19 اسفندماه در تاریخ مبارزه واعتراض معلمان ایران خواهد ماند!

 

معلمان وفرهنگیان سراسر ایران؛ پنجشنبه 19 اسفندماه را با اعتراض متحد ووسراسری خود ثبت کردند. گردهم آئی های اعتراضی معلمان در شهرهای تهران، مشهد، سقز، مریوان، سنندج، فردوس، شیراز، تبریز، رومشگان، چهارمحال بختیاری، اهواز، لردگان، کرمانشاه، رشت، خراسان رضوی، مازندران، زنجان، بجنورد، دهگلان، شهرکرد، بانه، اراک، بوشهر، قروه، الیگودرز، تربت حیدریه، خرم آباد، جزیره خارک، بندرعباس، کوهدشت، دیواندره، لامرد، شاهرود، همدان، یزد، زنجان، قروه، .... با شرکت هزاران معلم برگزار شد. حرکت اعتراضی معلمان پس آن صورت گرفت که آنها توانسته بودند با «کمپین بودجه عادلانه» ۱۴۰ هزار امضای معلمان را جمع آوری کرده و خطوط اساسی درخواست های خود را به مجلس ارائه دهند.

باتوجه به تحصن سراسری سوم اسفند، تجمع سراسری دهم اسفند و تجمع های همکاران اغلب استانها در اواخر اسفندماه سال ۹۳ و تجمع ۲۷فروردین، 17 اردیبشهت , 31 تیر و 16 مهرماه در سال ۹۴ و نظر به پیگیری تشکل های صنفی در سال 1395 و فعالیت های مستمر کمپین کشوری پیگیری خواسته های صنفی و کمپین سراسری بودجه عادلانه برای آموزش و پرورش، دولت ٬مجلس  و مسئولین نسبت به ارتقای وضعیت معیشتی و منزلتی معلمان و بهبود کیفیت آموزشی ، هیچ اقدامی موثری جز وعده ووعید  بردانداشته اند. وضعیت فعلی معلمان و اوضاع نابسامان نظام آموزشی نشان می دهد که مسئولین حکومت اسلامی  آموزش و پرورش را جز اولویت های خود نمی دانند؛

معلمان در بیانیه خود نوشته بودند "به‌ واسطه سیاست‌های نادرست دولت‌های قبل و فعلی و عدم ایفای نقش نظارتی مجلس بر بودجه و قوانین موردنیاز،وضعیت آموزش‌وپرورش نابسامان است.نتیجه این سیاست‌ها، پولی شدن و کیفیت زدایی در عرصه آموزش عمومی است که آینده کودکان و دانش آموزان را در ابهام فروبرده است.هدایت تحصیلی اجباری، خصوصی‌سازی کامل پیش‌ دبستانی، فروش مدارس با موقعیت تجاری، استاندارد و ایمن نبودن و فرسودگی مدارس، تراکم بالای دانش آموزان در هر کلاس، کاهش ساعات حضور مشاوران در مدارس متوسطه، عدم اختصاص سرانه مناسب، خشونت در مدارس، عدم توجه به نیازهای دانش آموزان در مناطق محروم و حاشیه‌ای و ... در کنار مدارس کپری و کلاس‌هایی که در کانکس تشکیل می‌شوند نمونه‌ای از سیاست‌هایی است که تحصیل رایگان را به محاق برده و برای همگان دشوار کرده است.."

این بیانیه در عین حال خواستهای معلمان را در شرایطی که کنترل و تفتیش دولتی بر مدارس بشدت اعمال میشود، مدارس از شرایطی بسیار غیر قابل تحمل برخوردارند. معلمان از حقوقهای پایین برخوردارند، زیر فشار اقتصادی هستند، زیر فشار دولتی هستند، و فقر بیش از حد بچه ها و کنترل آموزش و تدریس توسط مرتجعین حاکم نیز فضای کاری بسیار سختی را به آنها تحمیل کرده است، بیان میکند. بررسی‌های کمپین حقوق بشر درایران نشان می دهد که از سال ۱۳۸۸ تاکنون دهها معلم و یا عضو کانون صنفی معلمان در ایران برای فعالیت‌های صنفی و یا مدنی و سیاسی، زندانی شده‌اند، ۴ تا ۱۵ سال حکم زندان گرفته‌اند و بسیاری از آنها پس از آزادی برای بازگشت به کار حرفه‌ای خود با مشکلات جدی مواجه بوده‌اند.

معلم‌هایی که در این سالها زندانی شده یا به دلیل اعمال نفوذ دستگاه‌های اطلاعاتی با دشواری‌های زیادی در ادامه فعالیت حرفه‌ایی شان مواجه بوده‌اند، دو دسته هستند. دسته‌ای از آنها اعضای کانون صنفی معلمان در شهرهای مختلف ایران هستند و دسته دیگر معلم‌هایی هستند که فعالیت‌های مدنی و سیاسی داشته‌اند.

طی این مدت حداقل دو تن از این معلمان با اتهامات مرتبط با فعالیت‌های سیاسی و مدنی، اعدام و حداقل هفت تن پس از گذراندن بخشی از حکم خود در زندان، برای سپری کردن بقیه حکم زندان خود تبعید شده‌اند. این اسامی شامل افرادی است که اطلاعات دستگیری و یا زندانی شدن آنها از طریق وکلا، خانواده‌ها و یا رسانه‌ها منتشر شده است و ممکن است دربرگیرنده همه افرادی که دستگیر و یا زندانی شده اند نباشد. .

سال هاست که معلمان خواسته های خود را به صورت قانونی و مدنی از طریق روش های مختلف به سمع ونظر مسئولان رسانده اند ما شاهد آن بوده ایم که در دولت و مجلس اراده ای جدی برای رفع مشکلات فرهنگیان وجود ندارد . عدم  توجه به مسایل و معضلات آموزش و پرورش در برنامه ششم  توسعه و عدم تخصیص و توجه به سهم آموزش و پرورش در بودجه و تاکید بر افزایش حقوق سال آینده به میزان ده درصد، وضعیت زندگی بازنشستگان شریف و معلمان را با مخاطره روبرو ساخته است. از سویی ادامه سیاست های ناکارآمد همراه با پولی کردن آموزش ، آینده کودکان و دانش آموزان این سرزمین را با هاله ای از ابهام فرو برده است. در این راستاست که تجمع سراسر معلمان در ایران به دنبال عدم توجه حاکمان به امضای اعتراضی بیش از 120 هزار معلم برای تصویب بودجه مناسب برای بالا رفتن حقوق معلمان که چندین برابر زیر خط فقر است و برای استاندارد سازی ساختار آموزشی منتاسب با استاندارد های بین المللی امروز ،در روز پنجشنبه 19 بهمن ماه سال 1395 صورت گرفت. شعار های تظاهرات:  "خط فقر ۳/۵ حقوق ما ۱/۵، بیمه کارآمد حق مسلم ماست"، "همسان سازی حقوق بازنشستگان خواسته ماست"، "تعیین وضعیت نیروهایی خدماتی در نظام رتبه بندی"، "جای معلم کلاس درس است نه زندان"، "پرداخت پاداش پایان خدمت بلافاصله پس از بازنشستگی" ، " پولهای اختلاس شده صندوق ذخیره را برگردانید"،" تبدیل وضعیت معلمان،نیروهای خدماتی قرار دادی و حق التدریس و خرید خدمت به رسمی "، "فقر و تبعیض دیگر بس است"، "هم از فقر می نالیم هم از فرق"،" آموزش و‌پرورش تنها راه تعالی"، "بهبود کیفیت آموزش شعار ماست"،" سرانه مدرسه حق دانش آموز است"،" تحصیل رایگان حق بچه های ماست"، " نه چپیم نه راستیم فقط معلم هست" !

در قطعنامه پایانی تجمع معلمان شاغل و بازنشسته سراسر ایران،‌ با انتقاد از سیاست های دولت های سابق و فعلی و عدم ایفای نقش نظارتی مجلس بر بودجه و قوانین موردنیاز، ‌آمده است: «هدایت تحصیلی اجباری، خصوصی‌سازی کامل پیش‌دبستانی، فروش مدارس با موقعیت تجاری، استاندارد و ایمن نبودن و فرسودگی مدارس، تراکم بالای دانش آموزان در هر کلاس، کاهش ساعات حضور مشاوران در مدارس متوسطه، اختصاص نیافتن سرانه مناسب، خشونت در مدارس، عدم توجه به نیازهای دانش آموزان در مناطق محروم و حاشیه‌ای» از جمله سیاست‌هایی است که «تحصیل رایگان را به محاق برده و برای همگان دشوار کرده است."

در قطعنامه پایانی تجمع کنندگان در تهران و سایر شهرهای ایران همچنین گفته شد که "خیل عظیم ترک تحصیل دانش آموزان و رانده شدن آن‌ها به سمت خیابان و قربانی نمودن کودکی آنان، نتیجه سیاست‌گذاری نادرستی است که مبنایش پولی کردن آموزش است، سیاست‌هایی که برخلاف اصل سی قانون اساسی است."

تجمع کنندگان در این قطعنامه با اشاره به اینکه "زندگی و زیست شرافتمندانه و منزلت اجتماعی معلمان دچار چالش‌های جدی شده است» افزودند که وضعیت کنونی موجب شده است که معلمان برای «امرار معاش به شغل‌های دوم و سوم روی‌ آورند. بر اساس این گزارش، فرهنگیان بازنشسته نیز «با مشقت و رنج روزگار خود را سپری می‌کنند."

در این قطعنامه همچنین اعلام شد که "مشارکت عمومی در نظام آموزشی امروز به معنای پرداخت پول به اشکال مختلف به دولت است و این رویکرد نامیمون ناشی از نگاهی در بین مدیران است که آموزش‌وپرورش را فاقد خروجی می‌داند."

نویسندگان قطعنامه با انتقاد از نگاه مسئولان که به دنبال «سوددهی در آموزش» است،‌ نوشته اند: "نگاه غالب در سازمان برنامه‌ و بودجه بر همین اساس شکل‌ گرفته است. غافل از این که پایه و اساس یک تحول و توسعه پویا و درون‌زا، خروجی مناسب نیروی انسانی از طریق آموزش‌وپرورش است."

در بخش دیگری از قطعنامه از برخورد با تشکل ها و فعالان حقوق معلمان انتقاد شده و گفته شده است که تلاش می شود صدای منتقد «خاموش» شود و از شکل‌گیری نهادهای مدنی «جلوگیری» کند.

این قطعنامه چنین برخوردهایی، یعنی «ایجاد موانع متعدد بر سر تشکل یابی مستقل و سراسری و امنیتی کردن فضای کار صنفی»‌ را ناشی از «نگاه و رویکرد اقتدارگرا»‌ دانسته و نوشته است: "تشکل یابی مستقل و سراسری را یک حق قانونی و پایه‌ای برای احقاق حقوق معلمان می‌دانیم و از کانون‌های صنفی موجود که بر اساس اصل استقلال و صنفی بودن حول مطالبات صنفی و آموزشی حرکت می‌کنند حمایت می‌کنیم".

نویسندگان قطعنامه همچنین خواسته هایی را مطرح کرده اند؛‌ از جمله اینکه خواستار «ترمیم و اصلاح حقوق و دستمزد تمامی معلمان و نیروهای خدماتی و اداری (هماهنگ با سایر کارکنان دولت از ابتدای سال ۱۳۹۶) شده اند و تاکید کرده اند که دستمزدها نباید زیر خط فقر باشد.

«نظارت بیشتر و حسابرسی دقیق‌تر بر صندوق ذخیره فرهنگیان و بازگرداندن پول‌های اختلاس شده و تجدیدنظر در میزان بازدهی سرمایه‌گذاری فرهنگیان در این صندوق همراه با گزارش شفافیت به‌صورت عمومی و علنی به‌گونه‌ای که امکان نظارت نمایندگانی از معلمان بر عملکرد صندوق ذخیره وجود داشته باشد»‌ دیگر خواسته تجمع کنندگان بوده است.

اختصاص بودجه لازم برای تأمین و استانداردسازی محیط‌های آموزشی مطابق با استانداردهای بین‌المللی، تبدیل وضعیت نیروهای قراردادی، حق‌التدریسی و پیمانی به رسمی و تأمین امنیت شغلی آنان، تأمین امنیت شغلی مربیان پیش‌دبستانی و نیروهای آموزشی شاغل در بخش خصوصی، ‌لغو هر نوع محکومیت فعالان صنفی فرهنگیان،‌ جبران خسارت وارد شده به آنان و کنار گذاشتن نگاه امنیتی به تلاش‌های صنفی از دیگر خواسته های مطرح شده در قطعنامه روز پنجشنبه بوده است.

در این قطعنامه همچنین بر لزوم «پرداخت پاداش پایان خدمت بازنشستگان به‌ طور کامل و بلافاصله بعد از بازنشستگی، پرداخت حقوق پیشکسوتان هماهنگ با سایر کارکنان لشگری و کشوری، عدم حذف رتبه شغلی آنها، همسان‌سازی حقوق بازنشستگان قدیم با بازنشستگان سال ۹۵ و‌ تخصیص بیمه‌ای کارآمد و گسترده متناسب با نیازهای پزشکی و بهداشتی عموم فرهنگیان» تاکید شده است

می توان گفت اهمیت این اعتراضات فرهنگیان نه در رسیدن به اهداف مورد مطالبه است بلکه به جهت پویایی جامعه فرهنگیان و امیدی است که در پی آن خلق می شود. امید به اصلاح و بهبود شرایط و توقف ساختاری که هدفمند و  محسوس در  تنزل کرامت فرهنگیان کوشیده است .بی شک روز 19 اسفند ماه 1395 ازجمله اعتراض های ماندگار در تاریخ مبارزات  معلمان خواهد ماند. گسترده گی جغرافیایی این اعتراض در اسراسر کشور، هماهنگی اعتراض و شعارها ،  همدلی بسیاری از مردمان با این اعتراضات ومطالبات آن ، پیوند معلمان و بازنشستگان ، دانش آموزان و  خانواده های آنان میتواند فضای تازه ای برای همبستگی واعتراض ومقاومت بوجود آورد وفصل تازه ای از تلاش برای دنیای بهتری رابروی مردمان ما بگشاید.