گانگسترهای
جهانی در
صندوق بين
المللی پول
• سياست
های صندوق بين
الملی پول مردم
و اقتصاد ها را
از مسكو تا جاكارتا
به خاك سياه نشانده
است، و اين همه
در حاليست كه صندوق، جيب سازمان
های مالی و بانكها
را پر می كند
كان هلی نن – ترجمه
بهروز امين
چهارشنبه
۲۱ خرداد ۱۳۸۲
– ۱۲ ژوئن ۲۰۰۲
کان هالی
نن روزنامه نگار
و استاد دانشگاه
كاليفرنيا - سانتاكروز
است و هر دو هفته
يك بار، جمعه ها مقاله اش
در San Fransisco درج
می شود.
چيستان
اين است: چه
تفاوتی بين
تونی سوپرانو
و صندوق بين
المللی پول
وجود دارد؟
پاسخ:
هيچ تفاوتی وجود
ندارد. به غير از
اين كه تونی و دوستانش
در مافيا كه از
تعداد اندكی مردم
در نيوجرسی باج
می ستانند و فقيرشان
می سازند مخلوق
يك برنامه ی تلويزيونی
اند. صندوق بين
المللی پول ولی
با صدها ميليون
تن در دنيای واقعی
دقيقا همين كار
را می كند. آرژانتين
تازه ترين قربانی
اين سازمان است
كه سومين اقتصاد
امريكای لاتين
بود و اكنون در
نتيجه ی سياست
های صندوق كه مردم
و اقتصاد ها را
از مسكو تا جاكارتا
به خاك سياه نشانده
است،از مسير خارج
شده است. و اين همه
در حاليست كه صندوق، جيب
سازمان های مالی
و بانكها را پر
می كند. و اين سياست
ها، در اين جا،
همين جا در امريكا
تدوين شده اند.
اسطوره ی موجود
در باره ی صندوق
اين است كه يك سازمان
«بين المللي» است.
به واقع صندوق
عضو زياد دارد
ولی همه ی تصميمات
از سوی امريكا
و متحدانش اتخاذ
می شود. برای مثال،
هلند بيش از هندوستان
و چين در صندوق
رای دارد. « بين المللي»
بودن يك افسانه
بسيار مطلوب است
كه موجب می شود
اين سازمان از
دست گنگره [امريكا]
خلاص شود. و آنچه
كه صندوق می كند
اين كه به شما پيشنهادی
می دهد كه قادر
به رد كردن آن نيستيد.
وقتی در اوايل
سالهای 1990 آرژانتين
با مشكل اقتصادی
روبرو شد، رئيس
جمهور بوش [پدر]
و صندوق پيشنهاد
وام دادند. ولی
شرطش اين بود كه
آرژانتين ارزش
پزو را به دلار وابسته
كرده و همه چيز
از بانك تا سازمان
عام المنفعه را
خصوصی كرده، همه
ی تعرفه ها را لغو
نموده و جريان
آزاد سرمايه را
تضمين كند.
آرژانتين
پيشنهاد را پذيرفت
و سرريز شدن سرمايه
ی خارجی شروع شد.
برای بعضی ها،
برای ثروتمندان،
اقتصاد احياء شد.
ولی وابسته كردن
ارزش پزو به دلار
موجب شد تا صادرات
آرژانتين بسيار
گران شود در حاليكه
سرريز شدن سيل
واره ی واردات
ارزان اساس صنعتی
كشور را منهدم
كرد. كارخانه ها
تعطيل شدند. بيكاری
بيشتر شد و بدهی
خارجی به حد انفجار
رسيد. جريان آزاد
سرمايه به كمپانی
های خارجي امكان
داد تا سودها را
به خارج منتقل
كنند و دروازه
ها را برای «منابع
لاشخور» باز كرده تا
ضمن خريد اوراق
قرضه ی بدهی از
نرخ بهره بالا
سود كلان به جيب
زنند. برای
نمونه، بنياد آرژانتين
در تورنتو از خريد
بدهی ها، 79.25 درصد
سود برد يعنی 30 برابر
درآمدی كه از خريد
اوراق قرضه خزانه
داری امريكا به
دست می آمد. خصوصی
كردن موجب بالارفتن
قيمت ها شد. يك كمپانی
فرانسوی كه سازمان
آب آرژانتين را
خريد، بهای آب
را 400 درصد افزايش
داد.
آنها
كه برای مافيا
كار می كنند
مسلسلی به دست
دارند و لباس
تمام رسمی
سياه می
پوشند. صندوق بين
المللی پول
همان كار را
با اسناد به
ظاهر بی آزاری
چون «موافقت
نامه ی تكنيكی
تفاهم» كه آرژانتين
در سال 2000 امضاء
كرد انجام می
دهد. براساس
اين توافق،
آرژانتين می
بايست بودجه
دولت را كاهش
می داد. از
حقوق
كارمندان
دولت 15 درصد می
كاست و پرداخت
های بازنشستگی
را 13 درصد كمتر
می كرد. صندوق
می گفت: نگران
نباشيد. آنچه
را كه می
گوئيم انجام
بدهيد توليد 3.7
درصد بيشتر
خواهد شد. ولی
توليد 2.1 درصد
كاهش يافت (4
ماه پيش سقوط
توليد كامل
شد). هاي، ولی
ما برای كمك
به شما اين جا
هستيم. صندوق
می گفت، «برای كمك
به شما 26 ميليارد
دلار وام حاضر
و آماده است».
البته، كاملا
حاضر حاضر...نه.
جريان اين است
كه آرژانتينی ها
وقتی می
توانند اين
وام را دريافت
كنند كه بدهی
خود را به
دلار
بپردازند. ولی
بخاطر سقوط
اقتصادي،
بايد برای
دريافت دلار 16
درصد بيشتر
بپردازيد.
پرداخت يك
ساله ی بدهی 132
ميليارد
دلاری و اين
اضافه ای كه
بايد پرداخت
شود، در جمع
معادل 27
ميليارد دلار
خواهد شد. يعنی
هيچ
آرژانتينی
حتی يك سنت از
اين «وام» تازه
ی صندوق را
نخواهد ديد و
تمام مستقيما
به جيب سيتی
بانك نيويورك
و فليت بانك
بوستون خواهد
رفت. صندوق هم
چنين اصرار
دارد كه
آرژانتين
بودجه خود را
تا سال 2002 به
توازن برساند
كه لازمه اش
اين است كه
بودجه را 7
ميليارد دلار
كاهش داده و 4
ميليارد دلار
بر ماليات ها
اضافه نمايد.
تاثيرش بر
اقتصاد
آرژانتين مثل
اين است كه از
دولت امريكا
بخواهيد در
طول يك سال 400
ميليارد دلار
از بودجه خود
بكاهد، يعنی
كاستن از
بودجه به
ميزان 2500 دلار
به ازای هر
خانوار. البته
كسی نبايد از
اين چيزها
متعجب و شگفت
زده شود.
سابقه ی صندوق
بين المللی
پول سرشار از
فجايع خالص
است. اين همين
صندوق بود كه
به روسيه
ورشكسته كمك
كرد و در سال 1997
يك هراس
ناگهانی و بی
جهت پولی را
در آسيا به
صورت يك فاجعه
ی كامل اقتصادی
درآورد. وقتی
بحران بانك
داری آسيا آغاز
شد، صندوق با
وام سر رسيد
ولی به اين
شرط كه همگان
ضمن بازكردن
بازارها،
اموال دولتی را
به بخش خصوصی
واگذار كنند.
نتيجه ی سياست
صندوق، به غير
از ژاپن و
تايوان، يك
سقوط كامل
اقتصادی در
ديگر كشورهای
آسيائی بود.
در
اندونزی 100
ميليون تن،
يعنی نيمی از
جمعيت در آمد
روزانه شان از
يك دلار كمتر
است. وقتی آرژانتينی
ها از بوش
تقاضای كمك
كردند، گمان
می كنيد كه
بايد به آنها
كمك شده باشد؟
همه
ی حرفها به كنار،
آرژانتين جزء معدود
كشورهای امريكای
لاتين بود كه بطور
فعال از جنگ خليج
[فارس] در 1991 حمايت
كرد. حامی سرسخت
ناتو است و حتی
با هزينه 20 ميليون
دلار به افغانستان
هم سرباز فرستاده
است. ولی مثل تونی
سوپرانو و گانگسترها،
حكومت امريكا دوستی
و همگامی را با
تجارت قاطی نمی
كند. اگرچه اثر
انگشت واشنگتن
در سرتاسر اين
وضعيت بحرانی قابل
رويت است ولی واشنگتن
خود را از هر مسئوليتی
مبرا می داند. دستهايش
را شسته است. والتر
مولانو از شركت
BCP می گويد،
« بدون ترديد اين
وزارت خزانه داری
امريكا بود كه
آرژانتين را به
اين راه هل داده
واجازه داد سقوط
كند». در نتيجه،
«به نظر من، مسئله
پاسخگو بودن بايد
مورد بررسی قرار
بگيرد». در واقع،
اين چنين باد. كاخ
سفيد مدعی است
كه می خواهد جلوی
تروريسم را بگيرد.
می تواند اين كار
را با جلوگيری
از سازمانی آغاز
بكند كه از اين
وسيله بر عليه
مردم در سرتاسر
جهان بهره می گيرد.