دیوارهای اوین بلندتر، سیمانی تر و لعنتی تر شدند وقتی که خبر تراژیک مرگ شریف باجور و یارانش به گوشم رسید.

شریف مردی بود که شرافت خود را در ستیغ کوههای زاگرس، راه بلند رکاب زدن مریوان- تهران و در لهیب شعله های بلوط سوز و زندگی سوز کوهستان های غرب محک زده بود.

در زمانه حرافی های روشنفکرانه ،شریف در اعتراض به کشته شدن یک سگ و در دفاع از توله های آن اعتصاب غذا میکرد، در زمانه ی سلبریتی بازی ها و توریسم زلزله کرمانشاه، شریف تا اعماق زخم های پیرزنان سرپل و ازگله و ثلاث با پای پیاده رفت و ماند و هرگز برنگشت تا یک سلفی از آوار و زلزله از خودش منتشر کند.

کاک شریف خود صلح بود و مهربانی و آشتی و دیگردوستی.

براستی چگونه میتوان با این اندوه بزرگ کنار آمد؟!

شریف شرافت را رکاب میزد، آشتی را صلا میزد و فروتن و به دور از هیاهو به همگان درس ایثار و مهربانی میداد.

زندگی و مرگ شریف مصداق راستین ایثار بود و زندگی دوستی و آشتی.

این غم بزرگ را به تمام آزادی خواهان و صلح جویان ایران و بالاخص کردستان و دوستداران محیط زیست و نیز خانواده این قربانیان تسلیت عرض میکنم.

به امید روزی که دیگر نه خبری از دیوارهای بلند اوین باشد و نه از لهیب آتش جنگل های بلوط زاگرس... آن روز داستان شرافت و ایثار کاک شریف را در تمام مدارس ایران برای کودکانمان روایت خواهیم کرد.

محمود بهشتی لنگرودی

زندان اوین97/6/3‌