آمريكا به سقوط اقتصادی آرژانتين دامن زده است

 رابرت كوتنر - مترجم بهروز امين

 

رابرت كوتنر يكی از ويراستان نشريه ی The American Prospect است.  سرمقاله های او بطور مرتب در نشريه ی Globe چاپ می شود.

 

سه شنبه ۳ تير ۱۳۸۲ – ۲۴ ژوئن ۲۰۰۳

سقوط اقتصادی آرژانتين تازه ترين نمونه ی شكست الگوی تك اندازه، اما مناسب برای همگان است كه امريكا  می كوشد بر كشورهای در حال توسعه تحميل نمايد. از منتقدان اين الگو اغلب تحت عناوينی چون حمايت طلبان، ابزار گروه های دارای منافع ويژه، آنارشيست ها و حتی بدتر نام برده می شود. در حاليكه شماری از برجسته ترين اقتصاددانان جهان درشمار اين منتقدان اند.

الگوی اقتصادی ای كه امريكا با مساعدت صندوق بين المللی پول به عنوان مامور اجرا، به اين كشورها صادر می كند، به اين صورت عمل می كند:

كشورهای درحال توسعه بايد درهای اقتصادشان را به روی سرمايه گذاری خارجی باز كنند و اجازه بدهند بانكها، شركت های عام المنفعه، و هر چيز ديگر به خارجيانی كه بهای بيشتری می پردازند فروخته شود. اين كشورها بايد كسری بودجه خود را برطرف نمايند. نقش دولت را در اقتصاد محدود كرده، ضمن كنترل مزد، از هزينه های اجتماعی بكاهند.

همه ی اين ها قرار است اقتصاد بومی را به دايره ی نظم رقابت جهانی كشانده و سرمايه خصوصی خارجی را به اين جوامع جذب كند. اين پی آمد غير ممكن نيست. ولي، چندين مشكل وجود دارد.

اولين مشكل اين كه سرمايه گذاری خارجی به طرز آزاردهنده ای متغير است و بالا و پائين می رود. چندين اقتصاد به نسبت معقول آسيای جنوب شرقی در سالهای 90 ، همين كه به رهنمود امريكا عمل كردند گرفتار مشكلات بسيار جدی شدند. سرمايه ی خارجی زيادی به اين جوامع سرازيرشد و همينكه بادكنك تركيد، سرمايه آمده بهمان سرعت فرار كرد. پس آن گاه، صندوق بين المللی پول وارد معركه شد و به زخمی ها تير خلاص زد.

مشكل ديگر اين است كه امريكا عملا به اين كشورها می گويد،‌ «‌ آن چه را كه می گويم انجام بدهيد، نگاه نكنيد كه من خود چه می كنم». وقتی در طول قرن نوزدهم، امريكا كشوری در حال توسعه بود برای حمايت از صنايع تازه پا ی خود تعرفه های بالائی داشت. دولت در توسعه اقتصادی نقش چشمگيری ايفاكرد. نقش برجسته ی دولت، درهمه بخش ها، كشاورزي، راديو وساختن هواپيما برجسته بود. جمهوری خواهان اوليه خريد زمين در امريكا را بوسيله ی خارجی ها ممنوع كرده بودند. وقتی كه در سالهای 1930 اقتصاد ما گرفتار مشكل شد، ما اجازه نداديم دلار به آزادی معامله شود و كسری بودجه دولت عظيم بود. « طرح جديد» بسيار موثر بود. اگر در آن موقع صندوق بين المللی پول وجود می داشت، بی گما ن امريكا را در ليست سياه قرار می داد.

در مقام مقايسه، هيچ كشوری چون آرژانتين الگوی صندوق بين المللی پول را با اعتقاد و ايمان پياده نكرد. اقتصادش كاملا باز بود. ارزش پزو به دلار وابسته شد. برای چند سال، دوران رونق سرمايه گذاری بود و خارجی ها اموال دولت، بانكها، شركت تلفن، گاز، آب، برق،‌راه آهن، هواپيمائي، فرودگاهها، خدمات پستی و حتی قطار زير زمينی را خريدند.

مادام كه اين پول ها وارد آرژانتين می شد، دلار به اندازه ی كافی در دسترس بود كه امكان می دادتا مقدار زيادی پزو در جريان باشد. ولی وابستگی پزو به دلار باعث بالا رفتن ارزش پزو شد كه به نوبه،‌صادرات آرژانتين را به انهدام كشانيد. و همين كه ديگر چيزی برای فروش وجود نداشت، جريان دلار هم قطع گشت. در نتيجه، پول در جريان داخلی هم به شدت كاهش يافت.

همين كه آرژانتين گرفتار شد، برنامه های رياضت كشانه صندوق بين المللی پول اقتصاد را به سقوط كامل رهنمون شد. مجله The American Prospect كه من ويراستارش هستم اخيرا يك شماره ی ويژه در انتقاد از جهانی كردن منتشر كرد. ژوزف اشتيگلتز، برنده ی جايزه نوبل اقتصاد در 2001، نوشت كه تنها كشورهائی از جهانی كردن استفاده بردند كه توانستند شرايط درگير شدن خود را با اين پروسه كنترل كنند. آنها به اين ترتيب فايده بردند كه « از بازارهای جهانی برای صادرات بهره مند شده و شكاف تكنولوژيك خود را برطرف كردند».

آنهائی كه لطمه خوردند كشورهائی چون آرژانتين بودند كه در اثر فشار و زور، خود را در برابر نيروهائی خارج از كنترل خويش رها كرده بودند. به گفته ی اشتيگلتز، « سازمان های مالی بين المللی از ايدئولوژی ويژه ای تبعيت می كنند -  يعنی از بنياد گرائی بازارسالار-  كه نه فقط سياست بد، بلكه اقتصاد مضری است. صندوق بين المللی پول بدون يك دورنمای همه گيراز جامعه، سياست های اقتصادی اين جوامع را در جهتی سوق داد كه موجب لطمه زدن به دموكراسی های نوپا شد». در مقاله ديگر، آمارتا سن - برنده جايزه نوبل اقتصاد در 1998 - به اين واقعيت اشاره كرد كه اين نوع موجود جهانی كردن، « بيشتر نگران گسترش حوزه ی عملكرد مناسبات بازار سالار است تا اين كه به ايجاد دموكراسي، گسترش آموزش ابتدائی و گسترش فرصت های اجتماعی برای فرودستان علاقمند باشد».

پژوهش علمی سن به وضوح نشان می دهد كه راههای متفاوتی برای شراكت در منافع و هزينه های رشد اقتصادی وجود دارد كه با سرمايه سالاری پويا هم خوان اند. ولی اين الگوی موجود، كه از سوی امريكا و صندوق بين المللی پول تبليغ می شود، بخصوص در جهان سوم همه ی منافع را از كيسه مردم عادی برای سرمايه گذاران می خواهد. كشورهائی كه بالاترين نرخ رشد اقتصادی را داشتند، يعنی كره و چين، همان گونه كه اشتيگلتز نشان می دهد، دقيقا كشورهائی بودند كه در برابر الگوی صندوق بين المللی پول مقاومت كرده بودند.

اين منتقدان، آنارشيست های سياتل نيستند بلكه برندگان جوايز نوبل در اقتصادند. دقيقا 4 دهه پيش جان اف كندی وقتی تشكيل « همكاری برای پيشرفت»، سياست توسعه ی تازه خودرا برای امريكای لاتين اعلام می كرد، متعهد شد كه « دنيا بايد برای كثرت گرائی امن شود». خطری كه در آن موقع كثرت گرائی را تهديد می كرد، تك نگری كمونيسم شوروی بود. خطری كه امروز دنيا را تهديد می كند يك سالاری بنياد گرائی بازار سالار است. اگر امريكا حمايت جهان را می خواهد، سپاس جهان به كنار- لازم است شرايطی فراهم نمايد تا اين جوامع مسير ويژه ی خويش را طی نمايند

 

منبع: Boston Globe,  7 ژانويه 2002