیستی مشتمل بر 48 تقاضای غیررسمی به مقامات شرکت ارائه داد که در راس آن تقاضای 50درصد افزایش دستمزد قرار گرفته بود. تا آنجایی که ما اطلاع داریم شکایات عنوان شده منحصرا شامل تقاضاهای اقتصادی هستند و ظاهرا هیچ گونه مساله سیاسی وجود ندارد.

تولید به لحاظ بسته شدن دو منطقه کوچکتر 190 هزار بشکه در روز کاهش یافته است. بر طبق اظهار منبع شرکت فقط در ترمینال جزیره خارک مشکل ایجاد می شود چون در آنجا خدمات کارگران روزمزد هنگام بارگیری تانکرها مورد نیاز است. اسکو تلاش می کند برای ایجاد تخفیف در مشکل دو یدک کش قراردادی را به کار گیرد. بنا به گزارش نیروی دریایی ایران برای کمک به انجام عملیات در جزیره خارک پرسنلی را در اختیار اسکو و شرکت ملی نفت ایران قرار داده است. برکناری هوشنگ انصاری به اتهام فساد و ارتباط با بهایی ها قریب الوقوع است. (این نامه توسط کریستوفر نگاشته شده است.)"

خسروشاهی در مورد ارتباط کارگران نفت تهران و خوزستان چنین مینویسد:

"در خوزستان حرکاتی بود اما هنوز به اعتصاب کشیده نشده بود و حرکات جمعی بود. از این مقطع چند نفر از کارمندان هم به عضویت کمیته اعتصاب تهران در آمدند. از آن مقطع کارمندان هم در تمام اعتراضات کارگری شرکت داشتند. یک بار در تظاهرات اداره مرکزی که کارگران شعار مرگ بر شاه سر دادند، حکومت نظامی از بیرون به شیشه ها رگبار بست که یک نفر از کارگران کشته و یک نفر هم فلج شد. بعد از این در مهرماه در اداره مرکزی اهواز عده ای از متخصصین حفاری ها اطلاعیه ای مبنی بر قصد خود برای اعتصاب را پخش کردند و کارگران هم بابت آتش سوزی سینما رکس آبادان جریحه دار بودند."

در نامه ای که در 26 مهر سولیوان نوشته است جزییات بیشتری از شروع اعتصاب در خوزستان آورده شده است:

"گزارش در خصوص تاثیر اعتصابات بر عملیات شرکت ملی نفت ایران و اسکو منجمله تولید وعملیات ترمینال صادراتی خارک گزافه گویی شده است... اعتصابات روز 23 سپتامبر توسط تعداد کمی از کارگران روزمزد دراهواز شروع گردید و تدریچا گسترش پیدا کرد و تا دیروز تقریبا 90درصد کارگران روزمزد در اهواز ، آغاجری، گچساران در اعتصاب شرکت جستند. لیستی مشتمل بر 20 تقاضا منجمله حقوق و مزایا به مدیریت اسکو ارائه شد. در هر حال اسکو نقشی نسبتا خنثی در مذاکرات متعاقب ان ایفا نمود و مذاکره کنندگان اصلی وزارت کار شرکت نفت و سندیکاها و نمایندگان غیررسمی کارگران روزمزد بودهاند ... چندین جلسه مذاکره برگزار شده است لیکن هیچ کونه نشانه ای از پیشرفت وجود ندارد. بنا به گزارش وزارت کار و شرکت ملی نفت ایران این موضوع را پذیرفته اند که فقط پس از آنکه اعتصاب غیر قانونی خاتمه پذیرد، هرچیزی قابل مذاکره است. ما اطلاع یافتهایم که مذاکره کنندگان دیروز تهدید مبهمی را علیه آن افرادی از کارگران روزمزد که تا ساعت 2 بعد از ظهر همان روز به سرکارهای مهم خویش بازنگردند اقامه نمودهاند. عده ی معدودی دیروز و امروز صبح دیر به سرکارهایشان آمدند ... اعتصاب تا کنون تقریبا تاثیری بر تولید یا صادرات نفت نداشته است و یک میدان کوچک (منصوری با ظرفیت 20هزار بشکه در روز و همچنین دو کارخانه نمک زدایی تعطیل، شده اند). در جزیره خارک عملیات به صورت عادی پیش می رود. اسکو دو یدک کش قراردادی داردکه در بحث و جدال های کارگری درگیر نمی شود. همان طور که وزارتخانه مطلع است تولید نفت و انجام عملیات درخارک کارگر زیادی لازم ندارد.. با وجود این تعمیر و نگهداری دچار نقص می شود. احتمال وقوع حوادث بیشتر است. حفاری های توسعه ای و فعالیت های مربوط به کار مجدد بر روی دکل ها متوقف شده است... همه منتظر هستندکه کارگران روزمزد به سرکارهایشان بازگردند. ؟ ( سند 2)

یکی از اولین خواسته های کارگران افزایش حقوق بود. این خواسته ای بود که دولت به خیال خود می توانست از آن طریق اعتراضات را خاموش کند. مذاکراتی میان دولتیان و اعتصابیون شکل گرفت.

"مذکره کنندگان از طرف دولت ایران و شرکت ملی نفت ایران قول افزایش فوری ده درصد حقوق را دادهاند و همچنین وعده دادهاند که چنانچه کارگران روزمزد به سرکارهایشان بازگردند تقاضاهای مربوط به افزایش حقوق اضافی حقوق یا بهبود بخشیدن به امور رفاه اجتماعی کارگران را مورد بررسی قرار دهند. از اول اکتبر این پیشنهاد مورد قبول واقع نشد و کارگران روزمزد همچنان در اعتصاب به سر می برند.

نکته جالب توجه دیگری در مورد مشکل کارگری اسکو این واقعیت است که دعوت به اعتصاب و مذاکره بر سر تقاضاهای کارگران روزمزد به وسیله کسانی انجام شد که هیچ گونه حق رسمی برای نمایندگی از جانب نیروی کارگری نداشتند. نمایندگان فعلی اعتصاب عنوان می دارند که نمایندگان انتخابی آنان (نمایندگان سندیکاهای فرمایشی و دولتی) خیلی سازشکار هستند و خواسته اکثریت غالب کارکنان اسکو را بیان نمی دارند. مقامات شرکت ملی نفت و وزارت کار به این گفته در ابتدا با این پیشنهاد پاسخ دادهاند که کارگران روزمزد برای انتخاب نمایندگانی جدید که دارای حق مذاکره بر سر شرایط عمومی استخدام باشند، از مراحل و روشهای انتخاباتی معمول استفاده نمایند. ظاهرا کارگران روزمزد بیشتر خیال دارند که بر شکایات فوری خود اصرار ورزند تا به انتخاب نمایندگان سندیکایی جدید بپردازند. (سند 3 / ده مهر 57 / سولیوان)

به تدریج خواست های سیاسی کارگران اعتصابی عیان تر می شود و به طور مشخص پایان گرفتن حکومت نظامی به سایر خواسته ها اضافه می شود. به همین ترتیب دولت نیز در می یابد که سیاست قبلی اش موفق نخواهد بود و تصمیم به اعمال خشونت بیشتر گرفت و این مساله را با سفیر امریکا در میان گذاشته بود. سولیوان مینویسد:

" دولت ایران و شرکت ملی نفت ایران دو هفته ی پیش به طور اساسی در مقابل تقاضاهای کارگران روزمزد اعتصابی شرکت نفت تسلیم شدند (که اساسا کارگران ساده و غیرماهر هستند) هر چند که اعتصاب هیچ گونه تاثیر به سزایی بر تولید نفت صادرات و پالایش و غیره نداشت. درحال یک اعتصاب خیلی جدی تر 4 شنبه گذشته یعنی 18 اکتبر درصد قابل توجهی از کارکنان ایرانی اسکو در اهواز و پالایشگاه شرکت نفت در آبادان شروع شد. کارمندان خواستار اضافه حقوق و مزایا معادل و یا بیشتر از مبالغی که به کارگران روزمزد داده شده است می باشند. کارمندان اعتصابی بخش نفت در لیست تقاضاهای اقتصادی خود درخواست پایان گرفتن حکومت نظامی را نیز اضافه کردهاند. اگر اعتصاب به مناطق و حوزه ها برسد (که محتمل به نظر می رسد) واگر تمام یا بخش اعظمی از کارمندان ایرانی در آن شرکت جویند ، تولید و صادرات به نحو جدی تاثیرخواهد پذیرفت. به گفته منابع ما درشرکت نفت، کارمندان ارشد و همکاران خارجی آنها در اعتصاب مشارکت نخواهند جست و همه چیز را به نحو نسبتا عادی فعال نگه داشته اند.

بر اساس سابقه تن در دادن به تقاضاهای چند هفته ی گذشته می توان به طور معقولانه ای نتیجه گرفت که دولت ایران و شرکت نفت اعتصاب کارمندان اسکو و شرکت نفت را با موافقت سریع با درخواست های آنان حل خواهند نمود. یکی از مقامات ارشد شرکت نفت به ما گفت این شناخت بوجود آمده است که اعتصابات (نه فقط در صنعفت نفت بلکه در کل اقتصاد) انگیزه عمدتا سیاسی دارند و سیاست برآورده ساختن تقاضاهای اقتصادی نمیتواند بیش از دوره ی کوتاهی آن هم به بهای بسیار زیاد آرامش را ایجاد نماید ... پیام روشن و صریحی که مقام شرکت نفت به ما داد این بود که شرکت نفت و احتمالا دولت ایران تصمیم گرفته اند تا نسبت به اعتصابیون خشن تر شوند ولی چگونگی آن روشن نیست." (سند 4/ 30 مهر 57/ 22 اکتبر)

در این دوره کارگران از شیوه های دیگرمبارزه نظیر کم کاری، تحصن کوتاه مدت نیز استفاده می کردند. این اعتراضات سیستم توزیع داخلی را دچار آشفتگی کرده بود.

زیرنویس ها:

 

1- خسروشاهی درمورد تشکیل اتحادیه(سندیکا)ی کارگران نفت در سال 57 و حضور موثر آنان در سرنگونی رژیم سلطنت چنین می گوید:

"قبل از سال 57" اتحادیه کارگری به اصطلاح روی کاغذ وجود داشت. یکی اتحادیه مرکزی ، اتحادیه پخش و اتحادیه انبار نفت نازی آباد که سه سندیکای موجود بودند و یک اتحادیه به اسم کارگران نفت تهران تشکیل داده بودند که فقط روی کاغذ ثبت شده بود و وجود خارجی نداشت . در سازمان کارگران (خانه کارگر فعلی) هم یک دفتر داشتند که همیشه درش قفل بود. ما آمدیم و با کارگران دیگر صحبت کردیم که بیایید یک اتحادیه از مجموع سندیکا درست کنیم. بنابرین آمدیم و در طی یک تلاش یک ساله طاقت فرسا در انبار نفت ری ، خط لوله مخابرات ، اکتشاف و استخراج و گاز سندیکا درست کردیم . وقتی این سندیکا ها درست شدند ما هم که در پالایشگاه تهران سندیکا درست کرده بودیم ، قرار شد جمع شویم و اتحادیه سندیکاها را تاسیس کنیم.

درست قبل از اینکه این مجمع عمومی را برگزار کنیم ، دستگیری های سال 53 اتفاق افتاد و ما رو به همراه پنجاه نفر از کارگران پالایشگاه دستگیر کردند. این پنجاه نفر را از هر گونه فعالیت اجتماعی ، کارگری مثل کاندید شدن برای سندیکا محروم کردند و از آن ها ضمانت گرفتند. در هفته های اول دستگیری ما ، ساواک سندیکا را منحل اعلام کرد.این باعث شد که اتحادیه سراسری شکل نگیرد.

2- یدالله خسروشاهی، یکی از بنیانگذاران اصلی سندیکای کارگران صنعت نفت در سال 1349، از سازماندهان مبارزات کارگران این رشته در دهه 50 و از رهبران اعتصاب بزرگ صنایع نفت کشور در پاییز سال 1357 بود که پس از انقلاب 57 از ایران خارج شد و در 15 بهمن 1388 در لندن درگذشت .

 

پایان بخش اول