بیست و دوی بهمن آغاز فصلی سیاه در تاریخ کشور ما

 

      سی و نه سال از روز تاریخی بیست و دوم بهمن گذشت، روزی که میلیون ها انسان ستمدیده و بجان آمده از استبداد نظام شاهنشاهی قیام کردند تا به آزادی و رفاه اجتماعی دست پیدا کنند. آیت الله خمینی که با وعده آزادی و بردن نان بر سر سفره های مردم به ایران بازگشت بمجرد نشستن بر تخت خلافت مقدمات به اجرا در آوردن برنامه اسلامی ــ فاشیستی خود را آغاز کرد. توده های متوهم مذهبی شهر و روستا و حاشیه نشینان درمانده و بی آینده را با شعار « همه با هم » و « فقط جمهوری اسلامی » سازمان داد و برای از میان بردن هر نوع صدای آزادیخواهانه و برابری طلبانه شمشیر را از رو بست. کشتار مردم بپاخاسته عرب، کرد، ترکمن و بلوچ نخستین واکنش خمینی به مساله نان و آزادی بود. خمینی جانیانی چون آیت الله گیلانی، خلخالی، موسوی اردبیلی، صانعی، لاجوردی و رئیسی را با دستاویزهایی چون « منافق »، « مرتد »، « باغی »، « طاغی » و ...مجهز کرد تا با برپا کردن چوبه های دار و محاکمات چند دقیقه ای روزانه صدها نفر از مردمی که تنها برای احقاق حقوق اولیه خود بپا خاسته بودند را به قتل برسانند.

    کتاب سوزان به شیوه نازی ها، گسیل اراذل و اوباش به دانشگاه ها، ضرب و شتم ، دستگیری و اعدام صدها دانشجو و استاد دمکرات و آزادیخواه، تعطیل دانشگاه ها به مدت بیش از دو سال و اسلامی کردن آنها،تفکیک جنسیتی در بیش از  صدها رشته دانشگاهی ،حذف بسیاری از رشته های علوم انسانی و اخراج دهها دانشجو و استاد پس از هر حرکت اعتراضی آنها، ترور صدها مخالف سیاسی در داخل و خارج کشور، راه اندازی جنگی ویرانگر به مدت هشت سال به هدف فتح کربلا و قدس که حاصلش بیش از یک میلیون کشته و معلول و ویرانی صدها شهر و روستا و در نهایت پذیرش شکست مفتضحانه و نوشیدن جام زهر بود، خمینی آبرو باخته را به ارتکاب جنایت دیگری واداشت: دستور کشتار بیش از پنج هزار زندانی سیاسی فقط زندانهای تهران و ایجاد خاوران ها، لعنت آبادها و گورستانهای دسته جمعی پیدا و ناپیدا در سراسر کشور.

   سرکوب زنان و تحمیل تبعیض های اقتصادی، جنسیتی، اجتماعی و فرهنگی با استفاده از قوانین بدوی فقهی مربوط به ارث، طلاق، چند همسری، دیه، تحمیل مناسبات مرد سالارانه به آنها، به حاشیه راندن آن ها از بازار کار بطوریکه از پنجاه و چهار میلیون نیروی کار که بیشترشان را زنان تشکیل می دهند فقط چهار ده در صدشان شاغلند، همگی از مشخصه های اصلی سیاست ضد انسانی و بی نهایت جنایتکارانه رژیم علیه زنان است.

     سرکوب تشکل های صنفی کارگری و جایگزینی آنها با نهادهای امنیتی _ حزب الهی، از همان سالهای نخستین دهه ی شصت آغاز شد و پس از پایان جنگ و با آغاز تعدیل ساختاری دوره ریاست جمهوری رفسنجانی و انطباق سرمایه داری داخلی با سرمایه داری نئولیبرالی جهانی شده و پیروی از قوانین آن تا به امروز بدون وقفه ادامه داشته است. از جمله سیاست های نئولیبرالی خصوصی سازی ها و تحمیل قرار دادهای موقت، پاره وقت و سفید امضا به کارگران بود که موجی از اخراج های کارگران را در پی داشت. این وضعیت در دوره دولت خاتمی و با بیرون بردن کارگاههای زیر ده نفر از قانون کار به استثمار شدید تر کارگران ره برد. در دولت های بعدی با ورود بی رویه کالاهای خارجی که به نابودی بسیاری از تولیدات داخلی و تعطیل بسیاری از کارخانه ها منتهی شد، هزاران کارگر بی کار شدند. دولت روحانی با طرح "کارورزی" ارتش ذخیره میلیونی دانشجو و فارغ التحصیلان بیکار را در اختیار سرمایه داران قرار داد تا به هر شکلی که می خواهند آنها را استثمار کنند. ششصد هزار تومان حقوق ماهانه برای کارگر که بیش از چهار برابر زیر خط فقر است هرچه بیشتر به امری عادی تبدیل شده است. این در شرایطی است که یک اصلاح طلب مرتبط با رژیم ماهانه پنجاه میلیون تومان حقوق دریافت میکند. بدین ترتیب روند بنگلادشی کردن طبقه کارگر ایران مراحل پایانی خود را پشت سر گذاشت و دولتها همگی از دولت سازندگی تا دولت روحانی از بانک جهانی و ارگانهای مالی بین المللی تشویق نامه دریافت کردند!!

    غارت برنامه ریزیی شده اموال عمومی با دستیاری بنیادها و نهادهای مرتبط با دستگاه رهبری، نابودی سالانه میلیاردها دلار برای توسعه طلبی در منطقه، هدر دادن میلیاردها دلار برای حفظ رژیم جنایت کار بشار اسد و کمک به حزب الله لبنان، شیعیان در یمن و شبه نظامیان عراق، صرف میلیاردها دلار برای تبلیغات اسلامی و ترور پروری با چاشنی « مبارزه با آمریکا و اسرائیل »، تأمین هزینه سه دولت موازی : دولت رسمی، دولت بیت رهبری و دولت در سایه سپاه و امنیتی ها، استفاده بی رویه از جنگل ها و نابودی منابع آبی کشور که به خشک سالی و تشدید بی آبی منجر شده کشور را به ورطه ویرانی کامل سوق داده و نه تنها بحران اقتصادی سی و نه سال اخیر را شدت بخشیده بلکه بحران زیست محیطی، بحران بیکاری، بحران کم آبی را نیز بر بحران های سیاسی و اقتصادی افزوده است. رژیم تبه کار جمهوری اسلامی فقط در آبادانی گور خوابی، گسترش اعتیاد و فحشا، افزایش کودکان کار، کودکان بی سرپرست و کمک به مرگ شتابان طبیعت موفق بوده است!!

    کشتار روشنفکران و فعالان مدنی در دولت محمد خاتمی با قتل های زنجیره ای به اوج تازه ای رسید. رژیم جمهوری اسلامی طی سی و نه سال گذشته همچنان رکورد دار اعدام زندانیان در سطح جهان است و کشتار زندانیان زیر شکنجه و یا در اثر بی توجهی به درمان بموقع به رویکرد روزمره رژیم تبدیل شده است. فصل های حیات ننگین جمهوری اسلامی با تاسیس چهار دستگاه پلیسی موازی: وزارت اطلاعات و امنیت کشور، اطلاعات سپاه، اطلاعات نیروی انتظامی و اطلاعات قوه قضائیه به هدف بستن هرچه بیشتر فضای سیاسی کشور و سرکوب آزادیخواهان، اقلیت های قومی و مذهبی، نوکیشان مسیحی، صوفیان، بهاییان و اقلیت های جنسیتی با خون نوشته شده است.

     اما سبعیت رژیم و تشدید سرکوب ها طی سی و نه سال نتوانسته است اراده مردم در مبارزه برای آزادی، عدالت و کرامت انسانی را درهم شکند. هر سال صدها اعتصاب کارگری، تجمع اعتراضی کارگران، معلمین و دیگر اقشار محروم علیه نپرداختن حقوق معوقه و سایر خواستهای کارگری ، بی کاری، اعتراض به اعدام ها و سرکوب ها را شاهد بوده ایم. این مبارزات در جنبش دهه شصت، جنبش دانشجویی سال۷۸ و جنبش سال ۸۸  علیه استبداد فقاهتی و برای آزادی و نان عزم مردم برای احقاق حقوق پایمال شده خود را به روشنی نشان داده و هر بار ابعاد وسیعتری پیدا کرده است، چنانچه طی خیزش ۸۸ از محدوده ی خواست های اصلاح طلبان حکومتی و رهبران جنبش سبز فراتر رفت و با شعارهای ساختار شکنانه ای چون « مرگ بر دیکتاتور » راس نظام را نشانه گرفت. بی سبب نبود که حاکمیت بیش از هزار نفر را زندانی  وده ها نفر را اعدام و جنایات ضد بشری کهریزک را مرتکب شد و هنوز هم رهبران جنبش سبز را در حصر خانگی نگهداشته است. علی رغم همه سرکوب ها، ترس و وحشت رژیم از خیزش مردم سال به سال افزایش یافته است. از این روست که همچنان به تیز کردن شمشیر سرکوب و دمیدن در زبان ستیزه جویی و بی اعتنائی به خواست های مردم ادامه میدهد. حکم « آتش به اختیار » دادن خامنه ای و ادغام نیروی بسیج در ارگانهای مستقیم سرکوب از همین وحشت ناشی می شود.

 

      تهدید ها، زجر کش کردن پیشروان کارگران، معلمان، دانشجویان، فعالین زنان ، مدنی، قومی، مذهبی بی اثر بودن خود را طی سی و نه سال بخوبی نشان داده است. خیزش مردمی دی ماه گذشته گام بلندی بود در مبارزه حق طلبانه توده های تهیدستی که دیگر حاضر نیستند شرایط خفت بار تاکنونی را تحمل کنند. عبور آن ها از سد هر دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا با طرح شعارهای ساختار شکنانه طی ده روز در سراسر کشور خواب راحت جانیان حاکم را به کابوسی دائمی تبدیل کرده است. مردمی که از فقر، بیکاری، بی آیندگی و خفقان حاکم بر کشور به تنگ آمده اند، در بیش از هشتاد شهر به خیابان ها روان شدند تا نفرت و خشم فرو خورده خود از حدود چهار دهه بی حقوقی، ظلم و استبداد را فریاد زنند. این خیزش که در مسیر گسترش خود در مقابل سرکوب ها، کشتارها و دستگیری های گسترده همچنان مقاومت می کند، توان سازماندهی شبکه ای افقی سراسری تهیدستان شهر های کوچک و بزرگ را به نمایش گذاشت و پیشرفتی اساسی در آگاهی سیاسی ــ طبقاتی مردم  با مشخصات زیر بود:

 

ــــ عبور از هر دو جناح حکومتی با شعارهایی علیه هر دوی آنها. « اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمومه ماجرا »

ــــ افشای دزدی ها و اختلاس ها « عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز حقوق باز نشسته زیر عباست امروز! »، « لاریجانی قاضیه بادزدان هم بازیه »،« ایران شده دزد خونه توی جهان نمونه. »

ــــ افشای توسعه طلبی رژیم در منطقه و جهان، « سوریه را رها کن فکری بحال ما کن »

ــــ مرزبندی با هر نوع توهم به مذهب و نیروهای مذهبی. « اسلام را پله کردن،ملت را غارت کردن»

ــــ طرح خواست های مطالباتی « نان مسکن آزادی، شادی رفاه آبادی »

ــــ افشای نهادهای تبلیغاتی رژیم، « ننگ ما ننگ ما، صدا و سیمای ما »

ــــ  آشکار بودن نقش نیروهای چپ رادیکال: « داشجو آگاه است با کارگر همراه است، « نه شاه می خوایم نه ملا، فقط تشکیل شورا »، « کارگر، معلم، دانشجو اتحاد اتحاد

 

     بحران های چندگانه کنونی به مرحله ای غیر قابل تحمل برای توده های کار و زحمت رسیده است. حل این بحرانها تنها با عبور از نظام فاشیستی حاکم به نظامی آزاد و عادلانه ممکن است، جامعه ای که دیگر هیچ نظام دینی یا سلطنتی یا حاکمیت فرد مستبدی را بر نتابد. از این رو وظیفه هر نیروی آزادیخواه، دمکرات و برابری طلب است که چنین نیروهای آزمون پس داده را بدون وقفه افشا کند. ما که خواهان جامعه ای هستیم که در آن مردم سرنوشت خود را خود بدست بگیرند و در گام به گام زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود مداخله و مشارکت مستقیم داشته باشند، بر این باوریم که خیزش ده روزه دیماه که ظرفیت مبارزاتی اقشار تهیدست، بیکار و بی چشم انداز را بخوبی نشان داد، گام مستقل مثبتی در مسیر رهایی از بختک فاجعه بار رژیم جمهوری اسلامی است.

     ما ضمن دفاع قاطعانه از همه خواست های مطالباتی، آزادیخواهانه و برابری طلبانه جنبش جاری، بر خود سازماندهی، خود مدیریت و استفاده از همه اشکال مبارزاتی که بتواند اکثریت عظیم را به هدف رهایی از یوغ اسارت بار نظام سرمایه داری فاشیستی حاکم سازماندهی کند، تأکید می ورزیم. طی سی و نه سال گذشته رژیم همواره تلاش کرده است جنبش ها و اعتراضات بر حق مردم  را به کشورهای خارجی ای چون آمریکا و اسرائیل نسبت دهد تا بتواند آنها را سرکوب کند. ما از همه نیروهای ترقیخواه، دمکرات و سوسیالیست و همه سازمانهای جهانی طرفدار آزادی، کرامت انسانی و حقوق بشر می خواهیم که با افشای همه جانبه جنایات رژیم جمهوری اسلامی اجازه ندهند این جنایات را بار دیگر تکرار کند و دستگیر شدگان را شکنجه یا به قتل برساند بلکه رژیم را تحت فشار قرار دهند تا دستگیر شدگان و کلیه زندانیان سیاسی را بدون قید و شرط آزاد کنند.

 

زندانی سیاسی، بدون قید و شرطی آزاد باید گردد!

پیروز باد جنبش مردمی نان و آزادی !

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!

 

 

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!

 

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

 

18 بهمن ۹۶