قرار بعدی در خیابان تشکل ها و نهادها

 

در هفته های اخیر شاهد تظاهرات وسیع سیاسی در گوشه و کنار ایران بودیم. تظاهراتی که نقطه عزیمت آن خواست های اقتصادی بود اما بدلیل ساختار سیاسی سرکوبگر در جمهوری اسلامی  بسرعت به تظاهراتی سیاسی و ضد حکومتی بدل شدند.

ویژگی خاص این جنبش اعتراضی در ایران در هم تنیدگی خواست تغییرات بنیادی اقتصادی با مطالبات سرنگون طلبانه است. جنبشی اعتراضی  که بویژه جوانان زن و مرد را همزمان در سطح گسترده ای در اکثر شهرهای ایران برای اعتراض به خیابان کشانده است. نگاهی به جنبش های اعتراضی در دهه اخیر در خاورمیانه نشان می دهد که تنها سقوط رژیم  سیاسی در تونس توانست منجر به پیشرفت سیاسی اجتماعی  شود. یکی از دلایل اصلی این موفقیت وجود اتحادیه های کارگری، احزاب و جمعیت هایی بودند که توانستند توده های معترض را بر گرد خود سازماندهی کرده و با تدقیق و تعیین شعارهای ایجابی مانع به هدر رفتن نیروی خیزش توده ای و در جا زدن در شعارهای سلبی شوند. تونس تنها کشور از خیزش بهار عربی ست که در آن نیروهای مترقی متشکل در اتحادیه ها و گروه های زنان و ..... توانست به کمک ابزارهایی که در جامعه تعبیه کرده بود مانع از گرفتارشدن این کشور به سرنوشت همسایگانش شود.

بسیار مهم است که  نقش جنبش اعتراضی و سرنگون طلب در ایران را تنها در خیابان نبینیم. در خیابان بودن این جنبش طبعا یکی از نقاط قوت آن است که باید تقویت گردد و آنرا برای براندازی نظام اسلامی تشویق کرد و به جلو راند. اما درعین حال بسیار مهم است که در پوشش جنبش اعتراضی سنگربندی های مدنی را به پیش برانیم و بیش از پیش باید- نباید های حکومت استبدادی را به چالش بکشیم.

زمانی که مردم در خیایان، دانشگاه ، مدرسه، کارخانه، محله و جای جای جامعه رژیم را به چالش گرفته اند، مراعات سانسور وزارت ارشاد، و یا تقاضای تاسیس سندیکا، احزاب، تجمعات و در یک جمله رعایت باید های رژیم دیگر بی معنا ست. بایستی با پیش بردن سنگر بندی های اجتماعی و تشکیل نهادهای رنگارنگ به سازمانیابی نیروی اعتراضی پرداخت. همین تشکلات خواهند بود که از طریق آنها فعالان سیاسی-اجتماعی می توانند شعارها و خواست های اقتصادی اجتماعی و سیاسی را طرح کرده و تاکتیک مقاومت و پیشروی جبهه های مدنی - طبقاتی را تعیین کنند. نگاهی به تجربه تشکیل سندیکا ها و اتحادیه کارگری در شرایط دیکتاتوری، که بدون توجه به اجازه حکومتی اعلام موجودیت کردند، نشان می دهد که می توان این امر را به پیش برد. وقتی نافرمانی در تاسیس اتحادیه ها، سندیکاها، سازمانها و احزاب و مطبوعات و ... همزمان و به موازت هم صورت گیرد، ارتجاع قادر نخواهد بود با موج نافرمانی در ایجاد نهادهای طبقاتی، مدنی، صنفی و حتی سیاسی برخوردی قهر آمیز کند. بخصوص رویا رویی  خشن با نهادهای وسیع و توده‌ای در شرایط درگیری های خیابانی بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود. مبارزه همزمان برای نیروهای استبداد در شرایط یاد شده اگر نه غیر ممکن که بسیار دشوارخواهد شد.

هر برهه از جنبش انقلابی در ایران نسلی روشنفکر، ترقی خواه و پیشرو را تربیت کرده است. همین نسل های جوان پسا تحولات انقلابی بوده است که در گام های بعدی احزاب، سازمانها و دیگر تشکلات مدنی را بنیان گذاری کرده است. با سرکوب هر جنبش ققنوس های بیشماری از خاکستر آن سر برآورده اند. انقلاب مشروطه، عقب نشینی استبداد در دهه بیست، انقلاب بهمن، تیر 78، جنبش اعتراضی سال 88 و جنبش اعتراضی اخیر نسل جوان را به عرصه فعالیت سیاسی اجتماعی کشانده و می کشاند. نسلی که پس از یک تجربه  رویارویی مستقیم با استبداد در جستجوی راهکاری مناسب برای  مبارزه با استبداد است. به دست همین نیروهاست که نهادهای مدنی، تشکلات طبقاتی و صنفی برای سنگربندی توده ای شکل می گیرند آموزش می دهند و آموزش می بینند و به حرکت در می آیند.

نباید فراموش کرد که هر نسل با نسل پیش از خود  متفاوت است و هر جنبش سیاسی با جنبش پیشین خود فرق دارد. باید بتوان با شرکت در یک مبارزه ی هدفمند و متشکل ضد استبدادی تجربه های خود را به فعالان آن منتقل، و همزمان توان شناخت و یادگیری از جنبش نوین را در خود تقویت کنیم.  انقلاب تنها کار چند گروه کوچک انقلابی نیست. انقلاب کار توده های وسیع مردم است. زمانی که جمعیت میلیونی مزد بگیر، حکومت بالایی ها را نخواهند و بالایی ها نتوانند حکومت کنند. از اینرو باید تمام تلاش خود را بکار بریم تا در جمع بسیار گسترده تری در خیابان باشیم و از تازاندن انقلاب بدون حفاظ امنیتی، نیروی رهبری و اهداف روشن خود داری کنیم. ازشکست انقلاب بهمن بیاموزیم و فراموش نکنیم موج سواری نیروهای ارتجاعی و یا فاشیست بر روی نارضایتی عمومی با احتساب امکانات مادی آنها خطری جدی  است. هر گام به پیش در جنبش اعتراضی در خیابان را با ساختن سنگرهای مدنی پاس بداریم.

سایت راه کارگر

19 ژانویه 2018 ٢٩ دی ١۳٩۶