از بیدادی که رفته است

یاد نامه هزاران هزار مقتول ایرانِ دربند ، با کارنامه ی سی ساله ی حاکمیت آیت الله ها و همدستان آنان گره خورده است . زیرا ازهمان فردای استقرار حکومت اسلامی به رهبری روح الله خمینی برگُرده انقلاب مردمی که علیه دیکتاتوری شاه برخاسته بودند؛ اقدام به جنایت،شکنجه ،کشتاروتجاوز،مضمون اصلی حکومت فقهای دین پناه بوده وهست . تصور وجود این همه ظرفیت برای کشتار و جنایت وبیداد توسط حکومت اسلامی ایران ، به راستی حیرت آوراست ! حیرت آورتر اما بی حد ومرز و اندازه بودن میزان قساوت ، شقاوت ، بی رحمی و ددمنشی فقهای خونخوار و دست اندرکارانِ جنایت کارحکومتیِ ایشان است .این ها ازهمان آغاز شکل گیریِ قدرتشان ، با به راه انداختن حمام خون ، امورات خود را به پیش برده اند .

اعدام های بی حساب وکتاب بازماندگان حکومت پسر رضاخان ( که متأسفانه نیروهای چپ ودمکرات درمورد آن سکوت کرده بودند )، آدم ربایی ها و سربه نیست کردن های اوایل انقلاب ، کشتاروجنایت درکردستان ، بلوچستان ، خوزستان و درسایر مناطق ملی ایران ، راه اندازی جنگی کثیف وفرستادن گروه گروه ازجوانان برروی مین ها ، کشتارهای خیابانی وقتل عام زندانیان ، شکنجه وتجاوز جنسی ، تحقیرودرهم شکستن آدمی وتواب سازی درسال 60 وپس ازآن ، اسیرکشی هزاران زندانی درسال 67 ، و درادامه اش سربه نیست کردن ها ، آدم ربایی ها ، خفه کردن ها و ترورهای داخل وخارج ، وباز این روزها ؛ شکنجه وتجاوز و کشتار وتحقیرو بگیروببند ها اکثریت قاطع مردمان مصیبت زده ی ایران را داغدار کرده است .

آیا درسراسر ایران دربند، خانواده ای یافت می شود که داغ عزیزی را به دل نداشته باشد ؟ آیا کم اند جگرسوخته گانی که عزیزان شان را برده اند ، شکنجه کرده اند ، ددمنشانه به آن ها تجاوز کرده اند وپیکربی جانشان را هم به آنان پس نداده اند ؟! هم از این روست که هرروز، در تمامیِ این سی ساله ی سیاه ، روزِ یادمان کشتگان وبه خون خفته گان مردمانِ داغدارماست. هرچه فریاد برآوریم و هرچه بگوییم ، ازبیدادی که برمردمان سراسر ایران رفته است ، کم گفته ایم .

آنان هزاران گل نورسته ی مردم را پرپر کردند وداغ بر دل مادران ، پدران ،همسران ، فرزندان و خواهران و برادران نشانیده اند . داغی که به نفرتی انباشته تبدیل گشته است وامروزه خود را به صورت " نه " بزرگ نشان می دهد . این " نه " بزرگ علاوه برهمه ی عوامل ریز و درشت دیگر ، بازتاب مصیبتی است که برجان مردمان ما نشسته و به نفرت از حکومت اسلامی تبدیل شده است . فریاد الله اکبر این مردم هم چیزی به جز مرگ بر این نظام و کارگزاران وآمران و عاملان اش نیست

سخن کوتاه که دست مان کوتاه است تا نام و نشان آن هزاران هزار مقتول به خاک وخون خفته ای را فهرست کنیم که جان شیفته شان را برسر عشق و آزادی و عدالت گذاشته اند . ما که بخش کوچکی از این نیروی عظیم ، از خیل بی شمار داغ دیدگان هستیم می خواهیم و می کوشیم با همکاری همه ی آنان که از این همه بیداد به داد نشسته اند ، نام و نشان این هزاران گل پرپر شده را فهرست و ثبت کنیم . ثبت کنیم تا سند زنده ای باشد برای محکوم کردن حاکمان ایران به عنوان جنایت کاران علیه بشریت . حاکمانی که اکنون از هیبت حضور مردمِ به جان آمده ، ترسان بر سرِ نیزه نشسته اند .براین منظور و برای بزرگداشت این خیل بی شمار عزیزان ، از رفقای سازمان خودمان آغاز کرده ایم . یعنی جایی که کم و بیش به آن دست رسی داشته ایم .هرچند در این مختصرهم نتوانسته ایم ازپسِ کار ، موفق بیرون آییم . گاه اغراق ، گاه اجمال ، گاه تکرار کلیشه ای بعضی از مفاهیم ، نگاه دقیق به مسأله را تضعیف کرده است.

ما اذعان می کنیم که هنوز در ابتدای پیشبرد درست و همه جانبه ی این وظیفه قرار داریم .درهمین محدوده ی کوچک کارهم چنانچه شاهدید ، بی نقص نیستیم و داده ها کافی نیست . نبود عکس بسیاری از عزیزان ، روشن نبودن برخی از شناسنامه و زندگی نامه ها ؛ و مهمتر ازهمه نبودِ نام و نشان بخشی از عزیزان به خون خفته ی ما که کم هم نیستند ، کم بود های جدی ما است . برای برون رفت از این نواقص ، دست یاری وهمکاری به سوی همه ی آن هایی که در این راه مسؤلیتی احساس می کنند ، دراز می کنیم تا این دفتر تکمیل شود ، آنان که درسراسر ایران برای آزادی و عدالت ، به هر نام و نشان وعنوان به خاک افتاده اند ؛ عزیزانِ ما ، جگرگوشگانِ ما ، رفقا و دوستانِ ما ، خواهران وبرادران وفرزندانِ ما هستند. و روشن است که در این راه فرقه گرایی ، تنگ نظری و خود محوربینی محکوم است ومردود . بنابراین از همه ی آنانی که در این مسیر با ما هم آواز اند ، دعوت به همکاری می کنیم .